
روش پژوهش: تحلیل راهبردی با رویکرد برنامهریزی سناریو
بازه زمانی مورد بررسی: ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵
۱. مسئله این مقاله چیست؟
در گامهای پیشین، بارها به «خودکفایی راهبردی» به عنوان یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی اشاره کردهایم: در گام پنجم آن را «تم اول» از پنج تم اصلی بیانات رهبری دانستیم، در گام سوم یکی از مقولههای فرعی «تابآوری»، و در گام هفدهم یکی از «ابعاد پنجگانه تابآوری». اما تاکنون «امنیت غذایی» را به صورت «مستقل» و «مصداقی» بررسی نکردهایم.
«امنیت غذایی» (Food Security) یکی از «مهمترین» و «حیاتیترین» ابعاد «امنیت ملی» است. «غذا» فقط یک «کالای اقتصادی» نیست، بلکه یک «کالای سیاسی» و «امنیتی» نیز هست. کشوری که «غذای مردمش» را نتواند «تأمین» کند، «حاکمیت» و «استقلال» خود را از دست میدهد. «تحریم غذایی» یا «قطع زنجیره تأمین غذا» میتواند «بزرگترین تهدید» برای «امنیت ملی» باشد.
پرسش این مقاله آن است که «اقتصاد مقاومتی» چه «راهبردی» برای «امنیت غذایی» دارد؟ «خودکفایی در کدام محصولات کشاورزی» «راهبردی» محسوب میشود و باید «در داخل» تولید شود؟ کدام محصولات را میتوان «واردات» کرد بدون آنکه «امنیت غذایی» به خطر بیفتد؟ و «سناریوهای» پیش روی «امنیت غذایی ایران» در چارچوب اقتصاد مقاومتی کدامند؟
۲. چرا امنیت غذایی یک «مسئله امنیتی» است، نه صرفاً «اقتصادی»؟
مقاله با یک «هشدار» آغاز میشود: «غذا» «سلاح» است. در دنیای امروز، «قدرتهای بزرگ» از «غذا» به عنوان «ابزار فشار سیاسی» استفاده میکنند. کشوری که «غذایش» را «واردات» میکند، «امنیت ملی» خود را به «دست بیگانگان» سپرده است. هرگاه «اراده» کنند، میتوانند «شیر غذا» را «قطع» کنند و «ملت» را «تسلیم» نمایند.
این «وابستگی غذایی» برای ایران «بسیار خطرناک» است. ایران با وجود «وسعت سرزمینی» و «تنوع اقلیمی»، در برخی «محصولات راهبردی» (گندم، برنج، جو، ذرت، دانههای روغنی، شکر) «به شدت» به «واردات» وابسته است. «قطع واردات» این محصولات میتواند «قحطی»، «شورشهای اجتماعی» و «فروپاشی سیاسی» را به دنبال داشته باشد.
بنابراین، «امنیت غذایی» یک «مسئله امنیتی درجه یک» است، نه صرفاً یک «مسئله اقتصادی بخشی». «اقتصاد مقاومتی» با تأکید بر «خودکفایی در کالاهای اساسی» (بند ۶ سیاستهای کلی) دقیقاً به دنبال «بستن» این «روزنه نفوذ» و «ایمنسازی» کشور در برابر «تهدیدات غذایی» است.
۳. کدام محصولات «راهبردی» هستند و باید خودکفا شویم؟
نخستین پرسش راهبردی این است: «خودکفایی در همه چیز» نه «ممکن» است، نه «مطلوب». «ایران» یک «کشور خشک و نیمهخشک» با «منابع آبی محدود» است. «تولید همه محصولات کشاورزی در داخل» به «مصرف بیرویه آب» و «نابودی منابع آبی» میانجامد. پس باید «اولویتبندی» کرد: کدام محصولات «راهبردی» هستند و باید «حتماً» در داخل تولید شوند، و کدام محصولات را میتوان «واردات» کرد؟
مقاله بر اساس تحلیل بیانات رهبری و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، محصولات کشاورزی را به سه گروه تقسیم میکند:
گروه اول: محصولات «کاملاً راهبردی» (باید ۱۰۰٪ خودکفا شویم).
این گروه شامل «گندم» (قوت غالب مردم ایران) و «جو» (خوراک دام) است. «نان» و «گوشت» دو قلم «ضروری» و «غیرقابل جایگزین» در سفره ایرانی هستند. اگر «گندم» و «جو» از خارج نیاید، «بحران نان و گوشت» رخ میدهد که «هیچ دولتی» توان «مدیریت» آن را ندارد. بنابراین، «خودکفایی در گندم و جو» باید «هدف ملی» و «خط قرمز» باشد.
گروه دوم: محصولات «نسبتاً راهبردی» (باید بخش عمده نیاز را در داخل تأمین کنیم).
این گروه شامل «برنج»، «شکر»، «دانههای روغنی» (کلزا، سویا، آفتابگردان)، «ذرت» (خوراک دام و طیور)، و «گوشت قرمز و سفید» است. این محصولات «ضروری» هستند، اما «تا حدی قابل جایگزینی». مثلاً «برنج» را میتوان تا حدی با «نان» یا «ماکارونی» جایگزین کرد. «خودکفایی کامل» در این محصولات «مطلوب» است، اما اگر «واردات» «محدود» و «کنترلشده» باشد، «امنیت غذایی» به خطر نمیافتد.
گروه سوم: محصولات «غیرراهبردی» (میتوانیم بخشی را واردات کنیم).
این گروه شامل «میوههای گرمسیری» (موز، آناناس، نارگیل)، «ادویهجات خاص»، و «برخی محصولات فرآوریشده» است. این محصولات «ضروری» نیستند و «واردات» آنها «امنیت غذایی» را تهدید نمیکند. «منابع آبی محدود» ایران نباید صرف «تولید محصولات غیرضرور» شود. «واردات» این محصولات «منطقیتر» از «تولید داخلی» آنهاست.
۴. سناریوهای پیش روی امنیت غذایی ایران
مقاله برای «آیندهپژوهی» امنیت غذایی ایران در چارچوب اقتصاد مقاومتی، چهار سناریو طراحی میکند:
۴-۱. سناریوی اول: «خودکفایی کامل» (سناریوی مطلوب اقتصاد مقاومتی)
در این سناریو، ایران در «همه محصولات راهبردی» (گروه اول و دوم) «خودکفا» میشود و «واردات غذا» را «صفر» میکند. این سناریو مستلزم «افزایش بهرهوری آب»، «توسعه کشاورزی دانشبنیان» (بذرهای مقاوم به خشکی، آبیاری هوشمند، کشت گلخانهای)، و «اصلاح الگوی مصرف» (کاهش ضایعات مواد غذایی، کاهش مصرف برنج پرمصرف، تغییر ذائقه به سمت محصولات کمآببر) است.
پیشنیازها: «سرمایهگذاری عظیم در بخش کشاورزی»، «تحول فناورانه در آبیاری»، «اصلاح الگوی کشت»، و «فرهنگسازی مصرف».
احتمال وقوع: «کم» (حداقل در کوتاهمدت و میانمدت). ایران با «بحران آب» روبروست و «خودکفایی کامل» در «همه محصولات» با «منابع آبی فعلی» «ممکن نیست».
۴-۲. سناریوی دوم: «خودکفایی هوشمند» (سناریوی واقعبینانه)
در این سناریو، ایران در «گندم» و «جو» (گروه اول) «کاملاً خودکفا» میشود، در «گروه دوم» «بخش عمده نیاز» را در داخل تأمین میکند (حدود ۷۰-۸۰ درصد)، و «واردات محدود و کنترلشده» را برای «گروه سوم» و «مابقی گروه دوم» حفظ میکند. این سناریو «منابع آبی» را «مدیریت» میکند و «امنیت غذایی» را «تضمین» مینماید.
پیشنیازها: «افزایش بهرهوری»، «کاهش ضایعات»، «اصلاح الگوی مصرف»، و «دیپلماسی غذایی» (ایجاد «زنجیره تأمین متنوع» از کشورهای مختلف برای «واردات محدود» تا «وابسته به یک کشور» نباشیم).
احتمال وقوع: «متوسط» (در صورت «عزم جدی» و «سرمایهگذاری هدفمند»).
۴-۳. سناریوی سوم: «وابستگی کنترلشده» (سناریوی خطرناک)
در این سناریو، ایران «همچنان» به «واردات گندم، برنج، ذرت و دانههای روغنی» «وابسته» میماند، اما «منابع واردات» را «متنوع» میکند (از هند، روسیه، برزیل، قزاقستان) تا «تحریمپذیری» را «کاهش» دهد. این سناریو «امنیت غذایی» را «تضمین» نمیکند، بلکه صرفاً «خطر» را «مدیریت» میکند.
پیشنیازها: «دیپلماسی غذایی قوی»، «ذخایر ارزی کافی برای واردات»، و «حفظ روابط سیاسی با کشورهای صادرکننده غذا».
احتمال وقوع: «بالا» (سناریوی «ادامه وضع موجود»).
۴-۴. سناریوی چهارم: «بحران غذایی» (سناریوی فاجعهبار)
در این سناریو، «تحریمهای شدید» یا «جنگ» «زنجیره تأمین غذا» را «قطع» میکند، «ذخایر ارزی» برای «واردات» «کافی نیست»، و «تولید داخل» نیز به دلیل «خشکسالی» یا «سوءمدیریت» «کاهش» مییابد. در این حالت، «قحطی»، «گرسنگی»، «شورشهای اجتماعی» و «فروپاشی سیاسی» رخ میدهد.
عوامل تشدیدکننده: «وابستگی شدید به واردات»، «بحران آب»، «تغییرات اقلیمی»، «انفجار جمعیت»، و «فقدان ذخایر راهبردی کافی».
احتمال وقوع: «کم» (اما «غیرممکن نیست»). «اقتصاد مقاومتی» دقیقاً برای «جلوگیری» از این «سناریوی فاجعهبار» طراحی شده است.
۵. راهبردهای اقتصاد مقاومتی برای امنیت غذایی
مقاله در پایان، «راهبردهای» مشخصی برای تحقق «سناریوی دوم» (خودکفایی هوشمند) در چارچوب اقتصاد مقاومتی پیشنهاد میکند:
راهبرد اول: افزایش بهرهوری آب.
«آب» «بزرگترین محدودیت» کشاورزی ایران است. «آبیاری سنتی» (غرقابی) باید با «آبیاری مدرن» (قطرهای، بارانی، زیرسطحی) جایگزین شود. «کشتهای پرمصرف» (هندوانه، طالبی، برنج در مناطق غیرشمالی) باید «محدود» شوند. «بازچرخانی آب» و «استفاده از پساب تصفیهشده» باید «توسعه» یابد.
راهبرد دوم: اصلاح الگوی کشت و مصرف.
«الگوی کشت» باید بر اساس «مزیت نسبی» و «منابع آبی» هر منطقه «بازطراحی» شود. «کشت برنج در استانهای کمآب» (مثل اصفهان و خوزستان) باید «ممنوع» شود. «الگوی مصرف» مردم نیز باید از «مصرف زیاد برنج» به «مصرف متنوعتر» (نان، ماکارونی، حبوبات) «تغییر» یابد.
راهبرد سوم: توسعه کشاورزی دانشبنیان.
«بذرهای مقاوم به خشکی و شوری»، «کودهای زیستی»، «آفتکشهای غیرشیمیایی»، «کشت گلخانهای» و «کشاورزی دقیق» (Precision Agriculture) باید «ترویج» شوند. «شرکتهای دانشبنیان» میتوانند «موتور محرک» این تحول باشند.
راهبرد چهارم: کاهش ضایعات مواد غذایی.
حدود «۳۰ درصد» از «مواد غذایی» در ایران «ضایعات» میشود (از مزرعه تا سفره). «کاهش ضایعات» به اندازه «افزایش تولید» اهمیت دارد. «بهبود انبارداری»، «حملونقل مناسب»، «بستهبندی استاندارد» و «فرهنگسازی مصرف» میتواند ضایعات را «به شدت» کاهش دهد.
راهبرد پنجم: دیپلماسی غذایی.
«واردات محدود و کنترلشده» باید از «منابع متنوع» (روسیه، هند، برزیل، قزاقستان، اوکراین) تأمین شود تا «وابستگی» به «یک کشور» ایجاد نشود. «قراردادهای بلندمدت» با «کشورهای صادرکننده غذا» باید منعقد شود.
۶. جمعبندی
«امنیت غذایی» یک «مسئله امنیتی درجه یک» و «جزء لاینفک» اقتصاد مقاومتی است. ایران باید در «گندم» و «جو» «کاملاً خودکفا» شود، در «برنج، ذرت، دانههای روغنی، شکر و گوشت» «بخش عمده نیاز» را در داخل تأمین کند، و «واردات محدود» را برای «محصولات غیرراهبردی» حفظ نماید. «خودکفایی هوشمند» (نه «خودکفایی به هر قیمت») راهبرد مطلوب است. «افزایش بهرهوری آب»، «اصلاح الگوی کشت و مصرف»، «توسعه کشاورزی دانشبنیان»، «کاهش ضایعات» و «دیپلماسی غذایی» پنج راهبرد کلیدی برای تحقق «امنیت غذایی» در چارچوب اقتصاد مقاومتی هستند.