
در این سلسله مکالمات قصد دارم مکالمات جذابی و مفیدی که بین من و هوش مصنوعی اتفاق میافته رو اینجا به اشتراک بزارم تا شاید برای شما هم مفید باشه.
در این قسمت حدیثی از پیامبر را موضوع بحث قرار دادم با این موضوع که انسان چطور به چیزی غیر از انسان تبدیل میشود که حدیث زیر منباب این موضوع بررسی خواهد شد:
پيامبر صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه كبوتر مىپراند. فرمود: شيطانى دنبال شيطانى مىرود.
و حالا مکالمات من با هوش مصنوعی :
You said:
درباره این حدیث چه ها گفته اند:
پيامبر صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه كبوتر مىپراند. فرمود: شيطانى دنبال شيطانى مىرود.
ChatGPT said:
این روایت در منابع حدیثی و تفسیری آمده و اهل شرح و رجال و محدثان دربارهاش توضیحاتی دادهاند. خلاصه نکات مهمی که گفتهاند:
این حدیث در کافی (کلینی، ج۶، ص۵۴۹) آمده:
«عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ (ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) رَأَى رَجُلًا یُتَابِعُ حَمَامَةً فَقَالَ: شَیْطَانٌ یَتْبَعُ شَیْطَاناً».
همچنین در منابع اهل سنت، با عبارات نزدیک، در مسند احمد (ج۳، ص۴۹۱) و سنن ابیداود (ج۱، ص۳۰۵) آمده.
مفسران و شارحان گفتهاند:
"شیطان" در حدیث به معنای موجود موذی و لغو است، نه لزوماً شیطانِ جنّی. یعنی کسی که کار بیهوده میکند (انسان) و پرندهای که باعث اتلاف وقت و سرگرمیِ بیفایده است.
منظور، نکوهش کار بیهوده و اتلاف عمر در سرگرمی بیثمر بوده.
برخی شارحان، مثل مجلسی در مرآة العقول (ج۲۲، ص۴۴۴)، گفتهاند:
مقصود از شیطان، یا حیوان موذی است (چون عرب به هر موجود شریر و مفسد، شیطان میگوید) و یا اینکه به جهت کاری که باعث غفلت و لهو است، این تعبیر به کار رفته.
ابناثیر در النهایة نیز آورده که «شیطان» در لغت عرب به هر موجود متمرد و لغوکار اطلاق میشود، حتی پرنده و حیوان.
حرمت مطلق ندارد: فقیهان گفتهاند مقصود این نیست که نگهداری یا پراندن کبوتر ذاتاً حرام است؛ بلکه اگر مایه قمار، لهوِ شدید، یا غفلت از واجبات شود نکوهیده است.
علامه مجلسی نقل میکند: «اگر برای زینت و انس گرفتن باشد اشکالی ندارد، ولی اگر برای بازی و لهو و اتلاف وقت باشد، مکروه و مذموم است.»
برخی فقیهان اهل سنت هم فتوا دادهاند که کبوترپرانی اگر موجب اذیت همسایه یا غفلت از نماز شود، ممنوع است.
در فرهنگ اسلامی، این حدیث بیشتر نماد غفلت و لهو شناخته شده است.
در ادبیات اخلاقی، گاهی برای مذمت کسانی که عمر را صرف سرگرمیهای پوچ میکنند، از تعبیر «شیطان دنبال شیطان میرود» استفاده شده.
🔹 جمعبندی:
حدیث نکوهشی است نسبت به کسی که عمرش را در لهو و سرگرمیهای بیهوده (مثل دنبال کبوتر دویدن) تلف میکند. «شیطان» در اینجا بار معنایی کار لغو، موذی و بیثمر دارد. فقیهان نگهداری یا پرورش کبوتر را حرام ندانستهاند، مگر آنکه همراه با قمار، آزار مردم یا اتلاف واجبمدارانهی وقت باشد.
آیا میخواهی منابع دقیقتر (مثل توضیح مجلسی، ابناثیر، یا فتاوای فقهی) را خط به خط برایت بیاورم؟
You said:
خب چه کاری بود ... حضرت میگفت مردی دنبال شیطانی میرود هم معنی داشت پس چرا اونجور گفتند؟
ChatGPT said:
سؤال خیلی دقیقی پرسیدی 👌
اینکه پیامبر(ص) فرمود: «شَیْطَانٌ یَتْبَعُ شَیْطَاناً» به جای اینکه بگوید «مردی دنبال شیطانی میرود»، یک شیوهی بلاغی و ادبی در زبان عربی و قرآن است. توضیح:
وقتی انسان رفتاری میکند که شبیه کار شیطان است، در لسان قرآن و حدیث گاهی خودِ او «شیطان» نامیده میشود:
قرآن: ﴿شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنّ﴾ (انعام/۱۱۲) → یعنی بعضی انسانها هم شیطاناند، نه فقط جن.
یعنی به جای اینکه بگویند «مثل شیطان است»، میگویند «شیطان است»، برای اینکه شدتِ زشتی کار را نشان دهند.
اگر میگفت: «مردی دنبال شیطانی میرود»، پیام مستقیم بود ولی اثر عاطفی و تصویری کمتر داشت.
اما وقتی گفت: «شیطان دنبال شیطان میرود»، ذهن شنونده تصویری قوی میسازد: یکی شریر است و دنبال شریر دیگری افتاده.
این جملات در عربی، نوعی مجاز و استعاره است که تاثیر کلام را بیشتر میکند.
در بیان پیامبر(ص)، آن مرد به خاطر کار لغو و شیطانی، دیگر صرفاً "مرد" نیست؛ بلکه با عملش شناخته میشود و "شیطان" خوانده میشود.
این یک هشدار است: اگر انسان خودش را در لهو و لعب غرق کند، شخصیت انسانیاش رنگ میبازد.
🔹 پس، انتخاب تعبیر «شیطان دنبال شیطان» از نظر ادبی، تأکید، تحقیر و هشدار است؛ خیلی قویتر و کوبندهتر از اینکه صرفاً بگویند "مردی دنبال شیطانی میرود".
میخوای برات نمونههای دیگهای از همین سبک بیانی در قرآن و حدیث بیارم تا ببینی چطور آدم به خاطر کارش "نام دیگری" میگیرد؟
You said:
پس میتوان گفت که ما با اعمال خود در واقع پا در مرز های مختلف گذاشتیم حالا کم یا زیاد... درسته؟
ChatGPT said:
دقیقاً👌 درست گرفتی.
در نگاه قرآن و روایات، انسان همان چیزی میشود که انجام میدهد:
قرآن میگوید:
﴿کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ﴾ (اسراء/۸۴)
یعنی هر کسی مطابق با شاکلهاش (روحیه و عملش) عمل میکند؛ عمل ما هویت ما را میسازد.
وقتی کسی در راه خیر و یاد خداست، در روایت آمده که فرشته همراه اوست.
وقتی کسی به لهو و معصیت مشغول شود، تعبیر میشود که شیطان همراه اوست یا حتی خودش شیطان است.
پس مثل مرز و طیف است:
با یک عمل صالح کوچک، قدمی در مرز فرشتهگونگی میگذاری.
با یک عمل ناشایست، قدمی در مرز شیطنت.
اگر زیاد تکرار شود، شخصیت آدم به همان رنگ در میآید.
🔹 نتیجه: بله، اعمال ما مرز هویت ما را تعیین میکنند؛ کم یا زیاد، دائماً در حال جابهجا شدن میان مرزهای نیکی و بدی هستیم.
میخوای برات چند مثال خیلی روشن از قرآن یا حدیث بیارم که نشون بده انسانها بر اساس اعمالشون «نام و هویت جدید» میگیرند؟
You said:
بله
ChatGPT said:
خیلی عالی 👌 این هم چند نمونه خیلی روشن از قرآن و حدیث که نشان میدهد اعمال انسان مرز هویتش را تغییر میدهند و برای او «نام و هویت جدید» میسازند:
قرآن: ﴿کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث﴾ (اعراف/۱۷۶)
→ دربارهی بلعم باعورا که علم داشت ولی به دنیا چسبید: مثل سگ است.
قرآن: ﴿کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَاراً﴾ (جمعه/۵)
→ عالم بیعمل را مثل الاغی که کتاب بارش کردهاند معرفی میکند.
حدیث: پیامبر(ص) دربارهی کبوترپرانی: «شیطان دنبال شیطان میرود».
🔹 یعنی انسان، وقتی عملی را زیاد تکرار کند، خودش به همان ماهیت توصیف میشود.
قرآن: ﴿إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ﴾ (فصلت/۳۰)
→ کسی که ایمان و استقامت دارد، در واقع در حالت فرشتهگونگی قرار میگیرد؛ تا جایی که فرشتگان مونس او میشوند.
روایت: «المؤمن أخو المؤمن کالجسد الواحد» → مؤمن چنان میشود که گویا یک روح جمعی الهی دارد.
قرآن: ﴿إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾ (فرقان/۴۴)
→ برخی انسانها از حیوان هم گمراهترند؛ چون عقل و اراده دارند اما استفاده نمیکنند.
روایت: «الناس نیام فإذا ماتوا انتبهوا» → بیشتر مردم در طول زندگیشان خوابزده خوانده شدهاند.
خداوند میفرماید: «مَن عَمِلَ بما عَلِم، أورَثَهُ اللهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم»
→ یعنی کسی که به دانستههایش عمل کند، کمکم هویت او گسترش مییابد و به علم تازه دست پیدا میکند.
✅ جمعبندی:
بله، درست گفتی؛ ما روی یک طیف دائماً در حرکتیم. گاهی با یک عمل نیک، نزدیک به فرشتگان میشویم؛ گاهی با یک عمل لغو یا گناه، شباهت به حیوان یا شیطان پیدا میکنیم. زبان قرآن و حدیث هم برای تأکید، همان نام را روی انسان میگذارد.
میخوای من یه جور «نقشهی طیفی» برات ترسیم کنم که نشون بده انسانها بین چه مرزهایی حرکت میکنن (فرشته ← انسان متعادل ← حیوانصفت ← شیطانصفت)؟
این مطالب هم خالی از لطف نیستند: