ویرگول
ورودثبت نام
کریپتون
کریپتونانسان، شدنی‌ست مستمر و پویشی‌ست خودآگاه، انتخابگر و خودساز
کریپتون
کریپتون
خواندن ۷ دقیقه·۶ روز پیش

از سیب‌زمینی‌بودن به آتش‌بازی رسیدیم، سکوت را پایان دهید!

اعتراض واقعی، توسط مردان واقعی...
اعتراض واقعی، توسط مردان واقعی...

به نام خالقِ ایران

این پست درواقع یک مطلب تحلیلی-انتقادی است. تحلیلش برای فهم مسئله اکنون است و نقدش نیز برای توصیف و تشریح وضعیت. یکی از صدها مزایای نقد، دوری از مفهوم «ماله‌کشی» است. از آنجایی که نقدِ پرشوری در پیش خواهیم داشت، پوزش بنده را مِن باب استخدامِ برخی کلمات و الفاظ پذیرا باشید. ابتدای کار سراغ تحلیل می‌رویم تا دقیقاً بدانیم مشکل کجاست و چگونه این‌گونه شد!

چگونه این‌گونه شدیم؟

نیازی به پاسخ طولانی نیست، فلذا در یک کلام می‌گویم: «رها کردن آرمان‌ها». این نیست که «ما از آرمان‌هایمان فاصله گرفته‌ایم» بلکه این است که «ما آرمان‌هایمان را به کلی رها کرده‌ایم»!

مراد از «ما» در اینجا مشخصاً حاکمیت است. ترکیب سه قوا و ناظرانِ اطرافشان، مثل شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت و غیره که هرکدام برای خودشان مسئولیت‌های فراوان و سنگینی دارند. قرار بر این بود که «ما» -مردم- تاجِ سرشان باشیم؛ چرا که «ما» خیرِ سرمان ذخایر طلا و نقره بودیم! استعدادی داشتیم برای رشد و شکوفایی این مملکت، برای مشارکت در ساختِ سیاسی-اقتصادی اما ظاهرا روی خوش به ما نیامده اصلا! فقط زمانی احساس می‌کنیم مفید هستیم که یا جنگ و آشوب به پا شود یا انتخابات؛ و اینجا نوبتِ ماست که حَماسه آفرینی کنیم(در چنین مواقعی حماسه حتما باید با فتحه خوانده شود!). اما به وقت «حکمرانی»، به سرعت و با قدرت کنار زده می‌شویم. پس آن «حکمرانی مشارکتی» چه شد؟ مگر قرار نبود برای اداره کشور عزیزمان از ما مردم هم کمک بگیرید؟ «دموکراسی دینی» مبدل شد به «دموکراسی دِیمی»! حال می‌گوییم باشد، دموکراسی و «آگاهی عمومی» را به لجن کشیدید، لااقل به اسلامش رحم کنید؛ که متاسفانه آن را هم از دم تیغ گذراندید.

یکی از آرمان‌های ما عدالت بود. اشاره میکنم به هفت دهکی که زیر خط فقر هستند. میلیون‌ها کودکی که درس نمی‌خوانند. از کارتن‌خوابی، پشت‌بام‌خوابی، زندگی در حلبی‌آبادها و اتاق‌هایی که برای یک خانواده هفت‌نفره تبدیل به خانه شده است. از 18 ساعت کار کردن یک بانوی سرپرستِ خانوار بگویم یا انواع و اقسام خریدهای قسطی؟ از دندان‌پزشکی تا گوشت گوسفندی!

اگر به قرآن مراجعه کنید و ویژگی‌های «حکومتِ طاغوت» را در آن بررسی بفرمایید، خواهید دید که ما واقعاً شایسته و تعریفی عمل کرده‌ایم!

یکی از ویژگی‌های طاغوت که در قرآن مطرح شده، «سکولار بودن» است:

أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ ءَامَنُواْ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوٓاْ إِلَى ٱلطَّـٰغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوٓاْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِۦۖ وَيُرِيدُ ٱلشَّيْطَٰنُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَٰلَا بَعِيدا.

آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‌كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آورده‌اند، ولى مى‌خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند امّا شيطان مى‌خواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهه‌هاى دور دستى بيفكند.

سوره نساء، آیه ٦٠

چکیده این آیه می‌گوید که عده‌ای اسلام را به عنوان دین خدا قبول دارند، اما هر وقت پای حکمیت و داوری وسط می‌آید، سراغ طاغوت می‌روند. حکومتی که مشخصاً احکام اسلامی را اجرا نمی‌کند و اعتقادی به آن ندارد.

سوالی که مطرح می‌شود این است که مگر ما احکام اسلامی را اجرا نمی‌کنیم؟ پاسخش خیلی آسان است، خیر!

از کجا شروع کنیم؟

  • نظام آموزشی؟ دانشگاه؟ نهادهای فرهنگی؟ کدام‌شان اسلامی عمل می‌کنند؟ کاری به این ندارم که 12 سال دین و زندگی خواندیم و 4 سال هم در دوره کارشناسی باید بخوانیم. اشکال و ایراد اصلی در پرزنت کردن اسلام است، در فرار از پاسخگویی و رفع شبهات، در تولید محتواهای مطابق با نسل امروز و براورده کردن نیازها. دانش‌آموز و دانشجو با خودش می‌گوید: «درسم را می‌خوانم، گِیم میزنم، کاری پیدا می‌کنم، با دوستانم به دور دور می‌روم و زندگی را می‌گذرانم. اسلام می‌خواهم چکار؟» فی الواقع تمام آن درس‌ها فقط به درد حفظ کردن میخورد که نهایتش گرفتن نمره است. دردی قرار نیست از زندگی دوا کند.

  • از اقتصاد بگویم؟ نظام بانکی؟ بیمه؟ کار؟ تعارض منافع؟ ولش کن خودتان خیلی بهتر از من به شیفت‌دیلیت دین از اقتصاد آگاه هستید!

  • سیاست؟ مجلس؟ هیئت دولت؟ در ابتدای انقلاب بعضی افراد وقتی موقعیت و منصبی به آنها پیشنهاد میشد، سریعاً از قبول آن سر باز می‌زدنند. اگر حکم حکومتی بود و چاره‌ای نبود گاهاً گریه می‌کردند از این مسئولیت سنگین و بیت‌المالی که به عهده‌شان است. معتقد به «فَرِّ مِنَ الرّیاسة» بودند. تقوای سیاسی داشتند. مصلحت، اجرای قانون بود و حفظ نظام و رشد مردم، نه خود و خانواده‌شان!

سخنی از شهید رجایی:

در جهنم خدا یک جایی داره که فشار عذابش مساوی هست با گناه 36 میلیون انسان. اونجا جای منه؛ که حرکت و سخن و برخوردم، روی زندگی 36 میلیون انسان اثر میذاره.

  • نیازی هست درباره فرهنگ هم توضیح بدهم؟ پر واضح است وقتی همه موارد بالا بویی از اسلام نبرده‌اند انتظار ایرانی-اسلامی بودن فرهنگ کشور و مردم هم انتظاری پوچ و واهی است.

پس فی الواقع ما در این لحظه طاغوت هستیم! و این حقیقتی است بسیار تلخ...

سخنی از شهید بهشتی:

حالا چون جمهوری اسلامی شده و عده‌ای از روحانیین در ردیف مقامات مسئول بالا و پایین و متوسط کشور قرار دارند، خدایی نکرده مناسبات اینها با مردم مناسبات طاغوتی بشه، طاغوت طاغوته میخواد تاج به سر میخواد عمامه به سر. فطرت مردم، قلب مردم، روح مردم از طاغوت و طاغوتی بیذاره. منم اگه رفتار طاغوتی داشته باشم مردم ازم بیزار میشن؛ ممکنه دو روز، سه روز، چهار روز، ده روز احترام لباس من در نظر اونها و در احساس اونها اثری بگذاره اما آنچه عامل اصلی است رفتار ماست نه لباس ما.


در باب نقد و منتقد

اگر توجه کرده باشید در این مملکت همه در حال نقد کردن هستند. بزرگان مجمع تشخیص، رؤسای جمهور سابق و رؤسای مجلس سابق و خلاصه همه سابق‌ها می‌نشینند و بالا تا پایین را به نقد می‌بندند. چیزی هم که رایگان است، حرف مفت! انگار نه انگار که شخص شخیصش 8 سال در مقام ریاست مجلس تشریف داشته است! انگار نه انگار که 8 سال تمام دولت جمهوری اسلامی زیر دستش بوده است! گاهاً بعضی‌هایشان آن چنان طلبکارانه سخنرانی می‌کنند که ما مردم با خودمان می‌گوییم «نکند خدایی نکرده مقصر ما هستیم!».

خب این‌ها مصداق دلقک‌بازی است. این گردن‌نگرفتن‌ها و روضه‌خواندن‌های واهی راه به جایی نمی‌برد. نقد را باید کسی انجام دهد که متصل به رانت نبوده باشد و از سر دلسوزی و دغدغه‌مندی این کار را انجام دهد، نه برای ارضای تمایلات شخصی و جمع‌کردن فالوور. بهترین کسانی که می‌توانند این کار را انجام دهند، همین دانشجوها و طلاب و افراد حاضر در تشکل‌های علمی، دانشگاهی، صنفی و غیره هستند. خلاصه کلام می‌شود «جوان‌ها».

سوالات مهم از حزب‌اللهی‌های عزیز:

آن روزی که رهبر مملکت گفت مذاکره با آمریکا اسکل‌مآبانه است(شرافت‌مندانه، عاقلانه، هوشمندانه نیست!)، دلیل می‌خواهید؟ گندهایی که دولت‌مردان‌تان در گذشته زدند(بخوانید تجربه!). اما پس‌فردایش چه شد؟ همین جانوران اصلاح‌طلب مجدداً افکار عمومی را به دست گرفته، با خود همراه کردند. حال سوال:

شما حزب‌اللهی‌ها و بسیجی‌ها آن موقع کجا بودید؟ چرا کفن به تن نکردید و از خانه بیرون نزدید؟ چرا به قول خودتان «اعتراض مسالت‌آمیز»(!) نکردید؟ ای تشکل‌های دانشجویی! شما چطور؟ ای جوانان غیور ایرانی، چرا به خیابان نیامدید و پدرجدِ ظریف را جلوی چشمانش نیاوردید؟ آن موقع‌هایی که دلار گران شد، بنزین گران شد، حتی همین اخیراً که ارز ترجیحی برداشته شد، سکوت مطلق کردید و دم نزدید؟

پیش‌بینی وقوع تظاهرات امسال کار عجیبی نبود. وقتی مدافعان نظام بالاخص حوزه و بسیج و غیره، سیب‌زمینی تشریف داشته باشند، یک لحظه مردم خون‌شان به جوش می‌آید و بیرون می‌ریزند. ملت عزیز و شریف ما فقط اعتراض دارند اما جانورمآبانِ تجزیه‌طلب و وحوشِ پیروِ سطلی، با کمک نیروهای نفوذیِ موساد، خیابان‌هایمان را به گند کشیده و اعصاب و روان‌مان را بیش از اینی که هست خراب می‌کنند.

جمله آخر توییت مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت سابق ترامپ: سال نو بر همه ایرانیانی که در خیابان هستند، مبارک. همچنین به هر مامور موساد که کنارشان راه می‌رود...
جمله آخر توییت مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت سابق ترامپ: سال نو بر همه ایرانیانی که در خیابان هستند، مبارک. همچنین به هر مامور موساد که کنارشان راه می‌رود...

پیشگیری بهتر از درمان است. اعتراض به موقع بهتر از اغتشاش است. زمانی مردم احترام‌شان به طلاب برمی‌گردد که ببینند آنها نیز دغدغه‌مندانه مطالبه‌گری می‌کنند و به همان حاکمیت نیز نقد و اعتراض می‌کنند. زمانی به بسیجی‌ها احترام می‌گذارند، که ببینند آنها نیز از جنس خودشان هستند و حساس به وضعیت اقتصادی و معیشتی.


با روی کار آمدن مجدد آقای همتی و اعمال سیاست‌های ریاضتیِ اقتصادی، نظیر حذف ارز ترجیحی(که البته هنوز مانده تا تاثیرش را احساس کنید!) و مجموعه فضولاتی که در قانون بودجه 1405 وجود دارد، فقط باید دست به دامن امام زمان(عج) باشیم!

پ.ن:

  • اون قسمت اعتراض و مطالبه‌گری بسیجی و حزب‌اللهی رو اول، دوم و سوم با خودم بودم.

  • این روزا رمان بخونید و سعی کنید آروم باشید، هرچند که خیلی سخته.

  • این پست رو با نهایت کسالت و اعصاب‌خوردی نوشتم و خسته از این جمله تکراری:«ما معترضیم اما با اغتشاش مخالفیم!»

  • راستی اجازه ندید این دلقک‌های نون به نرخِ روزخورِ اون‌ورِ آبی سرتون کلاه بذارن!:

خوشحال و شاد و خندان باشید و به همدیگه عشق بورزید...

اعتراضاغتشاشافکار عمومیجمهوری اسلامی
۲۲
۳۷
کریپتون
کریپتون
انسان، شدنی‌ست مستمر و پویشی‌ست خودآگاه، انتخابگر و خودساز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید