ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا کاوسی
محمدرضا کاوسیعلاقه مند به ادبیات، تکنولوژی و خواندن و نوشتن. فعال در حوزه مدیریت محصول و پروژه
محمدرضا کاوسی
محمدرضا کاوسی
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

سقراط و نابرابری اجتماعی

سقراط استدلال می‌کند که زیاده روی و افراط‌گرایی در میان فقرا و طمع و حرص در میان ثروتمندان، به نابرابری اقتصادی شدیدی منجر می‌شود که جامعه را دچار آشوب و نارضایتی می‌سازد؛ جایی که فقیران احساس خشم و رنجش می‌کنند و ثروتمندان به دنبال منافع شخصی خود هستند. به گفته‌ی دگرویتر بریل، او می‌گوید این وضعیت در نهایت به جامعه‌ای می‌انجامد که در آن اقشار بی‌چیز و بدهکار «از کسانی که دارایی‌شان را به دست آورده‌اند نفرت دارند و علیه آنان و دیگران توطئه می‌چینند؛ در حالی‌که با تمام وجود در سودای انقلاب‌اند» — وضعیتی که سقراط آن را در تاریخ آتن نیز مشاهده کرده بود. این بخش در اثر «جمهور» افلاطون آمده است.

علت:

این گفتار دو عامل اصلی نابرابری را به هم پیوند می‌دهد:

۱. افراط‌گرایی در میان جوانان و فقیران: منظور، نبودِ خویشتن‌داری و میانه‌روی است که به بدهی و میل به تصاحب دارایی دیگران منجر می‌شود.

۲. حرص و آز در میان توانگران و قدرتمندان: خواستی خودخواهانه برای افزودن بر ثروت و قدرت خویش که شکاف اجتماعی را عمیق‌تر می‌کند.

پیامد:

این رذایل اخلاقی، جامعه را به دو طبقه‌ی کاملاً جدا و بی‌تحرک اجتماعی تقسیم می‌کند. حاصل آن، گروهی از مردم‌اند که:

  • بدهکارند: از استقلال مالی بی‌بهره‌اند.

  • بی‌قدرت‌اند: حق رأی و نفوذ سیاسی خود را از دست داده‌اند.

  • پرکینه‌اند: نسبت به ثروتمندان و صاحبان قدرت نفرت می‌ورزند.

نتیجه:

این شکاف و خشم اجتماعی، جامعه‌ای ناپایدار می‌آفریند که مستعد شورش است؛ جایی که طبقه‌ی محروم، با تمام وجود در آرزوی انقلاب و براندازی نظم موجود به سر می‌برد.

زمینه‌ی تاریخی:

سقراط در این سخن، صرفاً استدلالی نظری ارائه نمی‌دهد؛ بلکه با اشاره به واقعیت‌های تاریخی آتن، تلاش دارد پیام خود را برای مخاطبان زمان خویش ملموس‌تر و قابل درک‌تر سازد — همان‌گونه که دگرویتر بریل یادآور می‌شود.

اجتماعیسقراطنابرابری
۱
۰
محمدرضا کاوسی
محمدرضا کاوسی
علاقه مند به ادبیات، تکنولوژی و خواندن و نوشتن. فعال در حوزه مدیریت محصول و پروژه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید