ویرگول
ورودثبت نام
مصطفی فردی
مصطفی فردیمصطفی فردی | استراتژیست روابط انسانی | پروژه شخصیت مؤثر | توسعه شخصیت | مدرس و پژوهشگر نوروساینس موفقیت و روانشناسی شخصیتی
مصطفی فردی
مصطفی فردی
خواندن ۶ دقیقه·۵ ماه پیش

وقتی مغز به دنبال "پول مفت" می‌رود

وقتی مغز به دنبال "پول مفت" می‌رود: چرا در بورس و کریپتو هیجانی رفتار می‌کنیم؟

یادتان هست چند سال پیش، بورس چطور در ایران غوغا به پا کرد؟ از هر کوچه و محله‌ای که رد می‌شدید، صدای تحلیل و خبر از بازار به گوش می‌رسید. حتی کسانی که تا دیروز اسم بورس را هم نشنیده بودند، با فروش طلا، ماشین و حتی خانه‌هایشان، سرمایه‌های زندگی‌شان را وارد این بازار کردند. بعد از آن، این تب به بازار کریپتو هم رسید. باز هم همان داستان: تبلیغات گسترده، وعده‌های سودهای نجومی، و هجوم گسترده مردم برای "پولدار شدن یک شبه".

شاید فکر کنید این رفتارها تنها به دلیل شرایط اقتصادی ایران است، اما واقعیت این است که هجوم هیجانی به بازارهای مالی، یک پدیده جهانی است و مختص ایران نیست. این پدیده ریشه در عملکرد مشترک مغز انسان در مواجهه با هیجان، ترس و طمع دارد. برای مثال، در کشورهای باثبات اقتصادی هم شاهد این پدیده بوده‌ایم:

  • حباب دات‌کام در آمریکا (اواخر دهه ۱۹۹۰): در این دوره، با افزایش محبوبیت اینترنت، سرمایه‌گذاران به صورت گسترده و بدون تحلیل کافی به خرید سهام شرکت‌های اینترنتی (دات‌کام) روی آوردند. بسیاری از این شرکت‌ها حتی درآمد قابل توجهی نداشتند، اما سهامشان به دلیل "تب" اینترنتی، به شدت رشد کرد و در نهایت با ترکیدن حباب، سرمایه‌های زیادی از بین رفت.

  • تب مسکن در آمریکا (قبل از بحران ۲۰۰۸): در این دوره، هجوم مردم به خرید و فروش خانه‌ها به دلیل افزایش سریع قیمت‌ها، باعث ایجاد یک حباب بزرگ شد که نهایتاً به بحران مالی جهانی منجر شد.

این مثال‌ها نشان می‌دهد که علت اصلی این پدیده، نه فقط شرایط اقتصادی یک کشور، بلکه مکانیزم‌های روانی در مغز انسان است. بنابراین، حتی اگر شرایط اقتصادی ایران را به عنوان یک محرک در نظر بگیریم، مکانیزم روانی پشت آن همان چیزی است که در کشورهای دیگر نیز فعال می‌شود. در این تصمیم‌گیری‌ها، بخش منطقی مغز ما به مرخصی می‌رود و یک "سیستم باستانی" و هیجانی سکان هدایت را به دست می‌گیرد.


بخش اول: دوپامین، "ماده شیمیایی خوشحالی" و بازی بورس

مغز ما یک سیستم داخلی برای پاداش و انگیزه دارد که به آن "سیستم پاداش" می‌گویند. این سیستم، با ترشح یک ماده شیمیایی به نام دوپامین، ما را به سمت کارهایی که حس خوبی می‌دهند، سوق می‌دهد. این حس لذت‌بخش باعث می‌شود شما به دنبال تکرار آن کار باشید.

حالا این سیستم چه ربطی به بورس و کریپتو دارد؟ وقتی شما یک سهام یا ارز دیجیتال می‌خرید و قیمتش بالا می‌رود، مغز شما این افزایش قیمت و سود را به عنوان یک "پیروزی" بزرگ تفسیر می‌کند. در نتیجه، یک موج قدرتمند از دوپامین در مغز شما آزاد می‌شود. این موج دوپامین، مانند یک مسکن قوی، حس لذت و هیجان بسیار بالایی را به شما می‌دهد. این حس به قدری قوی است که می‌تواند بخش منطقی مغز شما (قشر جلوی پیشانی) را که مسئول تفکر و تحلیل است، موقتاً خاموش کند. در این لحظه، شما دیگر به ریسک، تحلیل بنیادی یا اطلاعات منطقی فکر نمی‌کنید. تنها چیزی که می‌خواهید، تکرار دوباره آن حس لذت‌بخش است.


بخش دوم: ترس از دست دادن (FOMO)، وقتی می‌خواهیم "جا نمانیم"

اگر بخش اول در مورد "لذت" سود بود، این بخش در مورد "ترس" از دست دادن است. "فومو" (FOMO) یا "Fear of Missing Out" یک پدیده روانشناختی است که در آن، ما از اینکه دیگران در حال تجربه یک رویداد لذت‌بخش یا سودآور هستند و ما از آن عقب مانده‌ایم، احساس اضطراب می‌کنیم. این احساس ریشه در بخش عمیق‌تری از مغز ما به نام "آمیگدال" (Amygdala) دارد. آمیگدال مسئول پردازش هیجانات، به ویژه ترس و اضطراب است.

وقتی ما می‌بینیم که یک دوست، همکار یا حتی یک غریبه در فضای مجازی، از سودهای بزرگش در بورس یا کریپتو صحبت می‌کند، آمیگدال ما فعال می‌شود. این فعال شدن، باعث ترشح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول می‌شود و ما حس می‌کنیم باید فوراً وارد عمل شویم تا از قافله عقب نمانیم. بهترین مثال‌ها برای درک این پدیده، هجوم مردم به بورس در زمان اوج و یا هجوم برای خرید طلا بعد از یک شایعه است. در هر دو مورد، افراد به جای بررسی منطقی، تنها به دلیل ترس از دست دادن فرصت، تصمیم به خرید می‌گیرند.


بخش سوم: وقتی منطق ما به مرخصی می‌رود - خطاهای شناختی رایج

تا اینجا فهمیدیم که دوپامین و فومو ما را به سمت بازار می‌کشاند. اما بعد از ورود، مغز ما چگونه به اشتباهات خود ادامه می‌دهد؟ پاسخ در خطاهای شناختی ما نهفته است.

  • اثر گله‌ای (Herding Effect): مغز ما از گذشته‌های دور به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده که از گروه پیروی کند. این یک مکانیزم بقا بوده است. در بازارهای مالی، این مکانیزم به شکل "اثر گله‌ای" ظاهر می‌شود. وقتی می‌بینیم همه در حال خرید سهام یا ارز دیجیتال خاصی هستند، فرض می‌کنیم حتماً آن‌ها اطلاعاتی دارند که ما نداریم و برای اینکه از ضرر یا از دست دادن فرصت جا نمانیم، بدون تحقیق به جمع آن‌ها می‌پیوندیم. این رفتار، حباب‌های قیمتی را تقویت می‌کند و در نهایت، وقتی حباب می‌ترکد، همه با هم ضرر می‌کنند.

  • سوگیری تأیید (Confirmation Bias): این سوگیری یکی از خطرناک‌ترین‌هاست. وقتی شما تصمیم به خرید سهامی می‌گیرید، به صورت ناخودآگاه شروع به جستجو برای اطلاعاتی می‌کنید که تصمیم شما را تأیید کند. مغز شما به شکل فعال، تمام اخبار و تحلیل‌های منفی را نادیده می‌گیرد و فقط روی اطلاعاتی تمرکز می‌کند که به شما می‌گویند "بله، تصمیمت درست بود." این رفتار باعث می‌شود شما در تصمیم اشتباه خود پافشاری کنید و در نهایت به ضررهای بزرگ‌تری دچار شوید.

  • سوگیری لنگر انداختن (Anchoring Bias): این سوگیری شناختی باعث می‌شود که ما به اولین اطلاعاتی که دریافت می‌کنیم، به ویژه یک عدد خاص، لنگر بیندازیم و در تصمیم‌گیری‌های بعدی خود به آن وابسته شویم. فرض کنید یک سهم را در قیمت ۵۰۰۰ تومان می‌خرید. حتی اگر قیمت آن به ۲۰۰۰ تومان سقوط کند، مغز شما همچنان قیمت ۵۰۰۰ تومان را "قیمت درست" یا "ارزش واقعی" آن سهم می‌داند. در نتیجه، شما حاضر نیستید آن را در قیمت پایین‌تر بفروشید، به این امید که دوباره به همان قیمت اولیه برگردد.


جمع‌بندی: مغزتان را در دست بگیرید، نه پولتان را

حالا که با مکانیزم‌های مغزی و خطاهای شناختی پشت این هجوم‌های هیجانی آشنا شدیم، به یک نتیجه می‌رسیم: بازار مالی، فقط یک بازی اعداد نیست؛ یک بازی روانی است. هر بار که قصد دارید وارد این بازی شوید، صدای دوپامین، فومو و خطاهای شناختی در گوشتان زمزمه می‌کنند.

راه‌حل این است که مغزتان را بشناسید و آن را کنترل کنید، قبل از آنکه او پولتان را کنترل کند.

برای این کار:

  • لحظه‌ای مکث کنید: هر وقت احساس کردید که به دلیل ترس از جا ماندن یا وسوسه سودهای سریع، می‌خواهید تصمیمی بگیرید، لحظه‌ای مکث کنید.

  • به دنبال اطلاعات باشید، نه تأیید: به جای جستجو برای اخباری که تصمیم شما را تأیید می‌کند، به دنبال اطلاعات جامع و تحلیل‌های بی‌طرف باشید.

  • برنامه داشته باشید: قبل از ورود به بازار، یک برنامه مشخص برای خود تعیین کنید و به آن پایبند باشید.

مغز انسان یک ابزار فوق‌العاده است، اما مثل هر ابزار دیگری، می‌تواند دچار خطا شود. با شناخت این خطاها، می‌توانید از آن‌ها پیشگیری کرده و در بازارهای مالی، به جای اینکه یک "قمارباز هیجانی" باشید، یک "سرمایه‌گذار منطقی" باشید.

مصطفی فردی


وبینار های رایگان مصطفی فردی را در سایت ایسمینار دنبال کنید

مغزارز دیجیتالتوسعه فردیموفقیت
۱۱
۳
مصطفی فردی
مصطفی فردی
مصطفی فردی | استراتژیست روابط انسانی | پروژه شخصیت مؤثر | توسعه شخصیت | مدرس و پژوهشگر نوروساینس موفقیت و روانشناسی شخصیتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید