ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۱ دقیقه·۳ روز پیش

54 - اسلام, رسالت همه پیامبران

603ـ Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقينَO (119 / توبه)

 O you who have faith! Be wary of Allah, and be with the Truthful (119)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد! [1] (119 / توبه)

604ـ اهل البيت عليهم‌السلام؛ الصادقون الحقيقيون: هذه الآية من الآيات التي يستشهد بها علماء الشيعة لإثبات ديانة الشيعة و إمامة إمام أظهر. سببهم في الاستشهاد بكلمة "آية" و الأحاديث المذكورة أدناء، أن هذه الآية تقول "أكون مع الصادقين" الصدق له مستويات و درجات، و في هذه الآية تشير بشكل مطلق إلي جميع درجات الصدق: الصدق في العمل، والصدق في الكلام, والصدق في النية والأيمان. الشخص الصادق في جميع المراحل هو بالتأكيد "بريء" أي عملياً، و كلماته و نواياه لا توجد جسميات كاذبه أو خطأ، و وجوده برمته بعيد كل البعد عن الخطأ.

604- Ahl al-Bayt (AS); Real true truthers: This verse is one of the verses that Shia scholars cite to prove the Shia religion and Imamate of Aemme Athaar. Their reason citation word "ayeh" and the hadiths mentioned below, this verse says: " to be with honest ones " truthfulness has levels and degrees, in this verse it absolutely refers to all degrees of truthfulness: Truthfulness in action, truthfulness in speech, and truthfulness in intention and belief. Someone who is honest in all stages is certainly " innocent"; that is, practice, and his words and intentions, particles are not found to be lies or error, and his entire existence is free from any mistake.

604ـ اهل بیت (ع)؛ راستگویان حقیقی: این آیه از آیاتی است که علمای شیعه برای اثبات مذهب تشیع و امامت ائمه أطهار به آن استناد می‌کنند. دلیل ایشان در این استناد، لفظ "آیه" و احادیثی است که در ذیل آن ذکر شده است. این آیه می‌فرماید: "با صادقان باشید" صدق مراتب و درجاتی دارد و این آیه به طور مطلق به تمام درجات صدق اشاره دارد: صدق در عمل، صدق در گفتار، و صدق در نیت و عقیده. کسی که در تمام این مراحل صادق باشد، مسلما "معصوم" است؛ یعنی در عمل، گفتار و نیت‌اش ذره‌ای کذب و خطا یافت نمی‌شود و تمام وجودش از هر اشتباهی به دور است.

605ـ Pأَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَO(62/ یونس)

Look! The friends of Allah will indeed have no fear, nor will they grieve. (62)

آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين می‏شوند! (62/ یونس)[2]

606ـ يا قديسي الله ليس لديهم خوف و لا حزن: القديسون هم جميع قديس، مما يعني أنه لا يكون وسيطاً بين شيئين و أن يكون قريبين جداً من بعضهما البعض وهما على التوالي، لذلك فإن قديسي الله هم أولئك الذين ليس لديهم مسافة بينهم و بين الله. أزال الحجاب من قلوبهم و في النور العلم والإيمان والطهارة، إنهم يرون الله بعيون القلب بطريقة لا تدخل فيها شكوك في قلوبهم، و بسبب هذا التعارف مع الله، الذي هو وجود لا نهاية له، و قوة اللامتناهية، والكمال المطلق. غير الله، في رأيهم صغير، و منخفض القيمة، و غير مستقر و غير مهم. الشخص الذي يعرف المحيط، قطرة في رأيه لا تستحق، والشخص الذي يري الشمس، غافل عن الشمعة الخافتة. لهذا السبب لا سبيل للخوف والحزن في وجودهم. لأن الخوف من ضياع النعم التي يمتلكها الإنسان أو من الإخطار التي قد تهدده في المستقبل. والحزن من أجل فقدان النعم التي كانت في حوزة الإنسان في الماضي وضاعت الآن. القديسين و أصدقاء الحقيقيين، لكنهم متحررين من أي نوع من التبعية والعبودية العالم المادي، و من الأحزان والمخاوف التي تجعل الآخرين في حالة قلق دائمة، و يقلقون بشأن الماضي والمستقبل، في وجودهم. لا توجد وسيلة. و قد ورد في الرواية أن الإمام علي (ع) سئل في هذا الآية و عن وصف أولياء الله، قال الإمام: أولياء الله أناس يعبدون الله بإخلاص، بينما يري الأخرون فقط مظهر العالم. إنهم ينظرون إلي داخله و (بهذه البصيرة) يعرفون الأعمال المتأخر في العالم؛ بينما تم إغراء الآخرين من خلال بريقها العابر. لذلك عند ما علموا أن العالم سيتركهم قريباً، تركوه يذهب، و عند ما علموا أن العالم سيقتلهم قريباً، قتلوا صداقته في قلوبهم. و في رواية عن الإمام الصادق (ع) نقرأ: طوبي لإتباع الإمام القائم (عج) الذين ينتظرون ظهوره في غيبته (بتحسين الذات)، و عند ظهوره أطيعوا أمره. إنهم قديسي الله الذين لا يخافون و لا يحزنون.

606- God's saints, they have no fear and sorrow: Saints is the plural of saint, which means that not being intermediary between two things and to be very near together and they are successively, therefore, the saints of God are those who have no distance and retaining wall between them and God; The veils have been removed from their hearts and in the light of knowledge and faith and pure deeds, they see God with the eyes of the heart in such a way that no doubts enter in their hearts and because of this familiarity with God, who is endless existence, and infinite power, and absolute perfection. Other than God, in their opinion, is small, low value, unstable, and insignificant. A person who is familiar with the Ocean, and a drop in his opinion is not worth, and a person who sees the sun, is attentive to the one dim candle. For this reason, there is no way for fear and sadness in their existence, because fear is due to the loss of the blessings that man possesses or the dangers that may threaten him in the future. And sadness is the result of the loss of blessings that were in the possession of a person in the past and are now lost. Saints and faithful friends of God, but are free from any kind of dependence and bondage of the material world, and sorrows and fears that keep others in a constant state of anxiety and worry about the past and the future, in their existence, there is no way. It is mentioned in a narration that Imam Ali (AS) was asked about this verse and about the description of God's saints. Imam said: God's saints are people who worship God sincerely, while other people only see the appearance of the world. They investigate its interior and (with this insight), they know the late works of the world, while other people have been seduced by its fleeting glamor. So, when they knew that the world would soon leave them, they let it go, and when they knew that the world would soon kill them, they killed its friendship in their hearts. In a narration from Imam Sadiq (AS), we read: Blessed are the followers of Imam Qaim (AS), who wait for his appearance in his absence (with self-improvement), and when he appears, obey his command. They are the saints of God, the ones who do not get sad.

606ـ اولیای خدا ترس و غمی ندارند: أولیاء، جمع ولی است که به معنای نبودن واسطه میان دو چیز و نزدیکی و پی در پی بودن آنها است. بنابراین، اولیاء خدا کسانی هستند که میان آنان و خدا حایل و فاصله‌ای نیست؛ حجاب‌ها از قلبشان کنار رفته و در پرتو نور معرفت و ایمان و عمل پاک، خدا را با چشم دل چنان می‌بینند که هیچ گونه شک و تردیدی به دلهایشان راه نمی‌یابد و بخاطر همین آشنائی با خدا که وجود بی انتها و قدرت بی پایان و کمال مطلق است، غیر خدا در نظرشان کوچک و کم ارزش و ناپایدار و بی‌مقدار است. کسی که با اقیانوس آشنا است، قطره در نظرش ارزشی ندارد و کسی که خورشید را می‌بیند، به یک شمع بی فروغ بی اعتنا است. بهمین جهت، ترس و اندوهی در وجود ایشان راه ندارد؛ زیرا ترس به خاطر از دست دادن نعمت‌هائی است که انسان در اختیار دارد و یا خطراتی که ممکن است در آینده او را تهدید کند و غم و اندوه به خاطر از دست دادن نعمت‌هائی است در گذشته در اختیار آدمی بوده و اکنون از دست رفته است. اولیاء و دوستان راستین خدا اما از هر گونه وابستگی و اسارت جهان ماده آزادند و غمها و ترس‌هائی که دیگران را پیوسته در حال اضطراب و نگرانی از گذشته و آینده نگه می‌دارد، در وجود آنها راه ندارد. در روایتی آمده است که از امام علی (ع) در ذیل این آیه و در وصف اولیای خدا سؤال شد. امام فرمود: "اولیای خدا مردمی هستند که برای خدا عبادت را خالصانه به جا می‌آورند و در حالی که سایر مردم تنها ظاهر دنیا را می‌بینند، به باطن آن نظر می‌افکنند و (با این ژرف نگری)، آثار دیررس دنیا را می‌شناسند؛ در حالی که مردم دیگر، فریفته زرق و برق زودگذر آن شده‌اند. پس چون دانستند که دنیا به زودی آنها را رها می‌کند، آن را رها کردند و چون دانستند که دنیا به زودی آنها را می‌میراند، دوستی آن را در دل‌هایشان میراندند." در روایتی از امام صادق (ع) می‌خوانیم: "خوشا به حال پیروان امام قائم (عج) که در غیبتش (با خودسازی) انتظار ظهورش را می‌کشند، و به هنگام ظهورش، مطیع فرمان اویند. آنان اولیای خدا هستند؛ همان‌ها که نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند."

607ـ Pقُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَO (108/ یوسف)

Say," This is my way. I summon to Allah with insight I and he who follows me. Immaculate is Allah, and I am not one of the polytheists."(108)

بگو: «اين راه من است من و پيروانم، و با بصيرت كامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كنيم! منزّه است خدا! و من از مشركان نيستم!» [3] (108/ یوسف)

608ـ الداعين إلى أعلي قمة في التوحيد: بعد أن ذكر الله في الآيات السابقة هذه النقطة أن الإيمان الكامل والتوحيد الخالص، إنها جوهرة يصعب الحصول عليها و معظم المؤمنين لا يصلون ألي تلك المرحلة أيضاً، يقول الله لرسوله صلي الله عليه و سلم أعلن أن طريق الله دعوة إلي التوحيد الخالص ببصيرة و قادرة علي الرؤية، و إذا أراد أحد أن يصل إلي تلك الغمة السامية. يجب أن يستجيب بشكل بإيجابي لدعوة نبي الله، فالفكرة التي تستحق الاهتمام في هذه الآية هي أن عبء الدعوة إلي الله ليس فقط على كتف النبي. ولكنه أيضاً على كتف أتباعه. بالطبع، يمكن لأي شخص أن يحترم هذا المنصب الثقيل والرائع المسؤول الذي مثل النبي صلي الله عليه وٍسلم مطهر من كل الشرك ولديه معرفة بالبصيرة والإيمان بمكانة الله. و أي شخص يدعي أنه يتبع، لا يمكن أن يكون مسؤولاً عن الدعوة إلي الله؛ كما نقرأ في الآية 106 أن "معظم الذين يزعمون أنهم يؤمنون بالله، هم مشركون" و لهذا نقرأ في أحاديث أهل البيت عليهم‌السلام أن المراد بهؤلاء التابعين هو أميرالمؤمنين على عليه‌السلام والأئمة من بعده. طبعاً من الواضح أن الأئمة المعصومين (ع) هم أوضح أمثلة لأتباع النبي صلي الله عليه و سلم أن معني هذه الآية ينطبق عليهم؛ إذا لم يكن الأمر كذلك، فإن مفهوم هذه الآية ليس تخصيصاً لهم فقط.

608- The inviters to the highest peak of monotheism: After God stated in the previous verses this point that complete faith and pure monotheism, it is a gem that is difficult to obtain and most believers do not reach that stage either, God tells His prophet (PBUH) proclaim that the God way, is a call to pure monotheism with insight and able to see and if anyone wants to reach that lofty peak, He must respond positive to the invitation of the prophet of God, point that is deserving care in this verse is that the burden of calling to God is not only on the shoulder of the prophet. But it is also on the shoulder of his follower. Of course, someone can be dignified for this heavy and great position, who, like the Prophet (PBUH), is cleansed from all polytheism and has knowledge of insight and faith in God's position. And anyone who has claims to follow cannot be responsible for calling to God; As we read in verse 106, " most of them who have claims to believe in God, are polytheistic." For this reason, we read in hadiths of Ahl al-Bayt (AS) that what is meant by these followers is Amir al-Mu'minin (AS) and Imams (AS) after him. Of course, it is clear that the infallible Imams (AS) are the clearest examples of the followers of the Prophet (PBUH); the meaning of this verse applies to them; If not, the concept of this verse is not limited only to them.                               

608ـ دعوت کنندگان به قله های بلند توحید: پس از آن که خداوند در آیات پیش این نکته را بیان فرمود که ایمان کامل و توحید خالص، گوهری است که به سختی به دست می‌آید و بیشتر مؤمنان نیز به آن نمی‌رسند، به پیامبر خویش می‌فرماید که اعلام کن که راه خدا، دعوت به توحید خالص همراه با بصیرت و بینائی است و اگر کسی می‌خواهد به آن قله رفیع برسد، باید به دعوت پیامبر خدا پاسخ مثبت دهد. نکته‌ای که در این آیه شایان توجه است، این است که بار دعوت به سوی خدا تنها بر دوش پیامبر نیست؛ بلکه به دوش پیروان او نیز هست. البته کسی می‌تواند این منصب سنگین و بزرگ را عهده‌دار گردد که مانند پیامبر از هر شرکی پاک شده و دارای علم و بصیرت و یقین به مقام خداوند باشد، و هرکسی که ادعای پیروی دارد، نمی‌تواند عهده‌دار دعوت به سوی خدا باشد؛ چنان که در آیه 106 خواندیم که "بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرک‌اند." به همین جهت، در روایات اهل‌بیت (ع) می‌خوانیم که منظور از این پیروان، امیرالمؤمنین علی (ع) و امامان پس از او هستند. البته روشن است که امامان معصوم (ع) روشن‌ترین مصداق پیروان پیامبر (ص) هستند که معنای این آیه بر آنها تطبیق می‌کند؛ وگرنه مفهوم آیه تنها به آنها اختصاص ندارد.



self improvementامام صادقاهل بیتغم اندوه
۰
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید