مجموعه «فرسنگها تا تو» شامل ۱۰۰ قطعه ادبی از نسترن شاکر منتشر شد؛ اثری تأملمحور که به بازتاب فاصله انسان با آرزوها، دلتنگیها و تجربههای درونی میپردازد.

مجموعه قطعات ادبی «فرسنگها تا تو» تازهترین اثر نسترن شاکر در حوزه ادبیات معاصر توسط انتشارات زرنوشت منتشر شد. این کتاب در قالب ۱۰۰ قطعه کوتاه، سیر احساسی یک تجربه انسانی را از شکلگیری آرزو تا مواجهه با واقعیت روایت میکند.
در این اثر، نویسنده کوشیده است با زبانی ساده و در عین حال تصویرساز، به مفاهیمی همچون فاصله، امید، دلتنگی، صبر و تأمل درونی بپردازد. ساختار قطعهنویسی کتاب به گونهای است که هر متن بهصورت مستقل قابل خواندن است، اما در مجموع، یک خط احساسی پیوسته را شکل میدهد.
«فرسنگها تا تو» تلاشی برای روایت تجربههای مشترک انسانی در مواجهه با خواستن و نرسیدن است؛ تجربهای که میتواند برای مخاطب امروز آشنا و قابل لمس باشد.
نمونه ای از این قطعات ادبی را در ادامه میخوانید:
خانه ی خالی
از روزی که تو آمدی، نه با قدمهایِ واقعی، که با سایۀِ خیالت، با همان بیخبریِ سنگینت...
قلبِ من، تبدیل به خانهای شد که دیگر اجازۀِ ورود به هیچکسِ دیگر را نداد.
گاهی آدمهایی آمدند؛ با لبخند، با صمیمیت. اما یک گوشۀِ این خانه، برایِ تو، همیشه ساکت و محبوس ماند.
تو نیستی، اما من هر روز آن گوشۀِ خالی را با دقت تمیز میکنم.
تا مبادا روزی بیایی و ببینی که جایِ تو در غبارِ فراموشی گم شده است.
حالا که دیر است
اگر حالا برگردی، اگر همین امشبِ دیر پیام بدهی، اگر همین فردا، اسمِ مرا صدا بزنی...
دیگر دیر شده.
نه از آن رو که نمیخواهمت؛ بلکه چون، آن کس که برای تو جان میداد، دیگر در این خانه نیست.
و تو، دستی برای گرفتن خواهی دید، که دیگر حرارتی در خود ندارد.
#نسترن_شاکر