ویرگول
ورودثبت نام
naghmeh_pr
naghmeh_pr
naghmeh_pr
naghmeh_pr
خواندن ۶ دقیقه·۷ ماه پیش

نکته شمار زمان: دروغ و مدرنیته

دروغ و راست ماهیتی درون‌زاد دارند و قابل دستکاری نیستند. فلسفه‌پردازی های زیادی در مورد ادراک ما از محیط وجود دارد تا در یک مه مغزی ما را مشکوک کند که آیا آن چه که از محیط می‌بینیم و می‌فهمیم با حقیقت اشیا و اجزا نسبتی دارد یا خیر. اگر این فلسفه‌ورزی‌ها در محیط های علمی مطرح می‌شدند و در همان محیط پاسخ داده می‌شدند اهمیتی نداشت. اما وقتی چنین نظریاتی به کف جامعه راه پیدا می‌کند شالوده آن چیزی می‌شود که دروغ ساختاری می‌نامیم.

حقیقت آن است که گلی که می‌بینید جدا از این که حقیقت مطلق وجودش چه باشد یک رابطه حقیقی و واقعی با بیننده‌اش دارد. بیننده می‌فهمد که اگر گلبرگ‌ها را جدا کند دیگر گل ندارد، گل یک موجود زنده است و اگر چیده شود خواهد مرد، گل خار دارد و خارش باعث آزار می‌شود. همانطور که به طور منطقی و واقعی و جدا از یک ذهن شیزوفرن روان‌پریش می‌بینیم ارتباط گل و بیننده‌اش یک رابطه حقیقی و واقعی است.

اما اگر شما مه مغزی داشته باشید و دائم در این شک و تردید به سر ببرید که آیا این گل است یا خیر و چه و چه... آماده خواهید بود تا با وسایلی ادراک شما را دستکاری کنند و هنگامی که شما باور کردید که این چیز دیگری است مقصود حاصل شده است. چون حقیقت وجود گل مهم نیست باور شما مهم است. چرا که رفتاری که در مقابل گل به خرج می‌دهید از باور شما برمی‌خیزد.

اما حقیقت گل، سرجایش می‌ماند و تغییری نمی‌کند.

تصویر یک گل در قاب تلویزیون، یک تصویر است، چیزی مرده نه زنده. هر چند که آنقدر تعداد پیکسل‌ها بالا باشد و شما بتوانید رگبرگ‌های برگ گل را ببینید. ارتباط شما با قاب تلویزیون از نظر ماهیت کاملاً ارتباط جدایی است از ارتباطی که با یک گل حقیقی دارید. اما این فهمیده نمی‌شود چرا که مه مغزی قبل از آن ایجاد شده که در کنار لذت بصری حاصل از قاب تلویزیون راه را بر فهم حقیقت می بندد.

اما حقیقت گل، سرجایش می‌ماند و تغییری نمی‌کند.

خسته هستید و از سر کار برگشته‌اید. روی کاناپه لم می‌دهید و تلویزیون را روشن می‌کنید و غرق در تصاویر زیبایی می‌شوید که نمایش داده می‌شود. گاه فیلمی است و داستانی است که ساده و بدون پیچیدگی عاقبت‌های خوب و خوش و معجزه‌وار را نشان می‌دهد. گاه هم فیلمی است هیجان‌آور که سکر ناشی از ترشح آدرنالین خستگی را از یاد می‌برد.

اما حقیقت، سرجایش می‌ماند و تغییری نمی‌کند.

شما خسته هستید، روانتان و جسمتان خسته است، ممکن است خستگی را از یاد برده باشید اما دیدن تلویزیون یا ترشح آدرنالین از دیدن تصاویر دروغین خستگی شما را برطرف نمی‌کند و فقط شما نمی‌فهمید که در حال تحلیل رفتن هستید.

صحنه را عوض کنیم.

خسته هستید و از سر کار برگشته‌اید. در حیاط را باز می‌کنید و بچه‌ها سرگرم فوتبال با یک توپ پلاستیکی هستند. توپ به پای شما می‌خورد و پسرتان را می‌بینید که وسط بچه‌ها سرگرم هیاهو است. کیف را کنار می‌گذارید و وارد بازی بچه‌ها می‌شوید. نیم ساعت می‌گذرد و با صدایی از خانه همراه با پسرتان در حالی که در حال بحث در مورد یک برد یا باخت (که هیچ فرقی هم نمی‌کند) هستید از پله‌ها بالا می‌آیید و حتی به آسانسور هم توجه نمی‌کنید. شما دیگر آن آدم خسته قبلی نیستید. این مقایسه هیچگاه صورت نمی‌گیرد چون بازی با پسر آدم بخشی از پیشرفت و توسعه نیست.

اما حقیقت همیشه سرجایش می‌ماند و تغییری نمی‌کند.

در مدرنیته دروغ‌ها ساختاری هستند. کسی برای تفریح دروغ نمی‌گوید. از دروغ برای هدفی استفاده می‌شود و هدف باور مخاطب به جهت تغییر رفتار اوست. وقتی ساختاری بر اساس دروغ استوار شد حقیقت از میان می‌رود. یعنی حتی وقتی که لزومی به کتمان و ... نیست کسی حقیقت را نمی‌گوید و بر اساس حقیقت رفتار نمی‌کند. به زبان بهتر ارادتی به حقیقت نیست. حقیقت در ساختاری که بر اساس دروغ ساخته شده سودی ندارد و ساختاری که بر اساس دروغ ساخته شده بر مبنای سود مشخص افراد مشخص کار می‌کند.

حال گروه هدف باید چگونه خودش را از این تار عنکبوت خلاص کند؟

به سختی!

این شوخی نیست. وقتی ساختاری که بر اساس دروغ ساخته شده با حقیقت روبرو می‌شود از اساس فرو می‌ریزد و برهوت پس از آن هولناک است چون چیزی باقی نمی‌ماند. همین است که افراد در مبارزه با دروغ‌های ساختاری ناتوان می‌شوند چرا که متاسفانه گروه هدف و مخاطب بخشی از ساختار می‌شود. تخدیر ناشی از دروغ‌های ساختاری باعث سستی می‌گردد و فرار از آوار ساختار دشوار است.

هیچ چیزی در دنیا ثابت نیست، خوب یا بد جهان محلی است برای گذار و این عدم ثبات، ثابت‌ترین چیزی است که می‌توان در جهان یافت.

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام (26-27: 55)

البته معانی و حقایق باقی می‌مانند. و این همان «وجه ربک» است.

ساختار مدرنیته در حال فروپاشی است و این فروپاشی گسترده خواهد بود و پایانش نامشخص است. چون هیچ‌کس، اعم از کسانی که صاحبان مدرنیته هستند و کسانی که از آن متنفع شده و مصرف کننده آن اند، باوری به فروپاشی مدرنیته ندارند و به همین دلیل کاری نمی‌کنند. از نظر عموم آنان، بشر به قله‌ای از علم رسیده که بازگشت از آن امکان ندارد.

و مدرنیته به معنای فناوری مدرن نیست.

فناوری‌ها همواره بوده‌اند. فناوری خوب و بد نداریم، هویت فناوری به فناور برمی‌گردد و همین است دلیل اصرار بر فهم پیش‌زمینه فکری مخترعین فناوری. اگر فناوری بر هویت فناورانی بنا نهاده شود که دروغ در آن‌ها ساختاری است و حقیقت را به کل منکرند، به وضعیتی بسیار سست بدل خواهد شد.

چه کنیم؟

به حقیقت پایبند باشیم.

حقیقت بر سر جای خود می‌ماند و به دلخواه ما تغییر نمی‌کند. ظلم به عدل تبدیل نمی‌شود حتی اگر هیچ‌کس نفهمد چه کرده‌اید. ظلم از شما یک ظالم می‌سازد و انسان ظالم با انسان عادل متفاوت است.

ام نجعل المتقین کالفجار (38:28)

در این روزهای سخت، که هر کدام از ما به نوعی با آوار مدرنیته روبرو خواهیم شد به حقیقت و اخلاق پایبند باشیم. جنایتکار آدمکش، زورگوی متجاوز، دروغگوی پلید با توهمات و توجیهات تبدیل به موجوداتی انسانی نمی‌شوند حتی اگر برای خودشان نامی بلند و شریف اختیار کنند. یک سازمان جهانی دروغگو با نامی دهان پرکن یک سازمان دروغگو و دروغ ساز و دروغ پرداز است حتی اگر خیلی بزرگ باشد.  یک فرد خائن، خائن است حتی اگر خودش را به خدا و پیغمبر منتسب کند.

تنها حقیقت است که می‌ماند.

به حقیقت باید چسبید و آن را رها نکرد. دروغ‌ها به هزار رنگ و شکل از در و دیوار می‌آیند. ما مجبوریم حقیقت را جلوی دروغ مثل یک سپر بگذاریم و با چشمانمان ببینیم که دروغ دود می‌شود. که حقیقت آتشی است که خاموش نمی‌شود که از آن خداست و این همان «وجه ربک» است.

قدم اول ارادت به حقیقت است. این قدم اول را برداریم و از آن پا پس نکشیم. و قدم‌های ما، ما انسان‌های تک تک در این زمانه از هر چیزی مهم‌ترند، چرا که تنها این تن‌ها هستند که قادر به تغییر خواهند بود.

و خدا راهنمای ما خواهد بود.

و بشر الصابرین...

خدا راهنمای ما خواهد بود.

دروغحقیقتایرانمدرنیتهانقراض
۱۰
۲۲
naghmeh_pr
naghmeh_pr
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید