
روش پژوهش: تحلیل اقتصاد سیاسی با رویکرد مطالعه موردی
بازه زمانی مورد بررسی: ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۷
۱. مسئله این مقاله چیست؟
در گامهای پیشین، «تحریم» را از زوایای مختلف بررسی کردهایم: در گام ششم، «تحریم» را یکی از «شرایط علّی» پیدایش اقتصاد مقاومتی دانستیم. در گام بیست و چهارم، «تحریم» را به عنوان «شوک خارجی» و «آزمایشگاه تابآوری» تحلیل کردیم. اما تاکنون «تحریم» را نه به عنوان یک «پدیده بیرونی صرف»، که به عنوان یک «پدیده اقتصاد سیاسی» با «ابعاد داخلی» بررسی نکردهایم.
«تحریم» صرفاً یک «شوک خارجی» نیست که «از آسمان» بر «اقتصاد ایران» «فرود» آمده باشد. «تحریم» یک «پدیده پیچیده» است که با «ساختارهای داخلی اقتصاد ایران» (وابستگی به نفت، فساد، رانت، دولت رانتیر) «تعامل» میکند و «تأثیرات» آن توسط این ساختارها «تشدید» یا «تضعیف» میشود. «تحریم» یک «آینه» است که «ضعفهای ساختاری» اقتصاد ایران را «منعکس» میکند.
پرسش این مقاله آن است که «تحریم» چه «تأثیری» بر «اقتصاد سیاسی ایران» گذاشته است؟ «تحریم» چه «بازندگان» و چه «برندگانی» در «داخل ایران» داشته است؟ «شبکههای دور زدن تحریم» چگونه «اقتصاد سیاسی ایران» را «تغییر» دادهاند؟ و «اقتصاد مقاومتی» چگونه میخواهد «اقتصاد سیاسی تحریم» را «مدیریت» کند؟
۲. تحریم به مثابه «آینه»: بازتاب ضعفهای ساختاری
تحلیل مقاله با این «استعاره» آغاز میشود: «تحریم، آینهای است که ضعفهای ساختاری اقتصاد ایران را بازتاب میدهد.» تحریمها «علتالعلل» مشکلات اقتصاد ایران نیستند، بلکه «کاتالیزور» (تسریعکننده) و «آشکارکننده» ضعفهای از پیش موجود بودهاند.
مقاله سه «ضعف ساختاری» اصلی را که توسط تحریمها «آشکار» شدهاند، شناسایی میکند:
ضعف اول: وابستگی به نفت.
اگر «اقتصاد ایران» «وابسته» به «نفت» نبود، «تحریم نفت» «فلجکننده» نبود. «تحریم» نشان داد که «بودجه»، «ارز»، «واردات» و «معیشت» ایران «همگی» به «یک محصول» (نفت) «گره» خوردهاند و «قطع» این «بند ناف» میتواند «کل اقتصاد» را «دچار شوک» کند.
ضعف دوم: فقدان شفافیت و فساد.
«تحریم» یک «اقتصاد شفاف» را «لازم» دارد تا بتوان «منابع محدود» را «بهینه» «مدیریت» کرد. اما «اقتصاد ایران» «غیرشفاف» و «فسادزده» است. در «شرایط تحریم»، «رانت» و «فساد» به جای «کاهش»، «افزایش» یافته است (رانت ارز، رانت واردات، رانت دور زدن تحریم).
ضعف سوم: ضعف نهادهای حکمرانی.
«تحریم» نیازمند «دولتی قوی»، «چابک» و «فسادستیز» است که بتواند «منابع محدود» را «مدیریت» و «توزیع» کند. اما «دولت ایران» «فربه»، «بوروکراتیک» و «ناکارآمد» است و «نتوانسته» در «شرایط تحریم» «عملکرد مؤثری» داشته باشد.
۳. «بازندگان» و «برندگان» تحریم در اقتصاد سیاسی ایران
مقاله با «لنز اقتصاد سیاسی» نشان میدهد که «تحریم» فقط «بازنده» نداشته، بلکه «برندگانی» نیز در «داخل ایران» داشته است:
بازندگان تحریم:
· «تولیدکنندگان داخلی» که به «مواد اولیه وارداتی» وابسته بودند و با «کمبود» و «گرانی» مواجه شدند.
· «کارگران» و «اقشار کمدرآمد» که «قدرت خریدشان» «کاهش» یافت و «بیکار» شدند.
· «صادرکنندگان رسمی» که با «موانع بانکی» و «حملونقل» مواجه شدند.
· «دولت» که «درآمد نفتی» خود را «از دست» داد.
برندگان تحریم:
· «دلالان ارز» و «صرافیهای غیررسمی»: که از «نوسانات نرخ ارز» «سودهای کلان» بردند.
· «شبکههای دور زدن تحریم»: که «کمیسیونهای سنگین» برای «دور زدن تحریم» «دریافت» میکردند.
· «قاچاقچیان»: که «کالاهای تحریمشده» را «به صورت غیرقانونی» «وارد» میکردند و با «چند برابر قیمت» «میفروختند».
· «شرکتهای صوری» و «واسطهها»: که «ارز دولتی» را «میگرفتند» و «در بازار آزاد» «میفروختند» یا «کالاهای بیکیفیت» «وارد» میکردند.
· «کشورهای واسطه» (مثل ترکیه، امارات، چین): که «بازار ایران» را «تسخیر» کردند و «کالاهای خود» را «با چند برابر قیمت» به ایران «فروختند».
۴. «اقتصاد خاکستری» و «شبکههای دور زدن تحریم»
مقاله بخش مهمی را به تحلیل «اقتصاد خاکستری» (نه کاملاً قانونی، نه کاملاً غیرقانونی) و «شبکههای دور زدن تحریم» اختصاص میدهد:
اقتصاد خاکستری چیست؟
در «شرایط تحریم»، بخش بزرگی از «اقتصاد ایران» به «اقتصاد خاکستری» (Gray Economy) منتقل شده است: «صادرات غیررسمی»، «واردات بدون ثبت گمرکی»، «صرافیهای غیررسمی»، «حسابهای بانکی در خارج»، «شرکتهای صوری در کشورهای واسطه». این «اقتصاد خاکستری» «نه کاملاً قانونی» است، «نه کاملاً غیرقانونی»؛ در «منطقهای خاکستری» میان «قانون» و «قاچاق» «شناور» است.
ویژگیهای شبکههای دور زدن تحریم:
· «غیرشفاف» و «پنهان» هستند.
· «سودهای کلان» از «اختلاف قیمت ارز دولتی و آزاد» و «کمیسیونهای سنگین» «کسب» میکنند.
· «وابسته» به «روابط شخصی»، «باندهای قدرت» و «فساد سیستماتیک» هستند.
· «رقابتناپذیر» هستند و «تولیدکنندگان رسمی» را «نابود» میکنند.
· «امنیت اقتصادی» را «تضعیف» میکنند (چون «وابسته» به «تحریم» هستند و با «رفع تحریم» «منافعشان» «به خطر میافتد»).
پارادوکس «شبکههای دور زدن تحریم»:
این شبکهها از یک سو «فشار تحریم» را «کاهش» میدهند (چون «کالاهای ضروری» را «تأمین» میکنند)، اما از سوی دیگر «ذینفع» «تداوم تحریم» هستند و «نمیخواهند» «تحریم» «رفع» شود، چون «رفع تحریم» «سودهای کلان» آنها را «نابود» میکند. این «پارادوکس» یک «چالش بزرگ» برای «اقتصاد مقاومتی» است.
۵. راهبردهای اقتصاد مقاومتی برای مدیریت اقتصاد سیاسی تحریم
مقاله، «راهبردهای» اقتصاد مقاومتی برای «مدیریت» «اقتصاد سیاسی تحریم» را در چهار محور ارائه میکند:
راهبرد اول: «شفافسازی» و «مبارزه با فساد».
«اقتصاد خاکستری» در «تاریکی» و «پنهانکاری» «رشد» میکند. «شفافیت کامل» در «تخصیص ارز»، «ثبت سفارش»، «ترخیص گمرکی» و «زنجیره تأمین» میتواند «رانت» و «فساد» را «ریشهکن» کند.
راهبرد دوم: «رسمیسازی» اقتصاد خاکستری.
«اقتصاد خاکستری» را نمیتوان «حذف» کرد، اما میتوان «رسمی» کرد: «تجارت مرزی قانونی»، «بازارچههای مرزی»، «تعاونیهای مرزنشینان»، «صادرات خرد». این «رسمیسازی» «شفافیت» میآورد و «رانت» را «کاهش» میدهد.
راهبرد سوم: «قطع وابستگی به نفت».
«تا وقتی اقتصاد ایران به نفت وابسته است، تحریمپذیر خواهد بود.» «قطع وابستگی به نفت» «تنها راه» برای «مقاومسازی» اقتصاد در برابر «تحریم» است.
راهبرد چهارم: «دیپلماسی اقتصادی فعال».
«اقتصاد مقاومتی» فقط «مقابله با تحریم» نیست، بلکه «کاهش تحریمها» از طریق «دیپلماسی فعال» نیز «جزئی» از آن است. «تعامل با کشورهای همسایه»، «عضویت در سازمانهای منطقهای» (شانگهای، اوراسیا)، و «مذاکرات عزتمند» برای «رفع تحریمها» «بخش مهمی» از «اقتصاد مقاومتی» است.
۶. جمعبندی
«تحریم» یک «پدیده صرفاً بیرونی» نیست، بلکه «آینه»ای است که «ضعفهای ساختاری» اقتصاد ایران (وابستگی به نفت، فساد، ضعف نهادها) را «بازتاب» میدهد. «تحریم» «بازندگان» (تولیدکنندگان، کارگران، دولت) و «برندگانی» (دلالان، شبکههای دور زدن تحریم، قاچاقچیان، کشورهای واسطه) در «داخل» داشته است. «اقتصاد خاکستری» و «شبکههای دور زدن تحریم» یک «پارادوکس» ایجاد کردهاند: از یک سو «فشار تحریم» را «کاهش» میدهند، از سوی دیگر «ذینفع تداوم تحریم» هستند. «اقتصاد مقاومتی» با «شفافسازی»، «رسمیسازی»، «قطع وابستگی به نفت» و «دیپلماسی فعال» میخواهد «اقتصاد سیاسی تحریم» را «مدیریت» کند.