419ـ Pوَ لَقَدْ أَهْلَکْنَا مَا حَوْلَکُمْ مِنَ الْقُرَى وَ صَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَO. (27/احقاف)
419- And we how much destroyed many people of the city and towns that were around you as a punishment for disbelief, and We have expressed the verses of lesson for people in diverse ways so that they would return to God’s door from disbelief and sin. (27)
419ـ و ما چه بسيار اهل شهر و ديار را كه در اطراف شما بودند (به كيفر كفر) همه را هلاک كرديم و آيات (عبرت براى مردم) را به گونه هاى مختلف بيان داشتيم تا مگر (از كفر و گناه به درگاه خدا) باز گردند. (27 / احقاف)
420ـ تدمير المستوطنات من حولك: لقد ذكر القرآن عدة قبائل كانت حول أرض مكة تعرضت للعقاب الإلهي للكفر والجحود. عاش شعب عاد في الأرض الأحقاف في جنوب شبه الجزيرة العربية. و اهل ثمود في أرض تسمي حجرفي شمال الجزيرة و اهل سبأ مع مصيرهم المؤلم فجاء أرض اليمن و كذلك أهل لوط في طريقهم إلي جانب دمشق و كذلك اهل شعيب في أرض مدين الذين أحبوهم في نفس المنطقة الذين أصيبوا بالعقوبات المختلفة لكثرة الذنوب والكفر.
420- Destroy the settlements around you: The Qur’an has remembered several tribes that have been around the land of Mecca and were subjected to divine punishment for their disbelief and ingratitude. The people of Aad lived on the land of Ahqaf in the south of the Arabian Peninsula. The people of Thamud in a land called Hajar in the north of the island and the people of Sabah with their painful fate in the land of Yemen and also the people of Lot on their path to Damascus side and also the shu’ib people in the land of Madyan that they lived in the same area who were afflicted with various punishments due to the multiplicity of sins and disbelief.
420ـ نابود کردن آبادی های اطراف شما: قرآن از چندین قوم که اطراف سرزمین مکه بوده اند یاد کرده که به خاطر کفر و ناسپاسی مشمول عذاب الهی شده بودند. قوم عاد، در سرزمین احقاف در جنوب جزیرة العرب زندگی میکردند. قوم ثمود در سرزمینی به نام حجر در شمال جزیره و قوم سبأ با آن سرنوشت دردناکشان در سرزمین یمن و هم چنین قوم لوط در مسیر آنها به سوی شام و همچنین قوم «شعیب» در سرزمین «مدین» در همین منطقه زندگی میکردند که بر اثر کثرت گناه و کفر به عذابهای گوناگون گرفتار شدند.
421ـ Pوَ إِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَO. (29/احقاف)
421- When we dispatched toward you a team of jinn listening to the Qur'an, when they were in its presence, they said," Be silent!" When it was finished, they went back to their people as warners. (29)
421ـ (به يادآور) هنگامى كه گروهى از جنّ را به سوى تو متوجّه ساختيم كه قرآن را بشنوند؛ وقتى حضور يافتند به يكديگر گفتند: «خاموش باشيد و بشنويد!» و هنگامى كه پايان گرفت، به سوى قوم خود بازگشتند و آنها را بيم دادند! (29 / احقاف)
422ـ Pقَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا کِتَاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِی إِلَى الْحَقِّ وَ إِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍO. (30/احقاف)
They said," O, our people! Indeed, we have heard a Book which has been sent down after Moses, confirming what was before it. It guides to the truth and to a straight path. (30)
گفتند: «اى قوم ما! ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده، هماهنگ با نشانه هاى كتابهاى پيش از آن، كه به سوى حقّ و راه راست هدايت مىكند. (30 / احقاف).
423ـ Pيَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِیَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ يُجِرْکُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍO. (31/احقاف)
O our people! Respond to Allah's summoner and have faith in Him. He will forgive you some of your sins and shelter you from a painful punishment." (31)
اى قوم ما! دعوت كننده الهى را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناک پناه دهد! (31/ احقاف).
424ـ Pفَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَO. (35/احقاف)
424- So be patient just as the resolute among the apostles were patient, and do not seek to hasten [the punishment] for them. The day when they see what they are promised, [it will be] as though they had remained only an hour of a day. This is a proclamation. So, shall anyone be destroyed except the transgressing lot? (35)
424ـ پس صبر كن آنگونه كه پيامبران «اولو العزم» صبر كردند، و براى (عذاب) آنان شتاب مكن! هنگامى كه وعده هائى را كه به آنها داده می شود ببينند، احساس می كنند كه گويى فقط ساعتى از يک روز (در دنيا) توقّف داشتند؛ اين ابلاغى است براى همگان؛ آيا جز قوم فاسق هلاک مى شوند؟! (35 / احقاف)
425ـ انبياء أولوالعزم (أو أصحاب القرار): من هم انبياء النبي (الرجال العازمين)، هناك الكثير من الحديث بين المعلقين. كلمة "عزم" تعني إرادة ثابتة. أولا و قبل كل شيئ، العزم يعني أولئك الذين لديهم إرادة قوية. بالنظر إلي أن الأنبياء لديهم شريعة جديدة و دين جديد، كانوا يواجهون المزيد من المشاكل و علي النقيض من ذلك، كانوا بحاجة إلي تصميم أقوي، هذه الفئة من الأنبياء تسمي اولوالعزم و هذه الآية تشير أيضاً إلي هذا المعني. أنبياء اولوالعزم هم: النبي نوح (عليهالسلام)، النبي ابراهيم (عليهالسلام)، النبي موسي (عليهالسلام)، النبي عيسي (عليهالسلام)، و النبي محمد (صلی الله عليه و آله). نقرأ في رواية الإمام الصادق (ع): هناك خمسة انبياء و رسل عظماء، وهم أنبياء اولوالعزم و أسيا النبوة والرسالة التي تدور حول وجودهم المحوري: "هم نوح و ابراهيم و موسی و عيسی و محمد (صلی الله عليه و آله). سيرة هؤلاء الأنبياء ـ و خاصة نبي الإسلام ـ يعبرون عن مقاومتهم اللامحدودة، فهو مخوف بالحوادث و العواصف الشديدة، و بالنظر إلي أن الطريق الصحيح يعاني دائماً من مثل هذه المشاكل، يجب أن يلهمهم دليل المسار الصحيح علی طول هذا الطريق. نحن عادة من النقطة المضيئة في التاريخ الإسلامي إذا نظرنا إلي الوراء إلي الأيام المظلمة و مع الموقف الذي يتعلق بالماضي، ننظر إلي الحقيقة بشكل مختلف. علينا أن نتخيل أنفسنا في ذلك اليوم كان النبي عزباء و حتي أقاربه كانوا في طليعة الصراع معه و وضعوه في جسده و روحه؛ في حصار اجتماعي و اقتصادي و سياسي تم إغلاق جميع الطريق أمامه و أتباعه. تجويع البعض حتي الموت و توفي البعض بسبب المرض. عذب صديقاتها و أساء إلي جسدها و روحها؛ طالماتم قتل الخصر، خاطبه الساحر والشاعر المجنون و فعلوا كل شيئ لتدمير الإسلام؛ ولكن في كل هذا استمر، النبي صلی الله عليه و آله في صبره و مثابرة و ذاق مثل الفاكهة الحلوة في نهاية و دينه ليس فقط في جزيرة السعودية، التي شملت الشرق والغرب واليوم بنك أذان هو صرخة انتصاره، يمكن سماعها من جميع أنحاء العالم و في جميع القارات الخمس؛ هذا هو معني "فاصبر كما صبر اولوالعزم من الرسل" التحلي بالصبر هو أول صبر الرسل.
425- The prophets of olualeazm (or resolute men): Who are the prophets of resolute men، there is much talk among commentators. The word “resolute “means firm will. First of all, intention means those who have strong wills. Given that the prophets had a new law and a new religion, they were faced with more problems, and to counteract them, they needed a stronger determination. This category of prophets is called olualeazm, and this verse also refers to this meaning. The prophets of olualeazm are Prophet Noah (as), Prophet Abraham (as), Prophet Moses (as), Prophet Jesus (as), and Prophet Muhammad (PBUH). In the narration of Imam Sadiq (AS) we read: There are five great prophets and apostles, and they are prophets of olualeazm and Asia prophecy and the mission that revolves around axial their existence is: “ They are Noah and Abraham and Moses and Jesus and Muhammad (PBUH) “ The lives of these prophets - especially the prophet of Islam - Expressing their boundless resistance it is fraught with severe overwhelming accidents and storms and given that the right path always has such problems, the right path guide should inspire them along this path. We are often regorded as a bright spot in Islamic history, looking back on the dark days, and with the attitude that comes with the past, we view the facts differently. We have to imagine ourselves on that day, when the prophet was single, and even his close relatives were at the forefront of the struggle with him; they put him under a social, economic, and political siege that closed all roads in front of him and his few followers. some starved to death, and some died of disease. He tortured his friends and insulted his body and soul; as long as the waist was killed, Until when they closed the waist to kill him, the sorcerer, the poet, and the madman have addressed him and they have done everything to destroy Islam; But in all this, the prophet continued his patience and perseverance and he tasted like sweet fruit at the end and his religion not only in the island of Saudi Arabia, which encompassed the east and the west and today Azan Bank is the cry of his victory, can be heard from all four corners of the globe and on all five continents; This is the meaning “ fasbir kma sabir ulu al- Azzim min alrasul “ Being patient is the first patient of the apostles.
425ـ پیامبران اولوالعزم: در این که منظور از پیامبران اولوالعزم چه کسانی هستند. در میان مفسران گفتگو بسیار است. کلمه «عزم» به معنای اراده محکم و استوار است. پس اولوالعزم، صاحبان اراده های محکم و استوار معنی می دهد. با توجه به این که پیامبران صاحب شریعت جدید و آئین تازه، با مشکلات و گرفتاری های بیشتری روبرو بودند و برای مقابله با آن، عزم و ارادۀ محکم تری لازم داشتند، به این دسته از پیامبران اولوالعزم اطلاق شده و این آیه نیز اشاره به همین معنا است. از آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که پیامبران اولوالعزم عبارتند از: حضرت نوح (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص). در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم: «بزرگ انبیاء و رسولان پنج نفرند و آنها پیامبران اولوالعزم هستند و آسیای نبوت و رسالت بر محور وجود آنها دور میزند. آنها نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (علیهمالسلام) هستند». زندگی این پیامبران ـ به ویژه پیامبر اسلام ـ بیانگر مقاومت بی حد و حصر آنها در برابر حوادث و طوفان های شدید و مشکلات طاقت فرسا است و با توجه به این که مسیر حق همیشه دارای چنین مشکلاتی است، رهروان راه حق باید از آنها در این مسیر الهام بگیرند. ما معمولاً از نقطه روشن تاریخ اسلام به روزهای تاریک پیشین می نگریم و این نگرش که از آینده به گذشته است، واقعیتها را طور دیگری می نماید. باید خود را در آن روز تصور کنیم که پیامبر تک وتنها بود و حتی خویشاوندان نزدیکش در صف اول مبارزه با او قرار داشتند و چنان او را در محاصرۀ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی قرار دادند که تمام راهها به روی او و پیروان اندکش بسته شد. بعضی از گرسنگی تلف شدند و بعضی را بیماری از پای در آورد. یاران اندکش را شکنجه می دادند و جسم و جان مبارکش را می آزردند؛ تا آنجا که کمر به قتلش بستند، ساحر و شاعر و دیوانه خطابش کرده از هیچ کاری برای نابودی اسلام دریغ نکردند؛ اما با تمام این احوال، پیامبر همچنان به شکیبائی و استقامت ادامه داد و سرانجام میوه شیرین این درخت را چشید و آئینش نه تنها جزیرۀ عربستان، که شرق و غرب عالم را در برگرفت و امروز بانک اذان که فریاد پیروزی اوست، از چهار گوشه دنیا و در تمام پنج قاره زمین به گوش میرسد؛ این است معنای «فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل». صبور بودن به عنوان شکیبائی اول از رسولان است.
426ـ Pوَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَO. (46/زخرف)
Certainly, we sent Moses with Our signs to Pharaoh and his elite for prophetic. He said," I am indeed an apostle of the Lord of all the worlds." (46)
و ما موسى را با آيات و معجزاتى كه به او داديم به سوى فرعون و اشراف قومش (به رسالت) فرستاديم، او به آنها گفت: من رسول ربّ العالمينم. (46 / زخرف)
427ـ Pالَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَ کَانُوا مُسْلِمِينَO. (69/زخرف)
Those who believed in Our verses and submitted to Our command and had been Muslims. (69)
آنان كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم امر ما شدند. (69/زخرف)
428ـ Pوَ لَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِO. (63/زخرف)
When Jesus brought them manifest proofs, he said," I have certainly brought you wisdom, and [ I have come] to make clear to you some of the things that you differ about. So be wary of Allah and obey me. (63)
و چون عيسى با ادلّه و معجزات (براى هدايت خلق) آمد گفت: من آمده ام با حكمت و برهان (و كتاب انجيل آسمانى تا شما را هدايت كنم) و تا بعض احكامى كه در آن اختلاف می كنيد (از تورات) بيان سازم، پس خدا ترس و پرهيزكار شويد و مرا اطاعت كنيد. (63 / زخرف)
429ـ Pإِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌO. (64/زخرف)
Indeed, Allah is my Lord and your Lord; so, worship Him. This is a straight path." (64)
همانا خداى يكتا پروردگار من و شماست، تنها پرستش او كنيد كه اين راه راست است. (64 / زخرف)
430ـ Pوَ لَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هٰذَا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ کَافِرُونَO. (30/محمد)
430- If we wanted, we would have revealed their truth to you through revelation, so that you recognize them by their mark. Yet you will recognize them by their tone of speech, and O hypocrites and O believers, God is aware of all your deeds. (30)
430ـ اگر ما می خواستيم حقيقت آنها را (به وحى) بر تو آشكار می ساختيم تا به باطن آنها از سيماى ظاهرشان پى برده و در طىّ سخن كاملا آنها را بشناسى. و (اى منافقان و اى مؤمنان) خدا به همه كارهاى شما آگاه است. (30 / محمد)
431ـ Pإِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْO. (32/محمد)
431- Indeed, those who become disbelievers and close the way of Allah to mankind and with His Apostle after the path of guidance was made clear to them, they disagreed again, they do not harm God, and the less of opposition is on them. And of course, God makes their actions ineffective, obliterated, and destroyed. (32)
431ـ آنان كه كافر شدند و راه خدا را (به روى خلق) بستند و با رسول او پس از آنكه راه هدايت بر آنها روشن شد باز مخالفت كردند به خدا ضررى نمی رسانند (و زيان مخالفت بر خود آنهاست) و اعمال آنها را خدا البته بى اثر و محو و نابود می گرداند. (32/محمد)
432ـ Pإِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا يَنْکُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماًO. (10/فتح)
432- Indeed, the believer who pledge allegiance to you in Hudaybiyah, because you are God’s caliph and indeed your hand is God’s hand that is above their hands, after that, who violates the oath of allegiance he has acted truthfully at his own loss and destruction, and whoever fulfills the covenant he made with God, soon God will give him a great reward. (10)
432ـ همانا مؤمنانى كه (در حديبيه) با تو بيعت مىكنند به حقيقت با خدا بيعت مىكنند (چون تو خليفه خدايى و همانا دست تو) دست خداست بالاى دست آنها، پس از آن هر كه نقض بيعت كند بر زيان و هلاک خويش به حقيقت اقدام كرده و هر كه به عهدى كه با خدا بسته است وفا كند به زودى خدا به او پاداش بزرگ عطا خواهد كرد. (10/فتح)
433ـ Pسُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاًO
The divine tradition and the law of the divine system were based on the principle that truth prevails over falsehood and will never change in God’s tradition. (23)
سنّت الهى (و قانون نظام ربّانى) بر اين بوده (كه حق بر باطل غالب شود) و ابدا در سنّت خدا تغييرى نخواهى يافت. (23 / فتح)
434ـ Pهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِيداًO. (28/فتح)
He is a God who has sent His Apostle with guidance (Qur’an) and the true religion, that He may make it to prevail over all religions of the world, and God’s testimony is sufficient for the truth of this statement as witness. (28)
او خدايى است كه رسول خود را با هدايت (قرآن) و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان دنيا غالب گرداند و (بر حقيقت اين سخن) گواهى خدا كافى است. (28/فتح)