با چرا شروع کنید (بخش ۴ از ۴)

جملات مهم و کوتاه از متن کتاب‌ها و منابع برگزیده با موضوع #استارتاپ، #کارآفرینی و #مدیریت • کاری از @mreza_rajabi
با چرا شروع کنید
با چرا شروع کنید

#چشم‌انداز همان بیانیه‌ی عمومی هدف موسس شرکت است، اینکه #چرا این شرکت وجود دارد. در واقع چشم‌انداز آینده‌ای است که هنوز وجود ندارد. بیانیه‌ی #ماموریت توصیفی از مسیر، اصول راهنما و این است که شرکت #چگونه می‌خواهد چنین آینده‌ای را بسازد.

برای اینکه پیامی تاثیری واقعی داشته باشد، روی رفتار افراد تاثیر بگذارد و بذر #وفاداری را بکارد، به چیزی بیش از #تبلیغات نیاز است. باید از #هدف، دلیل یا #باور بزرگ‌تری صحبت شود، چیزی که اشخاصی با باورها و ارزش‌های مشترک بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

#چرایی قبل از راه‌حل خلاقانه وارد #تبلیغات #اپل شد. قدرت بخشیدن به روح فردی، چرایی وجود اپل است. اپل چرایش را می‌شناسد و لذا ما هم می‌شناسیم. با آن‌ها موافق باشیم یا نه، می‌دانیم به چه چیز #باور دارند، زیرا خودشان آن را به ما می‌گویند.

آنچه انجام می‌دهید می‌تواند با گذر زمان تغییر کند، ولی اینکه #چرا آن کار را انجام می‌دهید، هرگز تغییر نمی‌کند.

وقتی شرکت کوچک است، حول شخصیت #موسس آن می‌چرخد. در این بحثی نیست که شخصیت موسس، شخصیت شرکت می‌شود.

وقتی شرکت #رشد می‌کند، شغل #مدیر_عامل این است که به #چرایی شرکت شخصیت بدهد؛ تا از آن بیرون بیاید و درباره‌اش حرف بزند و سخنرانی کند؛ تا نماد #باور های شرکت باشد. باورها، مقصود و منظور شرکت‌اند و آنچه شرکت می‌گوید و انجام می‌دهد، صدای آن‌هاست.

سازمان‌ها، با هر اندازه‌ای، برای انتقال واضح #چرایی خود، دچار مشکل‌اند. به زبان تجاری یعنی تلاش برای رساندن #ارزش_پیشنهادی متمایزکننده به گوش مشتری، کار واقعا سختی است.

نمادها به ما کمک می‌کنند تا چیزهای ناملموس را به ملموس تبدیل کنیم. معنای نمادها فقط به این دلیل است که ما به آن‌ها معنا می‌دهیم. آن معنی در ذهن ما زندگی می‌کند نه در خود آن نماد. فقط زمانی که #باور و #هدف روشن باشد، نماد می‌تواند قدرت زیادی داشته باشد.

نماد نمی‌تواند هیچ معنای قابل توجهی داشته باشد تا زمانی که بدانیم چرا به وجود آمده است. #چرایی اش باید بزرگ‌تر از این باشد که صرفا نمادی برای شناسایی شرکت باشد. بدون اینکه چرایی اش شفاف باشد، یک لوگو و نماد، فقط یک لوگو است.

آنچه شرکت‌ها می‌گویند و انجام می‌دهند، خیلی مهم است. در سطح #چیستی است که #هدف محقق می‌شود. در این سطح است که یک شرکت با دنیای بیرون صحبت می‌کند و بعد از آن است که می‌توانیم بدانیم #باور شرکت چیست.

فقط #چیستی یا #چگونگی کارها مهم نیست؛ مهم‌تر این است که این دو با #چرایی انجام کارتان مطابقت داشته باشند. فقط در این صورت است که واقعا روش‌های‌تان بهترین خواهند بود.

#قیمت یک اغواگری تاثیرگذار است اما به تنهایی به مردم الهام نمی‌بخشد که حمایت و تشویق‌تان کنند و #وفاداری ابدی به شما داشته باشند که نقطه‌ عطف برای #رشد به بازار انبوه ایجاد کند. ارزان بودن به کارمندان الهام نمی‌بخشد برای کارشان از جان و دل مایه بگذارند.

طنز تلخی در موفق شدن نهفته است. بسیاری از افرادی که به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا می‌کنند، هیچ‌وقت احساسش نمی‌کنند. بعضی از افرادی که مشهور می‌شوند درباره‌ی تنهایی‌ای که اغلب با آن می‌آید صحبت می‌کنند. #موفقیت و #دستاورد یکی نیستند.

#موفقیت و #دستاورد یکی نیستند، ولی خیلی موقع‌ها این دو را با هم اشتباه می‌گیریم. دستاورد چیزی است که به آن رسیده یا به دستش می‌آوریم، مثل یک #هدف. ملموس، مشخص و قابل اندازه‌گیری است. برعکس، موفقیت، احساس یا حالتی از #بودن است.

#دستاورد وقتی است که چیزی را که می‌خواهید دنبال کرده و به دستش می‌آورید. #موفقیت وقتی می‌آید که به وضوح می‌دانید چرا آن را می‌خواهید. اولی با عوامل ملموس و دومی با چیز عمیق‌تری در مغز، جایی که قادر نیستیم آن احساسات را به زبان بیاوریم، تحریک می‌شود.

#موفقیت وقتی می‌آید که هر روز از خواب بیدار می‌شویم و بی‌وقفه به دنبال #چرایی آن چیزی هستیم که انجام می‌دهیم. #دستاورد های‌مان، چیزی که انجام می‌دهیم، حکم نقاط عطفی را دارند که نشان می‌دهند در مسیر درستی هستیم. یا این یا آن نیست، به هر دو نیاز داریم.

برخی افراد در حالی که به دنبال #موفقیت می‌روند، به آسانی چیزی را که به عنوان مقصد نهایی به دست می‌آورند، با موفقیت اشتباه می‌گیرند. فرضیه اشتباهی که اغلب می‌سازیم این است که اگر بیشتر به دست بیاوریم، موفقیت به دنبالش خواهد آمد. ولی به ندرت این طور است.

#زندگی خوب است ولی بیشتر ما در جایی از این سفر، فراموش می‌کنیم اصلا #چرا این سفر را شروع کردیم.

علت #شکست بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک این است که شور و شوق به تنهایی برای غلبه بر سختی‌ها و مشکلات کافی نیست. برای اینکه شور و شوق زنده بماند، به #ساختار نیاز دارد. #چرایی انجام کار بدون #چگونگی اش، شور و شوق بدون ساختار، احتمال شکستش زیاد است.

#پول معیاری از کالای فروخته یا خدمت ارائه شده است ولی محاسبه کننده #ارزش نیست. اینکه یک نفر درآمد زیادی دارد، به این معنی نیست که ارزش زیادی ایجاد می‌کند یا اینکه یک نفر درآمد کمی دارد، ارزش کمی تولید نمی‌کند. ارزش یک #احساس است، نه چیزی قابل محاسبه.

اگر کسانی که به پیام‌تان گوش می‌کنند، #چرایی انجام کارتان را به اشتراک بگذارید و اگر بتوانید #باور تان را با هر حرفی که می‌زنید یا هر کاری که انجام می‌دهید منتقل کنید، #اعتماد به وجود آمده و #ارزش درک می‌شود.

#اپل زاییده‌ی #چرایی موسسانش است. هیچ تفاوتی بین اپل و موسسانش وجود ندارد. هویت و شخصیت جابز و اپل کاملا یکی است. درواقع هویت و شخصیت تمام کسانی که شیفته‌ی اپل هستند، یکی است. هیچ تفاوتی بین #مشتریان و #کارکنان اپل وجو ندارد.

#چرایی با نگاه به آینده و اینکه می‌خواهید چه چیزی به دست بیاورید، با پیدا کردن استراتژی، با هیچ تحقیق بازاری یا با مصاحبه‌های جامع با مشتریان و کارکنان به دست نمی‌آید. به جهتی کاملا مخالف جهت فعلی‌تان نگاه کنید. چرایی فرآیندی برای #کشف است نه #اختراع.

وقتی با دیگران رقابت می‌کنید، هیچ‌کس نمی‌خواهد کمک‌تان کند. ولی وقتی با خودتان رقابت می‌کنید، همه می‌خواهند کمک‌تان کنند.

آن‌هایی که #چرایی تاسیس‌شان را فراموش می‌کنند، هر روز با این هدف وارد مسابقه می‌شوند تا به جای اینکه از خودشان جلو بزنند، از دیگران جلو بیفتند. کسانی که چرایی دویدن‌شان در مسابقه را فراموش کرده‌اند، برای کسب مدال یا شکست دیگران در مسابقه شرکت می‌کنند.

#استیکر #با_چرا_شروع_کنید