ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۴ دقیقه·۲ روز پیش

52 -اسلام, رسالت همه پیامبران

595ـ Pيا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَO (67 / مائده)

O Apostle! Communicate that which has been sent down to you from your Lord, and if you do not, you will not have communicated His message, and Allah shall protect you from the people. Indeed, Allah does not guide the faithless lot. (67)

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد؛ و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67 / مائده)[1]

596ـ اعلان المحافظة عن علي (ع) بغدير خم: و قد قال المفسرون والعلماء الشيعة والعديد من المفسرين والعلماء السنة في نزول هذه الآية نزلت هذه الآية عليه بعد حجة الوداع للنبي صلي الله عليه و سلم، و هي تعني إعلان خلافة حضرة علي (ع) بعد النبي صلي الله عليه و سلم. مرت ثمانية أيام على عيد الا ضحى من ذلك العام عند ما وصل حجاج المسلمين إلى أرض الجحفة و صحراء غدير خم الجافة والحارقة؛ مفترق طرق حيث يفصل المسلمون و يذهب الجميع إلى جانب وطنهم. هناك نزل ملاك الوحي و أنزل هذه الآية من عند الله إلي النبي صلي الله عليه و سلم والنبي ـ كل المسلمين ـ بحسب بعض الأقوال التي بلغ عددها 124 ألفاً ـ لقد جمع كل شيء في ذلك المكان، و أثناء حديثه بصوت عال، و بصراحة قدم علي بن أبي طالب (عليه‌السلام) خليفته و خلافته. و له أخذ يمين الولاء على الناس. بعد أن سلم الرسول صلي الله عليه و سلم الرسالة الإلهية للشعب، نزلت الآية الثالثة من سورة المائدة: "اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا". في ذلك اليوم، اندلعت ضجة بين الناس و كان الجميع يهنئون على (ع) بهذه المناسبة و من بين المشهورين الذين هنأوه أبوبكر و عمر الذين نطقوا بهذه الجمل أمام الحشد بدأوا باللسان." أحسنت صنعا! أحسنت صنعا! يا ابن أبي طالب. لقد أصبحت سيداً و قائداً لكل رجال و نساء المؤمنين". هناك نقطتان في هذه الآية تستحقان التوضيح: 1ـ هذه الجملة من الآية التي تقول: "إن لم تفعلوا، و لم تنقلوا الرسالة الإلهية، فأنتم لم تنجزوا رسالتها". إنه يكرر الأهمية الاضافية لهذه الآية. لا شك أن النبي صلي الله عليه و سلم يسلم الرسالة الإلهية. لكن الشرط الوارد في الآية يدل على أهمية حكم هذه الآية. الآية في الظهور تقول: أيها النبي، إذا لم تقدم على (عليه‌السلام) خلفاً لك، فأنت لم ترسل رسالة الله (في الواقع، أنت لم تفعل شيئاً). لكن داخلياً، يعلن لجميع المسلمين أن دينهم الكامل يعتمد على وصاية الإمام علي (ع). 2ـ هذه الجملة من هذه الآية التي تقول إن الله يحفظك من الأخطار المحتملة على الناس، تفيد بأن النبي صلي الله عليه و سلم كان مسؤولاً عن الحكم المرسوم الذي نزل في هذه الآية، و كان مأموراً لإيصالها إلى الشعوب. و كان يخشى أن يكون نقل حكم هذه الآية إلى الناس خطراً علي حياة الرسول صلي الله عليه و سلم أو بقاء الدين الإلهي ناقصاً. من الواضح أن النبي صلي الله عليه و سلم لم يكن خائفاً من القتل، لأن حياته كلها في الجهاد والتضحية بالنفس في سبيل الله يرفض هذا الرأي. بل كان يخشى لهذا السبب أن يتهم الناس أمام الوصية بهذه الآية النبي صلي الله عليه و سلم بما لا ينجح في فعله في هذه الآية أعطي الله للنبي صلي الله عليه و سلم ضمانة أنه سيحفظه من شر الناس؛ كما جاء عن ابن عباس و جابر بن عبدالله انصاري ـ رفيقان عظيمان ـ أن الله أمر نبيه أن يعين علي (ع) إشرافهم علانية أمام الناس؛ لكن الرسول صلي الله عليه و سلم كان يخشي أن يقول الناس إنه نصب ابن عمه و يسخر منه في ذلك ـ بعث الله إلی الرسول صلي الله عليه و سلم أن "أيها النبي أنزل إليك ما أنزل من ربك ..." و بعد ذلك أعلن النبي صلي الله عليه و سلم ولاية علي (ع) يوم غدير خم.

596-The announcement of the province for Ali (AS) in Ghadir Khum: Shiite commentators and scholars and many Sunni commentators and scholars have said about the revelation of this verse, this verse was revealed to Him after Hajjato al-wedaa ( the last Hajj of the prophet )(PBUH) and it means, announcing the succession of Hazrat Ali (AS) for after the prophet (PBUH), eight days had passed since Eid Al-Adhha of that year when the pilgrims of the Hajj of Muslims has been arrived to the land of Johfeh and the dry and burning desert of Ghadir Khum; Crossroads where Muslims separate and everyone was going to the side of their homeland. There, the angel of revelation descended and revealed this verse from God's side to the prophet (PBUH), and the prophet (all Muslims – according to some sayings), whose number would reached124 thousand – He gathered all in that place and during a loud speech, Frankly He openly introduced Ali bin Abi Taleb (AS) as his caliph and successor. And for him, He took the oath of allegiance from the people. After the messenger, may God bless him and grant him peace, delivered the divine message to the people, the third verse of surah Maedeh was revealed: " Alyaum akmalto lakum dinokum wa atmamto alaikom neamati wa razito lakum al Islam dina ". on that day, there was an uproar among the people, and everyone was congratulating Ali (AS) on this occasion. Among the well-known people who congratulated him were Abu Bakr and Omar who uttered this sentence in front of crowed they started on the tongue. " Well done to you! Well done to you! O son of Abu Taleb. You have become the master and leader of all men and women of faith ". Two points of this verse deserve to be explained: 1- this sentence from the verse, which says " if you don't and do not deliver the divine message, you have not fulfilled its mission ". It restates the extra importance of the precept of this verse. Undoubtedly, the Prophet (PBUH) delivers the divine message, but the condition stated in the verse shows the importance of the ruling of this verse. The verse in appearance, he says that, O prophet, if you do not introduce Ali (AS) as your successor, you have not delivered God's message (in fact, you have not done anything); But inwardly, He declares to all Muslims that all of their religion depends on the guardianship of Imam Ali (AS). 2- This sentence from this verse that says God protects you from the possible dangers of the people, it conveys that the prophet (PBUH) was responsible for the ruling the decree that was revealed in this verse, and He was the officer to deliver it to the people. He was afraid that by conveying the verdict of this verse to the people, there would be a danger to the life of the Prophet (PBUH) or the divine religion would remain incomplete. It is clear that the Prophet (PBUH) was not afraid of being killed; Because his entire life of Jihad and self-sacrifice in the way of God rejects this opinion; Rather, he was afraid for this reason that people in front of delivering the commandment of this verse, world accuse the prophet (PBUH) of something that He would never succeed in doing. In this verse, God has given the prophet (PBUH) a guarantee that He will protect him from the evil of people; As it is narrated from Ibn Abbas and Jaber ibn Abdullah Ansari – two great companions – that God ordered His prophet to appoint Ali (AS) as their supervision openly in front of the people; But the prophet (PBUH) was afraid that people would say that he installed his cousin and taunt him about this – God sent a revelation to the prophet (PBUH) that " prophet, convey what has been revealed to you from your Lord …". After that, the prophet (PBUH) announced the guardianship of Ali (AS) on the day of Ghadir Khum.

596ـ اعلام ولایت علی (ع) در غدیر خم: مفسران و علمای شیعه و بسیاری از مفسران و علمای اهل سنت در شأن نزول این آیه گفته‌اند که این آیه پس از حجة الوداع (حج آخر پیامبر (ص)) بر ایشان نازل شده و منظور از آن، اعلام جانشینی حضرت علی (ع) پس از پیامبر (ص) است. هشت روز از عید قربان آن سال گذشته بود که مسلمانان حج گذار به سرزمین جحفه و بیابان خشک و سوزان غدیر خم رسیده بودند؛ چهار راهی که مسلمانان از هم جدا می‌شدند و هر کس به سمت وطن خود می‌رفت. در آنجا فرشته وحی نازل شد و این آیه را از طرف خداوند بر پیامبر (ص) نازل کرد و پیامبر، مسلمانان را که برخی از اقوال شمار آنان به 124 هزار می‌رسید ـ در آن مکان جمع کرد و طی سخنرانی بلندی، با صراحت علی بن ابی طالب (ع) را خلیفه و جانشین خود معرفی کرد و برای او از مردم بیعت گرفت. پس از این که پیامبر (ص) پیام الهی را به مردم رساند، آیۀ سوم سورۀ مائده: Pالْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًاO نازل گردید. در آن روز، شور و غوغائی در میان مردم افتاده بود و همگان به علی (ع) به خاطر این موقعیت تبریک می‌گفتند و از جمله افراد سرشناس که به او تبریک گفتند، ابوبکر و عمر بودند که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جاری کردند: "آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، ای پسر ابوطالب. تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی". دو نکته از این آیه، سزاوار توضیح است: 1ـ این جمله از آیه که می‌فرماید "و اگر نکنی (و پیام الهی را نرسانی)، رسالت او را انجام نداده‌ای"، اهمیت فوق‌العاده دستور این آیه را بازگو می‌کند. بی شک پیامبر (ص) رسالت الهی را می‌رساند؛ اما شرطی که در آیه قید شده، نشان دهنده اهمیت حکم این آیه است. آیه در ظاهر می‌فرماید که ای پیامبر، اگر علی (ع) را به جانشینی‌ات معرفی نکنی، رسالت خدا را نرسانده‌ای (در حقیقت کاری نکرده‌ای)؛ اما در باطن به همه مسلمانها اعلام می‌کند که تمام دینشان به ولایت امام علی (ع) بستگی دارد. 2ـ این جمله از آیه که می‌فرماید: "خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می‌دارد" می‌رساند که پیامبر (ص) از ابلاغ حکمی که در این آیه نازل شد و او مأمور به رساندن آن بود، بیم داشت و با رساندن حکم این آیه به مردم، خطری متوجه جان پیامبر (ص) می‌شد یا دین الهی ناتمام می‌ماند. روشن است که پیامبر (ص) از کشته شدن نمی‌ترسید؛ چرا که زندگی سراسر جهاد و ایثار ایشان در راه خدا، این نظر را رد می‌کند؛ بلکه از آن جهت بیم داشت که مردم در برابر رساندن حکم این آیه، پیامبر را به چیزی متهم کنند که او هرگز به انجام این کار موفق نشود. خداوند در این آیه به پیامبر (ص) ضمانت داده که او را از شر مردم حفظ می‌کند؛ چنان که از ابن عباس و جابر بن عبدالله انصاری ـ دو صحابی بزرگ ـ نقل شده که خداوند به پیامبرش دستور داد که علی (ع) را آشکارا در حضور مردم به سرپرستی ایشان بگمارد؛ ولی پیامبر (ص) بیم داشت که مردم بگویند پسر عمویش را نصب کرد و در این مورد به او طعنه بزنند ـ خداوند به پیامبر (ص) وحی فرستاد که "ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، برسان..." پس از آن پیامبر (ص) ولایت علی (ع) را در روز غدیر خم اعلام کرد.

597ـ Pوَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَO (172 / اعراف)

When your Lord took from the Children of Adam, from their loins, their descendants and made them bear witness over themselves, [ He said to them,]" Am I not your Lord?" They said," Yes indeed! We bear witness."[This,] lest you should say on the Day of Resurrection," Indeed we were unaware of this,"(172)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خويشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم؛ (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»! (172/ اعراف)

598ـ التوحيد؛ الدين بالفطرة: هذه الآية والآيتان التاليتان تشير إلي التوحيد الطبيعي و وجود الإيمان بالله في أعماق النفوس البشرية. هناك نقاشات كثيرة بين المفسرين حول تفسير هذه الآية. و من تفسيرات هذه الآية أيضاُ أنها قريبة من ظهور هذه الآية، وهذا يعني أن معني هذا الميثاق هو عالم المواهب وميثاق الطبيعة والتكوين والخلق؛ بهذه الطريقة، عند خروج أبناء آدم، في صورة حيوانات منوية من حقوي آبائهم إلى رحم أمهاتهم ـ التي كانت في ذلك الوقت ليست أكثر من جزئيات، أعطاها الله الموهبة و استعداد لفهم حقيقة التوحيد. و قد ترسب هذا السر الإلهي أيضاً في العادة و طبيعتها في شكل شعور داخلي متأصل، و أيضاً في عقلهم و حكمتهم في شكل حقيقة مدركة لذواتهم. لذلك، فإن جميع البشر لديهم روح التوحيد، والسؤال الذى طرحه عليهم الله هو بلغة التكوين والخلق، والإجابة التي قدموها هي أيضاً بنفس اللغة فبحسب هذا التفسير فإن السؤال والجواب الذين جاءا في هذه الآية و أيضاً العهد المذكور كان عهداً فطرياً. أنه حتى الآن، يجد كل شخص آثاره الداخلية في روحه، و حتى وفقاً لأبحاث علماء النفس، فإن الشعور الديني هو أحد المشارع الأصلية لعقل الإنسان اللاواعي. و هذا الشعور هو الذي وجه البشرية عبر التاريخ إلي عبادة الله، و رغم هذه الغريزة لا يمكن أبداً أن تلجأ إلي حجة آبائهم كانوا من المشركين. نقرأ في الآية 30 من سورة روم: "فالتفت إلى وجهك نحو دين الرب الخالص". هذه هي الغريزة التي من خلالها خلق الله البشر. لا يوجد تغيير في خلق الله. 

598- Monotheism; Religion innately: This verse and the next two verses refer to natural monotheism and the existence of faith in God in the depths of human souls. There are many discussions among commentators about the interpretation of this verse. One of the interpretations of this verse also it is close to the appearance of this verse, this means that the meaning of this pact is the world of talents and the pact of nature and genesis and creation; in this way, when exit children of Adam, in the form as sperms from the loins of their fathers into the uterus of their mothers – which at that time they are no more than particles, God given talent and readiness understanding truth of monotheism. Either in their habit and their nature, this divine mystery has been deposited in the form of an inner and inherent feeling, and also in their intellect and wisdom in the form of a self-aware truth. Therefore, all human beings have the spirit of monotheism, and the question that God asked them is in the language of Genesis and creation, and the answer that they have given is also in the same language. According to this interpretation, the question and answer that came in this verse, and also the pact that was mentioned, were an innate pact. That even now, everyone finds its inside effects in his soul, and even according to the research of psychologists, the religious feeling is one of the original feelings of the unconscious mind of man. And this feeling is what has guided mankind throughout history towards worshiping God, and despite this instinct, it can never resort to the excuse that their fathers were idolaters. In verse 30 of Surah Rum, we read: " so turning to your face towards pure religion of the Lord ". This is the instinct of which God created humans; There is no change in God's creation.    

598ـ توحید؛ آئین فطرت: این آیه و دو آیه بعدی، به توحید فطری و وجود ایمان به خدا در اعماق روح انسان‌ها اشاره می‌کند. درباره تفسیر این آیه، بحث و گفتگوهای فراوانی در میان مفسران وجود دارد. یکی از تفسیرهای این آیه که به ظاهر آیه نیز نزدیک است، این است که منظور از این پیمان، عالم استعدادها و پیمان فطرت و تکوین و آفرینش است؛ به این ترتیب که به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران ـ که در آن هنگام ذراتی بیش نیستند ـ خداوند استعداد و آمادگی درک حقیقت توحید را به آنها داده است؛ هم در نهاد و فطرتشان این سرّ الهی به صورت یک حس درونی و ذاتی به ودیعه گذارده شده است و هم در عقل و خردشان به صورت یک حقیقت خود آگاه. بنابراین، همه افراد بشر دارای روح توحیدند و سؤالی که خداوند از آنها کرده، به تکوین و آفرینش است و پاسخی که آنها داده‌اند نیز به همین زبان است. طبق این تفسیر، سؤال و جوابی که در این آیه آمده و نیز پیمانی که به آن اشاره شده، یک پیمان فطری بوده است که الآن هم هر کس در درون جان خود، آثار آن را می‌یابد و حتی طبق تحقیقات روان شناسان، حس مذهبی، یکی از احساسات اصیل روان ناخودآگاه انسانی است و همین حس است که بشر را در طول تاریخ به سوی خداپرستی راهنمائی کرده و با وجود این فطرت هیچگاه نمی‌تواند به این عذر که پدرانمان بت‌پرست بودند، توسل کند. در آیه 30 سوره روم می‌خوانیم» «پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست».



صلی الله
۱
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید