هنر شفاف اندیشیدن (بخش ۱ از ۴)

جملات مهم و کوتاه از متن کتاب‌ها و منابع برگزیده با موضوع #استارتاپ، #کارآفرینی و #مدیریت • کاری از @mreza_rajabi
هنر شفاف اندیشیدن
هنر شفاف اندیشیدن

با نگاه به گذشته می‌توان متوجه شد وقایع غیر منتظره، بسیار محتمل به نظر می‌رسند.

ناتوانی در شفاف‌اندیشی -یا به قول متخصصان #خطای_شناختی- یک انحراف اصولی از منطق است، انحراف از افکار و رفتار بهینه، عقلانی و مستدل. منظور من از اصولی، اشتباه‌های متداول و موانعی بر سر راه منطق ماست که دائما ما را گرفتار می‌کنند.

اگر ما بتوانیم بزرگ‌ترین خطاهای فکری را بشناسیم و از آن‌ها در زندگی شخصی و شغلی پرهیز کنیم، ممکن است شاهد جهشی در #موفقیت خود باشیم. تمام آنچه ما به آن نیاز داریم، پرهیز از بی‌خردی است.

در زندگی روزمره، چون #موفقیت بیش از #شکست به چشم می‌آید، دائما شانس موفقیت خود را بیش از اندازه تخمین می‌زنیم. رسانه‌ها علاقه‌ای به نبش قبر در قبرستان افراد ناموفق ندارند؛ افراد ناموفق هم درباره‌ی ناکامی‌های خود نه کتاب می‌نویسند و نه سخنرانی می‌کنند.

خطای بقا یعنی افراد دائما احتمال #موفقیت خود را زیاد از حد تخمین می‌زنند. با سر زدن به قبرستان پروژه‌هایی که در زمانی بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسیدند، در برابر این خطا موضع بگیر. قدم زدن در این قبرستان، ناخوشایند ولی برای شفاف شدن ذهن لازم است.

شناگران حرفه‌ای به این خاطر که با شدت تمرین می‌کنند بدن‌هایشان زیبا نمی‌شود؛ بلکه بخاطر اندام مناسب‌شان است که شناگران خوبی می‌شوند. فرم کلی بدن آن‌ها یکی از عوامل انتخاب‌شان است نه نتیجه‌ی فعالیت ورزشی‌شان. (توهم بدن شناگر)

شادمانی به شدت به ویژگی‌های شخصیتی که در طول زندگی انسان ثابت می‌مانند، مربوط می‌شود. تلاش برای شادمان‌تر بودن، درست مثل تلاش در جهت بلندقدتر شدن، بیهوده است.

مغز انسان به دنبال #الگو ها و قوانین است؛ اگر هیچ الگوی خاصی پیدا نکند، از خودش یکی ابداع می‌کند. وقتی می‌خواهی یک الگو را کشف کنی، کمی بدبینی به کار اضافه کن. اگر فکر می‌کنی الگویی را کشف کرده‌ای، اول فرض کن کاملا اتفاقی بوده است. #توهم_دسته‌بندی

#تایید_اجتماعی تاکید دارد افراد وقتی مثل بقیه عمل می‌کنند که احساس می‌کنند رفتارشان درست است. به عبارت دیگر، هرچه تعداد بیشتری از مردم عقیده‌ی خاصی را دنبال کنند، ما آن عقیده را بهتر (درست‌تر) می‌پنداریم. البته که این امر مضحک است.

خطرناک‌ترین حالت خطای #هزینه‌_هدررفته وقتی است که زمان، پول، انرژی یا عشق زیادی صرف کرده باشیم. این هزینه دلیلی می‌شود برای ادامه دادن؛ حتی اگر با موضوعی محکوم به شکست سروکار داشته باشیم. هرچه بیشتر سرمایه‌گذاری کرده باشیم، هزینه هدررفته بیشتر می‌شود.

از تضادها خوش‌مان نمی‌آید. اگر تصمیم بگیریم پروژه‌ای را لغو کنیم، تضاد ایجاد کرده‌ایم. در واقع قبول کرده‌ایم زمانی جور دیگری فکر می‌کردیم. ادامه دادن یک پروژه بی‌ارزش تنها این اتفاق دردناک را به تاخیر می‌اندازد و ظاهر را حفظ می‌کند. #هزینه_هدررفته

کنکورد نمونه یک پروژه ناموفق است. بریتانیا و فرانسه می‌دانستند تجارت هواپیمای مافوق سرعت صوت به صرفه نبوده، اما به صرف مبالغ هنگفت ادامه دادند. رهاکردن پروژه به منزله پذیرفتن #شکست بود. به همین دلیل اغلب خطای #هزینه_هدررفته را #اثر_کنکورد می‌نامند.

برای تصمیم‌گیری منطقی باید هزینه‌هایی را که تا امروز کرده‌ای، فراموش کنی. مهم نیست تاکنون چقدر سرمایه‌گذاری کرده‌ای، فقط ارزیابی‌ات از هزینه‌ها و سودهای آینده مهم است. #هزینه_هدررفته

#خطای_تایید ریشه در همه‌ی تصورهای غلط ما دارد. تمایل به تفسیر اطلاعات جدید به گونه‌ای است که با تئوری‌های موجود، باورها و اعتقادات ما هماهنگ باشد. به بیان دیگر، هر داده‌ی جدیدی را که با نظرهای کنونی‌مان تناقض داشته باشد، فیلتر می‌کنیم. یک عادت خطرناک!

“آنچه بشر بهتر از هر کار دیگری انجام می‌دهد، تفسیر اطلاعات جدید به شیوه‌ای است که نتیجه‌گیری‌های قبلی دست‌نخورده باقی بماند.” #وارن_بافت

ما مجبور می‌شویم راجع به دنیا، زندگی خودمان، اقتصاد، سرمایه‌گذاری‌ها، شغل‌مان و چیزهای دیگر #باور به وجود بیاوریم. بیشتر اوقات با فرضیات سر و کار داریم و این‌ها هرچه مبهم‌تر باشند، #خطای_تایید قوی‌تر می‌شود. پدر همه‌ی خطاها، خطای تایید است.

اینترنت برای #خطای_تایید، زمین حاصل‌خیزی است. برای مطلع ماندن سراغ سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها می‌رویم و فراموش می‌کنیم صفحه‌های مورد علاقه‌ی ما، منعکس کننده‌ی عقاید کنونی ما هستند. ما ناگزیر به اجتماع افراد همفکر می‌رسیم که خطای تایید را تقویت می‌کند.

برای مبارزه با #خطای_تایید، سعی کن باورهای خودت را (در مورد جهان‌بینی، سرمایه‌گذاری‌ها، ازدواج، سلامت، رژیم غذایی و استراتژی‌های شغلی) بنویسی و شروع کنی به پیدا کردن شواهد متناقض. خلاص شدن از شر عقایدی که مثل دوستان قدیمی آدم هستند، سخت اما ضروری است.

اگر ما خود چیزی داشته باشیم که زشت، ارزان یا کوچک باشد، چیز دیگر نداشته را زیبا، گران‌بها یا بزرگ در نظر می‌گیریم. ما در واقع با قضاوت‌های مطلق مشکل داریم. #اثر_مقایسه‌ای تصور غلط و متداولی است.

ما با استفاده از مثال‌های ساده که به ذهن می‌آیند، تصویری از دنیا می‌سازیم. این کار بیهوده است، چون در واقعیت اینکه یک اتفاق راحت‌تر به ذهن ما خطور می‌کند، دلیل پرتکراربودن آن نیست.بخاطر #خطای_در_دسترس_بودن است که ما درک صحیحی از ریسک در ذهن خود نداریم.

تصور پیامدهای بسیار جذاب برای مغز ما، آسان‌تر از تصور وقایع پیش پا افتاده است. ما دراماتیک فکر می‌کنیم، نه کمی. #خطای_در_دسترس_بودن

اگر چیزی به اندازه‌ی کافی تکرار شود، ملکه‌ی ذهن ما می‌شود. حتی اگر درست هم نباشد. ما اطلاعات غلط را به نبود اطلاعات ترجیح می‌دهیم. #خطای_در_دسترس_بودن

با گذراندن وقت خود با کسانی که متفاوت با تو فکر می‌کنند، کسانی که تجربه و مهارت‌شان با تو متفاوت است، از خودت در برابر #خطای_در_دسترس_بودن محافظت کن. ما برای غلبه بر این اثر، به ورودی‌هایی از جانب بقیه نیاز داریم.

مردم اطلاعاتی را که ساده به دست می‌آیند ترجیح می‌دهند؛ چه داده‌ی اقتصادی باشد چه دستورالعمل‌ها. آن‌ها بر اساس این نوع اطلاعات تصمیم می‌گیرند، نه اطلاعاتی که مرتبط‌ترند اما سخت‌تر به دست می‌آیند. #خطای_در_دسترس_بودن

#هدف های ما مشخص و قابل بررسی‌اند. بیش از این که دنبال بهشت باشی، به اهدافت نگاه کن.

ما می‌خواهیم زندگی‌مان یک الگوی مشخص داشته باشد که بتوان به سادگی آن را دنبال کرد. خیلی ها این اصل را #معنی می‌نامند. وقتی داستان ما چند سال به همین منوال ادامه پیدا کند، به عنوان #هویت از آن یاد می‌کنیم. #خطای_داستان

#داستان ها حقیقت را مخدوش ولی ساده‌تر می‌کنند. ولی ظاهرا ما نمی‌توانیم بدون آن زندگی کنیم. مردم پیش از اینکه #تفکر_علمی را یاد بگیرند، از داستان‌ها برای توضیح دنیا استفاده می‌کردند. به همین خاطر افسانه‌ها از فلسفه‌ها قدیمی‌ترند. #خطای_داستان

#داستان ها ما را جذب می‌کنند برخلاف جزییات که ما را دفع می‌کنند. مشکل اصلی داستان‌ها این است که یک احساس نادرست از درک کردن به ما می‌دهند که ناگزیر باعث می‌شوند ما ریسک‌ها بزرگتری بکنیم و روی لایه‌ی نازکی از یخ قدم برداریم. #خطای_داستان

#خطای_بازنگری از متداول‌ترین خطاهاست. می‌توان آن را به درستی پدیده‌ی “من به تو گفته بودم” نامید. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، همه‌چیز واضح و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

#خطای_بیش‌اعتمادی در پیش‌بینی‌ها اتفاق می‌افتد. ما دائما دانش و توانایی‌های خود را دست بالا می‌گیریم، آن هم به مقدار زیاد. خطای بیش‌اعتمادی ارتباطی با نتیجه‌ی نهایی تخمین ندارد، بلکه در آن اختلاف بین آنچه شخص می‌داند و آنچه فکر می‌کند می‌داند، مهم است.

#استیکر #هنر_شفاف_اندیشیدن