
روش پژوهش: مطالعه موردی با رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی)
بازه زمانی مورد بررسی: ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵
منطقه مورد مطالعه: استان سیستان و بلوچستان
۱. مسئله این مقاله چیست؟
در گامهای پیشین، اقتصاد مقاومتی را عمدتاً در «سطح ملی» و «کلان» بررسی کردهایم. اما یک «خلأ» در این میان وجود دارد: «ابعاد منطقهای و محلی» اقتصاد مقاومتی. ایران «کشوری پهناور» با «تنوع اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی» بسیار زیاد است. «اقتصاد مقاومتی» نمیتواند یک «نسخه واحد» برای «همه مناطق» بپیچد. «مناطق مرزی» به دلیل «شرایط خاص جغرافیایی، امنیتی و اقتصادی» نیازمند «راهبردهای ویژه» در چارچوب اقتصاد مقاومتی هستند.
«مناطق مرزی» ایران (به ویژه در شرق و جنوب شرق: سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، هرمزگان، خوزستان، کردستان، آذربایجان غربی) با «چالشهای چندگانهای» روبرو هستند: «محرومیت تاریخی»، «بیکاری مزمن»، «قاچاق کالا و سوخت»، «ناامنی و تروریسم»، «خشکسالی»، «فقدان زیرساخت»، و «مهاجرت گسترده» به شهرهای بزرگ. این مناطق در «حاشیه» توسعه ملی قرار دارند و «اقتصاد آنها» «شکننده» و «آسیبپذیر» است.
پرسش این مقاله آن است که «اقتصاد مقاومتی» چه «راهکارهایی» برای «مقاومسازی اقتصاد مناطق مرزی» دارد؟ این مقاله با «مطالعه موردی» استان سیستان و بلوچستان (به عنوان «نمونهای از مناطق مرزی محروم») به این پرسش پاسخ میدهد.
۲. چرا مناطق مرزی «آسیبپذیر» و «شکننده» هستند؟
مقاله پیش از ارائه راهکارها، «علل آسیبپذیری» مناطق مرزی را تحلیل میکند. این علل را میتوان در پنج محور دستهبندی کرد:
محور اول: محرومیت تاریخی و انباشت عقبماندگی.
مناطق مرزی ایران (به ویژه شرق و جنوب شرق) در طول تاریخ «در حاشیه» بودهاند. «سرمایهگذاریهای دولتی» عمدتاً در «مرکز» و «شمال» کشور متمرکز شده و مناطق مرزی «سهم ناچیزی» از «بودجه عمرانی» بردهاند. این «بیتوجهی تاریخی» یک «عقبماندگی انباشته» ایجاد کرده است.
محور دوم: اقتصاد تکمحصولی و شکننده.
اقتصاد این مناطق اغلب «تکمحصولی» و «وابسته» به «کشاورزی سنتی» (خرما، مرکبات)، «دامداری» یا «قاچاق سوخت و کالا» است. «خشکسالی» میتواند «کل اقتصاد» یک منطقه را «فلج» کند. «قاچاق» نیز «اقتصادی ناپایدار»، «غیررسمی» و «وابسته» به «نوسانات نرخ ارز» و «سیاستهای مرزی» است.
محور سوم: بیکاری مزمن و فقدان اشتغال پایدار.
نرخ بیکاری در مناطق مرزی به مراتب بالاتر از میانگین کشوری است. «جوانان» این مناطق «آیندهای» برای خود «نمیبینند» و «مهاجرت» میکنند، یا جذب «قاچاق» و «گروههای غیرقانونی» میشوند.
محور چهارم: ناامنی و تروریسم.
«فقر» و «بیکاری» «زمینه» را برای «ناامنی»، «قاچاق مواد مخدر» و «گروههای تروریستی» فراهم میکند. «ناامنی» نیز به نوبه خود «سرمایهگذاری» را «فراری» میدهد و «توسعه» را «مختل» میکند. این یک «چرخه شوم» است: «فقر → ناامنی → فرار سرمایه → فقر بیشتر».
محور پنجم: فقدان زیرساختهای اساسی.
مناطق مرزی از «جاده»، «راهآهن»، «آب آشامیدنی سالم»، «برق پایدار»، «اینترنت» و «بهداشت» مناسبی برخوردار نیستند. «فقدان زیرساخت» «تولید» و «تجارت» را «فلج» میکند.
۳. مطالعه موردی: سیستان و بلوچستان
مقاله برای «عینیسازی» بحث، استان سیستان و بلوچستان را به عنوان «نمونه» انتخاب کرده است. این استان «نماد» بسیاری از «چالشهای مناطق مرزی» است:
ویژگیهای استان:
· پهناورترین استان ایران (۱۱٪ مساحت کشور)
· هممرز با پاکستان و افغانستان (مرز طولانی و متخلخل)
· آبوهوای خشک و بیابانی (خشکسالیهای متوالی)
· ترکیب جمعیتی بلوچ و سیستانی (تنوع قومی و مذهبی)
· بالاترین نرخ بیکاری کشور (حدود ۲۰-۲۵٪)
· پایینترین شاخصهای توسعه انسانی
· قطب قاچاق سوخت و کالا
· درگیریهای مسلحانه و ناامنی (گروههای تروریستی)
اقتصاد استان:
اقتصاد سیستان و بلوچستان «سهلایه» است: یک «لایه رسمی» (کشاورزی سنتی، دامداری، صید، صنایع دستی)، یک «لایه نیمهرسمی» (تجارت مرزی، بازارچههای مرزی، ملوانی)، و یک «لایه غیررسمی و غیرقانونی» (قاچاق سوخت، قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان). «لایه غیررسمی» «بخش بزرگی» از «اقتصاد استان» را تشکیل میدهد و این «زنگ خطر» برای «امنیت ملی» است.
۴. راهکارهای اقتصاد مقاومتی برای مقاومسازی اقتصاد مناطق مرزی
مقاله بر اساس «تحلیل چالشها» و «مطالعه موردی سیستان و بلوچستان»، شش راهکار در چارچوب اقتصاد مقاومتی برای «مقاومسازی اقتصاد مناطق مرزی» ارائه میدهد:
۴-۱. راهکار اول: «تجارت مرزی قانونی» به جای «قاچاق»
«قاچاق» را نمیتوان با «برخورد امنیتی صرف» «ریشهکن» کرد. «مردم مرزنشین» «قاچاق» میکنند چون «شغل دیگری» ندارند. «اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند «تجارت مرزی قانونی» (بازارچههای مرزی، تعاونیهای مرزنشینان، ملوانی) «توسعه» یابد تا «مردم» بتوانند «به صورت قانونی» و «بدون ترس از برخورد امنیتی» «کسب درآمد» کنند.
«بازارچههای مرزی» باید «تسهیل» شوند: «تعرفههای صفر»، «عوارض کم»، «روادید آسان» و «سرمایهگذاری در زیرساخت» (جاده، انبار، سردخانه). این کار «قاچاق» را «کاهش» میدهد و «اقتصاد مرز» را «رسمی»، «شفاف» و «قابل کنترل» میکند.
۴-۲. راهکار دوم: «کشاورزی دانشبنیان» و «مدیریت آب»
«کشاورزی سنتی» در مناطق خشک «مقرونبهصرفه» نیست و «منابع آبی» را «نابود» میکند. «اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند «کشاورزی دانشبنیان» (آبیاری قطرهای، بذرهای مقاوم به خشکی و شوری، کشت گلخانهای، گیاهان کمآببر مثل زعفران و خرما) جایگزین «کشاورزی سنتی» شود.
همچنین «مدیریت آب» (بازچرخانی آب، استفاده از پساب تصفیهشده، جلوگیری از چاههای غیرمجاز) باید در «اولویت» قرار گیرد. «آب» در این مناطق «طلای سبز» است و «حفظ آن» یعنی «حفظ اقتصاد».
۴-۳. راهکار سوم: «گردشگری» به عنوان «موتور توسعه»
سیستان و بلوچستان دارای «جاذبههای گردشگری بینظیر» است: «کوههای مریخی» (چابهار)، «سواحل مکران»، «تالاب هامون»، «باغهای موز و انبه»، «صنایع دستی» (سوزندوزی بلوچی)، «فرهنگ و موسیقی محلی». «گردشگری» میتواند «موتور توسعه» این استان باشد، اما «زیرساختهای گردشگری» (هتل، جاده، فرودگاه، امنیت) «بسیار ضعیف» است.
«اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند «گردشگری داخلی» و «گردشگری خارجی» (بهویژه از کشورهای همسایه: پاکستان، افغانستان، عمان) «توسعه» یابد و «سرمایهگذاری» در «زیرساختهای گردشگری» «تشویق» شود.
۴-۴. راهکار چهارم: «صنایع تبدیلی» و «تکمیل زنجیره ارزش»
«خامفروشی» محصولات کشاورزی و دامی (خرما، انبه، شیر، گوشت) «ارزش افزوده» کمی ایجاد میکند. «اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند «صنایع تبدیلی» (بستهبندی خرما، تولید چیپس میوه، کنسرو ماهی، لبنیات، چرم) در «خود استان» «ایجاد» شود تا «ارزش افزوده» در «منطقه» «باقی» بماند و «اشتغال» «افزایش» یابد.
۴-۵. راهکار پنجم: «امنیتسازی اقتصادی» به جای «امنیتیسازی اقتصاد»
«ناامنی» در مناطق مرزی «ریشه اقتصادی» دارد. «فقر» و «بیکاری» «زمینه» را برای «گروههای تروریستی» و «قاچاقچیان» فراهم میکند. «اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند «امنیت» از طریق «توسعه اقتصادی» «تأمین» شود، نه صرفاً از طریق «برخورد نظامی و امنیتی».
«سرمایهگذاری در زیرساخت»، «ایجاد اشتغال»، «کاهش فقر» و «توسعه تجارت قانونی مرزی» «امنیت» را «پایدار» میکند. «مردمی که شغل و درآمد داشته باشند»، «جذب گروههای تروریستی» نمیشوند و «حامی» «امنیت» خواهند بود.
۴-۶. راهکار ششم: «بسیج سرمایههای خرد مردمی» و «توسعه تعاونیها»
«مردم» مناطق مرزی «سرمایههای خرد» (اندوختههای شخصی، ارزهای خارجی، طلا) دارند، اما «نمیتوانند» این سرمایهها را «بسیج» کنند و «طرحهای تولیدی» راهاندازی نمایند. «اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند «تعاونیهای تولیدی» و «صندوقهای قرضالحسنه محلی» «تشکیل» شود تا «سرمایههای خرد» «تجمیع» و به «سرمایهگذاری مولد» «تبدیل» شود.
۵. جمعبندی
«مناطق مرزی» ایران (بهویژه سیستان و بلوچستان) به دلیل «محرومیت تاریخی»، «اقتصاد تکمحصولی»، «بیکاری مزمن»، «ناامنی» و «فقدان زیرساخت»، «آسیبپذیر» و «شکننده» هستند. «اقتصاد مقاومتی» برای «مقاومسازی» اقتصاد این مناطق شش راهکار ارائه میدهد: «تجارت مرزی قانونی» به جای «قاچاق»، «کشاورزی دانشبنیان» و «مدیریت آب»، «توسعه گردشگری»، «ایجاد صنایع تبدیلی»، «امنیتسازی اقتصادی» به جای «امنیتیسازی اقتصاد»، و «بسیج سرمایههای خرد مردمی» از طریق «تعاونیها». این راهکارها میتوانند «چرخه شوم فقر-ناامنی» را بشکنند و «اقتصاد مناطق مرزی» را «مقاوم»، «پایدار» و «درونزا» کنند.