بیا بار سفر بندیم از این دشت

از مهاجرت و تحصیل در خارج از کشور نترسید!

مهاجرت و تحصیل در خارج از کشور هیجان‌انگیز است و می‌تواند زندگی‌تان را به طور کامل تغییر بدهد اما کمی ترسناک هم هست. کشوری جدید با مردمان، غذاها، فرهنگ و فاصله‌ زمانی جدید -- بی‌خود نیست خیلی‌ها از مهاجرت اینقدر می‌ترسند.

این تصمیم شاید یکی از شخصی‌ترین و منحصربه‌فردترین تصمیمات زندگی هر آدم باشد. هیچ نسخه و راه‌کار واحدی که برای همگان جوابگو باشد وجود ندارد و زمان و موقعیت هرکس نقش مهمی در این تصمیم بزرگ ایفا می‌کند. ولی خواندن تجریبات دیگران بتواند تا حدی به تصور شرایطی که قرار است با آن مواجه شویم کمک کند و ما را در این مسیر سخت ولی جالب یاری کند.

به خودتان بگویید: تو فقط یک بار زندگی می‌کنی!

روی کاغذ مهاجرت به شهر و کشوری جدید به نظر عالی می‌رسد ولی در عمل پیاده کردن این تصمیم بسیار سخت و گاهی ترسناک است. از آماده کردن مدارک موردنیاز، گرفتن پذیرش دانشگاه و انجام مراحل اداری گرفته تا تصمیم‌گیری در مورد محل اسکان و ثبت نام و بیمه و مخارج و غیره. اگر در این سفر تنها باشید که دانشجویان عموما هستند به ترس‌هایتان اضافه هم خواهد شد.

اما خوب است به خودتان یادآوری کنید که این فرصت‌ها شاید یک‌بار در زندگی در خانه‌تان را بزنند و شما همیشه جوان نمی‌مانید. پس چه بهتر که از این فرصت طلایی زندگی‌تان استقبال کنید و قبل از اینکه درگیر روزمرگی زندگی شوید، مسیر زندگی‌تان را به سمتی ببرید که آینده‌ای روشن در انتظارتان باشد.

دوست پیدا کنید.

تنها سفر کردن سخت و نا‌آشناست. یکی از سختی‌هایش این است که خودتان باید همه چیز را به خاطر بسپارید. آیا تمام چیزهایی که لازم دارم را برداشته‌ام؟ کجا باید بروم؟ چه مدارکی باید در فرودگاه همراهم باشد؟ بارهایم را در مقصد کجا باید تحویل بگیرم؟ از فرودگاه بیرون آمدم چه‌کار کنم؟ و هزاران سوال ریز و درشت دیگر که ترس و اضطراب‌تان را بیشتر می‌کند.

امروزه با کمک شبکه‌های اجتماعی پیدا کردن گروه‌های مختلفی از آدم‌ها که هم‌مسیر شما در این راه باشند کار سختی نیست. می‌توانید با کمک و همفکری آن‌ها کارها را به مراتب برای خودتان آسان‌تر کنید. حتی ممکن است کسی را پیدا کنید که لزوما به همان دانشگاهی نمی‌رود که شما می‌روید ولی مقصدتان یک شهر و یک کشور است. دوست پیدا کنید و بگذارید این تغییر برایتان لذت‌بخش شود.

از تغییر نترسید.

زندگی در کشوری جدید و غوطه‌ور شدن در فرهنگی کاملا جدید و بیگانه به راستی می‌تواند آدم‌ها را تغییر دهد. شما می‌توانید این تجربه را تا حد کمی در سفرهایتان کسب کنید. دقت کنید چه سریع پس از چند سفر به یک شهر نام غذاها، آداب و رسوم و رفتارشان را یاد می‌گیرید.

شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید در حق خودتان انجام دهید پذیرفتن این فرهنگ جدید با آغوش باز به جای مقاومت کردن در برابر آن است. با زبان شروع کنید. مدام سعی کنید سطح تسلط‌تان به این زبان جدید را بالا ببرید. به مکالمات دیگران دقت کنید تا ضرب‌المثل‌ها و شوخی‌های زبانی‌شان را یاد بگیرید. از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید و به آدم‌ها دقت کنید. هرچه بیشتر با اجتماع بجوشید سریع‌تر جا خواهید افتاد. از تغییر کردن نترسید تا پتانسیل‌ها وجودی‌تان شکوفا شود.

به خودتان اجازه‌ی دل‌تنگ شدن بدهید.

دل‌تنگی برای خانه و خانواده شاید یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مهاجرت باشد. غرق شدن در فکر و خیال‌های شیرین زندگی در کشوری دیگر، پیدا کردن دوستانی جدید، سفرهای بسیار و دور و دراز رفتن و تجربیات تازه می‌تواند خیلی شورانگیز و فرح‌بخش باشد.

اما در کنار تمامی این شیرینی‌ها ترک خانه و خانواده، دوستان و آشنایان و تمامی چیزهایی‌ست که با آن‌ها بزرگ شده‌ایم و به آن‌ها خو گرفته‌ایم. حتی ممکن است دل‌تان برای اتاق و تخت‌خواب‌تان تنگ شود.

به خودتان برای تمام این دل‌تنگی‌ها حق بدهید و سعی کنید به یاری تکنولوژی‌‌هایی که هرروز بهتر و جدیدتر می‌شوند زندگی را برای خودتان و عزیزان‌تان راحت‌تر کنید. نرم‌افزارهایی از قبیل تلگرام، واتس‌اپ، وایبر و ایمو می‌توانند به شما کمک کنند بدون تحمیل هزینه‌ای گزاف با عزیزان‌تان در ارتباط باشید. از اسکایپ برای مکالمه‌های تصویری کمک بگیرید. وقتی دل‌تان برای خانواده و دوستان‌تان تنگ می‌شود به آن‌ها بگویید.

مهاجرت کار دشوار و پر چالشی است. این را می‌توانید از تمام کسانی که تجربه‌ی این مسیر را داشته‌اند بپرسید. ولی این تجربه شما را از محیط همیشه آشنایتان بیرون می‌کشد و جنبه‌هایی از وجودتان را به شما نشان می‌دهد که خودتان از آن‌ها بی‌خبر بوده‌اید. فرصت این تجربه‌ را به خاطر ترس از خودتان نگیرید.

پ.ن: این مطلب ترجمه‌ی آزاد من از این نوشته بوده و در مجله‌ی اینترنتی سان‌استار منتشر شده است.