یک ضربالمثل قدیمی است.
بعد از آتشبس، بسیاری از خبرگزاریها و حتی مجله فوربس (چه ربطی داشت؟) شروع به پخش اخبار و اطلاعاتی کردند که میزان هیولا بودن دشمنان ایران و میزان تخریب اسلحههای کشتار جمعی آنان را نشان میداد. حتی در ویرگول کسی اطلاعاتی را به دقت (البته از نظر کسی که متخصص نیست قابل راستی آزمایی نیست) از بمب آمریکایی استفاده شده در فردو میداد که به نظر میرسید این بمب هر جا بیفتد آن منطقه به هسته مذاب زمین حلول خواهد کرد. به همین دلیل باید بمب اتم ساخت. در این حد!
خوب که چه؟
شما خدا باورید:
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ (آل عمران، 173)
همان کسانی که مردم به آنها گفتند مردم برای شما لشکری جمع کردهاند، پس از آنان بترسید. پس این به ایمان آنان افزود و گفتند خدا ما را کافی است و هم اوست که راهگشاست.
از دیدگاه باور به خدا نگاه نمی کنید:
اگر ملعونی به صدای بلند از لیبی کردن ایران سخن نگفته بود و ما بازارهای بردهفروشی لیبی را نمیدیدیم.
اگر باز کردن گذرگاه رفح برای مردم بیپناه غزه، رفتن مردم به آن گذرگاه و به رگبار بسته شدن و قتلگاه را نمیدیدیم.
اگر کوچ دادن مردم به جنوب غزه، بستن آب وغذا به روی آنان، تخریب همه بیمارستانها، بیرون آمدن مردم از پناهگاه برای گرفتن غذا و سپس به رگبار بسته شدن و کشتن تفریحی مردم غزه را نمیدیدیم.
اگر قرار مذاکره برای یکشنبه نبود و جمعه قبلش به ما حمله نشده بود.
شاید و شاید و شاید فکر میکردیم راه موازی وجود دارد.
اساساً در چنین شرایطی تنها مبارزه است که ممکن است احتمال زندگی به انسان بدهد. هر چقدر شما مبارزه کنید احتمال بیشتری وجود دارد که زمان بخرید و در این زمان احتمالات دیگری وارد میشوند، بازیگران جابجا میشوند، دشمن شما شرایط دیگری پیدا میکند و هزار احتمال دیگر وجود دارد. احتمال دیگر هم این است که به رحمت خدا برویم. که در شرایط مبارزه به رحمت خدا رفتن درد کمتری دارد تا زخمی شدن در جایی که هیچ بیمارستانی نیست.
پس ترساندن ما در این مرحله فقط به جزم شدن عزم ما کمک میکند گرچه به قصد پیروز شدن دشمن انجام شود.
پینوشت: به دیدگاه خداباوران نپرداختم که اطاله کلام نشود. خداباوران هیچگاه دشمن را دست کم نمیگیرند. از نظر آنها هنگام مبارزه وقتی به خانه و کاشانه حمله میشود باید تمام وجود و تمام امکانات را بسیج کرد و سپس دل به خدا سپرد که ما از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم.
وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ.
وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.
وچه بسيار پيامبرانى كه همراه او دانشمندان فراوانی كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [دشمن] نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد.
و سخن آنان جز اين نبود كه گفتند پروردگارا گناهان ما و زياده روى ما در كارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پیروزی ده.