
روش پژوهش: تحلیل اسنادی و مصاحبه با خبرگان بخش تعاون
بازه زمانی مورد بررسی: ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵
۱. مسئله این مقاله چیست؟
در گامهای پیشین، بارها به «مردمیسازی اقتصاد» به عنوان یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی اشاره کردهایم: در گام سوم آن را یکی از «مقولههای فرعی» ذیل محور «درونزایی» دانستیم، در گام پنجم در قالب «فرهنگ مصرف» به آن پرداختیم، و در گام دوازدهم نسبت آن را با «اصل ۴۴ قانون اساسی» سنجیدیم. اما تاکنون «بخش تعاون» را به عنوان «یکی از مهمترین ابزارهای مردمیسازی اقتصاد» به صورت «مستقل» بررسی نکردهایم.
«تعاون» در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل ۴۴) یکی از «سه بخش» اصلی اقتصاد در کنار «بخش دولتی» و «بخش خصوصی» است. همچنین «سهم ۲۵ درصدی تعاون از اقتصاد ملی» در سیاستهای کلی اصل ۴۴ هدفگذاری شده است. از سوی دیگر، «مردمبنیاد بودن» از ویژگیهای اقتصاد مقاومتی است و «بخش تعاون» میتواند «تجلی عینی» این ویژگی باشد.
پرسش این مقاله آن است که «بخش تعاون» چه «نقشی» میتواند در «مردمیسازی اقتصاد مقاومتی» ایفا کند؟ آیا «بخش تعاون» در ایران «موفق» بوده است؟ چه «موانعی» بر سر راه «توسعه تعاون» وجود دارد؟ و چه «راهکارهایی» برای «تقویت نقش تعاون» در اقتصاد مقاومتی میتوان ارائه داد؟
۲. تعاون چیست و چرا با اقتصاد مقاومتی «همخوان» است؟
«تعاون» (Cooperative) نوعی از «کسبوکار» است که در آن «مالکیت» و «مدیریت» به جای «یک فرد» یا «دولت»، در اختیار «اعضا» (کارگران، تولیدکنندگان، مصرفکنندگان) است. در یک «شرکت تعاونی»، «هر عضو یک رأی دارد» (صرفنظر از میزان سرمایهاش) و «سود» بر اساس «میزان مشارکت» (نه «میزان سرمایه») تقسیم میشود.
تعاون از چند جهت با «اقتصاد مقاومتی» «همخوانی ذاتی» دارد:
جهت اول: مردمیسازی اقتصاد.
اقتصاد مقاومتی بر «مردمبنیاد بودن» تأکید دارد. تعاون «نابترین» شکل «مردمیسازی اقتصاد» است، چون «مردم» هم «مالک» هستند، هم «مدیر»، هم «کارگر»، و هم «ذینفع».
جهت دوم: عدالت.
اقتصاد مقاومتی «عدالت» را یک «هدف اصلی» میداند. تعاون «ذاتاً عادلانه» است، چون «ثروت» در آن «متمرکز» نمیشود، «شکاف طبقاتی» را «کاهش» میدهد، و «سود» را میان «همه اعضا» (نه «یک سرمایهدار») «توزیع» میکند.
جهت سوم: درونزایی.
اقتصاد مقاومتی بر «اتکا به ظرفیتهای داخلی» تأکید دارد. تعاون «سرمایههای خرد مردمی» را «بسیج» میکند و «طرحهای تولیدی» را با «سرمایههای کوچک اما متعدد» «راهاندازی» میکند، بدون آنکه نیازمند «سرمایهگذاری بزرگ خارجی» یا «دولتی» باشد.
جهت چهارم: تابآوری.
اقتصاد مقاومتی به دنبال «تابآوری» است. تعاونیها در «بحرانهای اقتصادی» «مقاومتر» از «شرکتهای خصوصی» و «دولتی» هستند، چون «اعضا» در «سود و زیان» «شریک» هستند و در «شرایط سخت» «همکاری» میکنند، نه اینکه «اعتصاب» کنند یا «شرکت» را «تعطیل» نمایند.
۳. وضعیت بخش تعاون در ایران: یک ارزیابی
مقاله پس از تبیین «ظرفیتهای» تعاون برای اقتصاد مقاومتی، یک «ارزیابی واقعبینانه» از «وضعیت موجود» بخش تعاون در ایران ارائه میدهد. این ارزیابی «خوشبینانه» نیست:
شاخص اول: سهم تعاون از اقتصاد ملی.
«سهم ۲۵ درصدی» تعاون از اقتصاد ملی (هدفگذاری سیاستهای کلی اصل ۴۴) «هرگز محقق نشده است». بر اساس برآوردهای مقاله، «سهم واقعی» بخش تعاون از تولید ناخالص داخلی ایران «حدود ۵ تا ۷ درصد» است. این «فاصله ۲۰ درصدی» میان «هدف» و «واقعیت» نشاندهنده «شکست بزرگ» در توسعه تعاون است.
شاخص دوم: تعداد و اشتغال تعاونیها.
تعداد «تعاونیهای ثبتشده» در ایران «زیاد» است (حدود ۱۰۰ هزار تعاونی)، اما «بسیاری از آنها» «غیرفعال» یا «نیمهفعال» هستند. «تعاونیهای فعال» عمدتاً «کوچک» و «محلی» هستند و «سهم ناچیزی» در «اقتصاد ملی» دارند.
شاخص سوم: بهرهوری تعاونیها.
«بهرهوری» در بخش تعاون «پایینتر» از بخش خصوصی و حتی دولتی است. «ضعف مدیریت»، «فقدان فناوری»، «عدم دسترسی به بازار» و «فقدان سرمایه کافی» از دلایل این «بهرهوری پایین» هستند.
شاخص چهارم: فساد در تعاونیها.
«برخی تعاونیها» (بهویژه «تعاونیهای مصرف» و «تعاونیهای مسکن») به «محل فساد»، «رانت» و «سوءاستفاده» تبدیل شدهاند. «تعاونیهای صوری» برای «دور زدن قانون» (مثلاً برای دریافت «زمین دولتی» یا «تسهیلات بانکی») تشکیل شدهاند و «اعتماد عمومی» به «بخش تعاون» را «خدشهدار» کردهاند.
۴. موانع توسعه تعاون در چارچوب اقتصاد مقاومتی
چرا «بخش تعاون» در ایران «موفق» نبوده و «سهم ۲۵ درصدی» آن «محقق نشده» است؟ مقاله چهار مانع اصلی را شناسایی میکند:
مانع اول: نگاه «دولتی» به تعاون.
«بخش تعاون» در ایران «دولتیزده» است. «وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» به جای «تسهیلگری»، «تصدیگری» میکند. «تعاونیها» به جای آنکه «مستقل» و «خودجوش» باشند، «وابسته» به «دولت» و «یارانههای دولتی» هستند. این «دولتیزدگی» با «روح تعاون» (که «مشارکت آزادانه مردم» است) «مغایرت ذاتی» دارد.
مانع دوم: «فرهنگ تعاون» ضعیف است.
«فرهنگ کار جمعی» و «مشارکت» در ایران «قوی» نیست. «فردگرایی»، «بدبینی به دیگران» و «ترجیح کار مستقل» باعث شده «مردم» تمایل چندانی به «تشکیل تعاونی» و «عضویت در آن» نداشته باشند.
مانع سوم: فقدان «آموزش» و «مهارت».
«مدیریت تعاونی» نیازمند «مهارتهای خاص» (مدیریت جمعی، حسابرسی مشارکتی، تصمیمگیری دموکراتیک) است که «در نظام آموزشی ایران» «تدریس نمیشود». «مدیران تعاونیها» «فاقد آموزش لازم» هستند و «تعاونیها» را با «روشهای سنتی» و «غیرحرفهای» اداره میکنند.
مانع چهارم: فقدان «تأمین مالی» مناسب.
«نظام بانکی ایران» برای «تعاونیها» «مناسب» نیست. «بانکها» از «تعاونیها» «وثیقه ملکی» و «ضامن کارمند دولت» میخواهند، در حالیکه «تعاونیها» اغلب «فاقد وثیقه ملکی» هستند و «اعضای آنها» «کارگران» و «کشاورزان» هستند، نه «کارمندان دولت». «صندوقهای قرضالحسنه محلی» و «صندوقهای توسعه تعاون» نیز «منابع مالی کافی» ندارند.
۵. راهکارهای تقویت نقش تعاون در اقتصاد مقاومتی
مقاله در پایان، «راهکارهای» مشخصی برای «تقویت نقش تعاون» در «اقتصاد مقاومتی» پیشنهاد میکند:
راهکار اول: «تعاونزدایی» از دولت، نه «دولتیسازی» تعاون.
دولت باید از «تصدیگری» در بخش تعاون «دست بردارد» و صرفاً «تسهیلگر»، «ناظر» و «آموزشدهنده» باشد. «تعاونیها» باید «خودجوش»، «مستقل» و «رقابتپذیر» باشند، نه «انگل» بودجه دولتی.
راهکار دوم: «فرهنگسازی» برای تعاون.
«صداوسیما»، «آموزش و پرورش» و «مساجد» باید «فرهنگ کار جمعی»، «اعتماد اجتماعی» و «مشارکت» را ترویج کنند. «داستانهای موفقیت تعاونیهای برتر» باید «بازگو» شود تا «الگوسازی» کند.
راهکار سوم: «آموزش» مدیریت تعاونی.
«دانشگاهها» و «مراکز فنی و حرفهای» باید «دورههای تخصصی مدیریت تعاونی» را «ارائه» دهند و «مدیران تعاونیها» را «آموزش» دهند.
راهکار چهارم: «تأمین مالی نوآورانه» برای تعاونیها.
«صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر تعاون»، «بازار سرمایه تعاون»، «تأمین مالی جمعی» (Crowdfunding) و «بیمه تعاونی» باید «ایجاد» و «تقویت» شوند تا «تعاونیها» بتوانند «سرمایه» مورد نیاز خود را «تأمین» کنند.
راهکار پنجم: «تعاونیهای دانشبنیان».
«تعاون» فقط برای «کشاورزی» و «مصرف» نیست. «شرکتهای دانشبنیان» نیز میتوانند در «قالب تعاونی» (با «مالکیت جمعی نخبگان») فعالیت کنند. «تعاونیهای دانشبنیان» میتوانند «اقتصاد مقاومتی» را با «اقتصاد دانشبنیان» «پیوند» دهند.
۶. جمعبندی
«بخش تعاون» یکی از «مهمترین ابزارهای مردمیسازی اقتصاد مقاومتی» است. تعاون از چند جهت با اقتصاد مقاومتی «همخوانی ذاتی» دارد: «مردمیسازی»، «عدالت»، «درونزایی» و «تابآوری». اما «بخش تعاون» در ایران «موفق» نبوده و «سهم ۲۵ درصدی» هدفگذاریشده «محقق نشده» است. «دولتیزدگی»، «فقدان فرهنگ تعاون»، «ضعف آموزش» و «فقدان تأمین مالی مناسب» چهار مانع اصلی توسعه تعاون هستند. برای «تقویت نقش تعاون» در اقتصاد مقاومتی، «تعاونزدایی از دولت»، «فرهنگسازی»، «آموزش»، «تأمین مالی نوآورانه» و «توسعه تعاونیهای دانشبنیان» ضروری است.