مرگِ مرگ

از آن لحظه که غرق چشمان دریایی تو شدم، ابدیت من آغاز شده است.
دیگر هراسی از مرگ هم ندارم، من همان زمان در مردمک چشمان تو مُردم.

پ.ن: دیروز به «مرگ» فکر می‌کردم - و این را نوشتم - و امروز که تو را دیدم، فهمیدم که چرا این اندیشه ناخودآگاه به سراغم آمده بود.