ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۴ دقیقه·۱۸ ساعت پیش

31-الإسلام، رسالة جميع الأنبياء

384ـ Pأَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ في‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرينَO. (56/زمر)

So that no one cries out and say: Woe to me, that I neglected God’s command and made fun of God’s promises.  (56)

تا مبادا كسى فرياد وا حسرتا بر آرد و گويد: اى واى بر من كه جانب امر خدا را فرو گذاشتم و وعده‏هاى خدا را مسخره و استهزا نمودم. (56 / زمر)

385ـ جانب الله: كلمة "جانب" تعني الخاصرة و تشير إلي شئ بجوار شيء ما، في هذه الآية تعني "جانب الله" كل ما يخص الله و ما له من وصية: وصيته و طاعته و قربه من الكتب التي نزلت منه، بكل معانيها جمع. وعلي هذافإن التبديد، في هذه الحلقة يشمل جميع أوجه القصور في طاعة أمره و أتباع الكتبه المقدسة و تقليده بالأنبياء والأئمة. في كثير من التقاليد "جانب الله" تم تفسيره للأئمة. في رواية الإمام كاظم (ع) نقرأ: "جنب الله، اميرالمؤمنين (عليه السلام) و كذلك الأوصياء الذين من بعده ممن يشغلون مناصب رفيعة حتي تصل وصية الإمامة إلي آخرالإمام. " بالطبع، هذه التفسيرات واضحة، مثل بيان القضية؛ لأنه من المؤكد اتباع مدرسة الأئمة (ع)، طاعة للنبي صلی الله عليه و آله و طاعة لأمر الله؛ لأنهم لا يقولون أي شيء عن انفسهم.

385- God’s side: The word “Side “means flank and refers to something that is next to something placed. In this verse, “God’s side “means all matters that belong to God and are related to his commandment: His commandment, his obedience, and his closeness, the scriptures which came down from him, in all their meanings, are plural. As such, dissipation in this episode includes all kinds of shortcomings in obeying his command, following his divine scriptures, and imitating the prophets and Imams. in many traditions, “God’s side “has been interpreted by Imams. In the narration of Imam Kazim (as) we read: “ Jnbollah, Amir al-Mu’minin (as) and also Guardians that are after him who hold a high position until the commandment of Imamate reaches to the last of the Imam.” of course, these interpretations are as clear as, the statement of the case; Because it is certain to follow the school of Imams (AS), obeying the Prophet (PBUH) and is obeying God’s command; Because they don’t say anything of themselves.

385ـ جنب الله: «جنب» در لغت به معنای پهلو است و به هر چیزی که در کنار چیزی قرار گرفته باشد، اطلاق می­شود. «جنب الله» در این آیه به معنای تمام اموری است که در جانب پروردگار قرار دارد و به او مربوط است: فرمان او، اطاعت او، و قرب او، کتب آسمانی که از ناحیه او نازل شده، همه در معنی آن جمع است. به این ترتیب، تفریط در این قسمت شامل تمام انواع کوتاهی­ها در اطاعت فرمان او و پیروی از کتب آسمانی او و اقتداء به پیامبران و امامان می­گردد. در روایات متعددی «جنب الله» به امامان تفسیر شده است. در روایتی از امام کاظم (ع) می­خوانیم «جنب الله، امیرالمؤمنین (ع) و همچنین اوصیای بعد ساز او هستند که مقام والائی دارند تا امر (امامت) به آخرین نفر برسد.» البته این تفسیرها از قبیل بیان مصداق روشن است؛ زیرا مسلم است که پیروی از مکتب امامان (ع)، پیروی از پیامبر (ص) و اطاعت فرمان خدا است؛ چرا که آنها از خود چیزی نمی­گویند.

386ـ Pمَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ کَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِO. (4/غافر)

Only those who argue about our verses have disbelieved out of obstinacy; So, don’t let their comings and goings in the cities and their display of power deceive you! (4)

تنها كسانى كه در آيات ما مجادله مى‏كنند كه (از روى عناد) كافر شده‏اند؛ پس مبادا رفت و آمد آنان در شهرها (و قدرت‏نمايى آنان) تو را بفريبد! (4 / غافر)

387ـ لا تخافو من النظر قوة الكفار: الغرض من هذه الآية إلي النبي والمؤمنين في بداية الإسلام، كان أغلبهم محروم القشرة، ذكرهم أن الموارد المالية والسلطة السياسية والإجتماعية للكفار المضطهدين يجب ألا تكون سبباً لاستقامتهم أو سلطتهم الحقيقة. يتذكر العالم مثل هؤلاء الناس كثيراً و يظهر التاريخ مدي ضعفهم و عجزهم أمام العقاب الإلهي؛ مثل أوراق الخريف الذابلة ضد إعصار الخريف. نواجه هذه الكلمة في العديد من آيات القرآن التي يجب علي المؤمنين المحرومين ألا يتخيلوا أبداً، مرافق واسعة متاحة أحياناً للأفراد الظالمين و غير المؤمنين والأفراد ظالمين، والسبب هو سعادتهم و ازدهارهم أو علامة انتصارهم في النهاية العمل. القرآن يلغي هذه الفكرة، والتي عادة ما توجد للأشخاص قصر النظر والإمكانيات المادية للناس يتم تبريرها أحياناً من ببرهم الروحي، تاريخ الأجيال السابقة يلوح أمام المؤمنين و يضع إصبعك علي أمثلة واضحة مثل فرعون في مصر، نمرود في بابل، و اهل نوح و عاد و ثمود في العراق و في الحجاز و دمشق وئلا المؤمنين هم المحروم وخالي الوفاض ويشعر بالنقص والضعف، تخويف أو إضعاف من خلال إظهار قوة الظالمين الكفار. بالطبع، لا تنص شريعة الله علي أن أي شخص يرتكب خطأ سيعاقب علي الفور، ولكنه يصبح كثيراً للأختبار أو حتي يغرق المزيد من الكفرة والخطاة في حمأة الكفر و الخطيئة، يمنحهم البركات ليغلقوا كل طرق العودة إليهم.

387- Do not be afraid to look at the power of the disbelievers: The purpose of the verse to the prophet and believers of the beginning of Islam, most of whom were deprived of cortex, reminds them that the financial resources and political and social power of the infidels and oppressors must not be a reason for their righteousness or real power. The world remembers such people too much, and history shows how weak and impotent they have been in the face of divine punishment, like the withered autumn leaves against an autumn hurricane. we encounter this word in many verses of the Qur’an that deprived believers should never imagine extensive facilities that are sometimes available to individuals of oppressive and unbelieving populations, the reason is their happiness and prosperity, or their victory sign at the end of the work. The Qur’an to annul this notion, which is usually found for short-sighted people and the material possibilities of the people are occasionally justified by their spiritual righteousness, the history of previous generations to sheet in front of the believers and put your finger on clear examples like Pharaoh in Egypt, Nimrod in Babylon, and the people of Noah, and Ad, and Thamud in Iraq, and in Hejaz, and lest believers who are deprived and empty-handed, feel deficient and weak, be intimidated, or weakened by showing the power of the unbeliever's oppressors. Of course, God’s law is not that anyone who does something wrong will be punished immediately, but it becomes very much that for the test, or even to plunge more infidels and sinners in the sludge of disbelief and sin, it gives them blessings to close all the ways back to them.

387ـ از قدرت نمائی کافران نهراسید: هدف آیه این است که به پیامبر (ص) و مؤمنان آغاز اسلام که بیشترشان از قشر محروم بودند، یادآوری کند که مبادا امکانات مالی و قدرت سیاسی و اجتماعی کافران جبار را دلیلی بر حقانیت یا قدرت واقعی آنها بدانند. دنیا این گونه اشخاص را زیاد به خاطر دارد و تاریخ نشان می­دهد که تا چه اندازه در برابر مجازات­های الهی ضعیف و ناتوان بوده­اند؛ همانند برگ­های پژمرده پائیزی در برابر تندباد خزان. در آیات زیادی از قرآن با این سخن روبرو می­شویم که مؤمنان محروم هرگز تصور نکنند امکانات وسیعی که گاه در اختیار افراد یا جمعیت­های ظالم و ستمگر و بی ایمان قرار دارد، دلیل بر سعادت و خوشبختی آنها یا نشانۀ پیروزیشان در پایان کار است. قرآن برای ابطال این پندار که معمولا برای افراد کوته فکر پیدا می­شود و امکانات مادی افراد را احیانا دلیل بر حقانیت معنوی آنها می­­گیرند، تاریخ اقوام پیشین را در برابر افکار مؤمنان ورق می­زند و انگشت روی نمونه­های واضحی همچون فرعون در مصر، نمرود در بابل و قوم نوح و عاد و ثمود در عراق و حجاز و شامات می­گذارد تا مبادا مؤمنانی که تهی دست و محروم­اند، احساس کمبود و ضعف کنند و از قدرت­نمائی ظالمان بی ایمان، مرعوب یا سست شوند. البته قانون خدا این نیست که هر کس کار خلافی کرد، فوراً به سزایش برسد، بلکه بسیار می­شود که برای امتحان یا حتی برای فرو رفتن بیشتر کافران و گناهکاران در لجن زار کفر و گناه، به آنها نعمت می­بخشد تا تمام راه­های بازگشت به رویشان بسته شود.

388ـ Pإِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَکْفُرُونَO. (10/غافر)

Indeed, it will be proclaimed to the faithless:" Surely Allah's outrage [towards you] is greater than your outrage towards yourselves, as you were invited to faith, but you disbelieved."(10)

كسانى را كه كافر شدند روز قيامت صدا مى‏زنند كه عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بيشتر است، چرا كه بسوى ايمان دعوت مى‏شديد، ولى انكار مى‏كرديد! (10 / غافر)

389ـ Pفَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَO. (14 / غافر)

Call only God and purify the religion for Him, even if the disbelievers are displeased! (14)

 (تنها) خدا را بخوانيد و دين خود را براى او خالص كنيد، هر چند كافران ناخشنود باشند! (14 / غافر)

390ـ غضب الله عليك أعظم من نفسك الغضب: ما يبدو أكثر ملاءمة في تفسير هذه الجملة، هذا أن الكفار صنعو أكبر عدو في لليمين في العالم؛ لأنهم رفضوا من نذير التوحيد و ليس فقط للإبتعاد عن نور الهدي الإلهيء، بل تحطمت عليهم مختلطة، و هل العداء اقوي مع النفس؟ ذلك الإنسان بسبب شهوات الجسدية و استغلال الأيام القليلة في العالم، يغلق الطريق إلي النعيم الأبدي و يفتح لنفسه أبواب العذاب الأبدي؟!

390- The wrath of God to you is greater than your own wrath: What seems more appropriate in interpreting this sentence, is that the infidels have made the greatest enemy to their right in the world; Because they rejected their hand of the herald of monotheism and not just to turn away from lights of divine guidance, rather, they have broken them mixed-up. Will the hostility get stronger with oneself? That human, because of carnal desire(s) and taking advantage of the world’s few days, closes the way to eternal bliss and opens the doors of eternal torment to himself?!

390ـ خشم خداوند به شما از خشم خودتان بیشتر است: آنچه در تفسیر این جمله مناسب­تر به نظر می­رسد، این است که کافران بزرگ­ترین دشمنی را در حق خود در دنیا انجام داده­اند؛ زیرا دست رد به سینۀ منادیان توحید زده و نه تنها از چراغ­های هدایت الهی روی بر تافته، بلکه آنها را درهم شکسته­اند. آیا دشمنی با خویشتن از این شدیدتر می­شود که انسان به خاطر پیروی هوای نفس و بهره­گیری از متاع چند روزه دنیا، راه سعادت جاویدان را به روی خویش ببندد و درهای عذاب ابدی را بگشاید؟!

391ـ Pوَ لَقَدْ جَاءَکُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَکكٍ مِمَّا جَاءَکُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولاً کَذٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌO. (34/غافر)

391- Certainly, Joseph brought you manifest proofs earlier, but you continued to remain in doubt concerning what he had brought you. When he died, you said," Allah will never send any apostle after him." That is how Allah leads astray those who are profligate, skeptical. (34)

391ـ و از اين پيش يوسف (كنعان) به سوى شما (مصريان) با معجزات و ادلّه روشن (به رسالت) آمد و دايم از آياتى كه براى شما آورد در شک و ريب بمانديد تا آنكه يوسف از دنيا برفت، گفتيد كه ديگر خدا پس از يوسف هرگز رسولى نمى‏فرستد. بلى اين چنين خدا مردم مسرف (ستمگرى) را كه (در آيات خدا و معجزات رسل) در شک و ريبند به گمراهى و خذلان خود وا مى‏گذارد. (34 / غافر)

392ـ النبي الذي أرسل في مهمة إلي الفراعنه قبل موسي عليه السلام: مؤمن فرعون يتسلل إلي قلب الفرعون الغامق والفراعنه و إزالة الصدأ الكبرياء والكفر من قلوبهم، ذكر جزء من تاريخهم؛ تاريخ ليس بعيداً عنهم و عن و علاقتهم و لم تنقطع الروابط. و روي قصة نبوءة يوسف (ع) احد أسلاف موسي (ع). أوجز نهجهم في دعوة يوسف و قال إنه بعد وفاة يوسف (ع) بسبب استمرارهم، نتيجة ذلك، أظهر الاستمرارية عنادهم و عبروا مراراً عن شكوكهم والتخلص من أي التزام قالوا إنه لن يتم اختبار نبي بعد يوسف. هناك بعض الروايات التي قالها يوسف (ع) (الإسرائيليون) بني اسرائيل في وقت وفاته أنهم سيخضعون لسلطة الفراعنه من بعده و سيتم قطع رؤوس أطفالهم و يأخذون زوجاتك في العبودية و وعدهم بأن يسمي أحد أبنائه "موسي بن عمران" سيصل إلي المهمة و سيطيح بملكية الفرعون و ينقذ أطفال اسرائيل. لذلك، كان اهل إسرائيل ينتظرون مثل هذا الشخص والفراعنه الذين علموا به، كانوا خائفين للغاية من ظهور موسی (ع) و مع ذلك، كان موسی (ع) معروفا لأهل ذلك الوقت.

392- The prophet who was sent on a mission to Pharaohs before Moses (AS): Pharaoh’s believer to infiltrate the dusky heart of the Pharaoh and the Pharaohs and remove pride, rust, and disbelief from their hearts, mentioned a part of their history; A history not far from them, and their relationships and links had not been interrupted. He recounted the story of the prophecy of Yusuf (as), one of the ancestors of Moses (as). He outlined their approach to Joseph’s invitation and said that after the death of Yusuf (AS), due to their continuity, they exhibited stubbornness and they repeatedly expressed doubts about relinquishing any obligation; they stated that no prophet would be selected after Yusuf. There are some narrations that Yusuf (as) told the Israelites at the time of his death that they would go under the potency of the Pharaohs after he and their children were be beheaded and they would take their wives into slavery he promised them that one of his children would be named “Musa ibn Imran “he will be reaching the mission and will overthrow the Pharaoh’s monarchy and he will save the children of Israel. Therefore, the people of Israel were waiting for such a person, and the Pharaohs, who knew about it, were extremely afraid of the rise of Moses (AS). However, Moses (AS) was known to the people of that time.

392ـ پیامبری که قبل از موسی (ع) به سوی فرعونیان مبعوث شد: مؤمن آل فرعون برای نفوذ در قلب تیرۀ فرعون و فرعونیان و زدودن زنگار کبر و کفر از دل آنها، قسمتی از تاریخ خودشان را متذکر شد؛ تاریخی که چندان فاصله از آنها نداشت و روابط و پیوندهای آن بهم نخورده بود. ماجرای نبوت یوسف (ع) را باز گفت که از اجداد موسی (ع) بود. طرز بر خورد آنها با دعوت یوسف را مطرح کرد و گفت که آنها پس از وفات یوسف (ع) به خاطر ادامه خودکامگی­ها سرسختی نشان دادند و پیوسته اظهار شک و تردید کردند و برای اینکه از هر گونه تکلیفی خلاص شوند، گفتند که بعد از یوسف پیامبری برانگیخته نخواهد شد. از برخی روایات استفاده می­شود که یوسف (ع) هنگام مرگ به بنی اسرائیل خبر داد که آنان پس از او زیر سلطۀ فرعونیان قرار خواهند گرفت و فرزندانشان را آنها سر خواهند برید و زنانشان را به کنیزی خواهند گرفت و به آنها وعده داد که شخصی از فرزندانش به نام «موسی بن عمران» مبعوث خواهد شد و سلطنت فرعونیان را در هم خواهد شکست و بنی اسرائیل را نجات خواهد داد. به همین جهت، بنی اسرائیل منتظر چنین شخصی بودند و فرعونیان که از این موضوع خبر داشتند، از ظهور موسی (ع) به شدت در هراس بودند. به هر حال، موسی (ع) برای مردم آن زمان شناخته شده بود.

393ـ Pهُوَ الْحَيُّ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ‌O. (65/غافر)

He is the Living One, there is no god except Him. So, supplicate Him, putting exclusive faith in Him. All praise belongs to Allah, Lord of all the worlds. (65)

او خداى زنده ابد است، جز او هيچ خدايى نيست، پس تنها او را بخوانيد و به اخلاص در دين بنده او باشيد، كه ستايش و سپاس مخصوص خداى يكتا آفريدگار عالميان است. (65 / غافر)

394ـ Pقُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءَنِي الْبَيِّنَاتُ مِنْ رَبِّي وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّO. (66/غافر)

Say," I have been forbidden to worship those whom you invoke besides Allah, since there have come to me manifest proofs from my Lord, and I have been commanded to submit to the Lord of all the worlds. (66)

 (اى رسول ما، بت پرستان را) بگو كه مرا از پرستش معبودان باطلى كه شما به جاى خدا مى‏پرستيد البته منع كرده‏اند چرا كه بر من از خداى خود (به وحى) آيات و ادلّه روشنى آمده است و من مأمورم كه تنها تسليم امر خداى عالميان باشم. (66 / غافر)

امام کاظمسیاسی اجتماعی
۱
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید