ویرگول
ورودثبت نام
صادق عباسیان
صادق عباسیانانسان، شدنی‌ست مستمر و پویشی‌ست خودآگاه، انتخابگر و خودساز
صادق عباسیان
صادق عباسیان
خواندن ۴ دقیقه·۱۷ روز پیش

آیا فیلترینگ/اینترنتِ طبقاتی معقول یا عادلانه است؟

بسم اللّه الرحمن الرحیم

در گذشته، زمانی که غرق در سیستم‌عامل، شبکه و برنامه‌نویسی بودم، به خاطر ندارم که هرگز از ایده فیلترینگ دفاع کرده باشم و همیشه و در هر زمانی این امرِ مضحک را محکوم می‌کردم. حتی بعدها که دید بازتری نسبت به فضای سیاسی-اجتماعی ایران پیدا کردم نیز کماکان با آن مخالف بودم. این مخالفت، یک مقابله‌ی چشم‌بسته و بدون شنیدن حرفِ طرفِ مقابل(مسئولِ ذی‌ربط!) نبود؛ بلکه کاملا با استدلال و آگاهی و اطلاع از وضع موجود، انتقاد و محکومیت صورت می‌گرفت.

فیلترینگ

اساساً ماجرای فیلترینگ با نیتی خیر اتفاق افتاد. اما این نیت خیر، آدم را بیشتر یاد داستان «خاله خرسه» می‌اندازد. مسئولینِ دلسوز شاید می‌خواستند که ما به فساد و تباهی و گم‌راهی دچار نشویم. اما هرچه گذشت همه ما متوجه این شدیم که قطعاً آسیب و مضرات فیلترینگ از محاسن آن بسیار بیشتر است. ضمناً فیلترشکنی که تا قبل از سال 97 بصورت یواشکی و با تقاضای پایین از سمت مردم عادی مواجه بود، اینک به یک ضرورتِ همه‌گیر تبدیل شده. مردم عادیِ آن زمان شاید زیاد با توییتر یا یوتیوب به شکل امروز آشنایی نداشتند. اما با فیترینگ تلگرام، انقلابی در استفاده از فیلترشکن‌ها رخ داد. حال شما نه تنها تلگرام، بلکه به تمام دنیا وصل بودید. به تمام سایت‌های خبری و رسانه‌های بیگانه و گاهاً مزدور. دیگر ورود به فضاهایی مثل یوتیوب، فیسبوک، توییتر و... فقط و فقط با یک کلیک ممکن بود. دسترسی به مستهجن‌ترین محتواها از دنیای گیم گرفته تا موزیک و فیلم و سریال فقط چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید. دیگر نیازی به این نبود که بابت دیدن فیلم‌های غیراخلاقی، جنسی و مستهجن، دست به دامن هم‌کلاسی دبیرستان، دانشگاه یا حتی ساقیِ اینگونه فیلم‌ها می‌شدید و حتی بهایی پرداخت می‌کردید. ماهواره نداشتید؟ مهم نبود؛ سایت‌های بی‌بی‌سی، اینترنشنال و امثالهم همیشه اخبار زنده را پشتیبانی کرده و محتوای ویدیویی خود را آرشیو شده در اختیارتان قرار می‌دادند.

این مواردی که مطرح شد، چیزهایی‌ست که مسئولین فرهنگی ما کاملاً با آن مخالف هستند و سال‌ها هم تلاش کردند که مردم به هیچ‌عنوان سمتِ آن‌ها نروند. در واقع فیلترینگ چه کاربردی دارد وقتی همه می‌توانند آن را دور بزنند؟

مورد دیگری که در اینجا مطرح می‌شود این است که پس جهادِ تبیین(آگاه‌سازی افکارِ عمومی) چه می‌شود؟ صدور و بسط و گسترش ایده‌ی ارزشمند و مقدس انقلاب چه؟ شناساندنِ فرهنگ و هویت ایرانی(معماری، شعر، آثار باستانی، آداب و رسوم و تاریخ) به مردم دنیا پس چه می‌شود؟ در واقع هیچ! ما باید به جای اینکه از ظرفیت عظیم توییتر یا یوتیوب برای معرفی عقایدمان به دنیا استفاده کنیم، از ویراستی استفاده کنیم! برای خودمان از جمهوری اسلامی تعریف کنیم و لذت ببریم! خودگویی و خودخندی...

دسترسیِ آزاد

هر فرد در این مملکت حق دسترسی به دیتای جهانی را باید داشته باشد. باید بتواند روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بیگانه را دنبال کند. باید بتواند مقالات خارجی را مطالعه کند. از منابع علمی و آموزشی بهره ببرد. ما خبرنگارانی داریم(خودم هم یکی از آنها هستم) که احتیاج دارند اخبار را راستی‌آزمایی کنند و محتوای حقیقی و صحیح و نه تحریف‌شده را منتقل کنند. خبرنگارانی که وصل نیستند و سیمکارت سفید ندارند، چگونه می‌توانند خبرِ دست اول را پالایش و بعد گزارش کنند؟ همین ماجرا برای دانشجویان(خودم هم یکی از آنها هستم) نیز صادق است. دسترسی به سایت و وبلاگِ بسیاری از اساتید خارجی دیگر ممکن نیست. خواندن مقالات‌شان هم همینطور. یوتیوب به عنوان دانشگاهی رایگان برای تمامیِ علوم نیز همین وضعیت را دارد.

اینترنتِ طبقاتی و تورم

ما این محدودیتِ موقت را تا حدودی قبول داریم. به حرف شما هم مبنی بر مسائل و حملات سایبری نیز اعتماد می‌کنیم. اما نه تا زمانی که اینترنت پرو مطرح شود! اینترنت پرو یعنی سیرک. اگر خطرِ مسائلِ سایبری وجود دارد، چرا باید عده‌ای داشته باشند و ما نه؟ برای ما فقط جیز است؟ اما چیزی که به نظر می‌رسد و خدا خدا می‌کنم که حقیقت نداشته باشد، اینترنتِ طبقاتی است. که در این مورد نه تنها هیچ مبنای امنیتی وجود ندارد بلکه مسئله کاملا سیاسی است. فی‌الواقع اینترنت طبقاتی یعنی خدانگه‌دار دنیا و خداحافظ دیتای بین‌المللی و خدا در پناهت آگاهیِ عمومی.

در چنین وضعیتی که تورمِ نقطه به نقطه فروردین امسال 73.5 درصد است و تورم سالانه به 53.7 درصد رسیده، مطرح کردن چنین ایده‌ای عین این است که مسئولین بگویند: «ما دلمان برای یک 18 و 19 دی دیگر تنگ شده». پیش از این اقتصاددانانِ نئولیبرالِ ماله‌کش، با قدرت و حمایت و اعتماد به نفس هرچه تمام‌تر ایده فاجعه‌بار شوکِ نرخِ ارز(بخوانید حذفِ ارزِ ترجیحی) را اجرا کردند و دیدیم که چطور 3000 نفر کشته به ارمغان آورد(چه از بسیجی مظلوم و چه افراد معترض). در چنین بحرانی که جنگ مدام به ما چشمک می‌زند، تورم هم عشق‌بازی می‌کند، مسئولین با خودشان می‌گویند: «پس چرا اینترنتِ طبقاتی بوسه‌ای نثارمان نکند؟».

آینده و امیدداشتن

ریچارد رُرتی در کتاب «فلسفه و امید اجتماعی» از ایده‌ای تحت عنوان «امیدِ بدون خوش‌بینی» سخن می‌گوید. ما قطعا به چنین وضعیتی خوش‌بین نیستیم. هیچ حساب و کتابی نمی‌تواند وضعیت را توجیه کند. اما، اما و اما هرگز، هرگز و هرگز امیدمان را از دست نخواهیم داد. مبارزه نیاز به مقدار زیادی امید دارد. ادامه زندگی هم همین‌طور. مبارزه می‌کنیم برای شکست این الیگارشیِ مالی. برای نابودی تفکرِ منحط و پوسیده غربی که در فرهنگ و سیاست و اقتصادمان ریشه دوانده است.

والسلام، کفایتِ مذاکرات.


پ.ن

  • یه خسته نباشید تقدیم به همه‌تون در این روزها.

  • دلم برای کامنت‌هاتون بسیار بسیار تنگ شده، اگه سوال و مسئله‌ای بود، خوشحال میشم مطرح کنید.

  • راستی من رو در تمام شبکه‌های اجتماعی -که امروز بیشتر ویراستی، ایتا و بله هستن- میتونید با همین آیدی(msakrypton) پیدا کنید.


بله...
بله...

اینترنت طبقاتیفیلترینگتورماقتصاد
۲۶
۱۰
صادق عباسیان
صادق عباسیان
انسان، شدنی‌ست مستمر و پویشی‌ست خودآگاه، انتخابگر و خودساز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید