
فیلم اخراجی ها یکی از مهم ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران به حساب میآید. اما در میان این همه فیلم با مضمون جنگ که از دهه شصت تا به الان ساخته شده، چرا هیچ کدام به اندازهی اخراجیها مورد استقبال عموم مردم قرار نگرفتهاند؟ چرا حتی فیلمهای دیگر دهنمکی که تلاش کرده با رویکردی مشابه اخراجیها آنها را بسازد نیز دیگر به اندازهی اخراجیها محبوب نبودهاند؟
مجید سوزوکی، یک لات اهل پایین شهر، عاشق یکی از دختران محله به نام نرگس میشود. پدر نرگس که مردی مؤمن و عارف مسلک است، برای مجید شرط میگذارد که باید توبه کند و اصلاح شود تا بتواند با دخترش ازدواج کند. دست برقضا روزی فردی در خیابان مزاحم نرگس میشود و مجید برای دفاع ناموس مردم، شیشهی ماشین او را میشکند و به زندان میافتد.
خلاصه مجید از زندان آزاد میشود در حالی که خانوادهاش به همه گفتهاند او به سفر حج رفته. اما حقیقت برملا میشود و مجید ناکام میماند.
داستان اصلی از آنجا شروع میشود که فردی به نام مرتضی که خواستگار نرگس است و اهل جبهه است وارد داستان میشود. حالا زنگ خطر برای مجید سوزوکی به صدا درمیآید و او باید در هرچه زودتر خود را به پدر نرگس ثابت کند وگرنه در رقابت با مرتضی می بازد. این میشود که او تصمیم میگیرد برای اثبات اصلاح شدن خود به جبهه برود. پس مجید و رفقایش راهی جبهه میشوند.
تا اینجا ما با شخصیتهایی آشنا میشویم که هرکدام تیپ یکی از افراد جامعه هستند. مجید سوزوکی تیپ لات جنوب شهر و ناموس پرست؛ نرگس تیپ دختر باحیا و حرف گوش کن که بدون اجازه پدرش آب نمیخورد؛ پدر نرگس تیپ یک دیندار واقعی؛ و در مقابل او حاج صالح (با بازی شریفینیا) فردی با ظاهر دیندار اما در باطن عاری از اعتقاد؛ شخصیت مرتضی (با بازی سیدجواد هاشمی) هم نگفته پیداست تیپ شهید زنده ای که تا آخر فیلم شهید نمیشود.
همچنین تیپهای روحانی و فرمانده و دزد و معتاد و نوچه. بگذریم.
داستان شروع خوبی دارد. با اینکه شخصیتها چیزی فراتر از تیپ نیستند، مخاطب آنها را باور میکند و با آنها همراه میشود.
مشکل اصلی داستان در ابتدا این است که با ورود مجید به جبهه، گویی داستان دیگر شخصیت اصلی ندارد و مجید میان انبوه شخصیتها گم میشود. درواقع شخصیت اصلی تبدیل میشود به شش نفری که هرکدام ویژگی خاص خود را دارند اما وجه مشترکشان این است که هیچ چیزشان به جبهه و جنگ نمیخورد.
مخاطبی که به خاطر دیدن سرنوشت مجید سوزوکی فیلم را دنبال میکند، حالا مجید را به عنوان شخصیتی مستقل و جدا از گروهش نمیبیند.
مشکل دیگر این است که گره اصلی داستان که همان رقابت میان مجید و مرتضی بر سر ازدواج با نرگس است ادامه پیدا نمی کند و حرفی از آن به میان نمیآید. حتی مخاطب شک میکند که آیا واقعا مرتضی خواستگار نرگس بوده یا نه. در حالی که ادامه پیدا کردن این ستیز میتوانست تأثیر زیادی بر جذابیت فیلم بگذارد و همچنین باعث میشد ژانر عاشقانهی فیلم در ادامه هم دیده شود.
در حالی که سراسر پردهی دوم با ریتمی خوب و روان پیش میرود، درست در جایی که تحول قهرمان نمود بیرونی به خود میگیرد، ناگهان دیالوگهای او شعاری و غیرقابل باور میشود. قرار است مجید پس از گذراندن دورههای آموزشی به جنگ واقعی با دشمن برود و باید انتخاب کند که در عملیات شرکت میکند یا خیر. او در حالی که میداند اگر همین حالا برگردد می تواند با نرگس ازدواج کند، ناگهان میگوید در عملیات شرکت میکند. و دلیل او دیگر نرگس نیست. در حالی که مجید میتوانست رقابت با مرتضی را دست آویز قرار دهد. یا اصلا چه اشکالی دارد که عشق دلیل انجام این کار بزرگ باشد؟ او می توانست بگوید این بار میخواهد خودش را به نرگس اثبات کند و به خاطر عشقی که به نرگس دارد این کار را انجام میدهد؛ با این امید که پس از عملیات به تهران برمیگردد و با نرگس ازدواج میکند.
مگر به اندازهی آدم های روی زمین راه برای رسیدن به خدا وجود ندارد؟ پس حتما به اندازهی تمام افرادی که به جنگ میروند، میتواند دلیل برای جنگیدن وجود داشته باشد. اگر عقیده دهنمکی بر تکثرگرایی است، به این نکته هم باید توجه میکرد. بگذریم.
اخراجیها فیلم صادقی است. دهنمکی با الهام از خاطرات خودش از جبهه این فیلم را ساخته و قصد داشته به دور از شعارزدگی و تبلیغات، تنها تجربه شخصی اش را به تصویر بکشد.
از المان های نمایشهای ایرانی در این فیلم استفاده بسیاری شده است. در نمایش ایرانی ما با تیپ روبه رو هستیم. برخی از تیپهای داخل فیلم از نمایش ایرانی آمده اند و برخی متناسب با زمان داستان خلق شدهاند. همچنین روایت عاشقانهی فیلم ریشه در داستانهای کهن ایرانی دارد. موضوع ناموس پرستی ابتدای فیلم هم ریشه در فرهنگ ایران دارد. خلاصه این شخصیتها و وقایع از دل جامعهی ایرانی و فرهنگ عامه مردم بیرون آمده. به همین جهت مخاطب با آن احساس نزدیکی میکند.
در پایان من عقیده دارم داستان این فیلم میراث دار داستانهای نمایشهای ایرانی است و شناخت آن برای آشنایی با فرهنگ و سینما و نمایش ایران اهمیت دارد.
ارادت. نون الف.