وضعیت اقتصادی در دوران پهلوی
در دوره رضا شاه، سلطه اقتصادی انگلیس درایران بسیار زیاد بود؛ زیرا رضا شاه به کمک عوامل انگلستان صاحب تاج و تخت شد. شرکت نفت ایران و انگلستان، بانک شاهی ایران، تلگراف هند و اروپا نمونههایی از این وابستگی است. برای مثال در فاصله سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۲ شمسی حدود ۶۶ درصد از کل واردات منسوجات پنبهای در ایران، حدود ۷۷ درصد از واردات نخی، ۷۴ درصد از کل واردات چای و نزدیک به ۹۰ درصد از محصولات فلزی و فولادی مورد نیاز کشور از انگلستان تأمین میشد.
پژوهشگر و خاورشناس آمریکایی، «نیکی کدی» در کتاب «ریشههای انقلاب ایران» میگوید: در زمان شروع جنگ جهانی دوم وضع اقتصادی متوسط ایرانیان به نحو قابلملاحظهای از وضعشان در سال ۱۳۰۴ شمسی بدتر بود؛ به نظر میرسد که اصلاحات رضا شاه به طورعمده از جیب مردم فقیر و بیشتر به نفع یک گروه محدود از طبقات مرفه اجتماع بود.
در دوره محمدرضا شاه، قیمت هر بشکه نفت ایران در بازارهای جهانی با جهش بیسابقه از ۳ دلار به ۲۰ دلار رسید. به دنبال افزایش درآمدهای نفتی دو دیدگاه در کشور برای نحوه مواجهه با آن به وجود آمد. یک ایده از سوی جوانان تحصیلکرده و اقتصاددانان بود که معتقد بودند اضافهشدن ناگهانی این حجم از سرمایه میتواند باعث تورم بالایی شود. اما در طرف دیگر شاه و خاندان او وجود داشت. شاه در کنفرانس رامسر نگاه اقتصاددانان را به سخره گرفت. عباس میلانی در کتاب «معمای هویدا» این نگاه شاه را «تجسم استبداد در عرصه اقتصادی» برمیشمارد. پیترآوری از محققان برجسته کمبریج، در کتاب «ایران مدرن» مینویسد: هنوز در کشور مناطقی وجود داشت که در آنجا، دانشآموزان مدارس از فرط گرسنگی، از علف و گل و بوته سبزینههای وحشی برای خود در حیاط مدرسه صبحانه درست میکردند. این استبداد و فساد حکومت پهلوی در زمینه خرج کردن منابع عظیم نفتی، باعث تورمهای بالا و تهیدستی هرچه بیشتر اغلب مردم ایران میشد.
وضعیت علم و فناوری
عرصه علم و فناوری یکی از تأثیرگذار ترین حوزهها بر روی امنیت، آرامش و آسایش یک ملت است. در ادامه به تفاوت وضعیت علمی ایران در قبل و بعد از انقلاب خواهیم پرداخت:
نرخ سواد از ۴۷ درصد در سال ۵۵ به ۹۳ درصد در سال ۹۰ رسید.
جمعیت دارای تحصیلات عالیه از ۳۱۰ هزار نفر به ۵۴۷۴۰۰۰ نفر در سال ۹۰ رسید.
ایران در سال ۵۵ در هیچ عرصهای قطب علمی نبوده؛ در حالی که تا سال ۹۰ در ۱۴۲ حوزه به قطب علمی تبدیل شده است.
در سال ۵۵ رشد رتبه علمی ایران ۵۲ جهان بود و در سال ۹۰ به رتبه ۱۷ جهان رسیده است.
اینها تنها گوشه از تحولات علمی ایران در بعد از انقلاب است. پیشرفتهایی که در مدت زمان کوتاه تری نسبت به حکومت پهلوی با تمام دشمنیهای موجود بهدستآمده است.
وضعیت سلامت و بهداشت
یکی از معضلات مردم در دوره پهلوی، عقبماندگی این رژیم در حوزه سلامت و بهداشت بود که بهشدت زندگی مردم را تحتالشعاع قرار میداد. در گزارش سازمان بودجه آمده است که در کردستان و سنندج، وضعیت بهداشتی رضایتبخش نیست. در برخی از محلههای سنندج، فاضلاب به جویهای سربازی میریزد که از وسط کوچهها میگذرد. کمبود و در اکثر مواقع نبود پزشک متخصص در دوره پهلوی از مواردی بود که بهداشت و سلامت مردم را به شدت تحت تأثیر قرار میداد. درحالیکه امروز مشاهده میشود از بعد از انقلاب اسلامی، ایران به یکی از قطبهای پزشکی تبدیل شده است و بسیاری از مردم کشورهای دیگر، برای رسیدگی به بیماریهای خود به ایران سفر میکنند. زیرا ایران دارای بهترین پزشک ها در سراسر ایران و نه فقط در یک محدود خاص است.
اینها تنها بخش کوچکی از واقعیتهای ۵۳ سال سلطنت خاندان پهلوی بر ایران بود. دیگر به خیانتها و دیکتاتوریهای این حکومت نمیپردازیم. به اِعطای جزیره بحرین (استان چهاردهم ایران)، به غرق بودن شاه و خاندانش در انواع فسادهای اخلاقی و جنسی و به بسیاری از وابستگیهای سیاسی این خاندان نمیپردازیم. اما تاریخ شاهد است که انقلاب اسلامی با اینکه هنوز در آستانه ۴۷ سالگی خود قرارداد، تقریباً در تمامی زمینههای تأثیرگذار جامعه باوجود دشمنیهای بسیار، پیشرفت داشته است و انشاءالله با امید و تلاش جوانان، این پیشرفتها روزبه روز بیشتر خواهد شد.