435ـ Pمُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماًO. (29/فتح)
435- Muhammad (PBUH) is the messenger of God, and these companions are very strong and hard on the unbelievers and very compassionate and kind to each other. Look at them bowing and prostrating [in prayer], asking for God’s grace and mercy and [His] pleasure. The signs of enlightenment are [visible] on their faces, from the effect of prostration. This description of their situation is written in the book of Torah and Bible, Like now, that messenger remained like a seed that first took its head from the soil, a bud and a branch is thin and weak, then it becomes strong until it becomes sturdy and strong, that to surprise the peasants in their spectacle, and Muhammad (PBUH) and his companions will grew from weakness to strength, so that the unbelievers of the world will be enraged by their strength and strength. God promised that whoever of them, be steadrant in faith and charitable deeds, He will forgive his their sins and give him them, a great reward. (29)
435ـ محمد (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) فرستاده خداست و ياران و همراهانش بر كافران بسيار قويدل و سخت و با يكديگر بسيار مشفق و مهربانند، آنان را در حال ركوع و سجود نماز بسيار بنگرى كه فضل و رحمت خدا و خشنودى او را می طلبند، بر رخسارشان از اثر سجده نشانه هاى نورانيّت پديدار است. اين وصف حال آنها در كتاب تورات و انجيل مكتوب است كه (مثل حال آن رسول) به دانه اى ماند كه چون نخست سر از خاک برآورد جوانه و شاخهاى نازک و ضعيف باشد بعد از آن قوّت يابد تا آنكه ستبر و قوى گردد و بر ساق خود راست و محكم بايستد كه دهقانان را (در تماشاى خود) حيران كند (همچنين محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم و اصحابش از ضعف به قوّت رسند) تا كافران عالم را (از قدرت و قوّت خود) به خشم آرند. خدا وعده فرموده كه هر كس از آنها ثابت ايمان و نيكوكار شود گناهانش ببخشد و اجر عظيم عطا كند. (29/فتح)
436ـ وصف لأصحاب النبي (صلي الله عليه والسلام): صحابه الرسول هم بشر ذو و صفات عالية لايتوقفو من حركة للحظة و دائما ينبتون و تنبت البراعم و تنمو و تخصب. إنهم ينشرون الإسلام دائماً بخطبهم و أفعالهم التي تنشر في العالم وسرب الحداثة يوماً بعد يوم يضيقون إلي المجتمع الإسلامي، إنهم لا يجلسون مكتوفي الأيدي و يتقدمون باستمرار بنوايا صافية يجب عليهم التحرك. في مواجهة أعداءِ الحق هم مظهر غضب الله و ضد الأصدقاءِ المناسبين، مؤثرة علي نعمته.
436- A description of the companions of the Prophet (PBUH): The companions of the Prophet are men of high qualities who do not stop moving for a moment, and they always sprout, and buds are grown and become fertile. They always spread Islam with their speeches and actions published in the world, and newness swarms day to day; they are adding to the Islamic society. They do not sit idly by and constantly move forward with pure intentions. In the face of the enemies of the truth, they are the manifestation of the wrath of God, and against the right friends, an indicator of His grace.
436ـ توصیفی از همراهان پیامبر (ص): همراهان پیامبر انسان هائی با صفات والا هستند که لحظه ای از حرکت باز نمی ایستند همواره جوانه می زنند و جوانه ها پرورش می یابد و بارور می شود. آنان همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر می دهند و روز به روز خیل تازهای بر جامعه اسلامی می افزایند. آنها هرگز از پای نمی نشینند و پیوسته با نیات پاک حرکت رو به جلو دارند. در برابر دشمنان حق مظهر خشم خدایند و در برابر دوستان حق، نمایانگر لطف و رحمت او.
437ـ Pوَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِO. (16/ق)
Certainly, we have created man, and We know to what his soul tempts him, and We are nearer to him than his jugular vein. (16)
ما انسان را آفريديم و وسوسه هاى نفس او را می دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم! (16 /ق).
438ـ أقرب وريد القلب: تعتمد صحتنا الجسدية علي الأوردة التي تنقل الدم إلي القلب بانتظام و تزيلة ترسلة إلي جميع الأعضاءِ، و إذا حدث انقطاع في هذا الإجراء موقتاً، يأتي الموت فورياً لاستفسار الإنسان. الله اقرب إلينا عبر عروق قلوبنا، هذا أعلم أنه (علی غرارما ورد في الآية 24 من سورة الأنفال؛ اعلم أن الله هو الحارس بين الإنسان و قلبه). بالطبع، كل هذا مشابه و قرب الله اكثر من هذا المهم؛ و مع ذلك، لا يمكن العثور علي المزيد من الأمثلة علي ذلك في المحسوس. مع هذا التطويق العلمي لله و بهذه القوة، فإن مهمتنا واضحة. لا افعالنا و أقوالنا من عندالله مخفية و ليست افكار و نوايا و حتي الإغراءات تخرج من قلوبنا. الأنتباه إلی هذا لواقع، يوقظ الإنسان و مسئوليته الجسمية في محكمة العدل الإلهي يصبح رجلاً مألوفاً و غير مبال، و سيجري الجرد الذي يقوم به.
438- Of the heart vein closer: Our physical health is dependent on the veins which bring the blood to the heart regularly and remove it, and they will send them to all members, and if there is a break in this action momentarily, immediate death comes to inquire man. God is closer to us through the veins of our hearts. It is known that (similar to that in verse 24, Anfal Surah says (God is the guardian between man and his heart). Of course, all of this is likening, and God's closeness is even more important than this; however, no more examples of this can be found in the perceptible. With this scientific encirclement of God and being in his power, our assignment is clear. Not verbs and our speeches from God are hidden, and not thoughts and intentions, and even temptations that pass from our hearts. Attention to this reality awakens man, and with his heavy responsibility in the court of divine justice, he becomes acquainted with the indifferent man, inventory who undertakes will be made.
438ـ از رگ قلب نزدیکتر: حیات جسمانی ما وابسته به رگ هائی است که خون را به طور مرتب به قلب وارد و از آن خارج میکند و به تمام اعضاء می رسانند و اگر لحظه ای در این عمل وقفه رخ دهد، فورا مرگ به سراغ انسان می آید. خداوند از رگ قلب ما نیز به ما نزدیکتر است، این شبیه همان تعبیری است که در آیه 24 سوره انفال می فرماید «بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می شود» البته همه اینها تشبیه است و نزدیکی خداوند از این هم برتر و بالاتر است، هر چند مثالی از اینها رساتر در محسوسات پیدا نمی شود. با این احاطه علمی خداوند و بودن در قبضه قدرت او، تکلیف ما روشن است. نه افعال و گفتار ما از او پنهان است و نه اندیشه و نیت ها و حتی وسوسه هائی که از قلب ما می گذرد. توجه به این واقعیت، انسان را بیدار می کند و او را با مسئولیت سنگین خود در دادگاه عدل الهی آشنا می کند و از انسان بی تفاوت، موجودی متعهد میسازد.
439ـ Pوَ جَاءَتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذٰلِكَ مَا کُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُO. (19/ق)
And you will recover your senses, so that you will come to the right and truth during the time of unconsciousness and the difficulty of death. Yes, the same death that you were keeping away. (19)
و (به هوش آييد كه) هنگام بيهوشى و سختى مرگ به حق و حقيقت فرا رسيد، آرى همان مرگى كه از آن دورى می جستى. (19 /ق)
440ـ Pأَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لَا يَکُونُوا کَالَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَO (16/حدید)
440- Is it not time yet that apparent followers from the interior hearts should be humbled for Allah's remembrance and to the truth which has come down [to them], and to be not like those who were given the Book before (means, Jews and Christians)? Time passed (term of interval) on them, and so their hearts were hardened, and many of them are transgressors. (16)
440ـ آيا نوبت آن نرسيد كه گرويدگان (ظاهرى از باطن به خدا بگروند و) دلهاشان به ياد خدا خاشع گردد و به آنچه از حق نازل شد بذل توجه كنند و مانند كسانى كه پيش از اين برايشان كتاب آسمانى آمد (يعنى يهود و نصارى) نباشند كه دوره طولانى (زمان فترت) بر آنها گذشت و دلهاشان زنگ قساوت گرفت و بسيارى فاسق و نابكار شدند؟ (16 /حدید)
441ـ Pلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌO (25/حدید)
441- Certainly, we sent our apostles with manifest proofs, and we sent down with them the Book and the Balance, so that mankind may maintain justice; and we sent down iron, in which there is great might and uses for mankind, and so that Allah may know those who help Him and His apostles in [their]absence. Indeed, Allah is all-strong, all-mighty. (25)
441ـ همانا ما پيمبران خود را با ادلّه و معجزات فرستاديم و با ايشان كتاب و ميزان عدل نازل كرديم تا مردم به راستى و عدالت گرايند، و آهن (و ديگر فلزات) را كه در آن هم سختى (جنگ و كارزار) و هم منافع بسيار بر مردم است (نيز براى حفظ عدالت) آفريديم، و تا معلوم شود كه خدا و رسلش را با ايمان قلبى كه يارى خواهد كرد؟ (هر چند) كه خدا بسيار قوى و مقتدر (و از يارى خلق بی نياز) است. (25/حدید)
442ـ Pوَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً وَ إِبْرَاهِيمَ وَ جَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتَابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَO (26/حدید)
Certainly, we sent Noah and Abraham, and we ordained among their descendants prophethood and the Book. Some of them are [rightly] guided, and many of them are transgressors. (26)
و البته ما نوح و ابراهيم را فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و كتاب آسمانى قرار داديم، پس آنها برخى به راه حق هدايت يافتند و بسيارى به فسق و بدكارى شتافتند. (26/حدید)
443ـ Pثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَ قَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَO. (27/حدید)
443- Then We followed them up with Our apostles and We followed [them]with Jesus son of Mary, and We gave him the Evangel, and We put in the hearts of those who followed him kindness and mercy. But as for monasticism, they innovated it We had not prescribed it for them only seeking Allah's pleasure. Yet they did not observe it with due observance. So, we gave to the faithful among them their [due] reward, but many of them are transgressors. (27)
443ـ سپس در پى آنان رسولان ديگر خود را فرستاديم، و بعد از آنان عيسى بن مريم را مبعوث كرديم و به او انجيل عطا كرديم، و در دل كسانى كه از او پيروى كردند رأفت و رحمت قرار داديم؛ و رهبانيّتى را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بوديم؛ گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حقّ آن را رعايت نكردند؛ از اين رو ما به كسانى از آنها كه ايمان آوردند پاداششان را داديم؛ و بسيارى از آنها فاسقند! (27/حدید)
444ـ Pيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِکُمْ کِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌO. (28/حدید)
444- O you who have converted to the truth, become God-fearing and believe in His Messenger Muhammad (PBUH), may God grant you a double benefits from His mercy, one for believing in the previous messenger and one for believing in the religion of Revel Khatami, and grant you a light by which you will walk the path of eternal paradise and your sins will pass away, and God is very forgiving and merciful. (28)
444ـ اى كسانى كه به حق گرويديد، اينک خداترس و متّقى شويد و به رسولش (محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله) نيز ايمان آريد تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصيب گرداند (يكى بر ايمان به رسولان پيشين و يكى بر ايمان به دين رسول ختمى مرتبت) و نورى شما را عطا كند كه بدان نور راه (بهشت ابد) پيماييد و از گناه شما درگذرد، و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. (28/حدید)
445ـ Pلِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِO. (29/حدید)
445- so that those who did not convert to Islam know from the people of the book that they have no hand in God’s mercy and grace, and that every grace and mercy is in God’s hand. He forgives whomever He wills, and God has great and endless grace and mercy. (29)
445ـ تا آنان كه اسلام نياوردند از اهل كتاب بدانند كه آنها هيچ به رحمت و فضل الهى دستى ندارند و هر فضلى و رحمتى به دست خداست، كه او به هر كه خواهد می بخشد و خدا داراى فضل و رحمت بزرگ و بی انتها است. (29/حدید)
446ـ Pأَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْکُمْ وَ لَا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَO. (14/مجادله)
446- Have you not seen those hypocritical people who made friends with the Jews, a people whom God has made angry with? In truth, they are neither Muslims nor Jews. And they swear falsely that we are people of faith, when they themselves know. (14)
446ـ آيا آن (منافق) مردمى را نديدى كه با (يهود) قومى كه خدا بر آنها غضب كرده است دوستى كردند؟ آنها به حقيقت نه از شما مسلمين و نه از فرقه يهودند و به دروغ قسم ياد مىكنند (كه ما اهل ايمانيم) در صورتى كه خود می دانند. (14/مجادله)
447ـ Pأَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا يَعْمَلُونَO. (15/مجادله)
Allah has prepared a severe punishment for them. Evil indeed is what they used to do. (15)
خدا بر آنها عذابى سخت مهيّا كرده، زيرا بسيار زشت كردارند. (15 / مجادله)
448ـ Pاتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌO. (16/مجادله)
Those hypocritical people put their oaths as shields, so they prevented the people from the way of Allah; So, the punishment for them will be humiliation and humiliating. (16)
آن مردم منافق سوگند و قسمهاى خود را سپر قرار دادند پس (خلق را) از راه خدا بازداشتند، پس بر آنها كيفر عذاب ذلّت و خوارى خواهد بود. (16/مجادله)
449ـ Pلَا يُقَاتِلُونَکُمْ جَمِيعاً إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَO. (14/حشر)
449- The Jews do not gather for fear of war with you except in the fortified villages of fence or from behind the walls (insidious and cunning enmity and espionage). It is difficult to fight between themselves, you think they are united, when that their hearts are divided, because those people do not have understanding and reason. (14)
449ـ (يهودان از ترس) بر جنگ با شما جمع نمی شوند مگر در قريه هاى محكم حصار يا از پس ديوار (دشمنى مكر و حيله و جاسوسى)، كارزار بين خودشان سخت است، شما آنها را جمع و متّفق می پنداريد در صورتى كه دلهاشان سخت متفرق است، زيرا آن قوم داراى فهم و عقل نيستند. (14/حشر)
450ـ Pکَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَO. (16/حشر)
[Or] like Satan, when he prompts man to renounce faith, then, when he renounces faith, he says," Indeed I am absolved of you. Indeed, I fear Allah, the Lord of all the worlds." (16)
(اين منافقان) در مثل مانند شيطانند كه انسان را گفت: به خدا كافر شو، پس از آنكه آدمى كافر شد بدو گويد: از تو بيزارم، كه من از (عقاب) پروردگار عالميان سخت می ترسم. (16 /حشر)
451ـ Pلَوْ أَنْزَلْنَا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَO. (21/حشر)
Had We sent down this Qur'an upon a mountain, you would have surely seen it humbled [and] go to pieces with the fear of Allah. We draw such comparisons for humankind, so that they may reflect. (21)
اگر ما اين قرآن (عظيم الشأن) را (به جاى دلهاى خلق) بر كوه نازل می كرديم مشاهده می كردى كه كوه از ترس و عظمت خدا خاشع و ذليل و متلاشى می گشت. و اين مثال را براى مردم بيان می كنيم باشد كه اهل (عقل و) فكرت شوند. (21/حشر)
452ـ Pهُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمٰنُ الرَّحِيمُO. (22/حشر)
He is Allah there is no god except Him Knower of the sensible and the Unseen, He is the All-beneficent, the All-merciful. (22)
اوست خداى يكتايى كه غير او خدايى نيست كه داناى نهان و آشكار عالم است، اوست بخشنده و مهربان. (22/حشر)
453ـ Pهُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِکُونَO. (23/حشر)
453- He is Allah there is no god except Him the Sovereign, the All-holy, the All-benign, the Securer, the All-conserver, the All-mighty, the All-compeller, the All-magnanimous. Clear is Allah of any partners that they may ascribe [to Him]! (23)
453ـ اوست خداى يكتايى كه غير او خدايى نيست، سلطان مقتدر عالم، پاک از هر نقص و آلايش، منزّه از هر عيب و ناشايست، ايمنى بخش دلهاى هراسان، نگهبان جهان و جهانيان، غالب و قاهر بر همه خلقان، با جبروت و عظمت، بزرگوار و برتر (از حدّ فكرت)، زهى منزّه و پاک خداى يكتا كه از هر چه بر او شريک پندارند منزّه و (از آنچه در وهم و خيال و عقل انديشند) مبرّاست. (23/حشر)
454ـ Pهُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُO. (24/حشر)
454- He is Allah, the Creator, the Maker, the Former. To Him belong the Best Names. Whatever there is in the heavens glorifies Him and [whatever there is in] the earth, and He is the All-mighty, the All-wise. (24)
454ـ اوست خداى آفريننده عالم امكان و پديد آرنده جهان و جهانيان، نگارنده صورت خلقان، او را نام هاى نيكو بسيار است، آنچه در آسمانها و زمين است همه به تسبيح و ستايش او مشغولند و اوست يكتا خداى مقتدر حكيم. (24 / حشر)