100ـ Pوَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماًO. (152/نساء)
But those who have faith in Allah and His apostles and make no distinction between any of them, He will soon give their rewards, and Allah is all-forgiving, all-merciful. (152)
(ولى) كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده، و ميان احدى از آنها فرق نمىگذارند، پاداششان را خواهد داد؛ خداوند، آمرزنده و مهربان است. (152 / نساء)
101ـPلٰکِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولٰئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماًO. (162/نساء)
But as for those who are firmly grounded in knowledge from among them, and the faithful, they believe in what has been sent down to you, and what was sent down before you, those who maintain the prayer, give the zakat, and believe in Allah and the Last Day, them We shall give a great reward. (162)
ولى راسخانِ در علم از آنها، و مؤمنان (از امّت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مىآورند. (همچنين) نمازگزاران و زكاتدهندگان و ايمانآورندگان به خدا و روز قيامت، به زودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد. (162 / نساء).
102ـ Pإِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ کَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ عِيسَى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هَارُونَ وَ سُلَيْمَانَ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُوراًO. (نساء/163)
We have indeed revealed to you as We revealed to Noah and the prophets after him, and [as] We revealed to Abraham and Ishmael, Isaac, Jacob, and the Tribes, Jesus and Job, Jonah, Aaron, and Solomon, and We gave David the Psalms. (163)
ما به تو وحى كرديم چنان كه به نوح و پيغمبران بعد از او و همچنين به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (فرزندان يعقوب) و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داود هم زبور عطا كرديم. (163 / نساء).
103ـ مهما کان کل الخیر الذي لدیک في افضل لدیک فقط: و بعض المفسرین من هذه الآية قد استخداموا مما یرید القرآن أن یخبروا النبي (ص) بهذه النقطة التي في طقوسکم أنه یتم إضافة، جميع امتيازات الدیانات السابقة مجتمعین. في دینک کما ورد هذا المعانی في بعض روایات اهل البیت (ع)، کما استنبط من هذه الروایات أقوال المفسرین.
103- Whatever all the good that has of the best, you only have: Some commentators from this verse have used what the Quran wants to tell this point to the prophet (PBUH), which is that in your rituals, all the privileges of past religions are added up, and are collectively your religion. This meaning is also mentioned in some narrations of Ahlul Bayt, and with the sayings of the commentators, has also been deduced from such narrations.
103ـ آنچه همه خوبان دارند، تو تنها داری: بعضی از مفسران از این آیه چنین استفاده کردهاند که قرآن میخواهد این نکته را به پیامبر (ص) اعلام کند که در آئین تو، تمام امتیازات آئینهای گذشته جمع است. در بعضی از روایات اهل بیت (ع) نیز به این معنی اشاره شده و گفتههای مفسران نیز از اینگونه روایات نتیجه شده است.
104ـ كتاب ديفيد «داود» (ع): تقرأ في هذه الآية أنه مزمور الكتب السماوية التي أعطاها الله لداود (ع). هذه الكلمة، بما هو مشهور و مؤکد ـ أن الأنبياء اصحاب العزم (اصحاب القرار) لدیهم كتاب السماء جديد و مقدس، خمسة اشخاص ليسوا أكثر ـ لا تناقضات، لأنه كما استخدمت آيات القرآن و الروايات الإسلامية، فإن الكتب السماویة نزلت عن للرسل، كان نوعان: 1ـ الکتب التي کانت فیها وصایا دینیة و تعلن شعیرة طقوس جديدة. لم تكن هذه اکثر من خمسة كتب نزلت علی الأنبیاء الخمسة الأوایل (اولوالعزم) أو (اصحاب القرار). 2ـ الكتب التي لیس لها قواعد دینیه جديدة؛ و لکنها تضمنت النصائح و التوصیات و الأرشادات و التوجیهات، و العبادات و کتاب المزمور من هذه الفئة. علي الرغم من أن هذا السفر هو نفسه کما هو الحال في کتب أخری من العهد القديم والعهد الجديد الذي لم یبق محصناً من التحریف، يمكن القول أنه إلی حد ما احتفط یشکله، یتکون هذا الکتاب من مائة و خمسين فصلاً یسمی كل منها "مزمور" و في کل مکان فیه شکل النصائح و الصلاة والدي.
104- David’s book (as): In this verse, we read that the Psalms of heavenly books that the Almighty has given to David (as). This word, with what is famous and certain - that the prophets the resolute man (men of decision) and have a new book and sacred, five-person are not more – has no contradictions; Because Just as the verse of the Quran and Islamic narrations are used, heavenly books that have revealed on the messengers were two species: 1- Books that were in it commandments of religious and announce a new ritual. These were no more than live books, that were revealed to the live first prophets "olol–al–azm" (to five men of decision). 2. Books that did not have new religious rules but included advice and counsel. Guidance, recommendations, and worship and the psalms book are from this category. Although this book is similar to other books of the New and Old Testaments, which have not remained Immune to forms of distortion, it can be said that, to some extent, it has retained its shape. This book has one hundred and fifty chapters, the“Psalm“is named, and all over it has the form of advice and prayers, and supplications.
104ـ کتاب داود (ع): در این آیه میخوانیم که زبور از کتب آسمانی است که خداوند به حضرت داود (ع) داده است. این سخن، با آنچه معروف و مسلم است ـ این که پیامبران اولوالعزم و دارای کتاب آسمانی و آئین جدید، پنج نفر بیشتر نیستند ـ منافات ندارد؛ زیرا همان طور که از آیات قرآن و روایات اسلامی استفاده میشود، کتب آسمانی که بر پیامبران نازل گردیده، دو گونه بود: 1ـ کتابهائی که احکام تشریعی در آن بود و اعلام آئین جدید میکرد. اینها پنج کتاب بشتر نبود که بر پنج پیامبر اولوالعزم نازل گردید. 2ـ کتابهائی که احکام تازه در بر نداشت؛ بلکه مشتمل بر نصایح و اندرزها و راهنمائیها و توصیهها و دعاها بود و کتاب زبور از این دسته است. گرچه این کتاب همانند سایر کتب عهد جدید و قدیم از تحریف مصون نمانده، میتوان گفت که تا حدودی شکل خود را حفظ کرده است. این کتاب مشتمل بر صد و پنجاه فصل است که هرکدام «مزمور» نامیده میشود و سراسر شکل اندرز و دعا و مناجات دارد.
105ـ Pوَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِيماًO. (164/نساء)
and apostles We have recounted to you earlier and apostles We have not recounted to you, and to Moses Allah spoke directly. (164)
و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را پيش از اين، براى تو باز گفتهايم؛ و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بيان نكردهايم؛ و خداوند با موسى سخن گفت. (و اين امتياز، از آن او بود.) (164 / نساء).
106ـ الأنبياء الذين وردت أسماؤهم في القرآن: فیما یلي الآية المرویة من الإمام باقر (ع): و قد "أخفي بعض الأنبياء نبوءتهم عن الناس فکان اسمهم سرا في القرآن و لم یذکر؛ ولكن بعضهم أعلن عن نبوتهم و هم ذکروا في القرآن اسمهم الکریم و هذه الآية تشير إلي نفس المعني".
106- Prophets whose names are mentioned in the Qur’an: Below is the verse narrated from Imam Baqir (as): “some prophets concealed their prophecy from the people and so their name is secret in the Qur’an and not mentioned, but some of them their prophethood were made public and these are the ones who have mentioned in the Qur’an of their noble name and this verse refers to the same meaning “.
106ـ پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده است: در ذیل این آیه از امام باقر (ع) روایت شده است: «بعضی از انبیاء نبوت خود را از مردم پنهان میکردند و به همین جهت نام آنان در قرآن مخفی مانده و ذکر نشده است؛ ولی برخی نبوت خود را علنی میکردند و اینان کسانی هستند که در قرآن نام شریفشان آمده است و این آیه به همین معنا اشاره دارد».
آدم 25 ـ داود 16 ـ سلیمان 17 ـ ایوب 4 ـ یونس (ذوالنون) 5 ـ ذوالقرنین 2 ـ ذوالکفل (یوشع) 2 ـ ادریس 2 ـ نوح 43 ـ یوسف 27 ـ زکریا 7 ـ یحیی 5 ـ یعقوب (اسرائیل) 16ـ اسحق 17 ـ الیاس 3 ـ الیسع 2 ـ لوط 27 ـ شعیب 11 ـ صالح 9 ـ ابراهیم 69 ـ اسمعیل 12ـ هود 7 ـ موسی 136 ـ هارون 16ـ عیسی (مسیح) 25 ـ رسول ـ احمد 2ـ محمد 4 ـ مریم ـ حنظله ـ لقمان ـ سبا ـ خضر (عزیریا ارمیا) ـ ذوالنون ـ مصطفی.
Adam 25- David 16- Soloman 17 - Job 4 - Jonah (Dhulnon) 5 - Zul Qarnain 2- Zul–kifli(Joshua) 2- Idris 2- Noah 43 - Joseph 27- Zechariah 7- John 5- Jacob (Israel) 16- Isaac (Christ) 17 - Elias 3- Elisha 2 - Lot 27- Shu’ib 11- Saleh 9- Abraham 69- Ismael 12- Hood 7- Moses 136- Aron 16- Jesus (Christ) 25 - Rasul Allah - Ahmad 2- Muhammad 4 - Maryam - Nizabat - Loghman - Saba ـ Khadr (Uzair or Jeremiah) ـ Zalenon - Mostafa.
107ـ مثال علی حديث الله مع موسی (ع): القرآن في كثير من الحالات أشار في حدیثه مع موسی (ع) قد تم القصیر عن ارکانه. في الروايات الإسلامية کما یقتبس العدید من الحالات. في رواية عن أميرالمؤمنين علي (ع) أن الله قال لموسی (ع): "لدي أربعة أو امر لك؛ محاولة النظر إلیهم اولاً حتی لا تری ذنبک أن تغفر لا ترفع ثمن خطایا الآخرين. الثاني، حتی لا ینتهی کنوزی من الروایة، لا تحزن علي خبزک الیومي ثالثاً، ما لم یکن هناک أمل للأخرین سوای، حتی لم ینظر إلی حکمی علی الفناء. رابع، حتی لا تری ميتا، لا ثامن فی مأمن من أنکارها و خداعها و خططها".
107- An example of God’s talk with Moses (AS): Qur’an in many cases God spoke with Moses (AS), pointing out the corners that have been expressed. In Islamic narrations, as well as many cases, are quoted. In a narration from Amir Al-Mu’minin Ali (AS), it is said that God said to Moses (AS): “I have four orders for you; attempt to regard them. First, until you do not see your fault to forgive, do not pay for the sins of others. Second, until my treasure has not been seen, do not be sad for your daily bread. Third, until my rulership had not been annihilated, there would not have been any hope for the others except me. Fourth, until you have not seen satan dead, do not be safe from her thoughts and deceptions, and plans.
107ـ نمونهای از سخن گفتن خدا با موسی (ع): قرآن در موارد متعددی به سخن گفتن خداوند با حضرت موسی (ع) اشاره کرده و گوشههائی از آن را بیان کرده است. در روایات اسلامی نیز موارد زیادی نقل شده است. در روایتی از امیرالمؤمنین علی (ع) آمده است که خدا به موسی (ع) فرمود: «چهار سفارش به تو دارم؛ در رعایت آنها بکوش. نخست این که تا وقتی گناهان خود را بخشوده ندیدهای، به عیوب دیگران مپرداز. دوم، تا گنجهای مرا پایان یافته ندیدهای، برای روزیات غمناک مباش. سوم، تا حکومت مرا از بین رفتنی ندیدهای، به دیگری جز من امید مبند. چهارم، تا شیطان را مرده ندیدهای، از مکر و فریب و نقشههای او ایمن مباش».
108ـ Pيَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَکُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَ لَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَکُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌO. (19/مائده)
108- O People of the Book! Certainly, Our Apostle has come to you, clarifying [the Divine teachings] for you after a gap in [the appearance of] the apostles, lest you should say," There did not come to us any bearer of good news nor any warner." Certainly, there has come to you a bearer of good news and a warner. And Allah has power over all things. (19)
108ـ اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد؛ در حالى كه حقايق را براى شما بيان مىكند؛ تا مبادا (روز قيامت) بگوييد: «نه بشارت دهندهاى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهندهاى»! (هم اكنون، پيامبر) بشارت دهنده و بيم دهنده، به سوى شما آمد! و خداوند بر همه چيز تواناست. (19 / مائده).
109ـ فترة الخلوة بین الأنبياء: الفاصل (الفترات) يعني الراحة الهدوء والمسافة بين الأنتفاضتين والحركات أو محاولتين والحركات أو الثورة. لذلك في المسافة بين موسی (ع) و المسيح (ع)، كان هناك العديد من الأنبياء والمرسلين، و لكن بين يسوع المسيح والنبي الإسلام صلي الله عليه و آله لم يأت الکثیر من الرسل، و قد أطلق القرآن علی هذه الحقیقة اسم فترة خلو العرش و نعلم أنه بين عصر المسيح (ع) الرسالة النبویة (صلي الله عليه و آله) كانت حوالي ستمائة عام. وفقا للآية 14 من سورة ياسين و ما قاله المفسرون الإسلاميون من بين هذين النبيين، فقد جاء ثلاثة أنبياء علي الأقل ولكن علي أي حال، لأنه بين وفاة هؤلاء الرسل و رسول الإسلام (صلي الله عليه و لآله) كان هناك مسافة و كذلك عددهم من الأنبياء قبل المسيح (ع) أقل بكثير، العصر مابين عيسی (ع) و النبي الإسلام (صلي الله عليه و آله) يعرف باسم عصر الفترات. بالطبع في هذا العصر، كان الأنبياء حاضرين و وفقاً للفكرة الشيعية للأرض، لم يتم إخلاء السلطة الإلهية و لن يتم إخلاؤها.
109-Interval of the prophets: Interval (Fetrat) means tranquility, and the distance between the two uprisings and motions or two attempts and movements and revolution are also said. Therefore, in the distance between Moses (as) and Christ (as)
There were many prophets and messengers. But among Jesus Christ and the Prophet (PBUH) of Islam, did not come many messengers. The Qur’an has called this era a period of interval, and we know that between the time of Jesus Christ and the prophetic mission of the Prophet (PBUH), it was about six hundred years. According to verse 14 of surah Yasin and what the Islamic commentators have said among these two prophets, at least three prophets have come but anyway, because between of death of those messengers and prophet of Islam (PBUH), there was a distance and also the number of them from the prophets before Jesus (as) have been much less, the era between Jesus (as) and the prophet (PBUH) of Islam it is known as the era of interval (Fetrats). Of course, in this era, administrators of the prophets were present, and according to the Shiite idea of the land, the divine authority is never vacated and will not be.
109ـ فترت پیامبران: فترت به معنای سکون و آرامش است و به فاصله میان دو جنبش و حرکت یا دو کوشش و نهضت و انقلاب نیز گفته میشود. از آن رو که در فاصله میان موسی (ع) و مسیح (ع)، پیامبران و رسولان زیادی وجود داشتند. اما در میان حضرت مسیح (ع) و پیغمبر اسلام (ص) رسولان زیادی نیامدند، قرآن این دوران را دوران فترت نامیده است و میدانیم که در میان دوران مسیح (ع) و بعثت پیامبر (ص) حدود ششصد سال فاصله بود. طبق آیه 14 سوره یس و آنچه مفسران اسلامی گفتهاند در میان این دو پیامبر، دست کم سه پیامبر آمده اما در هر حال چون میان وفات آن رسولان و پیامبر اسلام (ص) فاصلهای وجود داشته و نیز شمار آنها از پیامبران قبل از عیسی (ع) بسیار کمتر بوده است، دوران بین عیسی (ع) تا پیامبر اسلام (ص) به دوران فترت معروف شده است. البته در این دوران، اوصیای پیامبران حضور داشتند و مطابق عقیده شیعه زمین هرگز از حجت الهی خالی نشده و نخواهد شد.
110