مسعود زاده محمدی (لایف کوچ ، کوچ توسعه مهارتهای فردی)
درسال 2019 دکترسیگل به نوعی از روابط اجتماعی تحت عنوان « میدانهای اجتماعی مولد» اشاره کرد و از منظر چارچوب علوم اعصاب بین فردی اعلام کرد که سلامت روان (بهزیستی) از میدانهای اجتماعی مولد نشأت میگیرد ، او عنوان می کند وقتی انسان بدلیل حضور در میدان های اجتماعی در روابطی قرار میگیرد که حس امنیت، همدلی، درک متقابل و حمایت را فراهم میکنند، این “میدانهای اجتماعی” به “مولد” تبدیل میشوند .
او میدان های اجتماعی مولد را گروه های به هم پیوسته ای از افراد می داند که ویژگیهای اصلی آنها ارائهی حضور (باز بودن نسبت به آنچه که به هنگام وقوع پیش میآید)، هماهنگی (تمرکز با احترام بر تجربهی درونی متمایز اعضای یک رابطه)، تشدید (تغییر حالت درونی اعضای یک رابطه به گونهای که به یکدیگر تأثیر میگذارند – با اینکه طبیعت متمایز خود را حفظ میکنند و با هم پیوند میخورند) و اعتماد (حالتی درون فرد یا درون یک رابطه که به دیگران بدون دفاع باز میشود) می باشد .
این مقدمه کوتاه درک عمیق تری از فلسفه وجودی کوچینگ و نحوه تاثیر آن در زندگی افراد و همچنین فرآیند و ساختار جلسات آن در اختیار ما قرار می دهد . با این فلسفه بهتر متوجه می شویم که چرا جلسات کوچینگ باید با رعایت چارچوب مشخص و حفظ تعادل و تمرکز منتج به تصمیم و اقدام گردند .
در کوچینگ به روش کواکتیو ساختار یک جلسه موفق از ینج بخش اصلی تشکیل می شود که عبارتند از :
سلام گرم و حضور (Connection)
کشف موضوع اصلی (Clarify)
کاوش و آگاهی (Explore)
رزونانس (Resonance)
تصمیم و تعهد (Commit)
اگر ساختار یک جلسه کوچینگ را به بدن ماهی تشبیه کنیم بخش اول و دوم ( همان شفاف سازی هدف جلسه) قسمت سر ماهی را تشکیل می دهند و حدود 10 درصد جلسه را شامل می شود ، بخش سوم وچهارم (کاوش ، تعمق ، رزونانس و شهود ) قسمت بدن ماهی می باشد و حدود 80 درصد جلسه است و بخش پنجم (جمع بندی ، تعهد وپایان تاثیرگذار) قسمت دم ماهی بوده و حدود 10 درصد جلسه را شامل می شود .
با توجه به ساختار بالا کاملا مشهود است که کاوش و رزونانس (بدن ماهی ) اصلی ترین و مهم ترین بخش های یک جلسه کوچینگ می باشند به نحوی که اگر یک جلسه کوچینگ منجر به ایجاد رزونانس نشود می توان گفت آن جلسه موفق نبوده است . و یک کوچ حرفه ای خوب می داند که باید بیشترین انرژی و زمان را به این بخش اختصاص دهد تا بتواند با کلام ، لحن ، شهود ، حضور و حتی سکوت خود موجب بروز یک بینش واقعی و تحول (رزونانس) در مراجع شود .
رزونانس چیست
برای درک بهتر مفهوم رزنانس به ذکر چند مثال می پردازیم ، کودکی را در نظر بگیرید که سوار تاب است و کسی هم او را هل نمیدهد. کودک شروع به تاب دادن خودش به سمت عقب و جلو میکند. اگر این کار را با فرکانس درستی انجام دهد، پس از مدت کوتاهی تاب با دامنه زیاد در حال جلو و عقب رفتن خواهد بود.
