ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۵ دقیقه·۲ ساعت پیش

42 -Islam, the message of Prophets

539ـ Pيَوْمَ يَجْمَعُکُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذٰلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صَالِحاً يُکَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌O. (9/تغابن)

The day when He will gather you for the Day of Gathering will be a day of dispossession. And whoever has faith in Allah and acts righteously, He shall absolve him of his misdeeds and admit him into gardens with streams running in them, to remain in them forever. That is the immense success. (9)

(ياد آريد) روزى كه خدا همه شما را به عرصه محشر (براى حساب) جمع مى‏گرداند و آن روز روز غبن و پشيمانى (بدكاران) است. و هر كه به خدا ايمان آرد و نيكوكار شود خدا گناهانش بپوشد و در باغهاى بهشتى كه زير درختانش نهرها جارى است داخل گرداند كه در آن بهشت ابداً جاودان متنعّم باشند و اين به حقيقت سعادت و رستگارى بزرگ خواهد بود. (9/تغابن)

540ـ يوم الغش: القيامة هي اليوم الذي يتم فيه تحديد الغائز و "الخاسر"؛ يوماً ما يتضح من في عالم أعمالهم تضرر من الاحتيال و الخسارة. هو اليوم الذي يجد فيه الساكن في الجحيم مكانه الشاغر في الجنة و يندم عليه و يجد الجنة أيضاً مكانه في الجحيم و يصبح سعيداً. هناك حديث عن النبي صلی الله عليه و آله: "لا يدخل الجنة عبيد إلا إذا وجد مكانه في النار ـ إذا فعل شيئاً سيئاً ـ فيكون أكثر شاكراً و لا يدخل خادم في النار إلا إذا ظهر له مكان في الجنة ـ إذا قام بعمل جيد ـ لتلقي المزيد من الأسف." أيضاً و لتسمية يوم القيامة، فقد ورد ذكر جوانب أخري؛ منها أن الكفار يعتبرون أنفسهم خاسرين؛ لأنهم فقدوا صفقة في حياتهم و باعوا رأسما لهم الثمين من حياتهم بثمن زهيد و خسروا الحياة البدية النقية؛ أو هذا يعني أن مكان التجمع للبشرية جمعاء يوم القيامة ـ المؤمنون و غير والمؤمنين ـ يشعرون بالأذي؛ يندم المؤمنون علي عدم عملهم في الآخرة، و يشعر الكفار أنهم لم يفعلوا الصالحات، فيشعرون بالخسارة. والواقع، أن سبب ندم كلتا المجموعتين هو أنهما، كما ينبغي، و ربما لم يقدرا القيامة. و قالوا أيضاً أن هذا الشعور بالضياع والندم هو علی اتصال بالمضلل والمتغطرس و أتباعهم المخطئين؛ موضحين أن المخادعين بأن خدعو أتباعهم؛ بهذه الطريقة، أوصهم إلي الدنيا و تجاهل الآخرة. من ناحية أخري، فإن أتباع الضلال خدعهم أيضاً باتباع المتكبر، لأن أتباعهم ساعد علي غطرسة الضالين و تمردهم و فعل لهما أكثر عذاباً. لذلك، في الواقع، خدعت كلتا المجموعتين علي رأس بعضها البعض و خدعت.

 540- Being cheated. Day: Resurrection is the day when the winner and the loser are identified; One day, it becomes clear who in the world of their business has been damaged by fraud and loss. Is the day the Dweller in Hell finds their vacancy in paradise, and regrets it and the paradisical also finds its place in Hell and becomes happy. There is a hadith from the Prophet (PBUH) “No servants enter paradise unless he finds his place in the fire - if he has done something badly - to be more thankful, and no servant enters into hell fire unless he is shown a place in heaven - if he has done well- to receive more regret. “ Also to name it the Day of Judgment, other aspects have been mentioned; Including that the disbelievers see themselves as losers; Because they have lost a deal in their lives and they sold the precious capital of their lives for a small price and have lost eternal pure life; or that mean that gathering place of all mankind on the day of judgment - Both believers and unbelievers - feel hurt; The believers regret why they did not do more for their Hereafter and the disbelievers feel they have not done righteous deeds, they feel the loss. The reason for both groups' regret is that they, as they should, did not value resurrection. They also said that this feeling of loss and regret is in touch with the arrogant, misleading, and their misguided followers, explaining that the deceivers deceived their followers. In this way, they command them to the world and ignore the Hereafter. On the other hand, the followers of the astray also deceived them by following the arrogant, because following them helped the arrogance and rebellion of the misguided and deserved them more torment. So, both groups swindled each other and were deceived.

540ـ روز تغابن: قیامت روزی است که برنده و «مغبون» (بازنده) شناخته می­شوند؛ روزی که روشن می­شود چه کسانی در تجارت خود در عالم دنیا گرفتار غبن و زیان و خسران شده­اند. روزی که دوزخیان جایگاه خالی خود را در بهشت می­بینند و تأسف می­خورند و بهشتیان نیز جای خالی خود را در دوزخ می­بینند و خوشحال می­شوند. در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است: «هیچ بنده­ای وارد بهشت نمی­شود مگر این که جایگاه او در آتش را ـ اگر بدی می­کرد ـ به او نشان می­دهند تا بیشتر شکر کند و هیچ بنده­ای وارد آتش جهنم نمی­شود مگر اینکه جایگاه او در بهشت را ـ اگر خوبی می­کرد ـ به او نشان می­دهند تا بیشتر حسرت بخورد». همچنین برای نامگذاری روز قیامت به این نام، وجوه دیگری نیز ذکر کرده­اند؛ از جمله این که کافران خود را بازنده می­بینند؛ چرا که در معامله زندگانی خود بازنده شده و سرمایه گرانبهای عمرشان را به قیمت اندکی فروخته و زندگی پاکیزۀ ابدی را از دست داده­اند؛ یا این که منظور این است که در آنجا همه اهل محشر ـ اعم از مؤمن و کافر ـ احساس زیان می­کنند؛ مؤمنان در حسرت­اند که چرا بیشتر برای آخرتشان عمل نکردند و کافران از این که هیچ عمل صالحی نیاورده­اند، احساس زیان می­کنند. در حقیقت علت حسرت هر دو گروه این است که آنها، چنان که باید و شاید، برای قیامت ارزش قائل نبوده­اند. هم چنین گفته­اند که این احساس خسارت و پشیمانی، مربوط به گمراه کردن مستکبر و پیروان گمراهانشان است؛ توضیح این که گمراه کنندگان، پیروانشان را فریب دادند؛ بدینوسیله که آنها را به دنیا و بی توجهی به آخرت فرمان دادند. از طرف مقابل، پیروان گمراه نیز با پیروی از مستکبران، آنها را فریفتند؛ زیرا پیروی آنها به تکبر و طغیان گمراه گران کمک کرد و آنها را مستحق عذاب بیشتری کرد. پس در حقیقت هر دو گروه سر هم را کلاه گذاشتند و از هم فریب خورده­اند.

541ـ Pفَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحَابِ السَّعِيرِO. (11/ملک)

Thus, they will admit their sin. So away with the inmates of the Blaze! (11)

اينجاست كه به گناه خود اعتراف مى‏كنند؛ دور باشند دوزخيان از رحمت خدا! (11/ملک)

542ـ اصحاب الآذان السمعية والتفكر اليقظ ليسوا في جهنم: تتحدث هذه الآية عن مصير الجحيم الرهيب، السبب الرئيسي لبؤسهم هو، كما يقول: لقد أعطي الله اذنا و ذكيا و من ناحية أخري أرسل أنبيائه لأسباب واضحة. إذاتم الجمع بين هذين الاثنين، السعادة البشرية مضمونة. ولكن عندما لا يسمع الشخص بأذنه و لايراها بعينه و لايفكر بعقله، إذا جاء إليه جميع الأنبياء والكتاب المقدس، فلن يكون له أي تأثير، يقول رواية أميرالمؤمنين علي (ع): "تم الكشف عن جبرائيل لآدم قالت أنا المسؤول أن لديك خيار واحدة من هذه النعم الثلاث لاختبار واحد و إسقاط اثنين. قال آدم:" ماهم؟ رداً علي ذلك، قال جبرائيل: الحكمة، التواضع والدين. قال آدم: اخترت السبب (الحكمة). قال جبرائيل التواضع والدين: الاخراج عنها. قالوا: نحن عرضة للحكمة في كل مكان و دعونا لاننفصل عنه. قال جبرائيل: الآن هذه هي الطريقة التي تقوم بها مهمتك. ثم صعد إلي الجنة. هذا هو التفسير الأكثر دقة الحكمة والتواضع و علاقته بالدين والتواضع. إذا تم فصل العقل عن الدين، مع القليل من الأشياء سوف غير مستقرة أو أنه يذهب في ضلال؛ التواضع أيضاً يمنع الرجل من ارتكاب الخطايا و هي أيضاً واحدة من ثمار الحكمة.

542- Owners of hearing ears and awake thinking are not in Hell: This verse speaks of the terrible fate of Hell, the main cause of their misery is, he says, God has given one hand hearing ear and intelligence, and on the other hand has sent His prophets for obvious reasons. If these two are joined together, human happiness is guaranteed. But when a person does not hear with his ear and does not see with his eye and does not think with his intellect, if all divine prophets and scriptures come to him, it has no effect. A narration from Amir al-Mu’minin Ali (as) states: “Gabriel was revealed to Adam and said, ' I’m in charge that you are having the option in one of these three blessings to pick one and drop the two. Adam said, “What are they? In response, Gabriel said: Wisdom, humility, and religion. Adam said: I chose reason (wisdom). Gabriel told them to humility and religion: release him. They said: We are charged to be wise everywhere, and let us not be detached from it. Gabriel said: Now that is the way you do your mission. Then he ascended to heaven. “This is the most subtle interpretation of wisdom and humility and religion and relation to religion and humility. if the reason is separated from religion, little things will be unstable, or it will go astray. Also, modesty that prevents man from committing sins is one of the fruits of wisdom and reason.

542ـ صاحبان گوش شنوا و فکر بیدار در دوزخ نیستند: این آیه ضمن بیان سرنوشت وحشتناک دوزخیان، بر علت اصلی بدبختی آنها انگشت گذاشته، می­گوید: خداوند از یک سو گوش شنوا و عقل و هوش داده و از سوی دیگر پیامبرانش را با دلایل روشن فرستاده است. اگر این دو با هم ضمیمه شوند، سعادت انسان تأمین است؛ ولی هنگامی که انسان با گوش خود نمی­شنود و با چشم خود نمی­بیند و با عقل خود نمی­اندیشد، اگر تمام پیامبران الهی و کتب آسمانی به سراغ او آیند، اثری ندارد. در روایتی از امیرالمؤمنین علی (ع) آمده است: «جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت من مأمورم که تو را میان یکی از این سه موهبت مخیر کنم تا یکی را برگزینی و آن دو را رها کنی. آدم گفت: آنها چیست؟ جبرئیل در پاسخ گفت: عقل، حیا و دین. آدم گفت: من عقل را برگزیدم. جبرئیل به حیا و دین گفت: او را رها کنید. گفتند: ما مأموریم همه جا با عقل باشیم و از آن جدا نشویم. جبرئیل گفت: حال که چنین است به مأموریت خود عمل کنید. سپس به آسمان صعود کرد». این لطیف­ترین تعبیر درباره عقل و خرد و نسبت آن با حیا و دین است. اگر عقل از دین جدا گردد، با اندک چیزی بر باد می­رود یا به انحراف کشیده می­شود؛ همچنین حیا که مانع انسان از ارتکاب گناهان است نیز از ثمرات و نتایج عقل و خرد است.

543ـ Pسَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ‌O. (1/معارج)

An asker asked for a punishment bound to befall (1)

تقاضا كننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد! (1/معارج)

544ـ Pلِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌO. (2/معارج)

which none can avert from the faithless (2)

اين عذاب مخصوص كافران است، و هيچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند، (2/معارج)

 545ـ الانتقام الفوري لإنكار الولاية علي (عليه‌السلام): يقتبس من الإمام الصادق (ع) أن "بعد أن عين رسول الله النبي علي (ع) إلي الخلافة في يوم غدير خم و عنه، قال: من أنا حاكمه، فإن علي حاكمه". تم نشر الخبر في المدن. يوما ما شخص ما يسمي "نعمان بن حارث فهري" جاء إلي النبي و قال لقد أمرتنا في وحدانية الله و أنت الرسول، اشهد، نحن نشهد، ثم أمرت بالجهاد والحج والصيام والصلاة والزكاة، قبلنا هذه. لكنك لم تكن راضيا عن هذه حتي تقوم بتعين هذا الشاب (علي) كخليفة لك و قلت أن كل من أنا الحاكمة، فإن علی حاكمة. (أنا سيدي، علي مولاي). هل هو من كلماتك الخاصة أم من الله قال النبي صلی الله عليه و آله: أقسم با الله أنه لا اله إلا هو، هذا من الله. بدوره علي نعمان؛ بينما يقول: الله إذا كان هذا صحيحاً من جانبك، حجر من السماء امطرت علينا. و من هذا نزل حجر من السماء هبطت علي رأسه و قتلها و كشفت هذه الآيات.

545- Immediate retribution for denying Vilayat Ali (AS): It is quoted from Imam Sadiq (as) that “After the Apostle of God appointed majesty Ali (as) on the day of Ghadir Khomeh to the caliphate and about him he said, “whoever I am his Lord, Ali is his Lord “. The news was spread in the cities. One day, a person named “Noaaman ibn Harith Fahri “came to the prophet and said: You have commanded us in the oneness of God, and you’re the messenger, testify, we testify. Then you ordered jihad and Hajj, fasting and prayers, and zakat, and we accepted these. But you weren't satisfied with these until you appointed this young man (Ali) as your successor, and you said that whoever I am, his Lord, Ali is his Lord. Is it from your own words or God? The Prophet (PBUH) said: I swear to God that there is no God but He; this is from God. Turn on Naaman, while saying: God, if this is true from your side, a stone from the sky rained down on us. It was here that a stone came down from the sky, it landed on his head and killed him, and these verses were revealed. “

545ـ عذابی فوری برای منکر ولایت علی (ع): از امام صادق (ع) نقل شده است که «پس از آن که رسول خدا، حضرت علی (ع) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت که «هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست». این خبر در شهرها منتشر شد. روزی شخصی به نام «نعمان ابن حارث فهری» نزد پیامبر آمد و گفت: تو به ما دستور دادی به یگانگی خدا واین که تو فرستاده او هستی، شهادت دهیم، ما هم شهادت دادیم. سپس به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دستور دادی، ما اینها را نیز پذیرفتیم. اما با اینها راضی نشدی تا این که این جوان (علی) را به جانشینی خود منصوب کردی و گفتی که هرکس من مولای او هستم، علی مولای اوست. آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟ پیامبر (ص) فرمود: قسم به خدائی که جز او معبودی نیست، این از ناحیه خدا ست. نعمان روی برگردانید؛ در حالی که می­گفت: خداوندا اگر این سخن حقی است از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما بباران. اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت و این آیات نازل گشت».

546ـ Pفَأَمَّا مَنْ طَغَى‌‏O. (37/نازعات)

as for him who was rebellious. (37)

امّا آن كسى كه طغيان كرده، (37/نازعات)

547ـ Pوَ آثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَاO. (38/نازعات)

and preferred the life of this world, (38)

و زندگى دنيا را مقدّم داشته، (38 / نازعات)

548ـ العلاقة بين التمرد والعلمانية: هذه الآيات تحدد مبادئ السعادة البشرية والأشرار بطريقة لطيفة و تستحقها، و سعادته هي معرفة نتيجة الخوف من الله و ترك الهواء النفس (الأنانية) و كذلك مقتطف من كل تعاليم الأنبياء والقديسين هو هذا فقط و ليس اكثر. الأنانية التي تغطي علي الحكمة، يزين الأعمال القبيحة في عيون الإنسان والشعور بالاعتراف هو اعظم نعمة الله والامتياز البشري للحيوان، يأخذها منه و يحصل علي مشغول بنفسه. يقول الإمام باقر (ع): " الجنة مغطاة بطيات داخلية من المحن والمصائب والصبر والتحلي بالصبر. أي شخص يتسامح مع الانزعاج في العالم يذهب إلي الجنة. الجحيم ملفوفة في الضحك والشهوة و من أطلق نفسه ضد هذه الملذات والعواطف المجانية، يذهب إلي النار. "يقول الإمام صادق (ع): " الافراج عن أنفاسك مع نزدة الخاص بك؛ لأن هواء التنفس يسبب الموت. لتحرير نفسه ضد هويء إنه الم و للحفاظ عليه من اهواءه، إنه دواء. " ليس فقط الجحيم في الآخرة، إنه ذرية الوثنية، الجحيم المحترق في العالم مثل انعدام الأمن والاضطراب والحروب و سفك الدماء، الجدل هو أيضاً سبب ذلك.

548- The relationship between rebellion and secularism: These verses outline the principles of human happiness and wickedness with a polite manner and merit, and his happiness is knowing the result of fearing God and leaving selfishness and so is the extract of all teaching of the prophets and saints is only this and no more. Selfishness covering the wisdom, it decorates ugly deeds in the eyes of man, and the sense of recognition that God’s greatest blessing and is the human privilege of the animal, he takes it from him and gets busy by himself. Imam Baqir (as) says: “Paradise is covered in the inner fold of adversities and hardships and patience and to be patient. Anyone who tolerates the discomfort in the world goes into heaven. Hell is wrapped in pleasures and lust, and whoever releases himself against these free pleasures and passions, he goes into the fire, “Imam Sadeq (as) says. Release your soul with its whim, because the whim causes death. To free oneself against the lust’s pain and to keep it from its whims, it’s medicine, “Not only hell in the hereafter, he is the offspring of heathenism, the burning hell of the world, like insecurity, disorder, wars, and bloodshed, the controversy is also caused by it.

548ـ رابطه طغیان و دنیا پرستی: این آیات، اصول سعادت و شقاوت انسان را به نحو زیبا و شایسته­ای ترسیم کرده، شقاوت انسان را نتیجه طغیان و دنیاپرستی، و سعادت او را ثمره خوف از خدا و ترک هوای نفس دانسته است و عصاره تمام تعلیمات انبیاء و اولیاء نیز همین است و بس. هوی­پرستی، پرده­ای بر عقل می­کشد، اعمال زشت را در نظر آدمی تزیین می­کند و حس تشخیص را که بزرگ­ترین نعمت خدا و امتیاز انسان از حیوان است، از او می­گیرد و آدمی را به خود مشغول می­کند. امام باقر (ع) می­فرماید: «بهشت در لا به لای نا ملایمات و سختی­ها و صبر و شکیبائی پوشیده شده است. هر کس در برابر ناراحتی­ها در دنیا شکیبائی کند، داخل بهشت می­شود. دوزخ در لا به لای لذات و شهوات پیچیده شده و هر کس نفس خویش را در برابر این لذات و شهوات آزاد بگذارد، داخل آتش می­شود». امام صادق (ع) می­فرماید: «نفس را با هوی و هوسش رها کن؛ چرا که هوای نفس سبب مرگ می­شود. آزاد گذاردن نفس در برابر هوی­ها، درد آن است و باز داشتن آن از هوی و هوس­هایش، دوای آن». نه تنها جهنم آخرت، زائیده هوی­پرستی است، جهنم­های سوزان دنیا همچون ناامنی­ها، بی نظمی­ها، جنگ­ها و خونریزی­ها، جدال­ها و کینه­توزی­ها هم ناشی از آن است.

امام صادقعقل خرد
۰
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید