ویرگول
ورودثبت نام
اعلان‌نامه
اعلان‌نامهاعلان‌نامه، جایی‌ست برای ثبت صدای تازه‌ها و اطلاعیه‌های رسمی، با قلمی روشن و قدمی استوار.
اعلان‌نامه
اعلان‌نامه
خواندن ۵ دقیقه·۲ روز پیش

چالش‌های اقتصاد مقاومتی در عبور از اقتصاد نفتی

روش پژوهش: تحلیل ساختاری با رویکرد اقتصاد سیاسی

بازه زمانی مورد بررسی: ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۶

۱. مسئله این مقاله چیست؟

در گام‌های پیشین، بارها «اقتصاد نفتی» را به عنوان «دیگری» و «دشمن گفتمانی» اقتصاد مقاومتی معرفی کرده‌ایم. در گام اول، «اقتصاد وابسته به نفت» را «دیگری درونی» گفتمان اقتصاد مقاومتی دانستیم. در گام هشتم، «غیریت‌سازی با اقتصاد نفتی» را یکی از «مکانیسم‌های تثبیت گفتمان» شناسایی کردیم. در گام پانزدهم، «اعتیاد بودجه به نفت» را «پاشنه آشیل اقتصاد ایران» نامیدیم.

اما یک پرسش مهم تاکنون بی‌پاسخ مانده است: «چرا ترک اعتیاد به نفت این‌قدر دشوار است؟» صرفاً «گفتن» این‌که «باید وابستگی به نفت را قطع کرد» کافی نیست. باید «ریشه‌های» این «اعتیاد» را در «ساختار سیاسی»، «اقتصاد سیاسی» و «مناسبات قدرت» در ایران «کاوش» کرد. «اقتصاد مقاومتی» نمی‌تواند «اقتصاد نفتی» را «شکست» دهد، مگر آن‌که «اقتصاد سیاسیِ اقتصاد نفتی» را «بفهمد» و «خنثی» کند.

این مقاله با «لنز اقتصاد سیاسی» (Political Economy) به این پرسش می‌پردازد. «اقتصاد سیاسی» تلفیقی از «علم اقتصاد» و «علم سیاست» است که به «تعامل قدرت و ثروت» می‌پردازد. پرسش اصلی مقاله این است: «چه منافع و گروه‌های ذی‌نفعی در برابر گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد مقاومتی مقاومت می‌کنند؟ ساختار سیاسی-اقتصادی ایران چگونه این مقاومت را ممکن ساخته است؟ و چه راه‌حل‌هایی برای غلبه بر این موانع ساختاری وجود دارد؟»

۲. «دولت رانتیر» و «بیماری هلندی»: دو مفهوم کلیدی

مقاله با دو مفهوم «دولت رانتیر» (Rentier State) و «بیماری هلندی» (Dutch Disease) چارچوب تحلیلی خود را بنا می‌کند.

دولت رانتیر:

«رانت» در اقتصاد به «درآمدی» گفته می‌شود که «بدون تلاش تولیدی» و «صرفاً از محل مالکیت یک منبع طبیعی» به دست می‌آید. «درآمد نفت» یک «رانت» است: دولت «نفت» را (که «هدیه طبیعت» است) «استخراج» می‌کند و «می‌فروشد»، بدون آن‌که «ارزش افزوده» چندانی «خلق» کند.

«دولت رانتیر» دولتی است که «بخش عمده» درآمدش را از «رانت منابع طبیعی» (نفت، گاز، معادن) تأمین می‌کند، نه از «مالیات» بر «تولید» و «درآمد» شهروندان. این «دولت» چند ویژگی دارد:

· پاسخگو نیست: چون «پولش» را از «مردم» نمی‌گیرد (از «نفت» می‌گیرد)، خود را «مدیون» و «پاسخگو»ی «مردم» نمی‌داند.

· سرکوبگر است: چون «نیازی» به «رضایت مالیاتی مردم» ندارد، «مخالفان» را «سرکوب» می‌کند (یا «تطمیع» می‌کند).

· فربه است: «دولت» با «پول نفت» «متورم» می‌شود: «کارمندان اضافی» استخدام می‌کند، «سازمان‌های زائد» ایجاد می‌کند، و «یارانه‌های بی‌هدف» می‌دهد.

· فسادپذیر است: «رانت نفت» «شیرین» و «وسوسه‌انگیز» است و «رقابت» بر سر «تصاحب» آن «فساد» ایجاد می‌کند.

بیماری هلندی:

«بیماری هلندی» به «پدیده‌ای» گفته می‌شود که در آن «رونق یک بخش» (مثلاً کشف و صادرات نفت یا گاز) به «افول سایر بخش‌ها» (مثلاً صنعت و کشاورزی) می‌انجامد. «سازوکار» این «بیماری» چنین است: «ورود انبوه ارز نفتی» به کشور، «نرخ ارز» را «تقویت» می‌کند و «کالاهای وارداتی» را «ارزان» و «کالاهای صادراتی» را «گران» می‌سازد. در نتیجه، «صنعت» و «کشاورزی» داخلی «توان رقابت» با «کالاهای وارداتی ارزان» را «از دست می‌دهند» و «ورشکست» می‌شوند.

ایران «نمونه کلاسیک» یک «دولت رانتیر» مبتلا به «بیماری هلندی» است. «اقتصاد مقاومتی» دقیقاً به دنبال «درمان» این «دو بیماری مزمن» است.

۳. ذی‌نفعان «اقتصاد نفتی»: چه کسانی در برابر «اقتصاد مقاومتی» مقاومت می‌کنند؟

مقاله با «لنز اقتصاد سیاسی»، «گروه‌های ذی‌نفع» «اقتصاد نفتی» را که «منافعشان» در «تداوم وابستگی به نفت» است و در برابر «اقتصاد مقاومتی» «مقاومت» می‌کنند، شناسایی می‌کند:

گروه اول: «دولت» به مثابه یک «ذی‌نفع».

«دولت» خود «بزرگ‌ترین ذی‌نفع» «اقتصاد نفتی» است. «دولت» با «پول نفت» «فربه» شده، «هزینه‌های جاری» خود را «تأمین» می‌کند، و «نمی‌خواهد» این «منبع آسان» را «از دست» بدهد. «دولت» «شعار» «قطع وابستگی به نفت» می‌دهد، اما در «عمل» «معتاد» به «پول نفت» است و «ترک» آن برایش «دردناک» است.

گروه دوم: «شرکت‌های دولتی» و «نهادهای عمومی».

«شرکت ملی نفت»، «شرکت‌های پتروشیمی»، «پیمانکاران نفتی»، «شرکت‌های وابسته به نهادهای نظامی» و «بنیادهای انقلابی» «بخش بزرگی» از «کیک اقتصاد نفتی» را «می‌بلعند» و «نمی‌خواهند» این «کیک» «کوچک» شود یا «تقسیم» گردد.

گروه سوم: «واردکنندگان».

«واردکنندگان» که با «ارز نفتی» «کالاهای مصرفی لوکس» و «کالاهای واسطه‌ای» «وارد» می‌کنند، «ذی‌نفعان بزرگ» «اقتصاد نفتی» هستند. «قطع وابستگی به نفت» یعنی «کاهش واردات» و «کاهش سود» این «گروه».

گروه چهارم: «دلالان» و «بازار ارز».

«دلالان ارز» و «صرافی‌ها» که از «نوسانات نرخ ارز» (ناشی از «نوسانات قیمت نفت») «سود» می‌برند، «تمایلی» به «ثبات اقتصادی» (که «اقتصاد مقاومتی» به دنبال آن است) ندارند.

گروه پنجم: «بوروکراسی».

«بوروکراسی دولتی» که با «پول نفت» «متورم» شده و «حقوق و مزایای» خود را «تضمین‌شده» می‌بیند، «نمی‌خواهد» «دولت» «کوچک» و «چابک» شود و «کارمندان اضافی» «اخراج» شوند.

۴. چرخه شوم «اقتصاد نفتی» و «اقتصاد مقاومتی» به مثابه «چرخه شکن»

مقاله نشان می‌دهد که «اقتصاد نفتی» یک «چرخه شوم» (Vicious Cycle) ایجاد می‌کند:

بالا رفتن قیمت نفت → افزایش درآمد ارزی → تقویت نرخ ارز → ارزان شدن واردات → نابودی تولید داخل → افزایش بیکاری → افزایش وابستگی به نفت برای تأمین بودجه و واردات → آسیب‌پذیری در برابر نوسانات قیمت نفت

«اقتصاد مقاومتی» به دنبال «شکستن» این «چرخه شوم» است. «راه‌حل» اقتصاد مقاومتی «قطع وابستگی به نفت» در «نقطه شروع» چرخه است: «بودجه بدون نفت»، «نظام مالیاتی قوی»، «تولید ملی رقابت‌پذیر»، و «صادرات غیرنفتی».

اما «چرخه شوم» یک «چرخه» است و «شکستن» آن «بسیار دشوار»، چون «همه اجزای چرخه» «یکدیگر» را «تقویت» می‌کنند و «ذی‌نفعان» هر جزء «در برابر تغییر» «مقاومت» می‌نمایند.

۵. راهکارهای اقتصاد مقاومتی برای غلبه بر اقتصاد نفتی

مقاله در پایان، «راهکارهای» اقتصاد مقاومتی برای «غلبه» بر «اقتصاد نفتی» را در چهار محور دسته‌بندی می‌کند:

راهکار اول: «شفافیت» و «پاسخگویی».

«رانت نفت» در «تاریکی» و «پنهان‌کاری» «رشد» می‌کند. «شفافیت کامل» در «درآمدهای نفتی»، «قراردادهای نفتی»، و «هزینه‌کرد درآمدهای نفتی» (از طریق «حسابداری عمومی»، «نظارت مجلس»، «دسترسی آزاد به اطلاعات») «اولین» و «مهم‌ترین» «گام» برای «مبارزه با فساد نفتی» و «شکستن چرخه شوم» است.

راهکار دوم: «اصلاح ساختار بودجه».

«بودجه» باید «به تدریج» از «نفت» «مستقل» شود. «قاعده مالی» (Fiscal Rule) که «سهم نفت» را «سالانه» «کاهش» دهد و «سهم مالیات» را «افزایش» دهد، باید «قانونی» و «الزام‌آور» شود.

راهکار سوم: «تقویت تولید ملی» و «صادرات غیرنفتی».

«یگانه راه» «شکستن چرخه شوم»، «ایجاد منابع درآمدی جایگزین» برای «نفت» است. «تولید ملی رقابت‌پذیر»، «اقتصاد دانش‌بنیان»، «گردشگری»، «خدمات فنی و مهندسی»، و «صادرات غیرنفتی» باید «رشد» کنند و «سهم» خود را در «تولید ناخالص داخلی» و «بودجه» «افزایش» دهند.

راهکار چهارم: «اصلاحات نهادی» و «مبارزه با فساد».

«دولت رانتیر» باید «اصلاح» شود: «کوچک‌سازی دولت»، «حذف نهادهای موازی»، «شایسته‌سالاری»، «مبارزه قاطع و سیستماتیک با فساد»، و «تقویت نهادهای نظارتی مستقل». بدون «اصلاحات نهادی»، «اقتصاد مقاومتی» «در حد شعار» باقی می‌ماند.

۶. جمع‌بندی

«اقتصاد مقاومتی» یک «استراتژی» برای «عبور از اقتصاد نفتی» است، اما «اقتصاد نفتی» «ذی‌نفعان قدرتمندی» (دولت، شرکت‌های دولتی، واردکنندگان، دلالان، بوروکراسی) دارد که در برابر این «عبور» «مقاومت» می‌کنند. «دولت رانتیر» (پاسخ‌ناگو، فربه، فسادپذیر) و «بیماری هلندی» (نابودی تولید داخل در سایه رونق نفتی) دو «بیماری مزمن» اقتصاد ایران هستند که «اقتصاد مقاومتی» به دنبال «درمان» آن‌هاست. «شفافیت»، «اصلاح ساختار بودجه»، «تقویت تولید ملی» و «اصلاحات نهادی» چهار «راهکار» اصلی برای «غلبه» بر «اقتصاد نفتی» و «تحقق اقتصاد مقاومتی» هستند.

اقتصاد مقاومتیاقتصاد نفتی
۱
۰
اعلان‌نامه
اعلان‌نامه
اعلان‌نامه، جایی‌ست برای ثبت صدای تازه‌ها و اطلاعیه‌های رسمی، با قلمی روشن و قدمی استوار.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید