ویرگول
ورودثبت نام
Naghmeh.Ilbeigi
Naghmeh.Ilbeigiنظرتون راجع به سفر به مغز یک انسان آشفته با کمی خواندن چیست؟
Naghmeh.Ilbeigi
Naghmeh.Ilbeigi
خواندن ۳ دقیقه·۵ سال پیش

بهترین دوستان جهان!(ادب)

برای ادب های عزیز
برای ادب های عزیز

این عکس که مشاهده می کنید عکس پرفایل گروه دوستی مونه! گروهی به نام ادب! حالا چرا ادب؟ اونم به هتون میگم! بزارید یک چیزی بگم امروز تولدم است! کف مرتب! دست رو ببر بالا نخون! د مگم نخون دست بزن بعد بخون! آها حالا خوب شد! میدانید یک هفته به مناسب تولد من مدرسه تعطیل کرده؟ ببینید من چقدر خوبم ??!خب باید بگم من آدمی هستم که نمی توانم ببینم دوستام باهم مشکل دارند و اینها! و مشکل شون رو حل می کنم! ی روز یکی از دوستانم کامیناری (بعید می دانم دوست داشته باشند اسم شان را بنویسم پس نغمه نغمه ست _ترنج:کامیناری-سارا:جیرو-سلوی:لونا-آرنیکا: فعال -می گل:هری-رستا:آواتار ببخشید اسم هاشون اگه خوش شون نیامد!) یک روز یک پیامی داد که من واقعا از جیرو انتظار نداشتم و ....... ما هم شروع کردیم به مشکل حل کردن و قرار شد سه شنبه ساعت 5(که شد6) مشکل شون رو حل کنیم! جیرو هم هی می گفت:" بیای ها! بیای ها! "منم می گفتم:"خودم میدونم! میام بابا!" روز سه شنبه فرا رسید من سر کلاس هام رفتم و بعدش یکم انیمه دیدم بعدش رفتیم لبتاب ام رو درست کنیم(نگم براتون خواهرم چقدر شلوغ پلوغ کرد!????) و وقتی رسیدیم خونه من بیهوش شدم!وقتی بلند شدم ساعت 5 بود! منم ساعت5 نهار خوردم(شایدم شام حساب بشه یا تغذیه ??) بعدش یکم فیلم دیدم، اهنگ گوش کردم و دویدم و ساعت 6 شد و رفتم توی اسکایپ! (قرار مون توی اسکایپ بود)من حاضر شدم تل سرم کردم دوتا کتاب داوری،اختلافات آوردم(بخواطر اینکه دعوای سختی بود!) من اول از همه برای همه قانون گذاشتم که: میکروفون ها را باز نکنید دست تون رو ببرید بالا اول از زبان کامیناری می شونیم! ولی گفت که الان نمی تونه صداش رو باز کنه داره آمادگی پیدا می کنه! پس منم جیرو رو صدا کردم! اونم گفت نمی دونم کامیناری چی میگه من کاری نکردم! فعال هم می گفت:"نغمه تو تصویرات را باز کن ما همه با سختی وارد شدیم!" منم تنها کسی بودم که تصویر بازکرده بودم!(تصور کنید جلسه دارید فقط تصویر شما بازه و قرار بود مال همه باز باشه چه حالی میشدین؟) من کتاب داوری را باز کردم تا ببینم چطوری میتونم مشکل شون رو حل کنم که ......

سوپرایز!
سوپرایز!

یکی یکی تصویر هاشون باز شد.... صدای آهنگ تولد هم آمد!همه شون لباس های سفید و قرمز بخواطر مو های تودوروکی شخصیت مورد علاقه ام(شایدم زرد بود دقیق یادم نمیاد!) پویشیده بودن!

جیرو:لباس ست کرده بود و هماهنگی کرده بود:)

کامیناری:خیـــلی تزیئن کرده بود:)

هری:با اینکه باید می رفت جایی تا جایی که تونست آمد و رفت :)

فعال:پنجره اش رو با رنگ موی تودوروکی درست کرده بود:)

لونا:عکس زیر را پشت اش گذاشته بود:)

آواتار:بادکنک دستش بود و تبریک گفت:)

ببینید چه دوستان خوبی دارم! بعدش اش هم کلی بازی کردیم!

قیافه تودوروکی قیافه من وقتی فهمیدم برای تولد منه!
قیافه تودوروکی قیافه من وقتی فهمیدم برای تولد منه!

دوستانی که در شرایط سخت خوشحال می کنند آدم رو و من خیلی خوشحالم که همچین دوستانی دارم همچنین کسانی که به فکر من هستند! من خیلی دوست شون دارم و میدونم هر غافل گیری شون توی تاریخ برای من تکرار نمی شود! بهترین دوستانی که میتوانم داشته باشم همین دوستام هستند!

ادب معنی اون ادب نیست! مخفف انجمن دختران باحال! دقه کنید ا انجمن د دختران ب باحال = ادب! و این انجمن دختران باحال برای من بهترین انجمنی که وجود داشته و داره انشاالله که تا آخر عمر مون باهم دوست بمونیم شوخی کنیم بخندیم و ...... ولی اگه بخواهم راستش رو بگم.... بعد تولد من این شکلی بودم!

توی فکر بودم با خودم گفتم:"آیا این سر کاری بوده و می خواهن فردا که روز اصلیه بگیرن؟ چطوری این سناریو رو نوشتن؟ واقعی بود؟ دارم خواب می بینم؟ همه اینها برای من بود؟ و......" هزار تا سوال الکی دیگه که فهمیدیم توی شوک هستم! و وقتی توی گروه ادم کردن کلی خندیدم چون توی گروه اسم مستعار من:نارنیا-شیر بزرگ-تودوروکی است و نوشته بودن عملیات شیر بزرگ عکس تودوروکی هم گذاشته بودن!?? حالا یک سوالی ازتون دارم.....کدام یک از تولد هاتون بهترین تولد عمر تون تا الان بوده؟ کسی شما را سوپرایز کرده؟تولد دوست دارید؟ برای کیک اش؟ برای کادو اش؟ برای اینکه یادتون بودن تولد بگیرن؟ برای چی؟!

اگه از این پست خوب بود یک لایک بهش بدین! و ممنونم که این پست رو خوندین! اگه وقت کردم هم دنیای عجیب 15 و تولدم+دنیا ی عجیب رو می نویسم و ویرایش می کنم! خدانگهدار!




۲۱
۱۷
Naghmeh.Ilbeigi
Naghmeh.Ilbeigi
نظرتون راجع به سفر به مغز یک انسان آشفته با کمی خواندن چیست؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید