در پژوهش «هارتمان» و همکاران، مدل کسبوکار دادهمحور به این شکل تعریف میشود: یک مدل کسبوکار که داده را یک منبع کلیدی میداند. در همین راستا، «زولنوویسکی، آنکه و گودات» در پژوهشی با عنوان «تحلیل هزینه-فایده در مدلهای کسبوکار دادهمحور» تعریف ارائه شده توسط «هارتمان» و همکارانش را به عنوان تعریف مورد قبول خود معرفی میکنند.
همچنین، «سایبرث و گروندینجر» در صنعت خودرو مدل کسبوکار دادهمحور را به این صورت تعریف میکنند:
یک مدل کسبوکار دادهمحور یعنی تعیین چگونگی استفاده از دادهها به عنوان منبع اصلی کسبوکار به منظور تحویل ارزش به مشتریان و تبدیل کردن این ارزشها به درآمد یا سود، از طریق فرایند پولسازی مستقیم یا غیرمستقیم.
پــس بی دلیــل نیســت کــه از ســال 2007 تــا 2017 میــلادی پنــج شــرکت ارزشــمند برتــر آمریــکا (اپــل، آلفابــت، مایکروســافت، فیسبــوک و آمــازون) دارای مــدل کســب و کار داده محــور هســتند.
مدلهای کسبوکار دادهمحور به چند دسته اصلی تقسیم میشوند. هر کدام از این مدلها به روشهای مختلفی ارزش دادهها رو به درآمد یا سود تبدیل میکنند. در ادامه به توضیح هر یک میپردازم:

در این مدل، داده به عنوان یک محصول مستقل فروخته میشود. شرکتها دادههای خود رو که ممکن است از فعالیتهای داخلی، مشتریان، یا منابع دیگه جمعآوری شده باشه، به عنوان یک منبع درآمد به فروش میرسونن.
مثال: شرکتهایی مثل Google، Facebook، یا شرکتهای تحلیل بازار مثل Nielsen و Kantar که دادههای رفتاری کاربران رو به شرکتهای دیگه میفروشن.
مزیت: درآمد مستقیم و سریع.
چالش: امنیت داده، رعایت GDPR (General Data Protection Regulation یا قانون حفاظت عمومی از دادههای شخصی) و قوانین حفظ حریم خصوصی.
در این مدل، دادهها به منظور بهبود محصولات یا خدمات استفاده میشن و ارزش افزوده ایجاد میکنند. داده به صورت غیرمستقیم درآمد ایجاد میکنه، اما بهبود تجربه مشتری و افزایش رضایت منجر به فروش بیشتر میشه.
مثال: استفاده از دادههای مشتری برای پیشنهاد محصولات متناسب، شخصیسازی تبلیغات، یا بهبود خدمات پس از فروش.
مزیت: افزایش رضایت مشتری و وفاداری.
چالش: نیاز به تحلیل پیشرفته و استراتژیهای بازاریابی دادهمحور.
در این مدل، دادهها به صورت مستقیم فروخته نمیشن، اما به عنوان یک ابزار برای بهبود عملکرد کسبوکار و افزایش درآمد به کار میروند. مثلاً دادههای بازاریابی به بهبود تبلیغات و فروش کمک میکنند.
مثال: استفاده از دادههای بازاریابی برای بهبود تبلیغات، افزایش میزان تبدیل (Conversion Rate)، و بهبود عملکرد فروش.
مزیت: بهبود عملکرد کلی کسبوکار.
چالش: نیاز به تحلیلهای پیچیده و ابزارهای پیشرفته.
در این مدل، شرکتها با یکدیگر داده مبادله میکنند تا بهتر بتوانند به مشتریان ارزش ارائه دهند. این مدل بهویژه در صنایعی مثل مالی، تجارت الکترونیک و خدمات بهداشتی کاربرد داره.
مثال: همکاری بین بانکها و شرکتهای تجاری برای بهبود خدمات مالی، یا تبادل دادههای بازاریابی بین شرکتهای همصنعت.
مزیت: افزایش دقت در تصمیمگیری و بهبود خدمات مشتری.
چالش: امنیت داده و هماهنگی بین شرکتها.
دلالی داده یکی از مدلهای جدید و پویا در کسبوکار دادهمحوره. در این مدل، یک فرد یا شرکت به عنوان یک دلال داده عمل میکنه و دادههایی رو که از منابع مختلف جمعآوری کرده، به شرکتهای دیگه فروش میدهه.
نکته مهم: دادههای فروخته شده میتونن شامل دادههای رفتاری، جغرافیایی، یا دادههای مشتری باشه.
مثال: شرکتهایی مثل Acxiom، Experian یا شرکتهای دادهای ایرانی که دادههای مشتریان رو به شرکتهای بازاریابی فروش میدن.
مزیت: ایجاد یک بازار داده و افزایش ارزش دادههای غیرمستقیم.
چالش: رعایت قوانین حریم خصوصی، امنیت داده، و قابلیت اعتماد به منابع داده.
چرا دلالی داده مهمه؟ دلالی داده یک راهحل بسیار مناسب برای شرکتهاییه که داده دارن ولی نمیدونن چطورش رو به درآمد تبدیل کنن. این مدل به شرکتها کمک میکنه:
دادههای خود رو به بهترین شکل فروش بدن.
بدون نیاز به ساختار پیچیده، درآمد اضافی کسب کنن.
به بهترین قیمت و بهترین مشتریان داده فروش بدن.
نتیجهگیری
مدلهای کسبوکار داده محور به شما کمک میکنن تا دادههای خود رو از یک منبع غیرفعال به یک منبع درآمدزایی تبدیل کنید. از فروش مستقیم داده گرفته تا دلالی داده، هر مدلی میتونه بسته به شرایط شما، یک راهحل مناسب باشه.
من چطور میتونم کمک کنم؟ من مصطفی رضوی، یک متخصص بازاریابی دادهمحور هستم. با من میتونید: دادههای خود رو به بهترین شکل تحلیل کنید. استراتژیهای بازاریابی دادهمحور توسعه بدید. مدلهای کسبوکار دادهمحور رو طراحی و پیادهسازی کنید. به مشتریان خود ارزش بیشتری ارائه بدید و درآمد بیشتری کسب کنید. اگر میخواید یک راهکار دادهمحور برای شرکت یا پروژهتون طراحی کنیم، فقط کافیه با من تماس بگیرید یا در ویرگول به من پیام بدین.