ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۴ دقیقه·۲ ماه پیش

41 -Islam, the message of Prophets

 530ـPوَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍO (17/قمر)

Certainly, we have made the Qur'an simple for the sake of admonishment. So, is there anyone who will be admonished? (17)

و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان كرديم آيا كسى هست كه از آن پند گيرد؟ (17/قمر)

 531ـ جعلنا القرآن سهلاً ملاحظة للتذكير: القرآن هو الطريق الأسهل والأفضل والأقرب للتكيف مع الله في القلب والشفة. سهولة القرآن لرسالة إلمام قلب الإنسان والروحه؛ لا يعني ذلك أنه كتاب خفيف وطائش؛ كما جاء في الآية 5 من سورة المزمل: "سنلهمك قريباً بكلمة ثقيلة." القرآن الكريم، كلمة ضخمة و ثقيلة و عقل ممتلي؛ ولكن في النفس الوقت، بسبب الانسجام والألفة مع الطبيعة البشرية، من السهل علي الجميع فهمها و الاستفادة منها. الجميع بين هاتين الخاصيتين، والتي ستكون ثقيلة والضخمة و مليئة بالمحتوي، و سهل و طليق و كل الفهم، إنها من السمات القرآن الإعجازية كونك ثقيلاً، لا يطلب أن تكون صعباً؛ بهذه السهولة، لا يتطلب الأمر تافهاً و بلا عقل و سر المجتمع هو الصفتان السهولة و وزن ثقيل، أي أن هاتين السمتين ليسا متبادلتين بحيث لايمكن مجموعهما. عند ما يتلامس قلب جاهزمع القرآن، ينجذب إليه. علي مر تاريخ الإسلامي، يمكن للمرء أن يراها أمثلة غريبة و رائعة علي التأثير العميق للقرآن في القلوب جاهزة، مما يثبت ذلك. ماذا تفعل عند ما تكون البذور الحيوية بذرة ميتة؛ إذا كانت أيضاً علي افضل الأرض و سقيها من مياه الكوسار تحت إشراف افضل البستانيين، فلن تنمو أبداً و لن تنمو منها الزهور و النباتات.

531- We made the Qur’an easy for Reminding: The Qur’an is the easiest, best, and closest way to get in tameness to God in the heart and on the lip. The ease of the Quran is due to its message being familiar with the human heart and soul, not that it is a light and mindless book. As stated in verse 5 of Surah al-Muzammil: “We will soon inspire to you a heavy word. “The Holy Quran is a huge, heavy word and full of brain; But at the same time, because of harmony and familiarity with human nature, it is easy for everyone to understand and benefit from. The combination of these two characteristics, which are both heavy and massive and full of content, and easy and fluent and all understanding, is one of the miraculous features of the Quran. Being weighty does not involve being difficult; As easy as that is, it does not require frivolous and brainless. The secret of community is two attributes: Ease and being weighty, that is, these two attributes are not reciprocal, so that the sum of them is not possible. Whenever a ready heart encounters the Qur’an, it is attracted to it. Throughout Islamic history, a strange and wonderful example of the profound influence of the Qur’an on the ready hearts can be seem it, which proves this. What to do when a vital seed? is a dead seed? If it is also on the best land and water, it is from the Kosar water under the supervision of the best gardeners, so every flower will grow, and flowers and plants will not grow om it.

531ـ قرآن را برای تذکر آسان کردیم: قرآن، آسان­ترین و بهترین و نزدیک­ترین راه برای انس با خدا در دل و بر لب است. آسانی قرآن به دلیل آشنائی پیام آن با دل و جان است؛ نه این که کتابی سبک و بی مغز باشد؛ چنان که در آیه 5 سوره مزمل آمده است: «ما به زودی سخنی سنگین به تو القاء خواهیم کرد». قرآن کریم، قولی ثقیل و سنگین و پر مغز است؛ ولی در عین حال، به دلیل هماهنگی و آشنائی با فطرت انسان، فهمیدن آن و بهره ­مندی از آن برای همگان آسان است. جمع بین این دو خصوصیت که هم ثقیل و سنگین و پر محتوا باشد و هم آسان و روان و همه فهم، از ویژگی اعجاز قرآن است. وزین بودن، مستلزم دشوار بودن نیست؛ چنان که آسان بودن مستلزم سبک سری و تهی مغزی نیست و راز اجتماع دو صفت آسانی و وزین بودن این است که این دو صفت متقابل هم نیستند تا جمع آنها ممکن نباشد. در هر زمان که دل آماده­ای با قرآن تماس یابد، مجذوب آن می ­شود. در طول تاریخ اسلام، نمونه ­های عجیب و شگفت‌انگیزی از تأثیر عمیق قرآن در دل­های آماده دیده می­ شود که شاهد گویای این امر است. چه میتوان کرد هنگامی که نطفه حیاتی یک بذر مرده باشد؛ اگر آن را در بهترین زمین­ ها هم جای دهند و از آب کوثر و زیر نظر بهترین باغبان­ها آبیاری­اش کنند، هرگز رشد نخواهد کرد و گل و گیاهی از آن نمی­ روید.

532ـ Pلِأَصْحابِ الْيَمينِO (38)

for the People of the Right Hand. (38)

اينها همه براى اصحاب يمين است. (38)

533ـ الصحابة اليمنيين: اليمن تعني الجانب الأيمن والصحابة اليمنيون هم نفس السكان المزد هرون حيث يتم إرسال أعمالهم إلی يدهم اليمني كدليل علي النصر في الامتحانات الإلهية. كلمه "ثلة" تعني مزدحمة و مزدحمة (سميكة و مدمجة). في هذه الآيات، و إن كنتم من رواد الأمم الماضية ـ بالنظر إلي الكثرة و أنبيائهم ـ فإن معظمكم رواد الأمة الإسلامية، بما أن هناك مجموعة كبيرة من الصحابة اليمنيين من الأمة الماضية، فهناك أيضاً مجموعة كبيرة من امة الإسلام؛ لأن في هذه الأمة كثير من الصالحين والمؤمنين. في رواية نبي الإسلام نقرأ: "... أرجو أن يكون نصف أهل الجنة أتباع لي." ثم قرأ الرسول صلی الله عليه و آله هذه الآيات: "ثلة من الأولين و ثلة من الآخرين" وصف القرآن كريم الصحابة اليمن في ثلاث مراحل: 1ـ في حياة العالم: إنهم أناس يخضعون للوصايا والنواهي الإلهية. و سافروا في طريق الممارسة الدينية بحزم، بالإضافة إلي عاداتهم التي و منحها الله لهم، ينصح و يأمر الآخرون بذلك (بلد 11 إلي 18). 2ـ في وقت الموت: في هذه اللحظة هم في حيوية كاملة و لا يزعجهم أي شيء مخيف أو مزعج (واقعه 90 و 91). 3ـ في بيت الخالد: تسلم أفعالهم إلی يمينهم، و حسابهم سهل، و يعودون بفرح إلي أصحابهم، يتمركزون في أعالي الجنة ويتم منحهم جميع أنواع النعم السماوية دون أدني صعوبة و معاناة (الحاقة 19 ـ 22 تا 24 الأنشقاق 7 إلی 9).  

533- Yemeni (right) companions: Yemen means the right side, and the Yemeni companions are the same prosperous population. The letter of their deeds is given to their right hand as a sign of victory in divine examinations. The word “thollat“ means crowded and congested. According to these verses, although you are the pioneers of the past nations, given the multitude and their prophets, most are pioneers of the Islamic nation, as there is a large group of Yemeni (right) companions of the past Ummah, there is also a large group of the Ummah of Islam; for among this nation are many righteous and believers. In the narration of the Prophet of Islam, we read: “… I hope that half of the people of paradise will be my followers. “Then the Prophet (PBUH) recited these verses: tholato menal awalin and tholato menal akharin. “The Holy Quran has described the companions of Yemen in three stages: 1- In the life of the world: They are people who submit to divine commandments and prohibitions. And they traveled over the path of religious practice with firmness and adherence to their God-given customs; Others are advised and ordered to do so (Balad 11 to 18). 2- At the time of death: At this moment, they are in full vitality, and it does not bother them with anything frightening or disturbing (al-Waqiah 90 and 91). 3- At the eternal House: Their deeds are handed to their right hands, their account is easy to do, they return with joy to their companions, they are stationed high in paradise, and all kinds of heavenly blessings are given to them without the least difficulty and suffering (al- Haqqah 19- 22 to 24, al-Ensheqaq 7 to 9).

533ـ اصحاب یمین: یمین به معنای سمت راست است و اصحاب یمین همان جمعیت سعادتمندی هستند که نامه اعمالشان به علامت پیروزی در امتحانات الهی به دست راستشان داده می­شود. واژه «ثلة» به معنای جمعیت انبوه و درهم فشرده است. به فرموده این آیات، اگر چه شما پیشگامان امت ­های گذشته ـ با توجه به کثرت آنها و پیامبرانشان ـ بیشتر از پیشگامان امت اسلام هستند، همان طور که گروه عظیمی از اصحاب یمین از امت ­های گذشته هستند، گروه عظیمی نیز از امت اسلام هستند؛ چرا که در میان این امت، صالحان و مؤمنان بسیارند. در روایتی از پیامبر اسلام (ص) می­ خوانیم: «... من امید دارم که نیمی از اهل بهشت را پیروان من تشکیل دهند». سپس پیامبر (ص) این آیات را تلاوت فرمود: «ثلة من الأولين و ثلة من الآخرين». قرآن کریم، اصحاب یمین را در سه مرحله توصیف کرده است: 1ـ در زندگی دنیا: آنان افرادی هستند که تسلیم اوامر و نواهی الهی هستند و گردنه­ های فرایض دینی را با صلابت و پایداری در می ­نوردند و علاوه بر اینکه خود آداب و رسوم بندگی خدا را به جای می ­آورند، دیگران را نیز به انجام آن توصیه و سفارش می­کنند ( بلد 11 تا 18 ). 2ـ هنگام مرگ: در این لحظه در نشاط و آرامش کامل به سر می ­برند و هیچ گونه امر هول انگیز و نگران کننده­ای آنان را نمی­ آزارد (واقعه 90 و 91). 3ـ در سرای دیگر: پرونده اعمال آنها به دست راستشان داده می­شود، حساب آنان آسان انجام می ­گیرد، با شادمانی نزد هم نشینان خود باز می­ گردند، در مرتبه ­ای بلند از بهشت مستقر می شوند و انواع نعمت­های بهشتی بدون کمترین زحمت و رنجی در اختیار آنان قرار داده می ­شود ( حاقه ـ  22 تا 24، 19، انشقاق 7 تا 9).

534ـ Pوَ إِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِی إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْکُمْ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ‌O. (6/صف)

And when Jesus’ son of Mary said," O Children of Israel! Indeed, I am the apostle of Allah to you, to confirm what is before me of the Torah, and to give the good news of an apostle who will come after me, whose name is Ahmad." Yet when he brought them manifest proofs, they said," This is plain magic." (6)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: «اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق‏ كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات‏] می باشم، و بشارت ‏دهنده به رسولى كه بعد از من می ‏آيد و نام او احمد است!» هنگامى كه او [احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى است آشكار»! (6 / صف)

تفسير الآية 6 سورة الصف تبشير نبي الإسلام صلی الله عليه و سلم من النبي يسوع (ع) هو مكتوب في الصف 159.

Interpretation of verse 6 of surah al-Saf; Evangelizing the prophet of Islam (PBUH) from prophet Jesus (as) it is written in row 159.

تفسیر آیه 6 سوره صف، بشارت آمدن پیامبر اسلام (ص) از سوی حضرت مسیح (ع) در ردیف 159 نوشته شده است.

535ـ Pذٰلِكَ بِأَنَّهُ کَانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌO. (6/تغابن)

That was because their apostles used to bring them manifest proofs, but they said," Shall humans be our guides?!" So, they disbelieved and turned away, and Allah was in no need [of their faith] and Allah is all-sufficient, all-laudable. (6)

اين بخاطر آن است كه رسولان آنها (پيوسته) با دلايل روشن به سراغشان می آمدند، ولى آنها (از روى كبر و غرور) گفتند: «آيا بشرهايى (مثل ما) می خواهند ما را هدايت كنند؟!» از اين رو كافر شدند و روى برگرداندند؛ و خداوند (از ايمان و طاعتشان) بى نياز بود، و خدا غنى و شايسته ستايش است! (6/تغابن)

536ـ الله الغني (الله لا داعي له): نقرأ في الحديث المقدس: "يا خادمتي، لا يمكنك أن تخسرني، و لا تنفعني. عبدي، إذا كان الرجل و الأول والأخير والجن، لديك أنقي قلب، فهذا لا تضيف شيئاً إلي سيادتي، و إذا كان الرجل الأول و الأخير والجن يمتلكان قلباً قذراً، فلن ينقص من حكمي، عبيدي، من الرجل الأول والأخير والجن، يجمعون كل شيء في الساحة، و أي شيء يريدونه مني، و يقدمون كل شيء لهم، لا شيء سوف يقلل من كنزي و هذا مثل الرطوبة التي يأخذها خيط من البحر. عبيدي، أحسب أفعالك، ثم أرجع إليك. من وجد خيراً فاشكر الله و من يري هذا فلا تلوم إلا نفسك، في تشبيه معيب، نحن مثل النباتات والأشجار التي تتعرض لأشعة الشمس؛ من دون أن يحتاجها العالم المشمس.

536- God needless: We read a sacred hadith: “My servants, you can’t cause a loss to me or give benefit to me. If the first and last man and jinn have the purest hearts, it doesn’t add a bit to my sovereignty, and if the first and last man and jinn had the most impure hearts, it will not decrease my Rule. My servants, if the first and last man and the jinn, gather all in the square and anything they want of me, and give it all to them, nothing will diminish my treasure, and this is like the moisture that a string takes from the sea. My servants, I count your actions, then return to you. If anyone finds good, do thank God, and those who see other than this do not blame except yourself. “In a flawed analogy, we are like plants and trees that are exposed to sunlight, without the world's sun needing to shine on them.

536ـ خداوند بی نیاز: در حدیثی قدسی می­ خوانیم: «بندگان من، شما هرگز نمی ­توانید به من زیانی برسانید یا نفعی بدهید. بندگانم، اگر اولین و آخرین انس و جن، پاکترین قلب را داشته باشند، ذره­ ای بر فرمانروائی من نمی ­افزاید و اگر اولین و آخرین انس و جن، ناپاک­ترین قلب را داشته باشند، از فرمانروائی من چیزی نمی ­کاهد. بندگانم، اگر اولین و آخرین انس و جن، در میدانی جمع شوند و هر چه می­ خواهند، از من بخواهند و همه آن را به آنها بدهم، چیزی از خزائن من کاسته نمی­ شود و این مانند رطوبتی است که یک ریسمان از دریا بر می­ گیرد. بندگانم، من اعمال شمارا بر می­ شمرم، سپس به شما باز می­ گردانم. کسی که نیکی بیابد، خدا را شکر کند و کسی که غیر آن را ببینند، جز خویشتن را ملامت نکند». در یک تشبیه ناقص، ما همانند گیاهان و درختان هستیم که خود را در معرض تابش نور آفتاب قرار داده ­اند؛ بی آنکه آفتاب عالم تاب نیازی به آنها داشته باشد.

537ـ Pفَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌO. (8/تغابن)

So have faith in Allah and His Apostle and the light which We have sent down, and Allah is well aware of what you do. (8)

پس به خدا ايمان آريد و به رسول او و نور علم و حكمتى كه (بندگان را در آيات قرآن) فرستاده ‏ايم بگرويد، و (بترسيد كه) خدا به هر چه كنيد آگاه است. (8 / تغابن)

538ـ آمن بالله و رسوله و بالنور الذي أنزلناه: و قد تم تقديم تفسير القرآن للنور في آيات عديدة، كما أن تفسير "انزلنا" دليل علي ذلك؛ و مع ذلك في العديد من الأحاديث التي وصلت إلينا من خلال أهل البيت (عليه السلام)، يتم تفسير الضوء في هذه الآية للإمام. قد يعني هذا التفسير أن الإمام، هو تجسيد عملي القرآن. لذلك يشار إحياناً إلي النبي و الإمام بالقرآن الناطق. و نقرأ في إحدي هذه الروايات عن الإمام باقر (عليه‌السلام) عن الأئمة: هم الذين ينيرون قلوب المؤمنين و نورها.

 538- Belief in God and His Messenger and the light that we have sent down: The Qur’an’s interpretation of light has been introduced in numerous verses, and the interpretation of “Anzalna“is also proof of that; however, in the many traditions we have reached to us through the Ahlul-Bayt (AS), light in this verse is interpreted to Imam. This interpretation may mean that the Imam is a practical embodiment of the Qur’an. Hence, sometimes the Prophet and the Imam are referred to as the speaking Qur’an. In one of these narrations, we read from Imam Baqir (AS) about the Imams: “They are the ones who give light and brightness to the hearts of believers.

538ـ به خدا و رسول او و نوری که نازل کرده­ ایم، ایمان بیاورید: تعبیر قرآن به نور، در آیات متعددی وارد شده و تعبیر «انزلنا» نیز شاهد آن است؛ هر چند در روایات متعددی که از طریق اهل بیت (ع) به ما رسیده، نور در این آیه به امام تفسیر شده است. این تفسیر ممکن است از این نظر باشد که وجود امام، تجسم عملی قرآن محسوب می­شود. از این رو گاه به پیامبر و امام، قرآن ناطق گفته می­شود. ذیل یکی از این روایات، از امام باقر (ع) درباره امامان می­ خوانیم: «آنها کسانی هستند که دلهای مؤمنان را نور و روشنائی می­ بخشند».

قرآن کریم
۰
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید