ویرگول
ورودثبت نام
واران
واراننویسنده نیستم اما عاشق نوشتنم
واران
واران
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

شب دوم؛ سرآغاز

همچنان که هر شکوفه‌ای فرومی‌ریزد

و هر جوانی به سالخوردگی تن می‌دهد،

هر مرحلهٔ زندگی نیز گل می‌کند،

هر دانایی و هر فضیلتی نیز

در زمان خویش شکوفا می‌شود

و جاودانه نمی‌ماند.

دل باید

در برابر هر ندای زندگی

آمادهٔ وداع و عزیمت باشد،

تا با دلیری و بی‌آنکه در سوگ بماند،

خود را به پیوندهای تازه بسپارد.

و در سرآغاز هر چیز،

جادویی نهفته است

که پاسدار ماست

و زیستن را به ما می‌آموزد.

باید سبکبار و شادمان،

از منزلی به منزل دیگر بگذریم،

بی‌آنکه به هیچ‌کجا

چونان وطنی دل ببندیم.

روح جهان قصد آن ندارد

که ما را در زنجیر نگاه دارد؛

او می‌خواهد ما را

پله‌پله برافرازد و فراخ‌تر کند.

هنگامی که در آسودگیِ دایره‌ای آشنا

خانه کنیم و آرام بگیریم،

رخوت و عادت

ما را تهدید به فرسودگی می‌کنند.

تنها کسی که آمادهٔ سفر است

می‌تواند از بند عادت رها شود.

شاید حتی ساعت مرگ نیز

ما را به سوی فضاهای تازه‌ای فراخوانَد،

و ندای زندگی هرگز پایان نگیرد...

پس، ای دل،

بدرود بگو

و شفا بیاب.

شعر پله‌ها «Stufen» اثر هرمان هسه

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (02:18)

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (02:18)

هرمان هسه
۲
۰
واران
واران
نویسنده نیستم اما عاشق نوشتنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید