هذیان هام


چرا همه تصمیم های مهم ما مال شباس.از فردا رژیم می گیرم.از فردا کار و شروع می کنم .فردا دیگه به فلانی زنگ می زنم.فردا کارو یکسره می کنم...

ولی امان از خورشید بلا گرفته که تا خودشو تو اسمون جا می ده تمام نقشه های بنیادین و اساسی زندگی ما رو نقش بر اب می کنه.

یعنی به چه اهداف مهم و تصمیم هایی که دوازده شب به بعد دست پیدا نکردم یعنی یه چیزی در حد کشف جاذبه و برق و الکل که اگه این صبح لعنتی خودشو نمینداخت وسط اسم من پای تک تک اونها می خورد. دیگه کی می دونست ادیسون و انیشتین و رازی کی بودن...

حالا سوالم اینه برا همه این مسله پیش میاد یا فقط من یه موجی شب نشینم که مثل جغدها تو تاریکی به در و دیوار خیره می شم . تصمیم های کبرا می گیرم و فردا صبح گند می زنم به تک تکشون یا بازم هستن کسایی مثل من از اقوام خفاش ها و جغد ها و شب زنده داران که وقتی همه تو خواب نازن انقد به خودشون سخت بگیرند و وقتی بقیه بیدارن بزنن زیر همه چی.

ها؟