۴ نکته در مورد من - نحوه کار با محمد تقی کریمی

چند وقت پیش محمدپیام بهرام‌پور یه چالشی معرفی کرد به نام #نحوه_کار_با_من که شما باید ابعاد شخصیتی خودتونو از نگاه خودتون معرفی کنید، مدلی که دوست دارین دیگران باهاتون تعامل کنن و سایر موارد...

حالا من هم تصمیم گرفتم اینکارو انجام بدم چون به نظرم علاوه بر اینکه خودم خودمو بهتر میشناسم، باعث میشم که دیگران هم منو بهتر بشناسن، چه کسانی که با من در ارتباط هستن و چه کسانی که از دور باهم در ارتباطیم (از خیلی دور مثلا مریخ 👽 یا همون اطراف) پس یعنی ادامه این محتوا فقط و فقط در مورد خودم هست

این نوشته به روزرسانی میشه، تاریخ آخرین ویرایش: جمعه ۲۶ مهر ۹۸

مقدمه – معرفی خودم از زبون خودم

بخاطر مدل ذهنی بسیار پیچیدم که همه چیزو بارها و بارها تحلیل میکنم و هر چیزیو از ابعاد مختلف میبینم، میتونم دنیارو ساده توصیف کنم و ساده صحبت کنم در موردش، مخصوصا در خصوص آموزش یک سری مطالب مهم به دیگران

ارزش‌های درونی من خلاقیت، گفتگو و فرهنگ هست، میتونم به شما کمک کنم تا راحت‌تر حل مسئله کنید، خلاقانه‌تر فکر کنید و در نهایت افکارتونو به صورت عملیاتی اجرایی کنید.

ساختار شکنیو دوست دارم و عموما بخاطر همین مدل ذهنیم خلاقیتمو راحتتر و بیشتر بروز میدم، یکی از مهمترین ویژگی‌های من 💪🏼 انگیزه واقعی دادن به دیگرانه، یعنی اگر یک نفر یه فکر و ایده تو ذهنش هست، قطعا با صحبت با من میره و عملیاتیش میکنه.

من آدم چند بعدی هستم و بخاطر پشتکاری که دارم مسائل زیادیو به صورت عمیق یاد گرفتم و ازشون در زندگی فردی و کاریم استفاده می‌کنم، یه دلیل بزرگی که باعث شد خیلی چیزارو یاد بگیرم این بود که دوست داشتم خودم خیلی کارهارو انجام بدم و بعد از اینکه به یه ساختار مشخص رسید اجراشونو به دیگری واگذار کنم، امروز دیگه خودم کار اجرایی انجام نمیدم و بیشتر نقش راهبری دارم در تیم، برخی از مهارت‌هایی که دارم:

  • توسعه کسب‌وکار
    یعنی کمک می‌کنم بتونید کسب‌وکار خودتونو گسترش بدین، فرآیندهاشو بهبود بدین، هزینه‌هاتونو کاهش بدین و در نهایت درآمد بیشتری داشته باشین
  • برند سازی
    اصل ماجرا اینجاست، شما هر کاری بخواید انجام بدین، یک هویت در ذهن مخاطبتون شکل میدین خواسته یا ناخواسته، چون ذهن از چیزی که میخواد باهاش ارتباط بگیره باید یک هویت ازش تو خودش شکل بده، من میتونم کمک کنم این هویت به شکلی که باید و شاید ایجاد بشه
  • تولید محتوا
    یکی از علایقم همیشه تولید محتوا بوده، هر چند اون زمانی که اینکارو انجام میدادم به شکل امروزی بهش پرداخته نمیشد، من توانایی تولید محتوای گرافیکی، ویدیویی و متنیو دارم
  • گرافیک
    به نظرم گرافیک ترکیب علم مهندسی و هنر هست، اصلا اگر دیدگاه صنعتی نداشته باشیم فقط هنرمندیم و گرافیست نیستیم

و خیلی چیزای دیگه که سعی کردم به صورت کلی اینجا بهشون اشاره کنم

مدتی میشه دیگه کارمند نیستم و تمرکز گذاشتم روی علاقه شخصی خودم، یعنی آموزش و تولید محتوا، سال‌ها بود که تلاش می‌کردم زمان خالی پیدا کنم ولی فرصتش پیش نمیومد برام، برای همین تصمیم گرفتم شغل ثابتی نداشته باشم تا بتونم به علایق خودم متعهد باشم، اگر دوست داری بدونی مدیرعامل شرکت‌ها و استارتاپ‌های موفق ایرانی چه تجربیاتی داشتن، میتونی تو اینستاگرام ویدیوهایی که باهاشون گفتگو داشتمو ببینی:

🙋🏻‍♂️ اینستاگرام من

فصل اول – چه چیزهایی بهم انرژی میده و چه چیزهایی باعث تخلیه انرژی من میشه؟

🙂 این مسائل انرژیمو بیشتر میکنه:

  • کتاب خوندن در خصوص مسائل توسعه فردی و کسب‌وکار و در نهایت ترکیب این ۲ دانش باهم
  • کمک به دیگران برای کشف استعدادهاشون و استفاده از مهارت‌هایی که دارن
  • ایجاد ارتباط بین سازمان‌ها و افرادی که همدیگرو نمیشناسن و پتانسیل همکاری دارن
  • گفتگو با آدم‌ها در مورد زندگیشون و مسیری که طی کردن چون هر آدم داستان جذابی برای گفتن داره و فقط لازمه یکی بهشون فرصت بده تا بتونن بیانش کنن
  • خلق چیزهای جدید و کاربردی
  • حمایت از حیوانات و کمک بهشون
  • خرید آخرین مدل گوشی
  • تعریف از ویژگی‌های مثبت دیگران
  • هدیه خریدن و سورپرایز کردن دیگران

☹️ این مسائل انرژیمو تخلیه می‌کنه:

  • آدم‌هایی که دوست ندارن رشد کنن و برای خودشون وقت بذارن یا آدم‌هایی که دوست ندارن برای تفکر عمیقتر وقت بذارن
  • جلساتی که به هیچ نتیجه‌ای قرار نیست برسن (معمولا نمیرم)
  • عجول بودن دیگران چون خودم خیلی صبورم
  • پول تو جیبی نداشتن
  • فیلمی که مفهوم نداشته باشه
  • وقت تلف کردنه الکی

فصل دوم – بهترین راهی که دیگران با من ارتباط برقرار می‌کنند چیه؟

📞 من معمولا گوشی دستمه و همیشه آنلاین هستم مگر اینکه آنتن گوشی قطع بشه حتی وقتی خوابیدم اگر پیام مهمی بیاد قطعا پاسخ میدم، ترجیح میدم تماس تصویری داشته باشم برای صحبت‌های مهم، برای سایر صحبت‌ها تو تلگرام پیام‌هارو قطعا پاسخ میدم و اگر ندادم یعنی در حال صحبت با فرد دیگه‌ای هستم یا جلسه دارم.

شاید جالب باشه بدونید من واقعا ترجیح میدم با نامه کاغذی باهام ارتباط برقرار بشه، البته نامه‌ای که دست‌نویس باشه نه تایپ شده و پرینت شده، چون دوست دارم حس طرفو موقع نوشتن اون متن روی کاغذ حس کنم و برام ارزشمنده، پس اگر حرف خیلی خیلی مهمی دارین حتما نامه بنویسید برام
به ترتیب این‌ها مسیر ارتباطی خوبی هستن:

  • تماس تصویری برای صحبت مهم
  • تماس صوتی برای صحبت یکم مهم
  • برای تمام صبحت‌ها تلگرام
  • ایمیل که قطعا عالیه
  • اما نامه بهترین روش ارتباطیه به نظرم

فصل سوم – چه چیزی منو آزار میده؟

  • 🤯 زود باوری دیگران آزار دهنده است، عاقا قبل اینکه یه چیزیو باور کنی، یه چهارتا جا برو راجع بهش تحقیق کن، شاید خلافشو دیدی شاید بهترشو دیدی
  • 😤 مسئولیت‌گریزی دیگران، وقتی یه کاریو میتونی انجام بدی و بزنی زیرش یا خودتو بزنی به اون راه که اصلا به من ربطی نداره و متوجهش نشدم، یا اینکه مثلا میری یه جایی یه تصمیمی میگیری بعد میندازی گردن یکی دیگه، یا میگی فلانی منو بدبخت کرد
  • 😡 بی کیفیت زندگی کردن اذیت کننده است برام، وقتی میتونی لباس بهتر بپوشی، تفکر بهتر داشته باشی، زمانتو بهتر صرف کنی ولی نمیکنی اذیت میشم، برای همین ترجیح میدم دوستانی داشته باشم که به زندگی اهمیت میدن
  • 😖 درسته که اهمیت به زندگی مهمه برام، ولی سخت‌گیری در زندگی برام قابل قبول نیست، یعنی بخوای همه چیزو کمال‌گرایانه ببینی و انجام بدی
  • 😳 حرف‌های بیخودی زدن و تعارف کردن

فصل چهارم – چه چیزی رو دیگران در مورد من اشتباه متوجه شدن؟

جدی نبودن، گاهی پیش میاد دیگران فکر می‌کنن من جدی نیستم چون خیلی زیاد شوخی میکنم حتی وسط جلسه خیلی مهم من یه سوژه برای شوخی پیدا می‌کنم. برای همین گاهی تشخیص شوخی یا جدی بودن حرفم سخت میشه، برای همین یه قانون تو ارتباط با خودم گذاشتم که به دوستان و سایرین گفتم وقتی من از کلمه "جدی گفتم" استفاده کردم یعنی جدی گفتم کاملا

صمیمی بودن، عاقا من ساده و صمیمی حرف میزنم، کلا غریبه و آشنا هم نداره، اغلب همه رو به اسم کوچیک صدا می‌کنم و کم پیش میاد بگم آقای دکتر خانم دکتر... مگر دیگه واقعا خیلی خیلی ارادت داشته باشم به طرف مقابلم بگم آقای دکتر فلانی... همین مورد باعث شده برخی فکر کنن من زیاد بهشون احترام نمیذارم و برخی هم فکر کنن من خیلی زیاد صمیمی هستم و داستان شده برام

برونگرا بودن، به خدا که من درونگرام، انقدر که اگر یه هفته بمونم تو خونه و کتاب بخونم اذیت نمیشم، اما یاد گرفتم متعادل زندگی کنم و برونگراییم خیلی زیاد دیده میشه بخاطر همین موضوع، اما آزار دهنده نیست این برونگرایی

خجالتی بودن، این یکیو هیچکس باورش نمیشه که یه ساختار شکن مثل من خجالتی باشه و خودمم علتشو نمیدونم