ویرگول
ورودثبت نام
مصطفی کرمی
مصطفی کرمیمهندس مکانیک (علاقه مند به دوره ها و بازارهای مالی)
مصطفی کرمی
مصطفی کرمی
خواندن ۵ دقیقه·۱ روز پیش

رژیم مالی - قسمت چهارم - مقدمات برنامه ریزی مالی

همه ما همیشه کارهایی برای انجام دادن داریم. وقتیکه حجم کارها زیاد میشه نیاز به برنامه ریزی داریم ولی وقتیکه برنامه رو درست انجام نمیدیم خیلی از کارهامون عقب میوفته یا اصلا انجام نمیشه.

سرمایه گذاری و مباحث مالی هم همینطوره، اگر ما برای درآمد و زندگی مالی خودمون برنامه ریزی نداشته باشیم، همیشه پول کم میاریم یا پولی برای سرمایه گذاری نمیمونه. حتی اگر درآمد بالایی هم داشته باشیم بدون مدیریت درست به مشکل می خوریم.

بعضی وقتها افزایش درآمد ممکنه برای شما در آینده دردسر ساز هم بشه اگر مدیریت درستی نداشته باشید، با درآمد بالاتر شما سطح مخارج خودتون رو بالاتر می برید و بعدا اگر درآمد کمتر بشه براتون مشکل ایجاد میشه. زیاد بودن افرادی که پول های زیادی در لاتاری برنده شدن ولی در آخر فقیرتر از قبل شدن. اونم بخاطر عدم مدیریت مالی درسته.

برای اینکه در شرایط کنونی بتونیم هم از پس هزینه ها بر بیاییم و پولی هم برای سرمایه گذاری داشته باشیم باید مدیریت مالی درستی داشته باشیم. ما باید برای هر شرایطی سناریو داشته باشیم.

برای رسیدن به روند دائمی برای سرمایه گذاری و رسیدن به اهداف مورد نظر چهار مرحله اقدامات باید انجام بدیم.

1.     تعیین موقعیت فعلی:

اول از همه باید وضعیت خرج و مخارج و میزان بدهی ها و در کل وضعیت مالی خودمون رو بدونیم که کجای کار هستیم. ما باید یک چک لیست مالی تهیه کنیم تا بدونیم کلا تو چه وضعیتی هستیم.

پیشنهاد می کنم که پادکست «چک لیست سرمایه گذاری از مجموعه اکوتوپیا» رو گوش کنید، خیلی کمک می کنه. در واقع بهترین چک لیست همونه.   

2.     هدف گذاری : ما باید بدونیم برای چه هدفی داریم تلاش می کنیم. پس باید هدف مشخصی رو تعیین کنیم که به سمت اون حرکت کنیم. برای اکثر مسائل زندگی ما هدف گذاری می کنیم، حتی برای مسافرت رفتن ما هدف گذاری و برنامه ریزی می کنیم، مثلا کجا بریم، با چه پروازی و چه هتلی. ولی برای مباحث مالی ما کمتر هدف گذاری و برنامه ریزی می کنیم و فقط می گیم ما باید پولدار بشیم و بریم ببینیم چی پیش میاد.

بدون هدف گذاری ما مسیر سرمایه گذاری رو گم می کنیم.

هدف باید متناسب با ویژگی ها و پتانسیل های ما باشه. یه نفر با درآمد ماهی ۴۰ میلیون تومن نمیتونه اول کار یک پنت هاووس ۱۰۰۰ متری رو هدف قرار بده. برای مثال شما تازه میخوایید شروع به کم کردن وزن خودتون کنید. اول کار که نباید بگید من هفته اول ۱۰ کیلو وزن کم می کنم، چون وقتی به هدف نرسید نا امید میشید. شما باید هدف گذاری رو پله به پله ببرید جلو. هدف معمولا باید یک پله بالاتر از توانایی های شما باشه. خیلی بیشتر باشه بهش نمی رسید و نا امید میشید و اگر پایین تر باشه که انگیزه و لذت برای ادامه نخواهید داشت.

 3.     برنامه عملیاتی

بعد از هدف گذاری نوبت به برنامه ریزی عملیاتی میرسه. یعنی ما باید برنامه ای بچینیم که قدم به قدم بتونیم انجام بدیم.

برای مثال وقتی شما هدف دارید که ۱۲ کیلو وزن کم کنید، برای خودتون برنامه غذایی تنظیم می کنید و برنامه میریزید که مثلا ۲ روز در هفته پیاده روی کنید و ۲ روز هم برید باشگاه. این میشه برنامه عملی. ولی اگر مثلا ۶ روز در هفته بخوایید برید باشگاه بعنوان یک تازه کار این اتفاق نخواهد افتاد و شما از برنامه جا می مونید و به هدف نمی رسید و ناامید میشید و به احتمال زیاد در آخر چاق تر هم خواهید شد.

برنامه ریزی عملیاتی در مباحث مالی هم به همین صورت خواهد بود. مثلا شما با توجه به چک لیست مالی و توانمندی هایی که دارید، هدف گذاشتید که ۱۰۰میلیون در ۶ ماه ذخیره کنید. برنامه عملیاتی نیاز به کمی تفکر برای رسیدن به این هدف دارد. مثلا اضافه کاری ، گرفتن پروژه و مخصوصا کنترل مخارج. این میشه برنامه عملیاتی.

 4.     ارزیابی

مهمترین کار ارزیابی است. اگر شما نتونید یک ارزیابی از خودتون و برنامتون داشته باشید، نمی تونید بفهمید نقاط ضعف و قوت برنامتون و خودتون چیه. قاعدتا باید هر ۳ ماه یک ارزیابی انجام بدید تا بدونید کجای کار هستید و چه مواردی رو باید تقویت کنید و چه اشتباهاتی رو باید حذف کنید.  اگر ارزیابی نکنید و وسط کار به مشکل بخورید نمیتونید ایراد کار رو پیدا کنید تا مسئله رو حل کنید. و در آخر فقط خواهید گفت که شرایط بد بود و دیگران رو مقصر می کنید، درصورتیکه شاید با یک ارزیابی ساده می تونستید مشکل رو پیدا کنید و حل کنید و اجازه ندید که کار اشتباه پیش بره. اگر کاری درست پیش نمیره، بدونید که ۹۰درصد تقصیر به عهده خود ماست و دیگران و شرایط تقصیر زیادی ندارن.

 جمع بندی:

برنامه ریزی یک فرآینده بلند مدته و در طول زمان و تغییر شرایط دچار تغییر و اصلاح میشه. هدفگذاری باید متناسب با شرایط و توانمندی ها باشه و نباید اینقدر کوچک باشه که انگیزه نده و نه انقدر بزرگ باشه که بهش نرسیم و در نتیجه نا امید بشیم و حتی نتیجه معکوس بگیریم. مثلا با یک حقوق متوسط رو به پایین هدف ذخیره کردن ۱۰میلیون در هفته برای اول کار زیاده.

هر هدف بزرگ رو باید به چند هدف کوچکتر تقسیم کنیم تا قابل دستیابی باشد. مثلا هدف ۱۰ ساله به اهداف ۱ ساله تقسیم بشه و اهداف ۱ ساله به اهداف ماهانه تبدیل بشه.

انگلیسی ها یه ضرب المثل دارن که میگه : میدونی یک فیل رو چطوری می خوریم ؟ لقمه لقمه.

این مطلب مقدمه ای بود برای برنامه ریزی مالی. در پست های بعدی با جزئیات به این مطلب می پردازیم.

فقط یک نکته خارج از موضوع بگم، با خودتون فکر نکنید که من درآمد کمی دارم و نمی تونم سرمایه گذاری کنم، یا اینکه پول خیلی کمی برام میمونه و ارزش سرمایه گذاری نداره. ما یک موضوع داریم به اسم اثر مرکب که می گه قدم های خیلی کوچک هم میتونه در آینده تاثیر بزرگی داشته باشند. در مورد اثر مرکب بیشتر توضیح خواهم داد.

ممنونم که پست امروز رو مطاله کردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اثر مرکببرنامه ریزی مالی
۳
۰
مصطفی کرمی
مصطفی کرمی
مهندس مکانیک (علاقه مند به دوره ها و بازارهای مالی)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید