راستش را بخواهید، سالهاست اطرافیانم را میبینم که درباره دعا، طلسم، باز شدن بخت، بستن زبان، احضار موکل، یا حتی نوشتن چند خط روی یک کاغذ و گذاشتن آن زیر سنگ یا در آب حرف میزنند. در جمعهای خانوادگی، همیشه یکی هست که داستانی درباره تأثیر یک دعا یا یک طلسم تعریف کند. در طی برخوردهای اجتماعیام با طبقه متوسط ایرانی برایم روشن شد که تعداد کسانی که به این چیزها باور دارند احتمالاً بیشتر از کسانی است که آنها را رد میکنند.
کنجکاوی باعث شد به جای تکیه بر شنیدهها، مستقیم سراغ منابع اصلی تاریخی بروم؛ همان کتابهایی که پایه این باورها را ساختهاند. سعی کردم منشاء اصلی این علوم را پیدا کنم نه آثار متاخر که ارزش تاریخی ندارند. آنچه یافتم، اینها بودند:
هشدار: از اینجا به بعد اشاره مستقیم به این کتابها و محتوایشان میشود. نویسنده این مطلب هیچکدام از محتواها را امتحان نکرده و فقط مطالعه و تورق کتب را انجام دادم. برخی را بیشتر از دیگران.
کتبی که به نام آنها اشاره میشود در اینترنت به صورت مجانی یا پولی قابل دریافت هستند. نویسنده این مطلب انجام دستورالعملهای کتب را توصیه نمیکند.
شمسالمعارف الکبری، غایة الحکیم (Picatrix)، متون علم حروف و رسائل اخوانالصفا. بررسی این آثار نشان میدهد که پشت آنچه امروز بهصورت «طلسم و دعا» در فرهنگ عامه شناخته میشود، در اصل یک جهانبینی پیچیده قرار دارد. اگر بخواهم محتوای آنها را خیلی ساده و قابل فهم بگویم:
هرمسیها جهان را چیزی شبیه یک دستگاه چندلایه میدیدند. هر اتفاقی روی زمین، انعکاسی بود از حرکتی در آسمان. برایشان حروف، نامها، اعداد و ستارگان، رشتههایی از یک بافت واحد بودند؛ نخهایی که اگر یکی را تکان بدهی، دیگری هم میلرزد.
میگفتند اگر بتوانی نظم پنهان میان کلمات و ستارهها را کشف کنی، میتوانی گوشهای از واقعیت را تحتتأثیر قرار دهی. این نگاه، متعلق به قرنها قبل از اسلام است، اما ریشه بیشتر سنتهای جادویی خاورمیانه را میتوان همینجا پیدا کرد: باور به «راز حروف، اعداد و اشکال».
کتاب منسوب به احمد بن علی بونی، تبیینی است از رابطه میان اسماء الهی، آیات، حروف، اعداد و اشکال هندسی.در این جهانبینی:
هر حرف عدد دارد.
هر عدد طبایع دارد (گرمی، سردی، خشکی، رطوبت).
هر طبیعت به یک عنصر نسبت داده میشود (آتش، هوا، آب، خاک).
عناصر با سیارات و ساعات نجومی هماهنگاند.
و همهی اینها در نهایت به اسماء الهی متصل میشوند.
بونی جهان را مثل شبکهای عظیم میبیند که اگر در نقطهای لمسش کنی، در نقطهای دیگر لرزشش را حس خواهی کرد. وقتی دستورهای کتاب – از ساختن مربعها گرفته تا ترکیب بخورها – را میخوانی، احساس میکنی نویسنده دارد تلاش میکند این شبکه را فعال کند؛ انگار که کلیدهای دستگاه را یکبهیک امتحان میکند تا ببیند کدامشان چراغی را روشن میکند.
این اثر اندلسی که بعدها مبنای بخش بزرگی از جادوگری رنسانس شد، ترکیب شگفتی از فلسفه نوافلاطونی، نجوم احکامی و نشانهشناسی اسطورهای است.
در Picatrix، جهان مادی بازتاب «جهان بالا»ست. هر حرکت یک سیاره، موجی ایجاد میکند که میتوان با اشکال، نامها و مواد خاص آن را هدایت کرد. این کتاب جهان را بازتاب جهان بالا میبیند؛ بازتابی که از حرکت سیارات تا کوچکترین جزئیات زندگی انسان را تحتتأثیر قرار میدهد. جالب است که این متن، با تمام رمزآلودگیاش، لحنی تقریباً فناورانه دارد: اگر لحظه درست را پیدا کنی و آن را با ماده درست و تصویر درست ترکیب کنی، میتوانی موجی از انرژی کیهانی را به سمت خواستهات منحرف کنی.
احساس من این است که Picatrix بیشتر شبیه دفترچه راهنمای یک دستگاه آسمانی است تا متنی برای ترساندن یا فریب دادن. سیارات موتورهای این دستگاهاند و اشکال هندسی و نامها، زبان فرمانش.
وقتی رسالههای منسوب به ابن عربی، جابر بن حیان یا خود بونی را میخوانم، حس میکنم نویسندگان دنبال روشی بودهاند تا کیهان را از راه الفبا بفهمند؛ همانطور که یک فیزیکدان امروزی میکوشد جهان را از طریق ذرات اتمی و ریزاتمی توضیح دهد. در علم حروف، حروف همچون ذرات بنیادی معنا تصویر میشوند؛ چیزی شبیه «جدول مندلیف عالم معنا». و با ترکیب حرفها نه فقط کلمه، بلکه «اثر» تولید میشود؛ مثل ترکیب عناصر در آزمایشگاه.
در این منابع:
حروف «اصل خلقت» تلقی میشوند.
هر حرف دارای ماهیت، نیرو، عدد و نسبت کیهانی است.
ترکیب حروف، نه فقط کلمه، بلکه «اثر» تولید میکند.
(قطعا اگه یه طلسم پیدا کرده باشین یا عکسشو دیده باشید میدونید چیه)
اوفاق و مربعهای عددی، شاید فنیترین بخش این جهانبینی باشند؛ جایی که جادو، ظاهر ریاضی به خود میگیرد. در سادهترین تعریف، «وفق» همان مربع جادویی است: جدولی مربعی که مجموع عددهای هر سطر، هر ستون و گاهی هر قطرش برابر است.
یک مثال کلاسیک، مربع ۳×۳ است؛ در این مربع، عددها از ۱ تا ۹ طوری چیده میشوند که مجموع هر ردیف، هر ستون و هر قطر، ۱۵ شود. این عدد ثابت – که در متون قدیم به آن «جمع وفق» میگفتند – خودش معنا دارد و با یک سیاره، یک ساعت، یا یک خاصیت معیّن گره میخورد. در سطوح بالاتر، مربعهای ۴×۴، ۵×۵ و بزرگتر ساخته میشدند؛ هرکدام با ترتیبهای خاص و نسبت داده شده به سیارات مختلف. برای مثال، هر مربع، نه فقط اندازه ثابت خودش، که «جمع کلی» هم دارد: مجموع همه خانهها که آن هم در نظر آنان با طبایع، بروج و ساعات نجومی نسبت پیدا میکند و تاثیرات خاصی دارد.
در جادوی اسلامی، موکل به نیروی روحانی فرمانبرداری گفته میشود که پس از خواندن طلسم، وظیفه اجرای اثر آن را بر عهده دارد. با ترکیب صحیح حروف و اعداد، ساحر میتواند نفوس فلکی را بیدار کند تا بهعنوان موکل عمل کنند.
متأخرین، به ویژه مؤلف «شمس المعارف»، این ساختار را گسترش داد و برای هر نام خدا و هر آیه، موکلی مشخص معرفی کرد و راهکارهای عملی برای احضار آنها ارائه داد. در علم حروف، هر حرف نه تنها ارزش عددی دارد، بلکه موکل ویژهای دارد که طلسم مبتنی بر آن حرف را فعال میکند.
به زبان ساده:
در علم حروف و اوفاق، حروف و اعداد «قانون»اند.
موکلها «اجراکنندهٔ قانون» بهحساب میآیند.
اگر حروف و اشکال زبان برنامهنویسی هستند، موکلها «پردازنده»هاییاند که این کد را اجرا میکنند. تقریبا اغلب نویسندگان این حوزه کار با موکل را نیازمند احتیاط بسیار زیاد میدانند.
ریشه همه این علوم یک اعتقاد است:
«جهان باید رمزی پنهان داشته باشد… اگر بتوانیم رمز آن را پیدا کنیم، شاید بتوانیم بر سرنوشت اثر بگذاریم.»