599ـ Pفَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَO (30 / روم)
So set your heart on the religion as a people of pure faith, the origination of Allah according to which He originated mankind (There is no altering Allah's creation; that is the upright religion, but most people do not know.) (30)
پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمىدانند! ( 30/ روم)[1]
600ـ نظام فطري منظم: من أهم معاني كلمه "فطرة" هو الخلق والتكوين. من الواضح أن هذه الآية تعتبر الدين أمرا فطريا. و يعلم أنه من رفقاء خلق الإنسان دائماً. من تفسيرات العلماء في منا قشتهم للفطرة الإيمان (علم اللاهوت)، يمكن ملاحظة أنهم سلكوا طريقين مختلفين: لقد اتخذ البعض الغريزة هنا ليعني منطقاً منطقياً واضحاً أن كل إنسان بعد بلوغه كمال العقل، من خلال ملاحظة نظام الوجود و إثبات أسرار الخلق، يتم نقلها علي الفور إلي هذه الحقيقة، أنه من المستحيل أن يولد هذا النظام الجديد، و أسراره الرائعة من أصل بلا سبب وحكمة. لكن الغريزة لها مفهوم آخر يبدو أكثر صحة في هذه الموضوعات؛ تلك الحقائق، سيفهمها الإنسان دون أي احتياجات منطقية (ليست معقداً و لا تفكيراً واضحاً) و عند ما يصل إلى هذا الوضوح، فإنه يقبله. علي سبيل المثال، عند ما يرى غصن زهرة جميلة و رائعة، يعترف بجمالها و لا يري أي حاجة للتفكير في هذا التصور. يقول: من الواضح أنها جميلة و لا تحتاج إلى سبب. هذا هو الفهم الطبيعي لله أيضاً، عند ما ينظر الإنسان إلى أعماق روحه، يري نور الحق و يسمع نداءُ من قلبه؛ الدعوة التي إلى مصدر المعرفة الفريدة والقوة في الكون؛ مبدأ أن الكمال المطلق والمطلق هو الكمال، و في هذا الفهم الضمير، تماماً مثل جمال الزهرة، لا تري نفسها في حاجة إلي سبب. هناك العديد من الأدلة التي يمكن أن تقدم فطرية التوحيد بشكل واضح للغاية؛ بطريقة تسد السنة المنكرين. يمكن تلخيص دليلها المهم في أربعة أجزاء: 1ـ الحقائق التاريخية التي فحصها أقدم مؤرخي العالم تدل على أنه في وقت لم يكن هناك دين بين الأمم، كان كل منهم يؤمن و يؤمن بنفس مصدر المعرفة والقوة في الكون و يعبده. 2ـ إن الآثار والعلامات المتبقية من عصور ما قبل التاريخ (قبل اختراع الكتابة اليدوية و كتابة السير الذاتية البشرية) تظهر أيضاً أن القبائل السابقة كانت لها ديانة لأنفسها و تؤمن بالله والقيامة والحياة بعد الموت؛ صحيح أن هذه الأعمال تظهر أن إيمانهم الديني كان ملوثاً بالعديد من الخرافات. لكن السبب في ذلك هو أن جوهر الأمر، أي وجود الإيمان الديني في عصور ما قبل التاريخ، لا يمكن إنكاره. 3ـ كما أن الدراسات النفسية و اكتشاف التحليل النفسي حول أبعاد الروح البشرية و ميول ميلاده النبيلة دليل واضح على فطرية المعتقدات الدينية. إن المشاعر والأساطير الأربعة الشهيرة والحقيقة و بعض المحللين النفسيين وعلماء النفس الذين قدموا كأربعة أبعاد بشرية، هي دليل علي هذا المعني. هذا المشاعر الأربعة هي: الشعور بالمعرفة؛ حس الجمال؛ شعور بالخير والشعور الديني، والذي يفسر أحياناً على أنه الميل إلي كمال المطلق، و هو الذي يدعوا الأنسان إلى الدين. و بدون الحاجة إلى سبب خاص، يجب أن يكون الشخص مؤمناً بوجود هذا المصدر العظيم. 4ـ تم تنفيذ أشد الدعاية المعادية للدين خلال القرون القليلة الماضية، و خاصة في العالم الغربي، والتي كانت فريدة من حيث مدي انتشارها على طريقة الخاصة و استخدام وسائل مختلفة؛ لكننا نري أن هذه الموجات المعادية للدين لم تتمكن من إزالة جذور الدين من أعماق القلوب. لذلك نري اليوم أن المشاعر الدينية قد ازدهرت مرة أخري. و في رواية عن الإمام صادق (ع) في تفسير عبارة "فطرة الله التي فطر الناس عليها" (و هذا غريزياً خلق الله الإنسان عليه)، قرآنا أن المقصود هو التوحيد، ففي بعض الروايات كل مبادئ التوحيد، يتم تقديم الإسلام على أنها فطري.
600- Organized system of innate: One of the important meanings of the word "Fitrat" is creation and genesis. It is clear that this verse counts religion as an innate matter, and knowing that is one of the constant companions of human creation. From the interpretations of the scholars in their discussion of the innate of theism (theology), it can be seen that they took two different paths. Some have taken instinct here to mean a clear rationale reasoning that every human being, after reaching the perfection of reason, by observing the system of existence and certifying the secrets of creation, it is immediately transferred to this truth that this Novel system and its wonderful secrets can't be born of an origin without reason and wisdom. But the instinct has another concept that, in these topics, seems more correct. Those realities, man will understand without any reasoning needs (neither complex reasoning nor clear reasoning), and when he reaches that clarity, he accepts it. For example, when he sees a beautiful and fragrant flower branch, he admits its beauty and does not see any need for reasoning in this perception. He says: It is obvious that it is beautiful and does not need a reason. The natural understanding of God is also like this, when a person looks into the depths of his soul, he sees the light of truth and hears a call of his heart; The call that invite him to the source of unique knowledge and power in the universe; The principle that perfection absolute and absolute is perfection, and in this conscience understanding, just like the beauty of a flower, does not see itself in need of a reason. There is much evidence that can offer the innate of monotheism in a very clear form; In such a way as to shut the tongues of the deniers. It's important that evidence can be summarized in four parts: 1- The historical realities that the oldest historians of the world have examined show that at a time when there was no religion among the nations, each of them believed and believed in the same source of knowledge and power in the universe, and worshiped it. 2- The traces and signs remain of prehistoric times (before the invention of handwriting and writing of human biographies) also show that the previous tribes had a religious for themselves and believed in God and resurrection and life after death; It is true that these works show that their religious faith was contaminated with many superstitions; But the reason for this is that the essence of the matter, that is, the existence of religious faith in prehistoric times, it cannot be denied. 3- Psychological studies and the discovery of psychoanalysis about the dimensions of the human soul and its noble birth tendencies are also clear proof of the innate nature of religious beliefs. The four famous and genuine feelings, and some of the recent psychoanalysts and psychologists who have introduced them as four human dimensions, are proof of this meaning. These four feelings are: sense of knowledge; sense of beauty; The feeling of goodness and religious feeling, which are sometimes interpreted as the tendency to absolute perfection, and it is the one that invites a person to religion, and without needing to have a special reason, a person must be a believer in the existence of that great source. 4- The most severe anti-religious propaganda in the course of has been carried out during the last few centuries, especially in the western world, which has been unique in terms of its extent that in its own way and the use of various means; But we see that these anti-religious waves have not been able to remove the roots of religion from the depths of the hearts; So we see today that religious feelings have blossomed again. In a narration from Imam Sadiq (AS) in the interpretation of the phrase " Fitrat Allah allaty Fitr al-Nas aliha " (this is instinctively on which God created humans), we read that it is intended monotheism, in some narrations, all the principles of Islam are introduced as innate.
600ـ آئین فطرت: یکی از معانی مهم کلمه فطرت آفرینش و خلقت است. این آیه با صراحت دین را یک موضوع فطری میشمرد و آن را همراه همیشگی آفرینش انسان میداند. از تعبیرات دانشمندان در بحث فطری بودن خداشناسی بدست میآید که آنها دو راه متفاوت را پیمودهاند: بعضی فطرت را در اینجا به معنای استدلال روشن عقلی گرفتهاند که هر انسانی بعد از رسیدن به کمال عقل، با مشاهده نظام هستی و گواهی اسرار آفرینش فورا به این حقیقت منتقل میشود که محال است این نظام بدیع و اسرار شگرف آن، زائیده مبدئی بدون عقل و شعور باشد. اما فطرت مفهوم دیگری دارد که در این مباحث صحیحتر به نظر میرسد؛ این که انسان حقایق را بدون هیچگونه نیاز به استدلال (نه استدلال پیچیده و نه استدلال روشن) درمییابد و به وضوح آن میرسد و آن را پذیرا میشود. برای مثال، هنگامی که یک شاخه گل قشنگ و خوشبو را میبیند، و به زیبائی آن اعتراف میکند و در این ادراک هیچ نیازی به استدلال نمیبیند. میگوید: پیداست که زیباست و نیازی بدلیل ندارد. درک فطری خدا نیز از همین قبیل است، انسان هنگامی که به اعماق جانش نگاه میکند. نور حق را میبیند و ندائی به گوش دل میشنود؛ ندائی که او را به مبدء علم و قدرت بی نظیری در جهان هستی دعوت میکند؛ مبدئی که کمال مطلق و مطلق کمال است و در این درک وجدانی درست همانند گل، خود را نیازمند به دلیلی نمیبیند. شواهد فراوانی در دست است که میتواند فطری بودن توحید را در شکل بسیار روشنی عرضه کند؛ به گونهای که زبان منکران به بندد. شواهد مهم آن را در چهار قسمت میتوان خلاصه کرد: اـ واقعیتهای تاریخی که قدیمترین مورخان جهان مورد بررسی قرار دادهاند، نشان میدهد در زمانی که هیچ دینی در میان اقوام وجود نداشته، هرکدام به نوعی به یک مبدء علم و قدرت در عالم هستی معتقد و مؤمن بوده و او را پرستش میکردهاند. 2ـ آثار و علائمی که از دورانهای قبل از تاریخ (پیش از اختراع خط و نوشته شدن شرح حال انسانها) باقی مانده نیز نشان میدهد که اقوام پیشین برای خود مذهبی داشته و خدا و حتی معاد و زندگی پس از مرگ معتقد بودهاند؛ به دلیل اینکه بسیاری از اشیائی که مورد علاقه آنها بوده است، با آنها به خاک سپرده میشده تا در زندگی بعد از مرگ مورد استفاده قرار گیرد. درست است که این کارها نشان میدهد که ایمان مذهبی آنها با خرافات بسیاری آلوده بوده؛ ولی دلیل بر این است که اصل موضوع یعنی وجود ایمان مذهبی در دورانهای قبل از تاریخ، انکارشدنی نیست. 3ـ مطالعات روانی و اکتشاف روانکاوان درباره ابعاد روح انسان و تمایلات اصیل او نیز دلیل روشنی بر فطری بودن اعتقادات مذهبی است. چهار احساس معروف و اصیلی که جمعی از روانکاوان و روانشناسان اخیر آنها را ابعاد چهارگانه آدمی معرفی کردهاند، گواه این معنا است. این چهار احساس عبارتند از: حس دانائی؛ حس زیبائی؛ حس نیکی و حس مذهبی که گاه آن را گرایش به کمال مطلق تعبیر میکنند و همان است که انسان را به سوی مذهب دعوت میکند و بی آنکه نیازی به دلیل خاصی باشد، آدمی به وجود آن مبدء بزرگ مؤمن میشود. 4ـ شدیدترین تبلیغات ضد مذهبی در طی چند قرن اخیر به ویژه در مغرب زمین صورت گرفته که در نوع خود از نظر گستردگی و استفاده از وسائل گوناگون بینظیر بوده است؛ ولی میبینیم که این امواج ضد مذهبی نتوانسته ریشههای مذهب را از اعماق دلها برکند؛ به طوری که ما امروز میبینیم که احساسات مذهبی از نو شکوفا شده است. در روایتی از امام صادق (ع) در تفسیر عبارت «فطرة الله التي فطر الناس عليها» (این فطرتی است که خداوند انسانها را بر آن آفریده) میخوانیم که منظور، توحید است، در بعضی روایات، تمام اصول اسلام، اموری فطری معرفی شدهاند؛ برنامههائی که باید پیامبران ابلاغ کنند و جانشینان آنها حفظ نمایند و از طریق ولایت و تأسیس حکومت الهی اجراء گردد و نتایج آن در جهان دیگر ظاهر شود.
601ـ Pأَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَرَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ َنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَO (17 / هود)
601- Is he who stands on a manifest proof from his Lord, and whom a witness of his own family] follows? And before him there was the Book of Moses, a guide and mercy. It is they who have faith in it, and whoever defies him from among the factions, the Fire is their tryst. So do not be in doubt about it; it is the truth from your Lord, but most people do not have faith (17)
601ـ آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و بدنبال آن، شاهدى از سوى او می باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن می دهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)؟! آنها [حق طلبان و حقيقت جويان] به او (كه داراى اين ويژگیهاست،) ايمان می آورند! و هر كس از گروههاى مختلف به او كافر شود، آتش وعده گاه اوست! پس، ترديدى در آن نداشته باش كه آن حق است از پروردگارت! ولى بيشتر مردم ايمان نمی آورند! (17 / هود)[2]
602ـ على (ع)؛ شهادة على صدق نبوة النبي (ص): و قد قال المفسرون في تفسير هذه الآية أن معني "من له سبب واضح من" ربه "هو شخص الرسول (ص)، و دليله الواضح على" القرآن المجيد "و شهادة صدقه. و حقيقة نبوته هم مؤمنون حقيقيون مثل على (ع). في العديد من الأحاديث التي أتت إلينا من أئمة معصومين (ع) و أيضاً تأتي في بعض التفسيرات السنية، و قد تم التأكيد على أن معني "الشاهد" الأمير المؤمنين الإمام علي (ع). "يسأل رجل الإمام على (ع): أي آية نزلت عنك؟ يجيب الإمام علي (ع): ألم تسمع كلام الله الذي يقول: هل من عنده سبب واضح ...؟ كان لرسول الله صلی الله عليه و سلم له سبب واضح من ربه الصالح و أنا شاهد عليه و أنا منه". طبعاً تفسير كلمة شاهد لعلي (ع) لا يتعارض مع حقيقة أن كل المؤمنين الحقيقيين مثل أباذر و سلمان و عمار ياسر ...هم أمثلة للشهود و هذا الروايات قد وجهت الشخص و هذا هو أكثر بروزاً و تفوقاً؛ كما في رواية الإمام خامس، تم تقديم جميع أئمة معصومين كأمثلة للشهود. و في رواية أخري نقرأ عن الإمام الحسن مجتبى (ع): في خطبة طويلة القاء في حضرة معاوية. قال: في مجري الأمور و مضى الزمان، وصل إلى هذه النقطة أن الله رفع محمد صلي الله عليه و سلم للنبوة و أرسله رسولاً، و أنزل عليه كتابه ثم عينه لدعوة الناس إلي الله. كان والدي اول من استجاب لدعوة الله و رسوله و أول من آمن و اعترف بالله و رسوله، و قال الله في الكتاب الذي أنزل علي نبيه صلي الله عليه و سلم: "هل هذا شخص؟ في ذلك سبب واضح ..." "فأن نبي الله صاحب الدليل الواضح، و أبي هو من أتباعه و هو شاهد علي نبوته.
602- Ali (AS); Is the testimony to the truthfulness of the prophet's (PBUH) prophecy: The commentators have said in the interpretation of this verse that the meaning of " one who has a clear reason from His " Lord " is the person of the prophet (PBUH) and his clear proof the " Qur'an Majid " and witness of his truthfulness and truth of his prophecy are true believers like Ali (AS). In several traditions that have come to us from Aime Maesoomin (AS) and also come in some Sunni interpretations, it has been emphasized that the meaning of the "witness" is Amiral Muemenin Imam Ali (AS). A man asks Imam Ali (AS): What verse has been revealed about you? Imam Ali: Answers: Haven't you heard the words of God who says: " Is that one who has, an obvious clear reason …? The Messenger of God had a clear reason from His good Lord, and I am a witness to him, and I am from him". of course, the interpretation of the word shahed (witness) to Ali (AS) this does not contradict the truth that all true believers such as Abu Dhar, Salman, Ammar Yasir…are examples of witness and these narrations pointed the person, that is more prominence and superior; As in a narration of the fifth Imam, all Aimee Maesoomin have been introduced as examples of witnesses. In another narration, we read that Imam Hassan Mojtaba (AS) during a long sermon that he delivered in the presence of Muawiyah, said: In the course of the matters and the passage of time, it came to this point that God raised Muhammad (PBUH) for prophethood and sent him to be a messenger, and revealed his book to him and then appointed him to invite mankind to God. My father was the first person who responded to the invitation of God and His prophet and the first person who believed and acknowledge God and His prophet, and God in the book that has revealed to the His prophet (PBUH), said: " Is that someone who? That has a clear reason …" so the prophet of God is that one who has a clear proof. And my father is the one who is His follower and is a witness to His prophecy.
602ـ علی (ع)؛ گواه بر راست بودن (صدق) نبوت پیامبر (ص) است: مفسران در تفسیر این آیه گفتهاند که منظور از «کسی که دلیل آشکاری از پروردگار خود دارد»، شخص پیامبر (ص) است و دلیل روشن او «قرآن مجید» و شاهد و گواه صدق نبوتش، مؤمنان راستینی هم چون علی (ع) هستند. در روایات متعددی که از ائمه معصومین (ع) به ما رسیده و در بعضی از تفاسیر اهل سنت نیز آمده، تأکید شده است که منظور از «شاهد»، امیرالمؤمنین علی (ع) است. مردی از امام علی (ع) سؤال میکند: چه آیهای درباره شما نازل شده است؟ امام (ع) پاسخ میدهد: «آیا گفتار خدا را نشنیدهای که میگوید: آیا آن کس که دلیل آشکاری...؟ رسول خدا دلیل آشکاری از پروردگار خویش است و شاهدی برای او و از او هستم.» البته تفسیر کلمه شاهد به علی (ع) با این حقیقت منافاتی ندارد که همه مؤمنان راستین هم چون ابوذر، سلمان، عمار یاسر و... مصداق شاهد هستند و این روایات به فرد شاخصتر و برتر اشاره کردهاند؛ چنان که در روایتی از امام پنجم، تمام ائمه معصومین، مصداق شاهد معرفی شدهاند. در روایت دیگری میخوانیم که امام حسن مجتبی (ع) ضمن خطبه طولانی که در حضور معاویه ایراد کرده، فرمود: «سرانجام امور و گذشت روزگار به این جا رسید که خداوند محمد (ص) را برای نبوت برانگیخت و برای رسالت برگزید و کتابش را بر او نازل کرد و سپس او را مأمور کرد به این که بشر را به سوی خدا دعوت کند. پدرم اولین کسی بود که دعوت خدا و پیامبرش را پاسخ گفت و اولین کسی بود که ایمان آورد و خدا و پیامبرش را تصدیق کرد و خداوند در کتابی که بر پیامبرش نازل کرده، فرموده است: «آیا آن کسی که دلیل آشکاری دارد...» پس پیامبر خدا، کسی است که دلیل آشکاری دارد و پدرم کسی است که به دنبال اوست و او شاهد نبوت پیامبر است».