ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۴ دقیقه·۳ روز پیش

51 - اسلام, رسالت همه پیامبران

590ـ Pكُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَO (110/آل عمران)

You are the best nation [ever] brought forth for mankind: you bid what is right and forbid what is wrong and have faith in Allah. And if the People of the Book had believed, it would have been better for them. Among them [some] are faithful, but most of them are transgressors. (110)

شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏اند؛ (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشانى،) ايمان آورند، براى آنها بهتر است! (ولى تنها) عده كمى از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار) (110 / آل عمران) [2].

591ـ خير أمة: هذه الآية تخاطب كل المسلمين، و تعرفهم بأنها خيراً أمة خلقت بين بني البشر. من الواضح أن تفوق المسلمين علي الأمم الأخرى يرجع إلي غلبة الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر بينهم، والإيمان الحقيقي بالله والمسلمون أمة مميزة طالما أنهم لا ينسون الدعوة إلي الخير و محاربة الفساد. إذا نسوا ذات يوم هذا الواجب، فلن يعودوا أفضل أمة. قد يتبادر إلي الذهن السئوال لماذا في الآية 104 من نفس السورة التي تأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، تنص علي واجب جماعة معينة من المسلمين؟ لكن هذه الآية موجهة لجميع المسلمين. ورداً علي ذلك يقال إن الآية 110 تشير إلي المرحلة الفردية، نطاقها القلب واللسان، و يلزم جميع المسلمين في هذه المرحلة بالأمر بالمعروف والنهي عن المنكر؛ لكن الاتصال القانوني مع المنكرين، والذي يكون مصحوباً أحياناً باستخدام القوة والقانون، هو مسئوولية الحكومة الإسلامية و حاكم الشريعة، و لا يجوز لأحد أن يأمر بالمعروف و عن المنكر عملياً. علي أي حال، فإن الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر واجب ديني مهم للغاية يضمن صحة المجتمع و سعادته. يقول الإمام باقر (ع) في أهمية هذا الموضوع: "الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر فرض إلهي عظيم تقام به بقية الواجبات. و به تكون الطرق أمنة، و أعمال الناس شرعية و حق الناس مكفول و في ظلها تحل الأراضي و ينتقم الأعداء و في ضوء ذلك سينظم كل شيء". كما قال الإمام علي (ع) عن أهمية هذا الواجب الديني: "كل الحسنات والجهاد في سبيل الله، والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، كإلقاء قطرة في البحر الواسع". يجب أن نعلم أن الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر لا يتعارض مع الحرية وسلطة التي وهبها الله للإنسان. بل إنه يضمن في الواقع أن الحياة البشر السعيدة مصحوبة بحريتهم. و قد قال الرسول الكريم صلي الله عليه و آله بشكل جميل كما ذكر هذه النقطة: العاصي بين الناس كمن يصعد في السفينة مع جماعة و عند ما يكون في وسط البحر يأخذ فأساً و يثقب الشاي الذي يجلس فيه، إذا تم الاعتراض عليه، يجيب بأنني سأحصل علي نصيبي، إذا لم يمنعه الآخرون، من هذا العمل الخطير، فلن يستغرق الأمر وقتاً طويلا حتي تشرب مياة البحر إلي السفينة، و سوف يغرقون جميعاً في الحال البحر. بهذا المثال المثير للأهتمام، يجسد الرسول صلي الله عليه و آله عقلانية واجب الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، و يعتبر حق الفرد في الإشراف علي المجتمع أمراً طبيعياً ينشأ من ارتباط الاقدار".

591- Best nation: This verse addresses all Muslims and introduces them as the best nation created among human beings. The superiority of Muslims over other nations is due to the prevalence of enjoining what is good and forbidding what is evil among them, and true faith in God. Muslims are a privileged nation as long as they do not forget the call to goodness and the fight against corruption. If one day they forget this duty, they will no longer be the best nation. The question may come to mind why in verse 104 of the same surah commanding the good and forbidding the evil, the duty of a certain group of Muslims is stated; But this verse is addressed to all Muslims, in response, it should be said that verse 110 points to the individual stage, the scope of which is the heart and tongue, and all Muslims in this stage are obliged to enjoin what is good and forbid what is evil; But legal in contact with to the deniers, which is sometimes accompanied by the use of force and law, is the responsibility of the Islamic government and the ruler of the shari'ah, no one is allowed to enjoin the good and forbid the evil practicable. in any case, enjoining the good and forbidding the evil is an especially important religious duty that guarantees the health and happiness of society. Imam Baqir (AS) says about the importance of this issue: " Enjoining the good and forbidding the evil is a great divine obligation by which the rest of the duties are erected. and by it, the roads are safe, the business of people the lawful and the right of the people is ensured and in its shadow, the lands will be settled and of the enemies will be vengeance, and in the light of that everything will be organized ". Imam Ali (AS) has also said about the importance of this religious duty: " All good deeds and Jihad in the way of God, along with enjoining the good and forbidding the evil, is such as throw a drop on the wide sea ". it should be known that enjoining the good and forbidding the evil has nothing incompatibility with the God-given freedom and authority of human beings and in fact, it guarantees the happy life of human beings come along with their freedom. The Holy Prophet (PBUH) has beautifully such as stated this point: " A sinful person among the people is like one who gets on a ship with a group and when he is in the middle of the sea, he takes up an ax and pierces the tea in which he is sitting, if he is objected to, answers that I will take possession of my portion, if others do not prevent him, from this dangerous act, it does not take long for seawater to seep into the ship, and they will be all at once drown at sea ". With this interesting example, the Prophet (PBUH) embodies the rationality of the duty of enjoining what is good and forbidding what is evil and considers the right of an individual to supervise society as a natural right that arises from the connection of the fates ".

591ـ بهترین امت: این آیه، به همه مسلمانان‌ها خطاب می‌کند و آنان را بهترین امتی معرفی می‌کند که در میان انسان‌ها آفریده شده‌اند. روشن است که برتری مسلمان‌ها بر دیگر امت‌ها، به دلیل رواج امر به معروف و نهی از منکر در بین آنها و ایمان واقعی به خدا است و مسلمانان تا زمانی یک امت ممتاز محسوب می‌گردند که دعوت به سوی نیکی‌ها و مبارزه با فساد را فراموش نکنند و اگر روزی این وظیفه را فراموش کنند، دیگر بهترین امت نخواهند بود. ممکن است این سئوال به ذهن برسد که چرا در آیه 104 همین سوره امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه گروهی خاصی از مسلمان‌ها بیان شده؛ اما این آیه همه مسلمان‌ها را مخاطب قرار داده است. در پاسخ باید گفت که آیه 110 به مرحله فردی اشاره دارد که محدوده آن دل و زبان است و همه مسلمان‌ها در این مرحله موظف‌اند که امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ اما بر خورد قانونمند با منکرات که گاهی با اعمال زور و قانون همراه است، از شئون حکومت اسلامی و حاکم شرع است و بدون اجازه حاکم شرع، هیچ شخصی مجاز به امر به معروف و نهی از منکر عملی نیست. به هر حال، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه دینی بسیار مهمی است که ضامن سلامت و سعادت جامعه است. امام باقر (ع) در اهمیت این موضوع می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر، واجب بزرگ الهی است که بقیه واجبات به وسیله آن بر پا می‌شود. و به وسیله آن، راه‌ها امن، کسب و کار مردم حلال و حقوق افراد تأمین می‌گردد و در سایه آن، زمین‌ها آباد می‌شود و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و در پرتو آن همه کارها سامان می‌یابد». امام علی (ع) نیز در اهمیت این وظیفه دینی فرموده است: «همه اعمال نیکو و جهاد در راه خدا، در کنار امر به معروف و نهی از منکر، چون انداختن قطره‌ای است بر دریای مواج و پهناور». باید دانست که امر به معروف و نهی از منکر، هیچ منافاتی با آزادی و اختیار خدادادی انسان‌ها ندارد و در حقیقت ضامن زندگی سعادتمندانه انسان‌ها همراه با آزادی آنها است. پیامبر اکرم (ص) این نکته را به زیبائی چنین بیان فرموده است: «یک فرد گناهکار در میان مردم، همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد، تبری بردارد و به سوراخ کردن جائی بپردازد که در آن نشسته است اگر به او اعتراض کنند، در جواب بگوید که من در سهم خودم تصرف می‌کنم. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند، طولی نمی‌کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ می‌کند و یکباره همگی در دریا غرق می‌شوند». پیامبر (ص) با این مثال جالب، منطقی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را مجسم می‌کند و حق نظارت فرد بر اجتماع را یک حق طبیعی می‌داند که ناشی از پیوند سرنوشت‌ها است.

592ـ Pمَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاًO (80/نساء)

Whoever obeys the Apostle certainly obeys Allah; and as for those who turn their backs [on you], We have not sent you to keep watch over them. (80)

كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده؛ و كسى كه سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم (و در برابر او، مسئول نيستى). (80)[3]

593ـ ضرورة طاعة حديث النبي صلي الله عليه و آله: هذه الآية من أوضح آيات القرآن و هي دليل علي سمو سنة الرسول صلي الله عليه و آله و قبول أحاديثه، لذلك، لا أحد يستطيع أن يقول إني أقبل القرآن، لكني لا أقبل حديث النبي صلي الله عليه و آله و تقليده؛ لأن هذه الآية تنص صراحة علي أن "طاعة حديث الرسول صلي الله عليه و آله هي طاعة لأمر الله". كما أننا عند ما نري الرسول صلي الله عليه و سلم في حديث الثقلين الوارد في المصادر الإسلامية المشهورة يأتي منها المصادر السنية والشيعية، لقد أوضح أنه اعتبر أحاديث أهل البيت عليهم‌السلام وثيقة و حجة، و نستخدم أن الطاعة لأمر أهل البيت (ع) ليست منفصلة عن الطاعة لأمر الله و لا أحد يستطيع أن يقول أنا أقبل القرآن ولكني لا أقبل احاديث أهل البيت (ع)؛ لأن هذا القول مخالف لهذه الآية و لآيات أخري مماثلة. في العديد من الروايات الوردة أدناه في هذه الآية من الأئمة (ع)، نقرأ أن الله وفقاً لهذه الآية قد أعطي حق الأمر والنهي لنبي نفسه، و قد أعطي النبي صلي الله عليه و آله مثل هذا الحق لعلي (ع) والأئمة الأبرياء (ع). لذلك لا ينبغي لأحد أن يرفض الأمر بهم أو يمنعهم؛ لأن امر هم و نهيهم دائماً من عندالله و ليس من انفسهم.

593- It is necessary to obey the hadith and sunnah of the prophet (PBUH): This verse is one of the clearest verses of the Qur'an which is a proof of the superiority of the sunnah of the prophet (PBUH) and acceptance of his hadiths, therefore, no one can say that I accept the Qur'an, but I do not accept the hadith and tradition of the prophet (PBUH); Because this verse explicitly states that " obedience to the hadith and tradition of the prophet (PBUH) is obedience to command of God " .also when we see the prophet (PBUH) according to the hadith of saqaleen which is in the of famous Islamic sources come Including Sunni and Shiite sources, he has explicitly considered the hadiths of Ahl al-Bayt (AS) is not separate from obedience to the command of God and no one can say I accept the Qur'an but I do not accept the hadiths of Ahl al-Bayt (AS); Because this statement, is against to this verse and other similar verses. In several narrations that have been included below in this verse from the Imams (AS), we read that God, according to this verse, has given the right of command and prohibition to the self prophet and the prophet (PBUH) has given also such a right to Ali (AS) and innocent Imams (AS). Therefore, one should not refuse to command or forbid them, because their command and prohibition are always from God and not from themselves.

593ـ لزوم اطاعت از حدیث و سنت پیامبر (ص): این آیه یکی از روشن‌ترین آیات قرآن است که دلیل بر ارجحیت سنت پیامبر (ص) و قبول احادیث اوست و بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید قرآن را قبول دارم ولی حدیث و سنت پیغمبر (ص) را قبول ندارم؛ زیرا این آیه به صراحت می‌فرماید که «اطاعت از حدیث و سنت پیامبر (ص)، اطاعت از فرمان خدا است». هم چنین هنگامی که می‌بینیم پیامبر (ص) طبق حدیث ثقلین که در منابع معروف اسلامی ـ اعم از منابع اهل تسنن و شیعه ـ آمده است، به صراحت احادیث اهل بیت (ع) را سند و حجت شمرده است، استفاده می‌کنیم که اطاعت از فرمان اهل بیت (ع) نیز اطاعت فرمان خدا جدا نیست و کسی نمی‌تواند بگوید من قرآن را می‌پذیرم ولی احادیث اهل بیت (ع) را نمی‌پذیرم؛ زیرا این سخن، بر ضد این آیه و آیات مشابه آن است. در روایات متعددی که در ذیل این آیه از امامان (ع) وارد شده است، می‌خوانیم که خداوند طبق این آیه، حق امر و نهی را به پیامبر خود (ص) داده و پیامبر (ص) نیز چنین حقی را به علی (ع) و أئمه معصومین داده است. بنابراین نباید از امر و نهی آنها سر باز زد؛ زیرا امر و نهی آنها همواره از طرف خدا است و نه از طرف خودشان.

594ـ لقد تم إرسالك في مهمة إلي جميع أنحاء العالم: "الكافية" من الجوهر "الكاف" معني كف اليد، و لأن الإنسان يأخذ بيديه أو يبقي الأشياء بعيدة عن نفسه تعني هذه الكلمة أحياناً التجميع والنهي أحياناً. في هذه الآية أيضاً، أعطي المفسرون كلا المعانييين إذا كانت تعني التجميع، فمعني أن دعوة الرسول هي دعوة عالمية و تشمل جميع الناس. كما تدعم الروايات العديدة المقتبسة في تفسير هذه الآية نفس التفسير. والتفسير الثاني المذكور للآية مشتق من معني النهي، و حسب هذا التفسير تصب "الكافية" صفة الرسول، و معني الآية أن الله أرسل الرسول رادعاً للكفر والمعصية للبشر. يبدو التفسير الأول أكثر صحة.

594- You have been sent on a mission to all the world: " Caffe " from the substance " kaf " means of the palm, and because a person takes with his own hands or keeps the objects far from himself, this word sometimes means to collect and sometimes to forbid. In this verse, too, both meanings have been given the possibility by commentators. if it means gathering, it means that the invitation of the prophet is a universal invitation and includes all people. Numerous narrations quoted in the interpretation of this verse also reinforce the same interpretation. The second interpretation mentioned for the verse is derived from the meaning of forbidding, and according to this interpretation, " Caffe" becomes the attribute of the prophet, and the meaning of the verse is that God sent the prophet as a deterrent to disbelief and sin for human beings. The first interpretation seems more correct.

594ـ تو برای همه جهانیان مبعوث شده‌ای "«کافة» از ماده «کف» به معنای کف دست است و چون انسان با دست خود اشیاء را می‌گیرد یا از خود دور می‌کند، این کلمه گاهی جمع کردن و گاهی منع کردن معنی می‌دهد. در این آیه هر دو معنی را مفسران احتمال داده‌اند. اگر معنی آن، جمع کردن باشد، مفهوم این آیه می‌شود که دعوت پیامبر، دعوت جهانی و شامل جمع مردم است. روایات متعددی که در تفسیر آیه نقل شده نیز همین تفسیر را تقویت می‌کند. تفسیر دومی که برای آیه ذکر شده، از معنی منع کردن گرفته شده، و طبق این تفسیر «کافة» صفت پیامبر می‌شود و منظور آیه این است که خداوند پیامبر را همچون یک بازدارنده از کفر و گناه برای انسان‌ها فرستاده است. تفسیر ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سر ببريد ـ و حيواناتى كه روى بتها (يا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‏هاى تير مخصوص بخت آزمايى؛ تمام اين اعمال، فسق و گناه است ـ امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند؛ بنابراين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم ـ امّا آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (3)[1]



اهل بیتسنت پیامبر
۱
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید