بعد از 40روز سرکار رفتم و درکمال ناباوری حالم بهتر شده، یادم رفته بود تعامل با آدما سرحالم میاره و این ناامیدی که توش بودم یه دلیلش خونه بودنه. خونه بودن هم که چه عرض کنم، سرکار نرفتنه.
دوست داشتم تو ناامیدی باشم که انگیزه برا مهاجرتم بیشتر بشه، لعنتی ناامیدی هم ته نداره و آدمو مثل گردباد میکشونه تو خودش. تعامل با آدما برای من معجزه میکنه. امروز نزدیک 3 ساعت فقط داشتم با 50% آدمی که سرکار اومده بودن صحبت میکردم. اغلب صحبتها هم که مشخصه، درباره جنگ و آینده چی میشه و ایران و روابط بینالملل بود. تحلیل آدما، تجربه زیستشون، خوشبینی و ناامیدی از آینده، ماوقع این چند هفته جنگشون و ... قشنگگ باتری روحمو شارژ میکرد.
داشتم ناشکری میکردم تا قبل از صبح امروز، درباره سرکارم بد فکر میکردم، درباره مسیر، آلودگی، کمآبی، بی برقی زندگی تو تهران، کلا تو ذهنم غول ساخته بودم از مشکلات. این عدم ثباتی که تو زندگی هست، اینکه نمیدونستم برای فردام هم برنامهریزی کنم اذیتم میکرد. آرامش لازم دارم. برنامه سفر مکه عید بهم ریخت، برنامه بارداری تغییر کرد و این عدم امکان برنامهریزی و اجرایی کردن کارا اذیتم میکنه.
نسرین میگفت قبل جنگ زندگی یکنواخت شده بود و دنبال یه چیز برای تغییر بودم. الان بعد 6هفته جنگ میگم برم خونه فقط.
میدونی زندگی میگذره، این روزا میگذرن و خاطره میشن، زندگی از همین تشکیل شده، از پستی و بلندی. از یه دوره جنگ و یه دوره یکنواختی، حتی شاید از تورم! خدایاا به من صبر و اعتقادی بده که بتونم بدون ناشکری ازین برههها بگذرم. خدایااا من عااشقتم، من میدونم که دنیا همینه. ولی همینطور که خودت گفتی فراموشکار و ناسپاسم. کمکم کن اینقدددرر وسعت دید پیدا کنم که با سختی و آسونی ناامید و ناراحت نشم.
نمیدونم کدوم بهتره، اینکه سختی مهاجرت رو تحمل کنیم، منجر به زندگی بهتر میشه؟ زندگی بهتر ینی ثبات داشته باشم. بتونم برنامهریزی کنم. بتونم به آینده بچم فکر کنم. یا اینکه شرایط اینجا رو بپذریم. تلاش کنم و به شرایطی که نه چندان برام مطلوبه ادامه بدم.
کمیل به آینده امیدواره. این آدم چون ۹سالی ایران نبوده، دیدگاهش برام ارزشمنده. تکلیفش با زندگی روشنه. میخواد بمونه. میخواد بسازه. باتوجه به پوزیشن شغلی هم که داره شاید خیالش راحتتره. البته که از دانش و فکر باز و خلاقش نمیشه گذشت. البته که دوست ندارم مثل شایان باشم و به ۴۰و خوردهای برسم و هنوز از مهاجرت صحبت کنم.
نمیدونم. الله اعلم و الخیر فی ماوقع. خدایاا منو به راهی که به تو میرسونه و راهی که صراط مستقیمه قرار بده. بابت همه نعمتهات شکرت. به خاطر خانواده. کار. سلامتی و همه چی
