برندینگ در دیدگاه من، گسترش نام و نشان است. خواه فیزیکی(مادّی) خواه متافیزیکی(فرامادّی).
یکی از چهار چوبِ فریمِ پایهایِ برندینگ، شناخت و تحلیل خویشتن است. خویشتن میتواند خود ، سازمان ، موسسه ، بنگاه ، محل کسبوکار و.... انگاشته شود.
چی/کی هستیم؟
چه میکنیم؟
چرا هستیم؟
و پرسشهای منطقی و فلسفی دیگری مانند اینها ما را یاری میکند به ایدههای اولیهی خودشناسی برسیم.
در گام نخستِ استفاده از این ابزار کاربردی با بنیانگذار کسبوکار -پدیدآورندهی برند- مینشینم و گفتوگو میکنم. در جریان گفتوگوها به افق فکری و اندیشهای که تلاش دارد در مجموعهاش جاری شود پی میبرم و اولین سؤالهایم را در جریان IDI میپرسم:
� شما کی هستید؟ قصد دارید کی باشید؟
� آیا تنهایی به دیدگاه و خط فکری حاضرتان رسیدهاید؟ یا همراه با گروهی -در جریان یک نشست تراکنشی- این دیدگاه آفریده شده است؟
� آیا میخواهید این جریان فکری در مجموعهتان سیر و سلوک داشته باشد؟ اگر پاسخ مثبت است ، برای این آرمان چه کارهایی کردهاید؟
� چند درصد در گسترش ایدهها و دیدگاهتان موفق بودهاید؟
پس از مصاحبهی عمیق سؤالات پرسشنامه استخراج میشود. سپس پرسشنامهها میان تمام اعضای مجموعه پخش میشود و پس از پاسخدهی، جمعآوری شده و توسط تکنسین آنالیزور ، دادهها تحلیل و بررسی و نتایج به اطلاع رهبر/مدیر مجموعه رسانده میشوند.
و اینچنین نخستین گامِ پروژهی پایش و خودشناسی سازمان –بررسی دیدگاه کلان در برنامه کسبوکار- با استفاده از ابزار BSC POT برداشته میشود.
پیروز و پاینده باشید