
زنده هستم من نمردم تا هنوز
زندگانی می کنم با آه و سوز
گر خدا خواهد اگر توفیق دهد
می نویسم بر شما یادداشت روز
در این شعر دو نکته قابل تأمل است : نکته اول « گر خدا خواهد» بنابر اعتقاد ما مسلمانان اگر خدا نخواهد برگی از درخت نخواهد افتاد. یعنی در زندگی ما هر اتفاقی و هر رویدادی به قسمت یا خواست خداوند متعال بستگی دارد. هرچند خداوند به ما اختیار داده تا بتوانیم برای زندگی خود تصمیماتی بگیریم و حق انتخاب داریم اما در نهایت اگر خدا نخواهد هیچ چیزی اتفاق نمیافتد. و این ترجمه ان شاء الله است که تأکید شده قبل از بیان مطلبی به آن اشاره کنیم. نص صریح قرآن مجید است که خداوند به رسول گرامی اسلام فرمود: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا * إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا؛ و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است هدايت كند (سوره کهف آیات ۲۳ و ۲۴)
مولوی در داستان بیماری کنیزک به خوبی تبیین کرده است آنجا که می گوید: ...شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راست
گفت جان هر دو در دست شماست
جان من سَهلست جان جانم اوست
دردمند و خستهام درمانم اوست
هر که درمان کرد مَر جان مرا
برد گنج و دُرّ و مَرجانِ مرا
جمله گفتندش که جانبازی کنیم
فهم گِرد آریم و انبازی کنیم
هر یکی از ما مسیح عالِمیست
هر الم را در کفِ ما مرهمیست
«گر خدا خواهد» نگفتند از بطر
پس خدا بنمودشان عجز بشر
ترک استثنا مُرادم قَسوتیست
نه همین گفتن که عارِض حالتیست
ای بسا ناورده اِستثنا به گُفت
جان او با جانِ استثناست جفت
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
آن کنیزک از مرض چون موی شد
چشم شه از اشکِ خون چون جوی شد.....
نکته دوم توفیق خدا؛ توفیق در لغت به معنای موافقت و سازگاری است به گونه ای که اختلاف و تنفر از میان دو چیز از بین برود. توفیق الهی به معنای آسان کردن راه سعادت برای انسان است؛ یعنی خداوند اسبابی را برای انسان فراهم می کند که از طریق این اسباب و ابزار بتواند راه سعادت را به خوبی بپیماید.انسان ها با اعمال و رفتار خود زمینه را برای کسب یا سلب توفیق الهی فراهم می کنند. یکی از درخواست های مومنان از خداوند، کسب توفیق است تا بتوانند سعادتمند شوند.خداوند در قرآن مجید این حقیقت را از زبان حضرت شعیب علیه السلام بیان فرموده است: « قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ؛ گفت اى قوم من بينديشيد اگر از جانب پروردگارم دليل روشنى داشته باشم و او از سوى خود روزى نيكويى به من داده باشد [آيا باز هم از پرستش او دست بردارم] من نمى خواهم در آنچه شما را از آن باز مى دارم با شما مخالفت كنم [و خود مرتكب آن شوم] من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا كه بتوانم ندارم و توفيق من جز به [يارى] خدا نيست بر او توكل كرده ام و به سوى او بازمى گردم (سوره هود آیه۸۸)