ویرگول
ورودثبت نام
nargessaghazadeh
nargessaghazadehدختری هستم که زندگیم ، با شروع دوچرخه سواری و رفتن به دل طبیعت گره خورد.
nargessaghazadeh
nargessaghazadeh
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

دنده عقب با دوچرخه به گذشته

  • زندگیم از اونجایی جذاب شد و به خودش رنگ تازه گرفت، که با دوچرخه سواری آشنا شدم.

سلام . اسم من ناروینه . ناروین به معنی انار کوچیک هستش. می خوام لحظات قشنگ آخر هفته هامون رو که با دوچرخه های نشسته روی باربند ماشین ها رفیق شده بودند رو واستون بنویسم.

همه چیز از پاییز 1402 شروع شد. روزی که تصمیم گرفتم در سن 34 سالگی، تبدیل به یه انسان جدید بشم. با خودم عهد بستم و دستم رو روی زانوم گذاشتم و یاعلی گفتم و به سمت آرزوهام حرکت کردم . بجای گفتن ای کاش، به سمت تحول حرکت کردم. از بچگی عاشق دوچرخه سواری و طبیعت بودم . الان هم عاشق رکاب زدن های گروهی و تکی.

با گروه هایی آشنا شدم که رانندگی و دوچرخه سواری و طبیعت گردی رو یجور خاصی با هم تلفیق کرده بودن. لحظاتی که من داخل ماشین با دوستام داشتم انقدر خاص و ناب بود که حاضرم تمام زندگیم با همه چیز بجنگم برای دوباره بدست آوردنشون .

ما معمولا آخر هفته ها داخل جاده بودیم، سوار ماشین هامون می شدیم ، دوچرخه های قشنگمون رو روی سقف ها تنظیم می کردیم و در جاده های شمال و جنوب ، شرق و غرب ، وسط جنگل مه گرفته ، وسط کویر، به دور از اینترنت و فضای مجازی، به معنای واقعی زندگی می کردیم. دوچرخه سوارا چون همیشه در حال فعالیت هستن، داخل ماشین نشستن واسشون یه مقدار سخته . واسه همین سه چهار نفری داخل ماشینا میشینیم که کسل کننده نباشه.

از قشنگی های سفرهای گروهی اینه که ، هر دفعه با چند نفر انسان غریبه هم مسیر میشی ، ولی انقدر انرژی هاشون بالا و مثبت هستش که از همون لحظه ی اول احساس میکنی، قبلا با این آدم سالیان سال انگاری زندگی کردی و در ضمن دایره ی دوستات بزرگ و بزرگتر میشه.

یکی دیگه از خوبیاش اینه که با چند تا آدم با عقاید مختلف وقتی داخل یه ماشین میشینی، داخل جاده اتفاقات قشنگی واست تبدیل به خاطره میشه، یکی میشه دیجی و مسئول آهنگه و همش در حال رقصیدنه، یکی میشه عکاس و از تموم زوایای داخل ماشین و جاده عکس و فیلم می گیره ، که من خودم جز این دسته هستم، خیلی وقتا هم مناظر انقدر قشنگ و رویایی میشن که تو مجبوری از شیشه ماشین بری بیرون تا فیلم جذاب بگیری، البته با مراقبت کامل.

#دنده عقب با اتو ابزار

یسری مثل مامانا، مسئول تغدیه ی سفر هستن، خوراکی و آجیل و تنقلات به راننده و بقیه میدن که خوابشون نگیره. دسته ی مهم داخل ماشین، اونایی هستن که با وجود این همه شادی و سروصدا و هیجان ، به هیچی کار ندارن و هنوز داخل ماشین ننشسته، میگیرن میخوابن. ماشین حکم تخت خواب رو واسشون داره.

خلاصه قشنگیه سفرهامون با وجود اخلاق ها و منش های مختلف هستش که رنگ و بوی زیبایی به خودش میگیره.

وقتی رکاب زدن هامون تموم شد، بازم سوار ماشین هامون میشیم ، اینبار هممون یه حس غریبی داریم، هیچکسی دلش نمیخواد که اون مسیرها و خندیدن های از ته دل رو ول کنه و برگرده .

ولی هر رفتی یه برگشتی هم داره . توی مسیر برگشت داخل ماشین وقتی هستیم، رایج ترین دیالوگی که گفته میشه، اینه که سفر بعدی کجا میریم؟؟ سرپرست های گروه با اینکه کلی خستن ولی از همون موقع دارن تدارک سفر بعدی رو میچینن .

یکی از قشنگی های سفر با ماشین اینه که، هر جا خسته شدیم میزنیم کنار و میریم رستوران غذایی میخوریم ، معمولا هم از غذاهای محلی هرجایی که باشیم میخوریم تا به صنعت اون منطقه کمک کنیم.

همسفر قشنگ، سفر رو قشنگتر میکنه. مسیر برگشت هر چقدرم داخل ترافیک باشی، ولی همون ترافیکش هم واست جذاب میشه.
#دنده عقب با اتو ابزار

#دنده عقب با اتو ابزار

دوچرخه سواریطبیعت گردیدنده عقب با اتو ابزاردوچرخه‌سواری
۴۶
۷
nargessaghazadeh
nargessaghazadeh
دختری هستم که زندگیم ، با شروع دوچرخه سواری و رفتن به دل طبیعت گره خورد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید