مولا امیرالمؤمنین(ع)

با توجه به مناسبت های این ماه: عید غدیر، روز مباهله و روز نزول سوره دهر در مورد فضایل حضرت علی(ع) بحث مختصری می کنیم. چرا که پيامبر اكرم(ص) هم فرمود: «خير اخوتي عليٌّ و ذكر عليٍّ عباده؛ يعني بهترين برادران من علي ـ عليه السّلام ـ است و ياد علي عبادت است.»(فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج2، ص145) و هم فرمود: در مجالس و گردهمائی های خود فضائل علی بن ابیطالب(ع) را یاد کنید؛ زیرا یاد کردن از علی (ع) یاد از من است و یاد کردن از من یاد خداست.»(عین الحیوه، ص 548)

بر اساس آیات و روایات، عوالم گوناگونی در نظام آفرینش وجود دارد که بین دانشمندان اختلاف است: دو عالم (غیب و شهادت) سه عالم (تجرد، مثال و ماده) چهار عالم (ذر یا عهد الست، دنیا، برزخ و آخرت ـ ناسوت یا طبیعت، ملكوت، جبروت یا الوهيت و لاهوت) پنج عالم (ذر، ناسوت، ملکوت، جبروت و قیامت) شش عالم (ذر، صلب پدران، رحم مادران، دنیا، برزخ و قیامت) هفت عالم (ذر، صلب پدر، رحم مادر، دنیا، برزخ، قیامت، خلد) که معروف ترین آنها تقسیم عوالم هستی به دو عالم است با عناوین مختلف از جمله: ماده و معنی، ملک و ملکوت، طبیعت و ماوراء طبیعت، فیزیک و متافیزیک، غیب و شهادت، دنیا و آخرت و.... مطرح شده است می توان دیگر عوالم را در این دو خلاصه کرد.

به طور کلی موجودات عالم یا قابل مساحت و تقسیم است که ماده، ملک، طبیعت، فیزیک، شهادت و دنیا گفته می شود یا قابل مساحت و تقسیم نیست عالم ملکوت، ماوراء طبیعت، متافیزیک، غیب و آخرت نامیده شده است. به عنوان مثال میز قابل مساحت و اندازه گیری است طول و عرض را اندازه می کنیم و در هم ضرب می کنیم مساحتش به دست می آید و با اره به چند تکه تقسیم می کنیم؛ پس میز ماده، ملک، طبیعت، فیزیک، شهادت و دنیاست.

مثال دوم روح که قابل مساحت و اندازه گیری نیست: روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست. روح چند متر باشد می شود روح بلند؟ برخلاف آقای الف که سطحی نگر است آقای ب عمیق فکر می کند. چند متر؟ من خیلی خوشحالم، چند کیلو؟ قابل اندازه گیری نیستند قابل تقسیم هم نیستند. تقسیم شادیها! شادی قابل تقسیم نیست قابل تکثیر است ولی تقسیم نه. در تقسیم شادیهای آخر سال پول تقسیم می شود که قابل شمارش است نه شادی... روح، فکر، غم، شادی و... ملکوت، ماوراء طبیعت، متافیزیک، غیب و آخرت می باشند.

این تقسیم بندی در قرآن با عنوان خلق و امر مطرح شده است. إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ و َالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا و َالشَّمْسَ و َالْقَمَرَ و َالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛ در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى ‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏ اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان.»(سوره اعراف، آیه۵۴) خلق، عالم ملک است که قابل اندازه گیری است: أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ و َالأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَ هُوَ الْخَلاقُ الْعَلِيمُ؛ آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه [باز] مانند آنها را بيافريند آرى اوست آفريننده دانا.»(سوره یس، آیه۸۱) قابل اندازه گیری است. خورشید قطری نزدیک به ۱3۹2۰۰۰ کیلومتر دارد و جرم آن ۳۳۰ هزار برابر جرم زمین است.... امر، عالم ملکوت است که درک آن با توجه به محدویت قلمرو ادراک آدمی برای انسانها مقدور نیست.« وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِيلا؛ و در باره روح از تو مى ‏پرسند بگو روح از [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است.»(سوره اسراء، آیه۸۵)

جسم انسان قابل مساحت و تقسیم است روح انسان نه. انسان ترکیبی از ماده و معناست. هر چیزی در عالم ملک و ملکوت دارد. ملک آن برای همه قابل مشاهده و درک است ولی ملکوت آنها در اختیار خداست: «فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ پس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست و به سوى اوست كه بازگردانيده مى ‏شويد.»(سوره یس، آیه۸۳) خداوند در شرایط خاصی بخشی از ملکوت موجودی را به کسی که اراده فرماید نشان می دهد؛ مانند نشان دادن ملکوت آسمانها به حضرت ابراهیم؛ وقتی حضرت ابراهیم (ع) در مواجهه آزر، بت پرستی را گمراهی آشکار اعلام می کند، خداوند ملکوت آسمانها و زمین را به او نشان می دهد تا با یقین با خورشید و ماه پرستان مقابله کند: «وَ كَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ و َالأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ و اين گونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقين‏ كنندگان باشد.»(سوره انعام، آیه۷۵)

یا در صورت وجود ظرفیت بخشی از علم الکتاب را در اختیار فردی قرار می دهد مانند آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان که بخشی از علم الکتاب را در اختیار داشت: «قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ؛ كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود گفت من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مى ‏آورم پس چون [سليمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر ديد گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مى ‏كنم و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خويش سپاس مى‏ گزارد و هر كس ناسپاسى كند بى‏ گمان پروردگارم بى ‏نياز و كريم است (سوره نمل، آیه۴۰)

آن چنان که از بیان نورانی خداوند در قرآن استنباط می شود وجود مبارک امیرالمؤمنین از چنان ظرفیتی برخوردار است که خداوند کل علم الکتاب را در اختیار او قرار داده است. خداوند برای دلداری پیامبر اکرم(ص) وقتی که مردم رسالت آن حضرت را نمی پذیرند، می فرماید: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ؛ و كسانى كه كافر شدند مى‏ گويند تو فرستاده نيستى بگو كافى است‏ خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است ميان من و شما گواه باشد.»(سوره رعد، آیه۴۳) در روایات منقول از حضرات معصومین(ع) من عنده علم الکتاب، امیر المؤمنین علی (ع) می باشد.

مطمئنا در این کتاب ملک و شهادت نیست چرا که همه از آنها با خبر هستند و آنها را می بینند. اگر در این کتاب فیزیک و طبیعت و شهادت نباشد حتما محتویات این کتاب غیب است. غیبی که کلیدهایش در اختیار خداوند می باشد: « وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُهَا إِلا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلا يَعْلَمُهَا وَ لاحَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَ لارَطْبٍ وَ لايَابِسٍ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ؛ و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏ داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏ داند و هيچ برگى فرو نمى‏ افتد مگر [اينكه] آن را مى‏ داند و هيچ دانه‏ اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.»(سوره انعام، آیه۵۹)

هر جا که صحبت از کلید باشد باید به دنبال گنجینه بود؛ گنجینه ای که با این کلید ها باز شود اگر این دو آیه را کنار هم قرار دهیم بعید نیست که سینه امیرالمؤمنین را همان گنجینه بدانیم که غیب و ملکوت در آن قرار داده شده است. الله اعلم

این گنجینه علم الکتاب، خودش در شهر علم نبی است. فرمود: «أنَا مَدینَهُ العِلمِ و عَلِی بابُها، فَمَن أرادَ البابَ فَلیأتِ عَلِیا؛ من شهر دانشم و علی، دروازه آن است. آن که می خواهد از دروازه [ شهر] وارد شود، نزد علی برود.»(تذکره الحفّاظ، ج ۴، ص ۱۲۳۱، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۹۸)

سوء تفاهم نشود علی اللهی نیستیم. معتقدیم امیرالمؤمنین مخلوق و بنده خدا و شاگرد مکتب نبوی است ولی از چنین ظرفیت بالایی برخوردار است. سراغ آیات دیگری که در مورد آن حضرت نازل شده است نمی رویم. همین یک آیه کافی است که ما را وادار کند که به تقلید از ملامهر علی بگوییم: ها علی بشر کیف بشر... و یا شعر شهریار را زمزمه کنیم:

نه بشر توانمش گفت نه خد توانمش خواند متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را