به این نکته توجه کنید که نیرویی که کودک در این فرآیند مصرف میکند، کوچک است. ولی نتیجه این عمل، دامنههای بزرگی را تشکیل میدهد.
به عنوان مثالی دیگر از این پدیده، پیچ تنظیم رادیو را در نظر بگیرید. با چرخاندن پیچ تنظیم، در واقع در حال تغییر فرکانس طبیعی مدار الکتریکی رادیو هستیم. هنگامی که این فرکانس طبیعی با فرکانس ایستگاه رادیویی مورد نظر یکسان شود، جذب انرژی به مقدار بیشینه میرسد و فقط صدای همان ایستگاه رادیویی را خواهیم شنید.
در کوچینگ نیز دقیقا همین اتفاق رخ می دهد ، کوچ با گوش دادن موثر وسوالات آگاهی ساز فرکانس مراجع را با فرکانس درونی اش تطبیق داده و منجر به ایجاد هم افزایی و رزونانس در وی می شود . زمانی که مراجع با درون خودش ارتباط برقرار می کند و حرفی که می زند یا کاری که می کند با اصالت وجودی ، هویت یا ارزش های درونی اش همسو می شود رزنانس اتفاق می افتد . رزنانس در تنهایی زمانی اتفاق می افتد که فرد تقاب های خود را بردارد و با خودش روراست باشد .
رفتار فرد در رزونانس به طرز عجیبی با رفتارش در شرایط دیگر متفاوت است. با وقوع پدیده رزونانس، ارتعاش ضعیف در شخص، میتواند منجر به ارتعاش قوی درخودش و یا شخص دیگری شود.
رزونانس یعنی ایجاد همترازی احساسی، ذهنی و انرژی میان کوچ و مراجع ؛ یا میان مراجع و درونش.
در رزنانس فرد احساس می کند تمام شنیده ها و آگاهی هایی که به دست آورده از قبل در اعماق وجودش نهان بوده ، به عبارت ساده تر می توان گفت رزنانس همچون موتور محرکی است که باعث می شود توانایی های شخص از عمق وجودش حرکت کرده و منجر به یک بینش واقعی (Insight) در وی شوند .
رزونانس اغلب موجب حرکت ، شفافیت و انگیزه می شود و هر مراجع رزونانس خاص خودش را دارد یعنی چیزی که در یک نفر تاثیر می گذارد ممکن است در نفر دیگر بی اثر باشد. مثلا ممکن است یک مراجع با «چالش» به رزونانس برسد ، شخص دیگری با « قهرمان انگاری» و دیگری با « مهربانی» یا ... .
زمانی که رزونانس اتفاق می افتد دقیقا زمانی است که کوچ باید به بخش آخر جلسه (دم ماهی ) یعنی تصمیم و تعهد برود ، زیرا در آن لحظه است که فرد انرژی لازم جهت اتخاذ تصمیم و اجرای آن را دارد . عدم دقت کوچ در زمان مناسب برای ورود به این مرحله باعث می شود که مراجع نتواند تصمیم درستی اتخاذ کند و یا انرژی لازم جهت اجرای آن را نداشته باشد و این موضوع باعث می شود که جلسه موفق نباشد .
کلام آخر اینکه جلسه کوچینگ بدون رزونانس عملا معنایی ندارد یعنی اگر جلسه به رزونانس نرسد عملا نتیجه ای حاصل نمی شود زیرا همانطور که اشاره شد تصمیمات و تعهداتی که در پی ایجاد رزونانس توسط مراجع اتخاذ می شود در درون او وجود دارند و این رزونانس است که باعث می شود مراجع ضمن آگاهی و بینش واقعی نسبت به اجرا و پیگیری آنها متعهد گردد .
وقتی در یک رابطه با کسی هم فرکانس و هم نوا می شوید ، او احساس میکند دیده شده، شنیده میشود و ارزشمند است وهمین موضوع باعث می شود که به تصمیمات وتعهدات خود پایبند بماند .