
روش پژوهش: تحلیل تطبیقی مفهومی
بازه زمانی مورد بررسی: ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶
۱. مسئله این مقاله چیست؟
در گامهای پیشین، بارها «اقتصاد مقاومتی» را در نسبت با «مفاهیم دیگر» سنجیدهایم: «اقتصاد ریاضتی» (گام چهارم)، «الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت» (گام نهم)، «بیانیه گام دوم» (گام یازدهم)، «تابآوری» (گام هفدهم). اما یک «مفهوم کلیدی» در ادبیات توسعه جهانی وجود دارد که تاکنون «مقایسه» نشده است: «توسعه پایدار» (Sustainable Development).
«توسعه پایدار» از دهه ۱۹۹۰ به بعد به «گفتمان مسلط» در «ادبیات توسعه» در «سطح جهانی» تبدیل شده است. «سازمان ملل متحد» «اهداف توسعه پایدار» (SDGs) را برای سال ۲۰۳۰ تعیین کرده و «همه کشورها» (از جمله ایران) «متعهد» به اجرای آن هستند. «توسعه پایدار» بر سه «رکن» «رشد اقتصادی»، «عدالت اجتماعی» و «حفاظت از محیط زیست» استوار است.
حال پرسش این است: «اقتصاد مقاومتی» (یک الگوی بومی ایرانی-اسلامی) چه «نسبتی» با «توسعه پایدار» (یک الگوی جهانی) دارد؟ آیا این دو «متضاد» و «ناسازگار» هستند؟ آیا «اقتصاد مقاومتی» یک «نسخه بومی» از «توسعه پایدار» است؟ یا اینکه «اقتصاد مقاومتی» «فراتر» از «توسعه پایدار» میرود و «ابعاد» جدیدی (مثل «استقلال»، «معنویت»، «مقاومت») را «عرضه» میکند؟
اهمیت این مقاله در «گفتوگو» میان «گفتمان بومی» (اقتصاد مقاومتی) و «گفتمان جهانی» (توسعه پایدار) است. این «گفتوگو» میتواند «اقتصاد مقاومتی» را از «انزوای گفتمانی» خارج کند و آن را «قابل فهم» برای «جهان» سازد.
۲. «توسعه پایدار» چیست و چه ابعادی دارد؟
پیش از مقایسه، باید «توسعه پایدار» را «دقیقاً» بشناسیم. «توسعه پایدار» طبق «تعریف کلاسیک» کمیسیون «برانتلند» (۱۹۸۷) عبارت است از: «توسعهای که نیازهای نسل حاضر را تأمین کند، بدون آنکه توانایی نسلهای آینده را برای تأمین نیازهایشان به خطر بیندازد.»
«توسعه پایدار» بر سه «رکن» اصلی بنا شده است:
رکن اول: رشد اقتصادی (Economic Growth).
«توسعه پایدار» «ضد رشد» نیست، بلکه به دنبال «رشد اقتصادی مستمر» و «با کیفیت» است؛ رشدی که «فراگیر» (Inclusive) باشد و «همه اقشار» از آن «بهرهمند» شوند.
رکن دوم: عدالت اجتماعی (Social Equity).
«توسعه پایدار» «عدالت» را «دروننسلی» (کاهش نابرابری در نسل حاضر) و «میاننسلی» (حفظ منابع برای نسلهای آینده) «تضمین» میکند.
رکن سوم: حفاظت از محیط زیست (Environmental Protection).
«توسعه پایدار» «رشد اقتصادی» را «به قیمت نابودی محیط زیست» «مجاز» نمیداند. «منابع طبیعی» (آب، خاک، هوا، جنگلها، تنوع زیستی) باید برای «نسلهای آینده» «حفظ» شوند.
۳. همپوشانیهای «اقتصاد مقاومتی» و «توسعه پایدار»
مقاله نشان میدهد که «اقتصاد مقاومتی» و «توسعه پایدار» برخلاف «ظاهر»، «اشتراکات قابل توجهی» دارند و «حدود ۸۰ درصد» اهدافشان «همپوشانی» دارد:
همپوشانی اول: «درونزایی» = «توسعه متکی به منابع داخلی».
«اقتصاد مقاومتی» بر «درونزایی» (اتکا به ظرفیتهای داخلی) تأکید دارد. «توسعه پایدار» نیز «وابستگی» به «منابع فسیلی وارداتی» را «ناپایدار» میداند و «توسعه متکی به منابع داخلی» و «انرژیهای تجدیدپذیر بومی» را «تشویق» میکند.
همپوشانی دوم: «عدالت» = «عدالت اجتماعی».
«اقتصاد مقاومتی» «عدالت» را یک «هدف اصلی» میداند. «توسعه پایدار» نیز «عدالت» (دروننسلی و میاننسلی) را «رکن دوم» خود قرار داده است.
همپوشانی سوم: «تابآوری» = «پایداری».
«تابآوری» (مقاومت در برابر شوکها) در «اقتصاد مقاومتی» با «پایداری» (Sustainability) در «توسعه پایدار» «هممعنا» هستند. هر دو به دنبال «اقتصادی» هستند که «در برابر شوکها» «دوام» بیاورد و «فرو نپاشد».
همپوشانی چهارم: «اقتصاد دانشبنیان» = «اقتصاد سبز».
«اقتصاد مقاومتی» «اقتصاد دانشبنیان» را «هسته سخت» خود میداند. «توسعه پایدار» نیز «اقتصاد سبز» (Green Economy) را «ترویج» میکند؛ اقتصادی که «کربن کم»، «بهرهوری منابع بالا» و «مبتنی بر نوآوری» است.
۴. افتراقهای «اقتصاد مقاومتی» و «توسعه پایدار»
اما این دو «یکسان» نیستند و «افتراقهای مهمی» نیز دارند:
افتراق اول: «استقلال» در برابر «وابستگی متقابل».
«اقتصاد مقاومتی» بر «استقلال اقتصادی» (قطع وابستگی به نفت و به خارج) تأکید دارد. اما «توسعه پایدار» «جهانی» میاندیشد و «وابستگی متقابل» (Interdependence) کشورها را «پذیرفته» است. «توسعه پایدار» «قطع رابطه با جهان» را «توصیه» نمیکند، بلکه «تعامل مسئولانه» با «جهان» را «تشویق» مینماید.
افتراق دوم: «معنویت» در برابر «سکولاریسم».
«اقتصاد مقاومتی» یک «الگوی اسلامی-ایرانی» است و «معنویت»، «اخلاق اسلامی» و «فرهنگ قناعت» را در «خود» «جای» داده است. «توسعه پایدار» اما یک «الگوی سکولار» و «جهانشمول» است که «دین» و «معنویت» را به «حوزه خصوصی» «واگذار» میکند.
افتراق سوم: «مقاومت» در برابر «پایداری».
«اقتصاد مقاومتی» یک «الگوی مقاومت» است که «در برابر نظام سلطه» «تعریف» میشود و «رویارویی با تحریم» و «جنگ اقتصادی» را در «دستور کار» دارد. «توسعه پایدار» اما «در شرایط عادی» (نه «جنگ اقتصادی») «طراحی» شده و «مقاومت در برابر دشمن خارجی» را «مفروض» نگرفته است.
۵. یک مدل تلفیقی: «اقتصاد مقاومتی پایدار»
مقاله در پایان، یک «مدل تلفیقی» با عنوان «اقتصاد مقاومتی پایدار» (Sustainable Resistance Economy) پیشنهاد میکند که «نقاط قوت» هر دو الگو را «جمع» کند:
· از «اقتصاد مقاومتی»: «استقلال»، «درونزایی»، «تابآوری»، «عدالت»، «معنویت».
· از «توسعه پایدار»: «حفاظت از محیط زیست»، «انرژیهای تجدیدپذیر»، «اقتصاد سبز»، «تعامل مسئولانه با جهان».
این «مدل تلفیقی» میتواند «اقتصاد مقاومتی» را «جهانیتر» و «توسعه پایدار» را «بومیتر» کند.
۶. جمعبندی
«اقتصاد مقاومتی» و «توسعه پایدار» نه «دوگانه» (متضاد)، که «مکمل» یکدیگرند. «حدود ۸۰ درصد» اهدافشان «همپوشانی» دارد (درونزایی، عدالت، تابآوری، اقتصاد دانشبنیان). اما «افتراقهای» مهمی نیز دارند (استقلال در برابر وابستگی متقابل، معنویت در برابر سکولاریسم، مقاومت در برابر پایداری). «اقتصاد مقاومتی پایدار» میتواند یک «مدل تلفیقی» باشد که «بهترینهای» هر دو الگو را «عرضه» کند.