تحلیل جمله‌ی تاریخیِ "از ترم بعد درسم رو می خونم

یه خروار جزوه و کتاب برای یه امتحان
یه خروار جزوه و کتاب برای یه امتحان

مطمئنا همه ما دوران کارشناسی مون رو به خاطر میاریم، دورانی که روزهای شلوغ و پررفت و آمد امتحاناتش همواره با یه جمله ی همه گیر همراه است، و اون جمله اینه؛ قول می دم از ترم بعد در طول ترم درسم رو بخونم و پروژه ها رو به موقع انجام بدهم!

مثل الان بنده که از امتحان روش های تحقیق کسب و کار برگشته ام و شامل بند فوق می شوم!

خوب خداروشکر همه ی ما هم شاهد و گواه این موضوع هستیم که این قول نهایتا برای برخی از دانشجویان و آن هم در یک ترم عملی میشد و این جمله مثل همه ی تاریخ، تکرار پذیر بوده و هست.

جالب دیدم که این موضوع رو از منظر تاریخ باهم بررسی کنیم!

قدیمی ترین جمله ی مشابه که برای آینده ترین رخداد در کتب مرجع قدیمی آورده شده، درخواست مشابه دشمنان حق قبل از مرگ است که 1400 سال پیش در قرآن آورده شده است:

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿۹۹﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۰۰﴾ / سوره ۲۳: المؤمنون - جزء ۱۸

به این معنا که:

(کافران در جهل و غفلتند) تا آن گاه که وقت مرگ هر یک از آنها فرا رسد، در آن حال گوید: بارالها، مرا به دنیا بازگردانید. (۹۹) تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم. (به او خطاب شود که) هرگز نخواهد شد، این کلمه‌ای است که (از حسرت) همی بگوید (و ثمری نمی‌بخشد) و در برابر آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند. (۱۰۰)

و این نشان می دهد که نه تنها ما، بلکه 1400 سال پیش هم چنین افرادی بوده اند و تا ابد هم خواهند بود که در دقایق پایانی که امکان جبران را برای خود نمی بینند، قول جبران می دهند تا بلکه فرصتی به آنها داده شود.

اما قسمت تلخ قضیه آن است که خداوند می فرمایند، به فرض اینکه وقت هم بدهیم، هرگز چنین نخواهد شد (یعنی جبران نمی کنند)!

همچنین در کتب تاریخی بسیاری دیده می شود که محکومانِ جرایمی که مورد بخشش پادشاهان قرار گرفته اند نیز معمولا عهد خود را شکستند و به همان سرانجامی دچار شدند که قبل از بخشش برای آنان تدارک دیده شده بود.

لذا با توجه به موارد فوق الذکر که خیلی خلاصه_طور مطرح شدند، تنها راهی که به نظر بنده میرسه، نه درخواست وقت اضافه، بلکه قدردانستن زمان های گرانبها تر از طلای فعلی و برنامه ریزی برای نقد کردن آن ها به روش زیر است:

1- لیست کردن اهداف شخصی، تجاری، معنوی و ...

2- اولویت بندی آنها با فرض اینکه کمترین فرصت را برای رسیدن به اهداف داریم

3- حذف موارد کم ارزش و اضافی (راهی برای تشخیص: اگر در وقت اضافه (دقیقه 90) باشیم، آنها را انجام نمی دهیم)

4- بلافاصله، شروع مهم ترین اولویت ها با همت راسخ

5- به روزرسانی دوره ای (روزانه-هفتگی- ماهانه - سالانه) اهداف و برنامه عملیاتی آنها (بازگشت به شماره یک)


به امید اینکه همیشه دردقیقه های نود زندگی، کار و تحصیل لبخند به لب داشته باشیم.


این متن، اولین مطلب بنده است به دعوت جناب لامعی در #چالش_وبلاگ‌نوسی نوشته شده!