نوشته فاطمه اشرفی 97 مهندسی شیمی

حدوداً هفتاد سال پیش، سوت آغاز انقلاب جنسی به سرکردگیِ کینزی(۱) زده شد. او که حشرهشناسی آمریکایی بود، آمار و ارقام و نظریههای جدیدی درمورد انسانها را در کتابهایش ارائه داد؛ که هم تازگی داشت و هم زندگی مردم را دچار دگرگونی میکرد. به همین دلیل هم عدهای نتیجۀ تلاشهای او را با کارهای داروین، گالیله، نیوتن و حتی بمب اتم مقایسه میکردند.
در این انقلاب تازه، لباسها سانتبهسانت کوتاه میشدند تا درنهایت کاملاً محو شوند. مفهوم آزادی تا آنجا گسترش پیدا میکرد که 400هزار نفر میتوانستند در ووداستاک(۲) چند روز را آنطور که دلشان میخواهد کنار هم بگذرانند، هر انسانی آزاد شده بود تا هر نوع ارتباطی را تجربه کند، هیچ چیز نباید سانسور میشد و هالیوود تمام اینها را خیلی عادی در پردههای سینما به نمایش میگذاشت.
اما دیری نپایید که سوالات و تشکیکها به آمار او شروع شد. اولین فردی که به آمارهای کتاب کینزی شک کرد، استاد دانشگاهی به نام جودیت رایزمن بود. او پس از تجاوز یک پسر یازده ساله به دختر هفت سالهاش، با خود فکر کرد اصلاً چرا باید همچین اتفاقی بیافتد؟ آیا این اتفاق طبیعی است؟! وقتی همه کتاب کینزی را به او پیشنهاد دادند و گفتند طبق مطالب داخل این کتاب، بله! طبیعی است؛ مطالعۀ جدی کتاب توسط او آغازشد. هرچه جلوتر میرفت، به آمارهای عجیبتری میرسید! مثلا اینکه واکنش جنسی یک پسربچۀ دو ساله را چه کسی یک شبانهروز به طور مداوم بررسی کرده بود و چگونه؟! یا او ادعا کرده بود 85 درصد مردان و 40 درصد زنان، پس از ازدواج به همسرانشان وفادار نیستند و درصد بالایی از مردم رابطۀ قبل از ازدواج داشتهاند. دو سوم مردان رابطه با فاحشهها و یک سوم نیز ارتباط با همجنس را تجربه کرده بودند! این آمارهای شوکآور و گزارشات کتاب کینزی با تصورات عمومی مردم هیچ تطابقی نداشت...
تا اینکه مشخص شد کینزی آمار خود را از متجاوزان زندانی و در پاتوقهای همجنسبازها بدست آورده و خود یک بیمار جنسی بوده است. پاول گبهارد (۳)، همکار کینزی، در مورد او میگوید: «من به شدت تحت فشار بودم. اون منو مجبور به برقراری رابطۀ جنسی با افراد مختلف میکرد و حتی بعد از مدتی من رو به همجنسبازی تشویق کرد.»
با جدی شدن تحقیقات درمورد کتاب او، محققان پیشنهاد دادند اگر مطالعاتی را که ادعا میکرد روی ۱۸هزار نفر انجام داده، تنها روی ۴۰۰ نفر تکرار کند، نتایج را از او خواهند پذیرفت اما کینزی از پذیرش این پیشنهاد طفره رفت.
تفکرات کینزی از جملهای که بر تختۀ کلاسش نقش میبسته پیداست: «تنها رفتار غیرطبیعی جنسی، خویشتنداری است.» که بعدها تا رسیدن به جملۀ: «گناهی که همه انجام میدن، گناه نیست!» ادامه پیدا کرد. متأسفانه با وجود غیرطبیعیبودن رفتار سوژههای کینزی، کتاب او به عنوان منبع اصلی در ایجاد قوانین و حتی کتابهای علمی رشتههای مرتبط، به کار رفته است. نتیجۀ گزارشات کینزی و تغییراتی که در آمریکا رخ داد، تنها به افزایش جرایم جنسی، پیدایش و افزایش انواع بیماریها و خشونتها ختم نشد و با شدت گرفتن پدیدۀ سقط جنین و ظهور قاتلان زنجیرهای که با اعتیاد به پورنوگرافی دست و پنجه نرم میکردند تا گرفتن جان انسانها نیز پیش رفت. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
۱)kinsey ۲) Woodstock, یک فستیوال موسیقی با نام ثبتشدۀ «یک نمایشگاه: سه روزِ صلح و موسیقی» بود. محل برگزاری آن، مزرعۀ ۴/۲ کیلومترمربعی آقای Max Yasgur در Catskills نزدیک دریاچۀ سفید در شهر بتهل نیویورک و تاریخ برگزاری آن از ۱۵ تا ۱۸ اوت ۱۹۶۹ بود. ۳) Paul Gebhard
منتشر شده در ویژه نامه مشترک طلوع،ثمین و ریحانه با نام:
نگذاریم تاریخ تکرار شود!
ویژهنامه را از اینجا دریافت کنید.