ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۳ دقیقه·۳ ماه پیش

38 - الإسلام، رسالة جميع الأنبياء

482ـ Pإِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْکُمْ رَسُولاً شَاهِداً عَلَيْکُمْ کَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولاًO. (15/مزمل)

Indeed, we have sent to you (the nation of the end of time) an apostle, who is a witness to your deeds and complete proof, just as We sent an apostle to Pharaoh. (15)

ما به شما (امت آخر زمان) رسولى فرستاديم كه شاهد اعمال (و حجت كامل) شماست چنان كه بر فرعون هم رسول فرستاديم. (15 / مزمل).

 483ـ Pفَکَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيباًO. (17/مزمل)

So, if you become a disbeliever, how will you be saved from the torment on the day when the child will be aged of its horror and hardship. (17)

پس اگر كافر شويد چگونه (از عذاب حق) نجات يابيد در روزى كه كودک از هول و سختى آن پير شود؟ (17 / مزمل).

484ـ Pإِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاًO. (19/مزمل)

These Qur’anic verses were sent as a reminder. So that whoever wants to take a path towards his Lord. (19)

اين آيات (قرآن) براى تذكر و يادآورى فرستاده شد تا هر كه بخواهد راهى به سوى خداى خود پيش گيرد. (19/مزمل)

 485ـ Pوَ مَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَةً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ کَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَ يَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَاناً وَ لَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکَافِرُونَ مَا ذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهٰذَا مَثَلاً کَذٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَ مَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ مَا هِيَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِO. (31/مدثر)

485- We did not make the inhabitants of the Hellfire other than the angels of punishment, as keeper of the Fire, and We did not increase their number to nineteen except for sedition and affliction of the disbelievers, so that the people of the book can be sure that the mention of this number is in accordance with Torah and the Bible, of course, his words are God’s revelation, and they have faith, and it increase the certainty of believers, and there is no longer and doubt in the hearts of people of book and believer in Islam, so that those who have the disease of doubt and in their hearts and disbelievers do not sarcastically say that what did God mean by this parable that He counted the number of angels of punishment as nineteen, neither more nor less, yes, He made it so to put that He may lead astray whoever He wills or guide, and no one is aware of the limitless number of your lord’s armies other than Him, and these verses of mention of hell will not be except for admonition and preaching to mankind.   (31)

485ـ و ما خازنان دوزخ را غير فرشتگان عذاب قرار نداديم و عدد آنها را جز براى فتنه و محنت كفّار نوزده نگردانيديم تا آنكه اهل كتاب هم يقين كنند (كه ذكر اين عدد مطابق تورات و انجيل) البته كلامش به وحى خداست (و ايمان آرند) و آن بر يقين مؤمنان هم بيفزايد و ديگر در دل اهل كتاب و مؤمنان به اسلام هيچ شک و ريبى نماند و تا آنان كه در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و كافران نيز (به طعنه) نگويند كه خدا از اين مثل (كه عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بيش و كم) چه منظور داشت؟ بلى چنين قرار داد تا هر كه را خواهد به ضلالت بگذارد و هر كه را خواهد هدايت نمايد و هيچ كس از عده بی حد لشكرهاى پروردگارت غير او آگاه نيست و اين (آيات ذكر دوزخ) جز براى پند و موعظه بشر نخواهد بود. (31/مدثر)

 486ـ Pيَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْکَرِيمِ‌O. (6/انفطار)

O man! What has made you haughty of your noble and great Lord, (6)

اى انسان، چه باعث شد كه به خداى كريم بزرگوار خود مغرور گشتى (6 / انفطار).

487ـ Pالَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ‌O. (7/انفطار)

The God who created you and brought you to a complete and perfect form and chose to moderate your body and fit your power. (7)

آن خدايى كه تو را به وجود آورد و به صورتى تمام و كامل بياراست و به اعتدال (اندام و تناسب قوا) برگزيد. (7/انفطار)

488ـ انسان يفتخر بالله: هذه الآية هي احترام للإنسان و تناولها مصطلح الإنسانية الذات، تضعه أمام رب و سُيد و كريم أيضاً؛ من خلال الألوهية الذاتية الحلائمة لدعمهم بشكل ثابت و تدريب و تنمية الإنسان هو المسؤول عن الله و بواسطة الكرم سيؤدي إلي الجلوس علي رأس مائدة البركة و يتمتعون بجميع الهدايا المادية والروحية و بدون توقع منه و لا يطالبون بأي مكافأة واستبدال، حتي أنه يتجاهل أخطاء هم و يغفر له بكرمه. و في الحديث عن النبي صلي الله عليه و آله قال في تلاوة هذه الآية: "جهله و حماقة تكبربه."

 488- Proud human to God: This verse is respect to the human is addressed in terms of his humanity, it puts him in front of a Lord who is a master and also a generous; By expedient self, divinity to support consistently them and training and development of human is in charge of God and by expedient of generosity will cause to sit down on the head of the table of blessing and they enjoy all gifts of material and spiritual benefits and without expectation from him, and no demanding of any reward and replacement, He even ignores of their mistakes and with his generosity will forgive him. There is a hadith from the prophet (PBUH) who said, when reciting this verse: “Ignorance and foolishness made him arrogant. “

488ـ انسان مغرور به خدا: این آیه، انسان را از حیث انسانیتش مخاطب کرده، او را در برابر خداوندی قرار می‌دهد که ربّ است و هم کریم؛ به مقتضای ربوبیتش پیوسته او را حمایت کرده و تربیت و تکامل او را بر عهده گرفته و به مقتضای کرمش او را بر سر خوان نعمت خود نشانده و از تمام مواهب مادی و معنوی برخوردار کرده و بی آنکه انتظاری از او داشته باشد و پاداش و عوضی بطلبد، حتی خطاهای او را نادیده می­گیرد و با کرمش او را مورد عفو قرار می­دهد. در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که هنگام تلاوت این آیه فرمود: «جهل و نادانی­ش او را مغرور کرده است».

489ـ Pفَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌO. (50/ذاریات)

[Say,]" So flee toward Allah. Indeed, I am a manifest warner to you from Him. (50)

پس به سوى خدا بگريزيد، كه من از سوى او براى شما بيم‏ دهنده‏ اى آشكارم! (50/ذاریات)

490ـ Pوَ لَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلٰهاً آخَرَ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ‌O. (51/ذاریات)

Do not set up another god besides Allah. Indeed, I am a manifest warner to you from Him." (51)

و با خدا معبود ديگرى قرار ندهيد، كه من براى شما از سوى او بيم ‏دهنده ‏اى آشكارم! (51 / ذاريات)

491ـ الهروب إلي جانب الله: تفسير الهروب هنا تفسير جميل و دقيق. يقال عادة أنه يهرب في مكان ما أنه من ناحية، واجه الإنسان مخلوقاً أو حادثاً رهيباً، من ناحية أخري، ليعرف أن هناك ملجأ في مكان ما لذلك، تبتعد عن مكان الحادث بأقصي سرعة و تذهب إلي مكان أمن. كما يجب علي الشرك أن يتجنب الشرك و هو اعتقاد رهيب و ننتقل إلي التوحيد الخالص، و هو مكان أمن و حقيقي أمن. لذلك يخاطب الجميع للهروب من عذاب الله، والذهاب إلي جانب الله رحمه الله واللجوء إلي التوبة والإستغفار. الهروب من القبح والشر والكفر و ظلمة الجهل والعذاب الأبدي، و تضع نفسها في أحصان الرحمة والحقيقة الأبدية والسعادة، عن الإمام صادق (ع) أن معني الهروب إلي الله هو الحج بيت الله للحج، من الواضح أن الحج إلي البيت مثال واضح هو الهروب إلي الله؛ لأن الحج يطلع الإنسان علي حقيقة التوحيد والتوبة والشفاعة، و يضعه في مأوي نعمة الله.

491- Escape to God's side: The interpretation of escape here is a beautiful and subtle interpretation. It is generally said that, to hide somewhere on one hand, man has encountered a terrible creature or accident, on the other hand, to know that there is a shelter somewhere, therefore, it moves away from the scene of the accident at full speed and goes to a safe place. Polytheism must also avoid polytheism, which is a terrible belief, and turn to pure monotheism, which is a safe and secure area. Therefore, it addresses all to escape the punishment of God and go to God’s side of mercy, and resort to repentance and ask forgiveness. Flee from ugliness, evil, unbelief, the darkness of ignorance and eternal torment, and put themselves in the arm of mercy, eternal truth, and happiness, it has been narrated from Imam Sadiq (as) that the meaning of fleeing to God; Because Hajj acquaints a man with the truth of monotheism, repentance, and intercession, and places him in the shelter.

491ـ فرار به سوی خدا: تعبیر فرار در اینجا تعبیر زیبا و لطیفی است. معمولا فرار در جائی گفته می­شود که انسان از یک سو با موجود یا حادثه وحشتناکی روبرو شده و از سوی دیگر پناهگاهی در نقطه­ ای سراغ دارد از این رو با سرعت تمام از محل حادثه دور می­شود و بر نقطه امن وامان روی می ­آورد. مشرکان نیز باید از شرک و بت­ پرستی که عقیده وحشتناکی است، بگریزند و بر توحید خالص که منطقه امن و امان واقعی است، رو آورند. آیه از این رو خطاب می­کند که همگان از عذاب خدا بگریزند و به سوی رحمتش بروند. از گناهان فرار کنند و به توبه واستغفار متوسل شوند. از زشتی­ها، بدی­ها، بی ایمانی­ ها، تاریکی جهل وعذاب جاویدان بگریزند و خود را در آغوش رحمت حق و سعادت جاویدان قرار دهند. از امام صادق (ع) نقل شده که منظور از فرار به سوی خدا، حج و زیارت خانه اواست، روشن است که زیارت خانه خدا، یکی از مصادیق واضح فرار به سوی خدا است؛ زیرا حج انسان را با حقیقت توحید و توبه و استغفار آشنا می­ کند و در پناه الطاف خداوندی جا می­دهد.

492ـ Pوَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‌O. (56/ذاریات)

I did not create the jinn and the humans except that they may worship Me. And in this way, they evolve and come close to me. (56)

من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديک شوند)!. (56/ذاریات)

493ـ الغرض من الخلق الإنسان من وجهة نظر القرآن: أحد أهم الأسئلة التي يسألها الجميع عن نفسه، لماذا نحن خلقنا. هل لدي الله عجزتم التغلب عليه بواسطة الخلق البشري؟ في حين أننا نعرف أنه كامل و لا نهاية في كل الاحترام؟ في آيات القرآن الكريم، لقد حان الغرض من خلق الإنسان مع تفسيرات مختلفة. في الآية 2 من سورة مالك، اختبار الإنسان من وجهة نظر الخير العمل، تم تقديم هدف واحد، في الآية 12 من سورة الطلاق، الوعي بالقوة و معرفة الله، غرض لخلق السماوات والأرض المذكورة و نقلت الآيات  118 و 119 من سورة هود الغرض من الخلق البشر هو الإيمان الذي شمل الله، رحمه الله. هذه الآية، مع ذلك، تركز فقط علي العبادة والعبودية و يصفها صراحة بأنها غرض خلق الجن و انس (والبشر). و هذا يظهر مع القليل من التفكير في معني هذه الآيات أنه لا يوجد فرق بينهما، لكن بعض الأهداف، ابتدائي، بعض الأغراض المتوسطة، بعض الهدف النهائي و بعضها النتيجة. الغرض الرئيسي، إنه نفس الإخلاص المذكور في الآيات المعنية، العلم والتجريب، هناك اهداف في طريق العبادة و رحمة الله هي نتيجة هذه العبادة. بالطبع، تجدر الإشارة إلي أن العبادة، انها ليست مجرد ظهور الصلوات والصيام، علي الرغم من أنها أيضاً مهمة جداً في مكانها؛ بدلا من ذلك، الطاعة هي الاستسلام النهائي العبادة له النقي، التفاني في الطاعة غير المشروطة والطاعة في جميع المجالات. إنه إخلاص تام للإنسان إلا للإله الحقيقي و هذا يعني أن الكمال المطلق لم يفكر، لا توجد خطوط إلا في سبيل الله لا خطوة و بخلافه ـ حتي نفسك ـ آن تنسي. هذا هو الهدف النهائي للخلق البشري أن الله للوصول إليه، حقل الاختبار المقدمة أعطي العلم وعي الإنسان والنتيجة النهائية هي غرق في محيط الرحمة.

493- The purpose of human creation from the Qur’an point of view: One of the most important questions that everyone asks oneself is why we were created. Did God have a deficit that has been overcome by human creation? While we know that He is perfect and infinitely in every respect. In the verses of the Qur’an, the purpose of human creation has been interpreted in various ways. In verse 2 of sura Malek, testing humans of viewpoint for the goodness of an act, one goal has been introduced, in verse 12 of surah Divorce (al-Talagh), awareness of the power and knowledge of God, a purpose for the creation of the heavens and the earth mentioned and verses 118 and 119 of surah Hood are quoted the purpose of human creation is faith that included God’s mercy. This verse, however, only focuses on worship and servitude and explicitly describes it as the purpose of creating Jinn and Humans. And it shows with a little reflection on the meaning of these verses that there is no difference between them, but some goal, introductory, some medium purpose, some ultimate goal, and some are the result. The main objective is the same devotion mentioned in the verses in question, science, and experimentation. There are goals in the path of worship, and the mercy of God is the result of this worship. Of course, it should be noted that worship is not just the appearance of prayer and fasting, although they are also very important in their place; Rather, obedience is the ultimate surrender to his pure worship. Dedication to unconditional obedience and obedience in all areas. It is a complete devotion to man except to the true God, that is, this means that absolute perfection does not think, except in the God way, do not step, and other than him, even yourself, to forget. This is the ultimate purpose of human creation that God has for getting to it, a test field provided by science has given human consciousness, and the result is sinking into the ocean of mercy.

493ـ هدف خلقت انسان از دیدگاه قرآن: از مهمترین سؤالاتی که هرکس از خود می‌پرسد، این است که ما برای چه آفریده شده‌ایم. آیا خدا کمبودی داشت که با آفرینش انسان برطرف می­ شد؛ در حالی که می­ دانیم وجود او از هر جهت کامل و بی نهایت است؟ در آیات قرآن، هدف آفرینش انسان، با تعبیرهای گوناگون آمده است. در آیه 2 سوره ملک، امتحان انسان­ها از نظر حسن عمل، یک هدف معرفی شده است. در آیه 12 سوره طلاق، آگاهی از قدرت و علم خداوند، هدفی برای آفرینش آسمانها و زمین ذکر شده است و آیات 118 و 119 سورۀ هود بیان می­کند که هدف خلقت انسان­ها این است که مشمول رحمت خدا شوند. این آیه اما تنها بر موضوع عبادت و بندگی تکیه می­کند و با صراحت آن را هدف آفرینش جن و انس معرفی می­کند. اندکی تأمل در مفهوم این آیات نشان می­دهد که هیچ اختلافی بین آنها نیست، بلکه بعضی از اهداف، مقدماتی، برخی هدف متوسط، بعضی هدف نهائی و بعضی نتیجه آن هستند. هدف اصلی، همان عبودیت است که در آیات مورد بحث بدان اشاره شده، علم و دانش و امتحان و آزمایش، اهدافی هستند که در مسیر عبودیت قرار دارند و رحمت خداوند، نتیجه این عبودیت است. البته باید توجه داشت که عبادت، تنها اعمال ظاهری مانند نماز و روزه نیست، گرچه آنها نیز در جای خود بسیار مهم است؛ بلکه عبودیت، نهایت تسلیم در برابر ذات پاک اوست. عبودیت، اطاعت بی قید و شرط و فرمان­برداری در تمام زمینه‌ها است. عبودیت کامل این است که انسان جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد، جز در راه او گام بر ندارد و غیر او ـ حتی خویشتن ـ را فراموش کند. این است هدف نهائی آفرینش بشر که خدا برای وصول به آن، میدان آزمایش فراهم ساخته و علم و آگاهی به انسان داده و نتیجه نهائی­ اش نیز غرق شدن در اقیانوس رحمت اوست.

494ـ Pيَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ کَادِحٌ إِلَى رَبّكَ کَدْحاً فَمُلاَقِيهِ‌O. (6/انشقاق)

O man! Of course, with every suffering and hardship, try to the truth in the way of obedience and worship, that you will eventually go to the presence of your Lord. (6)

اى انسان البته با هر رنج و مشقت (در راه طاعت و عبادت حق بكوش كه) عاقبت حضور پروردگار خود می روى. (6/انشقاق)

آیات قرآن
۰
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید