
نمایشگاه جالبی بود اما مثل بیشتر نمایشگاههای عکس گروهی و مستند در ایران – و شاید در جهان- روی کلیشهها سوار است و انگار خلاقیت نباید داشته باشند و شاید انتخاب نمیشوند. انگار که از هر عکاس یک عکس هم کافی بود و حتی گفتمان و ارتباطی معنادار بین عکسهای یک مجموعه نیست و فقط «شبیه هم هستند.» که باعث نمیشود آنها را تبدیل به یک مجموعه عکس کند. برعکس همهجا اینبار بیانیهها خیلی خوب نوشته شده بودند و به درک بهتر عکس و «چرا»یی نمایشگاه کمک میکردند. میفهمیدی فقط برای جالب بودن گرفته نشدند. مجموعه عکسی که از خالکوبیها گرفته شده بود حالم را گرفت چون روی همان کلیشه و نگاهی که داشت بهش نقد میکرد کار کرده بود و همهشان را شبیه سوژههای عجیبوغریب گرفته بود و نه یک آدم عادی. یعنی باز هم برای ما همان سوژه و متفاوتی بودند که حالا ما احتمالاً به عنوان آدمهای «فرهنگی» قرار نیست قضاوتشان کنیم اما نگاه عکاس به سوژهها این اجازه را به ما میداد که هنوز برایمان شبیه موش آزمایشگاهی باشند و حالا بتوانیم راحتتر در چشمانشان نگاه کنیم. جالبترین مجموعه از آرایشگاه زنانه بود که خب... به عنوان سوژهای ممنوعه خیلی کمتر در نمایشگاهها بود و انگار یک در کوچکی به این دنیا باز شده بود و باز هم از تفاوتهایی است که حالا بعد از 1401 داریم و البته که کسی به روی خودش نمیآورد اما دیدن زنان بیشتر و راحتتر شده.