
اردشیر محصص به خاطر سانسور کارهایش در این سالها و به دلایل دیگر یکی از آن شخصیتهایی شده که تقریباً تبدیل به اسطوره شدند و جایگاهی بالاتر از بقیه دارند. از اینور هر نمایشگاهی از آنها و دیدن هر اثری ازشان میتواند جالب و مهم باشد اما چرا این نمایشگاه مهم و جالب نبود؟ وقتی که وارد نمایشگاه شدم در یک پوشۀ زشت – که نمیدانم کی قرار است پوشۀ زیباتری برای تعیین قیمت برای گالریها ساخته شود- کارها را به دلار قیمت زده بودند. این کار را درک نمیکنم و احتمالاً نشانهای است که ببینیند ما خیلی آثار مهم از یک هنرمند خیلی مهم را نشان میدهیم آن هم در زمانهای که کشور درگیر جنگ بوده و بعید از دلالان بینالمللی که نمیدانم قبلش هم ایران میآمدند یا نه وارد کشور شده باشند و بخواهند این نمایشگاه را ببینند.
اما دربارۀ کیفیت خود آثار باید بگویم که واقعاً مسخره بود و کاملاً حس میکردی که به سخره گرفتند. هر چیزی که از محصص پیدا کرده بودند را قاب کردند و زدند. آثار نقاشی و طراحی هم از محصص بود اما بقیه طرحوارههایی بود که شاید در کنار نمایشگاه بزرگتری مهم باشد یا در کنار خود اصل اثر اما اینکه اتود کاری را به عنوان اثری مهم بخواهی فرو کنی در حالی که فقط یک اتود است و از اسم کسی سواستفاده کنی واقعاً ناراحتکننده است. حتی کیفیت همان اتودها هم آن قدر عالی نبود و فقط اینکه اردشیر محصص کشیده باشد ظاهراً کافی است. شاید بیشتر از خود نمایشگاه این نگاه به هنرمند ناراحتم کرد که هر چیزی که از او باشد را به نوعی میخواهیم تبدیل به کالا کنیم. در بیانیۀ نمایشگاه همان حرفهای نخنما دربارۀ محصص را در چند خط آورده بودند و نه چیزی به محصص اضافه میشد و نه چیزی کم بلکه بعد از رفتن به خانهاش یا هر جای دیگر چندتا کاغذ پیدا میشود که او آنها را کشیده و چی بهتر از اینکه نشانشان دهیم در حالی که نه کمکی به درک محصص میکند و نه آثار مهمی از او هستند. باز هم تاکید میکنم که چند اثر از محصص بود که قابل دیدن باشد اما بخش عمدۀ نمایشگاه سر کاری بود.


