ویرگول
ورودثبت نام
آسیا نیوز
آسیا نیوز
آسیا نیوز
آسیا نیوز
خواندن ۱۱ دقیقه·۲۱ ساعت پیش

رقابت چین و آمریکا در خاورمیانه: ایران درکدام سمت ترازو؟

نویسنده: سبحان صادقی نیا تاریخ تولد: ۲۲ فروردین ۱۳۸۸

چکیده ؛خاورمیانه در دهه گذشته شاهد تغییر پارادایم قدرت از محوریت آمریکا به سمت یک رقابت دوقطبی با ورود چین بوده است. این مقاله به بررسی منافع استراتژیک و راهبردهای هر دوقدرت در منطقه میپردازد و جایگاه ایران را در این ترازوی ژئوپلیتیکی تحلیل میکند. آمریکا برامنیت انرژی، مهار ایران، و حمایت از اسرائیل متمرکز است و راهبرد خود را از حضور نظامی گسترده به سمت »حضور هوشمند« تغییر داده است. در مقابل، چین با ابتکار »کمربند و جاده«و رویکرد »اقتصاد بدون پیششرط سیاسی«، به دنبال تأمین انرژی و گسترش بازارهای خوداست. با وجود توافق همکاری ۲۵ ساله، وزن ایران برای چین در قیاس با کشورهای شورایهمکاری خلیج فارس، سنگینی کمتری دارد؛ زیرا پکن حاضر به به خطر انداختن روابط چندصدمیلیارد دالری خود نیست. نتیجهگیری میشود که در شرایط فعلی، ایران در ترازوی قدرت، بیشتردر سمت تهدیدات آمریکا قرار دارد تا شرکای استراتژیک چین.مقدمهخاورمیانه از زمان پایان جنگ سرد تا امروز، یکی از مهمترین عرصه های رقابت ژئوپلیتیکیقدرتهای بزرگ بوده است. در دهه گذشته، با ظهور چین بهعنوان یک قدرت اقتصادی و سیاسیجهانی و همزمان کاهش نسبی حضور نظامی مستقیم آمریکا در منطقه )بهویژه پس از خروج ازافغانستان در ۲۰۲۱ و کاهش تمرکز بر عراق(، معادالت قدرت در خاورمیانه دستخوش دگرگونیاساسی شده است. این دگرگونی نه به معنای حذف آمریکا، بلکه به معنای رقابت بر سر سهمنفوذ و تعیین قوانین بازی در یک منطقه حیاتی برای اقتصاد جهانی است.در این میان، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران محوری منطقه، در کانون توجه هردو قدرت قرار گرفته است: آمریکا با سیاست »فشار حداکثری« و تحریم های گسترده، و چین بارویکرد »همکاری اقتصادی بدون پیششرط سیاسی«. رقابت این دو قدرت، فضای مانور ایران راتعیین میکند. ایران همواره به دنبال بهرهبرداری از شکافهای استراتژیک بین دو قدرت است تابتواند فشار آمریکا را تعدیل کرده و توسعه اقتصادی خود را از طریق شراکت با چین تضمین نماید. این مقاله تالش میکند با تفکیک منافع استراتژیک، راهبردها و محدودیتهای هر بازیگر،جایگاه واقعی ایران در ترازوی استراتژیک جدید خاورمیانه را مشخص کند..۱ منافع استراتژیک آمریکا در خاورمیانه )۲۰۲۵(علیرغم چرخش راهبردی آمریکا به سمت اقیانوس آرام و چین( Asia to Pivot(، خاورمیانه همچنان برای واشنگتن حیاتی باقی مانده است، هرچند اولویتها تغییر کردهاند..

۱.۱ ابعاد حیاتی منافع آمریکاامنیت انرژی و مسیرهای ترانزیت:

خطر انسداد یا تهدید تنگههای حیاتی، بهویژه تنگه هرمز، کهروزانه حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، همواره یک خط قرمز برای سیاست خارجیآمریکاست. حفظ جریان آزاد انرژی، حتی با کاهش وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه، یک اصلاساسی برای ثبات اقتصاد جهانی و متحدان آسیایی آمریکا )ژاپن و کره جنوبی( باقی مانده است.حمایت از اسرائیل و امنیت منطقه: تعهد امنیتی ایاالت متحده به اسرائیل یک اصل بنیادین وغیرقابل مذاکره در سیاست خارجی این کشور است. هرگونه تهدید علیه امنیت اسرائیل، چه ازسوی بازیگران نیابتی( Groups Proxy( و چه بهطور مستقیم، پاسخی شدید از سوی آمریکا را درپی خواهد داشت. پیمان ابراهیم نمونه بارز تالش واشنگتن برای تثبیت ائتالفهای ضدایرانی درمنطقه است.مهار نفوذ ایران: سیاست »مهار« ایران( Containment( همچنان محور اصلی راهبرد آمریکا درقبال تهران است. این مهار شامل ابعاد هستهای، توان موشکی، برنامه پهپادی و فعالیتهایمنطقهای ایران )حمایت از حزبهللا، حوثیها، و گروههای شیعه در عراق و سوریه( میشود.مقابله با تروریسم: هرچند تمرکز بر تروریسم جهادی )مانند داعش و القاعده( کاهش یافته، اماآمریکا همچنان حضور محدودی برای جلوگیری از احیای شبکه های تروریستی در عراق، سوریه وصحرای آفریقا حفظ کرده است..

آمریکا در حال فاصله گرفتن از هزینه های هنگفت حضور زمینی دائمی است که در جنگ هایعراق و افغانستان تجلی یافت. راهبرد جدید بر موارد زیر استوار است:

.1کاهش حضور زمینی: خروج یا کاهش چشمگیر نیروها از عراق و سوریه، نشاندهندهکاهش تمایل به درگیریهای فرسایشی است. .2 .3 .4تقویت ظرفیتهای محلی: تأکید بر تجهیز و آموزش نیروهای محلی )مانند نیروهایامنیتی عراق، نیروهای دموکراتیک سوریه( و فروش پیشرفته تسلیحات به شرکای سنتی)عربستان، امارات(.دیپلماسی فعال: تالش برای عادیسازی روابط اعراب و اسرائیل )پیمان ابراهیم(، با هدفایجاد یک جبهه متحد در برابر نفوذ ایران و مقابله با نفوذ فزاینده چین.فناوری و جنگ سایبری: اتکا بیشتر به قابلیتهای اطالعاتی، عملیات سایبری و جنگالکترونیک بهجای اعزام یگانهای نظامی بزرگ.در قبال ایران، سیاست ۲۰۲۵ واشنگتن احتماالً تداوم »فشار حداکثری اقتصادی« با هدف مجبورکردن تهران به بازگشت به مذاکرات هستهای )یا در صورت روی کار آمدن جناح سختگیر درآمریکا، تغییر رژیم( خواهد بود

..۲ راهبرد چین در خاورمیانه: »اقتصاد به جای ایدئولوژی«ورود چین به صحنه خاورمیانه عمدتاً یک پدیده اقتصادی است که تحت شعار جهانی »کمربند وجاده( »BRI - Initiative Road and Belt( تعریف میشود. پکن برخالف آمریکا، به دنبال رهبرینظامی یا سیاسی نیست، بلکه هدف اصلی، تضمین منابع و بازارهای الزم برای موتور رشداقتصادی چین است..

۲.۱ منافع اقتصادی پکن امنیت انرژی: خاورمیانه منبع تأمین بیش از ٪۵۰ از نیاز نفتی چین است. این وابستگی، امنیتانرژی را به مهمترین اولویت چین در منطقه تبدیل کرده است. هرگونه اختالل در تولید یامسیرهای انتقال انرژی )بهویژه تنگه هرمز( تأثیری مستقیم بر ثبات اقتصادی چین خواهدداشت.توسعه زیرساخت و سرمایهگذاری: چین میلیاردها دالر در زیرساخت های حیاتی )بندرها، خطوطریلی، انرژیهای تجدیدپذیر( در کشورهای منطقه سرمایهگذاری کرده است. این سرمایه گذاری ها نه‌تنهابازاری برای کالاهای چینی فراهم میکند، بلکه نفوذ اقتصادی بلندمدت پکن را تضمین می نماید.بازار و فناوری: تأسیس شبکههای مخابراتی )مانند G۵ هواوی( و صادرات کالاهای مصرفی وفناوریهای پیشرفته به کشورهای خاورمیانه، برای چین حیاتی است.

.۲.۲ دیپلماسی »عدم مداخله« و موفقیت های دیپلماتیک راهبرد چین بر اصول زیر استوار است: .1 .2اقتصاد بدون پیششرط سیاسی: چین برخالف غرب، دخالت در امور داخلی کشورها یا دیکته کردن دموکراسی یا حقوق بشر را در معامالت خود لحاظ نمیکند. این رویکرد برای رژیم های منطقه، که از دخالت آمریکا ناخشنودند، جذاب است.برقراری رابطه با همه بازیگران: چین فعالانه روابط خود را با ایران، عربستان، امارات، قطر،و حتی اسرائیل )که یک شریک تجاری مهم است( حفظ و گسترش میدهد. این استراتژی»همکاری فراگیر« اجازه میدهد تا چین در صورت بروز تنش بین متحدانش، نقش میانجی را ایفا کند.میانجیگری تاریخی: مهمترین دستاورد دیپلماتیک چین، میانجیگری موفق بین ایران وعربستان سعودی در مارس ۲۰۲۳ بود که به از سرگیری روابط دیپلماتیک دو کشور منجر شد.این اقدام، چین را به عنوان یک قدرت متعهد به ثبات منطقهای و جایگزینی احتمالی برای نقش سنتی آمریکا در میانجیگری معرفی کرد.

.۳ روابط استراتژیک چین و ایران: عمق و محدودیت هاتوافقنامه همکاری جامع ۲۵ ساله بین ایران و چین در سال ،۲۰۲۱ امیدواریهای زیادی در تهران برای دستیابی به یک ائتالف استراتژیک واقعی ایجاد کرد. با این حال، این شراکت دارای ساختارو محدودیتهای مشخصی است که آن را از شراکتهای نظامی آمریکا با متحدانش متمایز می کند

.۳.۱ ابعاد اقتصادیروابط اقتصادی نقطه قوت این همکاری است، بهویژه در مواجهه با تحریمهای شدید آمریکا. •وابستگی انرژی: ایران یکی از منابع تأمین نفت چین است. در سال ،۲۰۲۴ ایران ششمین تأمین کننده بزرگ نفت چین محسوب شد، هرچند حجم خرید روزانه )حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵میلیون بشکه( عمدتاً از طریق شرکتهای کوچک و پاالیشگاههای مستقل صورت میگیردتا در معرض دید مستقیم واشنگتن قرار نگیرد. •حجم تجارت: حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۴ به حدود ۴۵ میلیارد دلار تخمین زده می شود. این حجم برای ایران حیاتی است اما در مقایسه با تجارت چین با عربستان )بیش‌از۱۰۰ میلیارد دلار( و امارات )بیش از ۱۰۰ میلیارد دالر(، وزن چندانی ندارد. •سرمایه گذاری های زیرساختی: چین متعهد شده است در پروژههای زیرساختی ایران سرمایه گذاری کند، از جمله توسعه بخش هایی از کریدور شمال–جنوب )به ویژه خطوط ریلی( و مشارکت در توسعه پارس جنوبی، هرچند سرعت اجرای این پروژهها همواره زیرُسایه تحریمهای ثانویه آمریکا کند بوده است.

.۳.۲ ابعاد نظامی–امنیتی همکاری نظامی بین دو کشور وجود دارد اما ماهیت آن دفاعی و محدود است: •رزمایشهای مشترک: ایران و چین بهطور منظم رزمایشهای دریایی سهجانبه با روسیهدر دریای عمان و خلیج فارس برگزار میکنند که عمدتاً جنبه نمایش قدرت و هماهنگی دربرابر تهدیدات دریایی دارند. •فناوریهای دفاعی: چین بخشی از فناوریهای موشکی، پهپادی و دفاع هوایی خود را دراختیار ایران قرار داده است، اما این انتقال دانش به صورت سیستماتیک نیست و چین ازفروش تجهیزات راهبردی سطح باال مانند جنگندههای نسل پنجم( -20J( اکیداً خودداریمیکند..

۳.۳ محدودیتهای شراکت: »احتیاط استراتژیک« پکن مهمترین مانع در تبدیل شراکت ایران و چین به یک اتحاد استراتژیک، ترس چین از برهم زدن موازنه تجاری و سیاسی خود در منطقه است: .1 .2 .3حفظ روابط با GCC: کشورهای شورای همکاری خلیج فارس( GCC( شرکای اصلی چین درحوزه انرژی هستند. تجارت چین با این شش کشور بالغ بر ۶۰۰ میلیارد دلار است. چین به هیچ عنوان مایل نیست به خاطر ایران، این روابط چندصد میلیارد دلاری و دسترسی به بندرها و پایگاه های لجستیکی کلیدی را به خطر اندازد.اجتناب از رویارویی مستقیم با آمریکا: منافع اقتصادی چین در بازارهای جهانی وفناوری های غربی بسیار بزرگتر از منافعش در ایران است. پکن به خوبی میداند که هرگونه اقدام نظامی یا نقض آشکار تحریم های آمریکا )مانند حمایت نظامی مستقیم ازایران در صورت درگیری( میتواند منجر به تحریمهای ثانویه آمریکا علیه بانک ها وشرکت های بزرگ چینی شود، امری که پکن توان تحمل آن را ندارد.تغییر موضع تحت فشار: در اوج فشار ترامپ در ،۲۰۲۰ چین خرید نفت ایران را به شدت کاهش داد، که نشان داد تعهدات استراتژیک ایران در مقابل منافع اقتصادی گستردهتر،در اولویت پایینتری قرار میگیرد.

.۴ مقایسه وزن ایران برای دو قدرت برای درک جایگاه ایران، باید وزن آن را در سبد منافع هر قدرت در مقایسه با سایر شرکایمنطقهای سنجید.معیارنوع رابطه‌حجم تجارت سالانه )۲۰۲۴(ایاالت متحده آمریکاخصمانه، تقابلی و مهارشدنی تقریباً صفر )بهدلیل تحریم های ثانویه(وابستگی انرژی ندارد )وابستگی به خلیج فارس برایثبات جهانی(–اهرم سیاسی نظامی تمایل به دفاع مستقیم امکان جایگزینی شریک موقعیت ژئوپلیتیک بسیار بالا)توانایی اعمال فشاراقتصادی و تهدید نظامی مستقیم(متوسط تا بالا)مستقیم در دفاع ازاسرائیل، غیرمستقیم در خلیج فارس(آسان )با تقویت همکاری باعربستان، امارات و کشورهای دیگر(تهدید اصلی برای نظم منطقه ای مبتنی بر محوریت آمریکاتحلیل ترازوی ژئوپلیتیکی جمهوری خلق چین همکاری اقتصادی–استراتژیک محدود وتاکتیکی حدود ۴۵ میلیارد دلاربالا )نفت ایران حدود ۷–٪۸ وارداتچین(بسیار پایین )عدم تمایل به درگیری مستقیم(صفر )محدود به منافع اقتصادیمستقیم(دشوار اما ممکن )جایگزینی نفت ایران باافزایش سهم روسیه و کشورهای خلیج فارس(شریک مفید برای دور زدن نظم اقتصادی غربی وزن ایران برای آمریکا، یک وزن منفی )تهدید( است که نیازمند صرف منابع برای مقابله است. درمقابل، وزن ایران برای چین، یک وزن مثبت اما قابل مدیریت و جایگزین پذیر است.فرمول قدرت آمریکا: که در آن مهار ایران، امنیت اسرائیل، و ثبات مسیرهای انرژی است. ایران مستقیماً با تمام اینسه محور در تضاد است.فرمول قدرت چین:که در آن امنیت انرژی و دسترسی به بازارها است. چین ایران را به عنوان یک حلقه زنجیر تأمین میبیند، نه=به عنوان یک شریک استراتژیک متعهد که چین را به درگیری با آمریکا بکشاند. ایران در ترازوی واقعی قدرت )۲۰۲۵(در سایه رقابت فزاینده چین و آمریکا، جایگاه ایران دچار یک پارادوکس شده است: از یک سو،خروج نسبی آمریکا به ایران فرصت تنفس اقتصادی میدهد؛ از سوی دیگر، چین حاضر نیست در ازای این فرصت، ضمانت امنیتی یا سیاسی کامل به تهران بدهد..۵.۱ ایران در نگاه واشنگتن ایران همچنان برای آمریکا »تهدید شماره یک منطقه ای« باقی مانده است. تمام فعالیتهایآمریکا، از تقویت نظامی اسرائیل تا دیپلماسی فشار بر اروپا برای حفظ تحریمها، بر این پایهاستوار است که نفوذ ایران باید کاهش یابد. کاهش حضور نظامی آمریکا بهمعنای نادیده گرفتن ایران نیست، بلکه به معنای تغییر ابزار مهار است؛ از اشغال نظامی به فشار اقتصادی وجنگ های نیابتی محدود..

۵.۲ ایران در نگاه پکن:

شریک مفید اما قابل چشم پوشی چین به ایران به عنوان یک شریک تاکتیکی نگاه میکند که به چند دلیل مهم است:

1 .2دریچهای به بازار: ایران بهعنوان یک کشور بزرگ با پتانسیل بالا، میتواند بازویی برای گسترش نفوذ چین در کریدورهای شرقی–غربی باشد.اهرم فشار بر آمریکا: رابطه با ایران، اهرمی برای چین است تا در مذاکرات تجاری یاژئوپلیتیکی با واشنگتن، از فشار آمریکا بر خود بکاهد و به غرب نشان دهد که می تواندروابطی را در منطقه مدیریت کند که آمریکا از آن قطع امید کرده است.اما این شراکت »قابل چشم پوشی« است. اگر آمریکا اهرم فشار خود را به میزانی افزایش دهدکه حفظ روابط با ایران، منافع تجاری چین با عربستان و اروپا را به خطر اندازد، پکن به سرعت عقب نشینی خواهد کرد تا از ضرر اقتصادی جلوگیری نماید. چین به دنبال یک ائتالف نظامی نیست؛ چین به دنبال ثبات قیمت نفت و امنیت مسیرهای دریایی است که بیش از هر چیز باحفظ روابط خوب با قدرتهای منطقهای و اعتدال در برابر آمریکا قابل دستیابی است.در نتیجه، در ترازوی قدرت، ایران بیشتر در سمت تهدیدات و فشارهای آمریکا قرار دارد کهابزارهای اجرای آن )تحریمها و قدرت نظامی( از سوی واشنگتن اعمال میشود، نه در سبد واقعیمنافع استراتژیک چین.نتیجه گیری جمهوری اسلامی ایران در رقابت چین و آمریکا در خاورمیانه، نه »متحد استراتژیک واقعی پکن«است و نه »دشمن ابدی قابل حذف برای واشنگتن«. ایران در بهترین حالت، یک »شریکتاکتیکی و فرصتطلب« برای چین و یک »هدف دائمی فشار« برای آمریکا محسوب میشود.ترازو به نفع ایالات متحده سنگینی میکند زیرا: .1 .2 .3ابزارهای اصلی فشار )اقتصادی و نظامی( همچنان در دست واشنگتن است.چین به دنبال یک نظم جهانی است که در آن تجارت آزاد حاکم باشد و هرگونه ریسک ژئوپلیتیکی که این تجارت را تهدید کند، از سوی پکن حذف میشود.روابط اقتصادی چین با متحدان سنتی آمریکا در منطقه )عربستان و امارات( به مراتب عمیق تر و راهبردی تر از رابطه با ایران است.تا زمانی که تحریم های آمریکا پابرجاست و چین حاضر به تقابل مستقیم و نقض آشکار خطوط قرمز واشنگتن نیست، ایران نمیتواند انتظار داشته باشد که چین وزن کامل خود را برای نجات اقتصاد یا تضمین امنیت تهران به میان آورد. تنها سناریویی که میتواند این ترازوی استراتژیک رابه نفع ایران تغییر دهد، وقوع یک جنگ منطقهای گسترده است که هزینه های حضور و مداخله آمریکا را به قدری بالا ببرد که واشنگتن ناچار به عقب نشینی استراتژیک و مذاکره بدون پیش شرط شود؛ سناریویی که پکن نیز به شدت مخالف آن است. در غیاب چنین تحولی، ایران باید بپذیردکه در رقابت کنونی، وزن بیشتری در معادله تهدیدات آمریکا دارد تا در سبد منافع تضمینشدهچین.

ایرانچینخلیج فارسآمریکا
۰
۰
آسیا نیوز
آسیا نیوز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید