هذیون میگم نخون

ساعت یک و ده دقیقه ی شبه و هنوز نخوابیدم،هی به ساعت گوشیم نگاه میکنم و استرس میگیرم که چرا نخوابیدم و فردا باید تو اداره چرت بزنم،چقد فردا کار دارم،بعدازظهر کلاس دارم و درسمو نخوندم باید برم زل بزنم تو چشم دانشجوهام و چرت و پرت تحویلشون بدم و اونام مثل بز اخفش سر تکون بدن و هر سوالی ازشون بپرسم سرشونو بندازن پایین و خودشونو مشفول کنند،و تا شب کلی کار دیگه دارم که نمیخوام اینجا بنویسم چون الان نمیدونم دقیقا باید بنویسم یا نه ؟قبلا تو وبلاگم چی مینوشتم یا تو توییتر؟خیلی هم فانی بودم اونموقه،اما اگه ادمای اینجا منو بشناسن پس چرا عکس و اسم خودمو گذاشتم؟ابلهم؟اصلا اینجا کجاس مریم؟من میخوام برگردم به کودکیم